کد خبر: ۱۰۵۷۱۰
تاریخ انتشار: ۱۵:۵۷ - ۱۵ بهمن ۱۳۹۵
در همین حوالی؛
زندگی ایوب، ماجرای غم انگیزی دارد؛ همه چیز از روز ششم نوروز سال 94 آغاز شد، زمانی که ایوب در شهرداری شیراز کار می کرد و یک شب در راه بازگشت از شیراز در حالی که سوار بر موتورسیکلت بوده، خودرویی از پشت با او تصادف می کند و حالا همسرش زینب گونه اورا پرستاری میکند.

به گزارش شیرازه، آنچه که همیشه در دل اتفاقات ناگوار وجود دارد، آزرده خاطری بازماندگان آن حادثه است، اگر در یک حادثه، فردی قطع نخاع شده و یا عضوی از بدن خود را از دست دهد، علاوه بر خود فرد، اطرافیان و نزدیکان او نیز زندگی سختی را در پیش خواهند داشت.

صبر، واژی ای آشناست که سختی های عظیمی را در دل خود جای داده است، به طوری که وقتی نام حضرت زینب (س) به عنوان ام المصائب مطرح می شود، تجسم تحمل اتفاقات کربلا حتی برای یک لحظه هم برای عوام قابل تصور نیست.

در این روزها افراد بسیاری هستند که در کوچه و محله شهر ما، زینب گونه در کنار مشکلات ایستادگی می کنند؛ خانواده مشهدی ناصر بذرافشان در روستای قوام آباد کربال و خانواده ایوب صادقی فارسی در روستای کفدهک، بخشی از آنها هستند.

http://sedaykherameh.ir/files/images/95-Bahman/14%20sadeghi/14%20bahman%20%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%20%DA%A9%D9%81%D8%AF%D9%87%DA%A9%201.jpg

زندگی ایوب صادقی، ماجرای غم انگیزی دارد؛ همه چیز از روز ششم نوروز سال 94 آغاز شد، زمانی که ایوب در شهرداری شیراز کار می کرد و یک شب در راه بازگشت از شیراز در حالی که سوار بر موتورسیکلت بوده، خودرویی از پشت با او تصادف کرده و متواری می شود.

شخص پیاده ای که از آن نزدیکی عبور می کرده متوجه یک موتورسیکلت کنار جاده می شود و نهایتا با مشاهده بدن نیمه جان ایوب، به اورژانس اطلاع می دهد اما متاسفانه به خاطر اینکه چندساعتی از حادثه گذشته و خون زیادی از سر او رفته بود، وی دچار آسیب شدید مغزی می شود.

http://sedaykherameh.ir/files/images/95-Bahman/14%20sadeghi/14%20bahman%20%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%20%DA%A9%D9%81%D8%AF%D9%87%DA%A9%202.jpg

همسر ایوب که مانند حضرت زینب(س) میتوان او را پرستار خانه نامید می گوید: از 23 ماه پیش تاکنون، وضعیت ایوب هیج تغییری نکرده، او کاملا فلج است، هیچ گونه حرکتی ندارد، نمی تواند حرف بزند و به قول پزشک هایی که او را دیده اند، ایوب یک زندگی نباتی دارد.

ایوب دو فرزند هم دارد؛ امیررضا 7 ساله و بیتا 4 ساله، آنها در کنار مادربزرگ مادری خود از پدر ناتوان شان پرستاری می کنند؛ در روزهایی که حتی نمی شود برای یک ساعت هم، پدر را تنها گذاشت، در روزهایی که مستمری کمیته امداد هم به تازگی قطع شده است.

http://sedaykherameh.ir/files/images/95-Bahman/14%20sadeghi/14%20bahman%20%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%20%DA%A9%D9%81%D8%AF%D9%87%DA%A9%203.jpg

مادر امیررضا و بیتا که حالا پرستار همسرش شده است از اینکه امام جمعه شهرستان، آنها را فراموش نکرده و با همکاری خیرین، خانه او را به زیر سقف رسانده اند تشکر می کند؛ او می گوید: همه مردم روستا گاز دارند اما به خاطر مشکلات مالی هنوز از چراغ نفتی استفاده می کنیم.

او از وضعیت بیمارستان خرامه هم گلایه دارد؛ همسر ایوب می گوید: زمانی که با هزار سختی و هزینه زیاد، ایوب را برای برخی کارها به بیمارستان می بریم، پرسنل آنجا توانایی انجام برخی کارهای او را ندارند و می گویند ما بلد نیستیم.

تنها خوراک ایوب، شیرخشک است که ماهانه نزدیک به 35 هزار تومان هزینه دارد، 40 هزار تومان وسایل بهداشتی و نزدیک به 150 هزار تومان هزینه تاکسی و ایاب و ذهاب، مخارجی است که تا امروز توسط خیرین تامین شده است.

هر کدام از ما میتوانیم خیری باشیم که با کمک خود مشکلی را از دوش این خانواده  برداریم شاید با کمک خود مرهمی باشیم بر درد های پرستار خانه و کودکان این خانواده.

شماره کارت 0094   2887   9972   6037 بانک ملی به نام ایوب صادقی جهت دریافت کمک های مردمی در نظر گرفته شده است؛ خیرین محترم می توانند جهت دریافت پاسخ هرگونه سوال با شماره 09173180361 (مدیر سایت صدای خرامه) تماس حاصل فرمایند.

http://sedaykherameh.ir/files/images/95-Bahman/14%20sadeghi/14%20bahman%20%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%20%DA%A9%D9%81%D8%AF%D9%87%DA%A9%204.jpg


منبع: صدای خرامه

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: