کد خبر: ۱۱۴۲۴۰
تاریخ انتشار: ۰۸:۲۲ - ۲۸ شهريور ۱۳۹۶
عبدالله مرادی
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در حال حاضر در تحولات منطقه ای و موضوع هسته ای کاملاً با استراتژی آمریکا همسو بوده و از همین منظر رشد توانمندی هسته ای خود را در چارچوب مقابله با نفوذ منطقه ای ایران و تغیر توازن راهبردی دنبال می کنند.
به گزارش شیرازه،امارات عربی متحده بر اساس اعلام سازمان انرژی اتمی این کشور درحال ساخت نیروگاههای اتمی با مشارکت کره جنوبی می باشد که احتمالا تا سال 2020 عملیاتی می شود. همچنین عربستان سعودی نیز…. لذا به نظر می رسد منطقه خلیج فارس در آینده نزدیک شاهد بکارگیری فناوری هسته ای جهت تولید انرژی خواهد بود که بی تردید این موضوع تاثیرات زیادی در حوزه های راهبردی، اقتصادی، سیاسی، محیط زیست و … در منطقه خلیج فارس برجای خواهد گذاشت. بر همین اساس به نظر می رسد بررسی ابعاد این فعالیت ها و تاثیرات آن بر مناسبات سیاسی-اقتصادی و توزان قدرت در منطقه بسیار حائز اهمیت خواهد بود. در این مقاله تلاش می گردد ضمن تشریح فعالیت هایی سعودی و امارات در حوزه هسته ای، پیامدهای مختلف آن مورد بررسی قرار گیرد.

ابعاد فعالیت های هسته ای در خلیج فارس

حرکت بسوی برنامه هسته ای در کشورهای عربی عمدتا سابقه ای در حدود چندین دهه دارد که البته ناظر به فعالیت های کشورهایی چون؛ عراق، سوریه و مصر می گردد. با این حال کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس تا پیش از آغاز سد بیست و یکم فعالیت هایی در حوزه توانمندی هسته ای نداشتند. هرچند گزارشات تائید نشده ای از فعالیت های رژیم سعودی برای دستیابی به بمب هسته ای از طریق سرمایه گذاری در صنعت هسته ای عراق و پاکستان از دهه 1970م وجود دارد. به  گونه ای که برخی اعترافات «محمد خیلوی» دیپلمات پناهنده سعودی به آمریکا، اخبار منتشره از سفرهای «عبدالقدیر خان» پدر هسته ای پاکستان به عربستان و … نشان دهنده تلاشهای سعودی در راستای کسب سلاح هسته ای است، اما با این حال این گزارشات منجر به برآیند قطعی درباره اهداف سعودی نشده است.[1]

در دسامبر سال 2006م، «عبدالرحمان عطیه» دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس به نمایندگی از شش کشور عضو (کویت، عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی،‌ قطر و عمان) اعلام کرد که این شورا قصد دارد مطالعاتی درباره استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای صورت دهد. این رویکرد هسته ای جدید کشورهای خلیج فارس در حالی اتخاذ می شد که اکثر این دولت ها، پیمان هایی برای جلوگیری از گسترش تسلیحات کشتارجمعی از جمله پیمان «عدم اشاعه» (NPT) و پروتکل های مربوط به آن را امضا کرده اند. پنج کشور از شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس واجد شرایط پروتکل «کمیت اندک» (SQP) بوده اند که تقریباً بر فعالیت هسته ای صفر دلالت داشته و شامل کشورهایی می شود که هیچگونه برنامه هسته ای ندارند. بلافاصله پس از اعلام العطیه دبیرخانه شورای همکاری خلیج فارس مذاکراتی را با آژانس بین المللی انرژی اتمی در جهت کسب تأیید و حمایت از این طرح آغاز کرد.

امارات عربی متحده در سال 2008م در یک گزارش اصول راهنمای دولت این کشور در تعقیب اهداف هسته ای را اعلام کرد که در واقع «سند ملی هسته ای» این کشور محسوب می شود. در این سند با ارائه ارقام مصرف انرژی بر لزوم دستیابی برق ار طریق انرژی پاک هسته ای تاکید شده است.[2] امارات به پیشنهاد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نهادی با عنوان «سازمان اجرای برنامه انرژی هسته‌ای»‌ را تشکیل داده و اعلام کرد که آماده اجرای پروژه‌های هسته‌ای مشترک با شرکت‌های خارجی است. لذا در سال 2009م طی یک مناقصه سازمان اجرای انرژی هسته ای امارات قراردادی 20 میلیارد دلاری با یک کنسرسیوم متشکل از شرکتهای کره جنوبی به امضا رساند تا چهار رآکتور هسته‌ای تجاری،‌ با ظرفیت مجموع 5٫6 گیگاوات، تا سال 2020 در سایت «البرکه» تأسیس کند. بر این اساس امارات متحده عربی انتظار دارد بتواند تا سال 2020 تمام چهار راکتور 1400 مگاواتی را وارد مرحله تولید برق کند.[3]

دولت سعودی در آگوست 2009 اعلام کرد که قصد دارد برنامه هسته‌ای مستقل خود را ایجاد کند و در آوریل 2010 نیز طی یک فرمان پادشاهی شهر «انرژی اتمی و تجدیدپذیر ملک عبدالله» (KA-CARE) در ریاض برای پیشبرد برنامه جایگزینی برای نفت تأسیس شد. در اوایل سال 2011 عربستان یک توافق همکاری هسته‌ای با فرانسه امضا کرد. در ژوئن 2011، هماهنگ کننده شهر اتمی سعودی اعلام کرد که کشورش قصد دارد 16 نیروگاه هسته‌ای را طی 20 سال آتی با هزینه 300 میلیارد ریال سعودی (80 میلیارد دلار) بسازد که در چشم انداز سال 2032 (که بعدها به سال 2040 موکول گردید) بایستی 20 درصد برق عربستان را تأمین کنند. سعودی همچین برنامه های مشترکی را با شرکت های مختلف، کره جنوبی، فرانسه، آرژانتین و … برای خرید و انتقال دانش زیرساختهای تولید رآکتورهای کوچک با ظرفیت 100 مگاوات برای مصارف آب‌شیرین‌کنی، آغاز کرده است. عربستان در ژوئن سال 2015، وارد قراردادهایی با «روس‌اتم» در حوزه انرژی هسته‌ای شامل طراحی، ساخت، مدیریت و از رده خارج کردن راکتوهای نیروگاهی و تحقیقاتی و همچنین در ژانویه 2016 نیز قراردادی با «شرکت مهندسی هسته‌ای چین» به امضاء رساند تا یک راکتور دمای بالا در این کشور ساخته شود.[4]

کویت نیز از سال 2009م با تشکیل «کمیسیون انرژی هسته ای ملی» تدوین راهبرد هسته ای خود در ذیل قوانین بین المللی را آغاز کرده است. سال بعد نیز دولت روسیه پیش نویس تفاهم نامه همکاری روسیه و کویت در زمینه بهره برداری از انرژی هسته ای را به تصویب رساند. در این میان بحرین نیز علیرغم ضعف مالی و سرزمینی قراردادی جهت مشارکت هسته ای با آمریکا در سال 2008 امضا کرده است.[5] در قطر نیز از سال 2009م مقامات وزارت محیط زیست اعلام کرده اند که این کشور گام های نخست را در راه بهره گیری از انرژی هسته ای بر می دارد. در همین راستا قطر تفاهم نامه ای را با آمریکا شامل همکاری دو کشور در مواردی چون قانونگذاری و اجرا، امنیت هسته ای و پادمان ها، حفاظت از مردم و محیط زیست در برابر تشعشعات هسته ای می شود.

الگوها و اهداف در برنامه هسته ای عربی

عوامل متعددی باعث تصمیم کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، برای آغاز برنامه های هسته ای مشترک یا منفرد شده است. اولین عامل مهم را در این خصوص می توان پیشرفت سریع برنامه هسته ای ایران، به رغم تلاشهای مختلف منطقه ای و بین المللی برای متوقف ساختن آن، برشمرد. هرچند ایران بسیار تلاش کرده است تا از طریق رایزنی های سیاسی و دیپلماتیک متعدد، سران خلیج فارس را نسبت به ابعاد صلح آمیز برنامه هسته ای خود و تهدیدآمیز نبودن آن برای منطقه متقاعد سازد، اما شواهد نشان می دهد که آنها با انتقاد از فقدان شفافیت در برنامه هسته ای ایران، هنوز نسبت به پیامدهای این برنامه نگران هستند. عامل دیگری که کشورهای خلیج فارس را به سمت تغییر سیاست هسته ای خود سوق داد، نگرانی از شکاف تکنولوژیک ایجاد شده بین جهان عرب و کشورهای غیرعرب منطقه از جمله رژیم صهیونیستی و ایران، در زمینه هسته ای است. به ویژه این شکاف که به واسطه پیشرفت های اخیر ایران در عرصه تکنولوژی هسته ای بسیار برجسته و پررنگ تر شده است، باعث تشدید تصور عقب ماندگی اعراب در این عرصه شده است. مسئله هسته ای ایران و مناظره ایجاد شده در جهان عرب مبنی بر حقوق هسته ای کشورهای منطقه که از طریق دیپلماسی عمومی ایران تقویت شده، برنامه هسته ای را به امری مهم در افکار عمومی کشورهای خلیج فارس تبدیل کرده[6] و  به گونه ای که ملت های عربی احساس می کردند که ایران کشوری است که باوجود تمام ستیزش‌هایی که دشمنانش علیه آن اعمال کردند، توانسته روی پای خود بایستد.[7] البته در اسناد خود کشورهای عربی تولید انرژی ارزان تر با توجه به رشد مصرف، از جمله اهداف اصلی ذکر شده است.

اما مهمترین مساله در مورد پیگیری توانمندی هسته ای توسط کشورهای عربی، الگوهای رفتاری آنان است که در انطباق با سیاست های کلان آمریکا قرار دارد. آمریکا تا مدتها با هدف حفظ برتری رژیم صهیونیستی در منطقه، راهبرد عدم اشاعه و جلوگیری از کسب دانش هسته ای توسط سایر کشورها را پیگیری می کرد. اما لزوم جلوگیری از تبدیل شدن ایران به عنوان یکی الگوی موفق به این دلیل که موفقیت جمهوری اسلامی در کامل کردن چرخه سوخت، باعث می گردید تا غرب در سیاست منع دستیابی سایر کشورها شکست بخورد، باعث تغیر در راهبرد آمریکا گردید. از سالهای 2005-2006م به این سو با تغیر راهبرد آمریکا به شرط انصراف از غنی سازی، متعهد گردید تا از برنامه های هسته ای کشورهای عربی حمایت نماید. هدف آمریکا از این راهبرد در واقع اعمال فشار بیشتر بر روی ایران و نیز ارائه یک الگوی جدید از هسته ای شدن بدون دراختیار داشتن چرخه سوخت و حق غنی سازی بود. به همین دلیل این راهبرد مورد استقبال کشورهای عربی با پیشتازی امارات قرار گرفت.[8] در مهمترین گام یادداشت تفاهم بین امارات و آمریکا با عنوان «توافق 123» صورت گرفت که زیربنای حقوقی راهبرد جدید آمریکا را در همکاری هست های با تمامی کشورهای عربی فراهم می آورد. بر اساس توافق 123 آمریکا همکاری های هسته ای خود را به شرط انصراف کشورها از حق غنی سازی و همچنین پذیرش پروتکل الحاقی و بسیاری شروط دیگر اعلام می دارد.[9]

پیامدهای سیاسی-اقتصادی

روند تشریح شده در بخش های پیشین، دارای پیامدهای مهم راهبردی در سطح منطقه خلیج فارس و حتی فراتر از آن در غرب آسیا خواهد بود. چه اینکه توان هسته ای موضوعی چند لایه است که ضمن ابعاد مهم فنی و اقتصادی آن، تاثیرات سیاسی متعددی نیز برجای می گذارد.

به نظر اولین پیامد مهم توسعه برنامه هسته ای کشورهایی چون سعودی و امارات در صورت تحقق چشم اندازهای ترسیم شده، در حوزه اقتصادی و انرژی خواهد بود. کشور امارات متحده عربی همواره در فهرست 10 دارنده بیشترین ذخایر نفت خام دنیا قرار داشته است، با این حال امارات 99 درصد از ظرفیت تولید برق خود را از طریق منابع گاز تهیه می کند که برای تأمین مقداری از آن به خارج وابسته است. امارات در چارچوب برنامه جامع انرژی هسته‌ای خود در سال 2020 به 40 گیگاوات برق (بیش از 5/2 برابر تولید سال 2008) نیازمند است که گاز طبیعی می‌تواند تنها نیمی از مقدار و انرژی‌های تجدیدپذیر 7-6 درصد از این تقاضا را تا سال 2020 تأمین خواهند کرد. لذا برنامه هسته ای علیرغم هزینه های اولیه زیاد، اما در چشم انداز بلند مدت در راستای تنوع بخشی و امنیت انرژی این کشور است. (هزینه تولید برق در این راکتورها یک‌چهارم گاز طبیعی خواهد بود) عربستان نیز که بزرگترین تولید کننده و مصرف کننده برق در میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است، یک‌چهارم از نفت تولیدی‌اش را در داخل مصرف می‌کند و در حالیکه انتظار می‌رود تقاضای انرژی به صورت مداوم افزایش یابد و این کشور در آینده بخش بزرگی از تولید نفت خود را در داخل مصرف خواهد کرد. انتظار می‌رود عربستان در سال 2020 به 70 گیگاوات برق نیاز داشته باشد که بخشی از این افزایش به دلیل رشد تأسیسات آب‌شیرین‌کن خواهد بود. بنابراین مهمترین پیامد اقتصادی برنامه هسته ای کشورهای عربی، ارتقای سطح امنیت انرژی آنها است که البته منجر به تقویت جایگاه انرژی این کشورها در حوزه نفت و گاز نیز می شود. چه اینکه سهم خلیج فارس نیز در تولید جهانی نفت خام از حدود 27 درصد در سال 2007، به بیش از 31 درصد در سال 2035، افزایش خواهد یافت.[10]

اما بی گمان مهمترین پیامد ایجاد توان هسته ای در حاشیه جنوبی خلیج فارس، را باید در سطح راهبردی جستجو کرد. در سطح تحلیل بین الملل، هسته ای شدن کشورهای حاشیه خلیج فارس، به تقویت موضع آمریکا و توسعه نفوذ و کنترل این کشور بر اشاعه هسته ای در مناطق جغرافیایی گوناگون است. در واقع آمریکا پیشتر به دلیل آغاز فرایند هسته‌ای شدن در غرب آسیا با این سوال مواجه بود که؛ آیا هسته‌ای زدایی منطقه بهتر عملی می‌شود یا از طریق همکاری کشورهای منطقه‌ای با آمریکا و تحت یک برنامه اثبات شده (در راستای دغدغه های امنیت و سوخت هسته‌ای آمریکا) ممکن می شود؟ در اینجا آمریکا تلاش دارد با مدیریت خود بر فرایندهای هسته ای کشورهای عربی به تحکیم هژمونی خود و مقابله با توسعه رقبایی چون چین و روسیه بپردازد. به ویژه اینکه با ظهور نسل رهبران جوان عربی، آمریکا فرصتی برای ارتقای منافع خود و شرکای عرب بر اساس امنیت و همکاری صنعتی پیدا کرده است. این شرابط قابل قیاس با شرایط اروپا در پایان جنگ جهانی دوم می باشد که متحدان آمریکا نیاز فوری برای بازسازی زیرساختهای خود داشتند در حالی که با آینده ای مبهم در برابر اتحاد جماهیر شوروی رو به رو بودند.[11] بنابراین اولین پیامد راهبردی توسعه هژمونی آمریکا در منطقه خلیج فارس است. به ویژه اینکه این موضوع با نگرش مبتنی بر «تجارت امنیت» ترامپ همسو است که طی آن آمریکا از همه دولت هایی که سیاست خود را در چارچوب استراتژی ائتلاف دنبال می کنند، صراحتا می خواهد برای تامین امنیت شان بایستی هزینه آن را پرداخت نمایند.

در سطح منطقه ای، مهمترین پیامد رشد هسته ای اعراب حرکت بسوی ایجاد توازن در مقابل جمهوری اسلامی است. هرچند به نظر نمی رسد کشورهای عربی توانمندی تکنولوژی هسته ای بومی را کسب کنند و یا بسوی ساخت سلاح هسته ای پیش روند اما با این حال، دستیابی به صنعت هسته ای می تواند حاکی از تقابل کشورهای عربی خلیج فارس علیه ایران باشد. لذا هسته ای شدن امارات و سعودی کمک فراوانی به تغیر طراز قدرت این کشورها داشته با افزایش قدرت بازدارندگی این کشورها، توازن قوای منطقه ای را در مسیر دلخواه این کشورها با تغییراتی مواجه می سازد.

در سطح تحلیل ملی نیز می توان به دو پیامد مهم اشاره کرد. پیامد اول تحت فشار قرار دادن ایران برای کنار گذاشتن غنی سازی در داخل ایران می باشد. توسعه برنامه هسته ای عربی حتی می تواند به عنوان یک موضوع عملیات روانی و دیپلماسی عمومی تخریبی علیه ایران بکار رود. پیامد دوم در سطح داخلی کشورهای عربی مورد بحث، منجر به تقویت نسل جدید رهبرانی چون؛ محمد بن سلمان و محمد بن زاید خواهد شد. کسب توانایی هسته ای به عنوان ابزاری در جهت تقویت پرستیژ بین المللی این کشورها و تثبیت سلطه سیاسی رهبران جوان عمل خواهد کرد.

لذا بی گمان پیامدهای کسب توانایی هسته ای توسط سعودی و امارات برای منافع ملی جمهوری اسلامی، تهدید آفرین خواهد بود. بر همین اساس بایستی مجموعه ای از سیاست ها برای کاهش آسیب پذیری های کشور مدنظر باشد نظیر؛

-تاکید بیشتر بر حق غنی سازی به عنوان یک مزیت راهبردی و محافظت از آن در پسا برجام با توجه به فشارهای آمریکا؛

-توسعه بیشتر صنعت هسته ای به ویژه در حوزه هایی چون آب شیرین کن در جنوب کشور و …؛

-تاکید بر «منطقه عاری از سلاح هسته ای» در دیپلماسی عمومی کشور با هدف افزایش فشارها بر رژیم صهیونیستی و افزایش هزینه کشورهای عربی در صورت انحراف برنامه هسته ای بسوی اهداف نظامی؛

-تبلیغات درباره نیات مستمر سعودی ها برای دستیابی به بمب هسته ای با یادآوری همکاری این کشور با پاکستان و همچنین اظهارنظرهای پراکنده مقامات این کشور مبنی بر لزوم خرید بمب در دوران مذاکرات برجام؛

جمع بندی

 در این مقاله تلاش گردید تا ابعاد روبه گسترش فعالیت های هسته ای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و به ویژه رژیم سعودی و امارات عربی متحده مورد بررسی قرار گیرد. لذا مشخص گردید برنامه های گسترده انرژی هسته ای که عمدتا با توجیه تولید انرژی صورت می گیرد، کاملا در چارچوب راهبردی آمریکا برای بهره برداری کشورها از انرژی هسته ای با شرط وانهادن حق غنی سازی و پذیرش محدودیت های دیگر قرار دارد. همچنین تلاش گردید پیامدهای این تلاشها در سطوح مختلف بین المللی، منطقه ای و ملی مورد بحث قرار گیرد چه اینکه به نظر می رسد این موضوع در سطوح مختلف در قالب تقابل راهبردی با جمهوری اسلامی ایران تعریف می شود. دست آخر نیز پیشنهاداتی برای کاستن از آسیب های احتمالی مطرح گردید.

منابع:

[1]: قاسم ترابی، «برنامه هسته ای کشورهای عربی الگوها و روندها»، پژوهشنامه دفاع مقدس، سال اول، شماره اول، 1391، ص 167-168٫

[2]: Policy of the United Arab Emirates on the Evaluation and Potential Development of Peaceful Nuclear Energy, (April 20, 2008), available at: https://pcs.enec.gov.ae/Content/Home.aspx

[3]: خبرگزاری تسنیم، « امارات هسته‌ای تا سال 2022 از ایران پیشی می‌گیرد»، گروه بین الملل، منتشر شده در تاریخ 19 مهر 1395٫

[4] : خبرگزاری تسنیم، «عربستان هسته‌ای؛ چشم‌انداز 2040»، گروه بین الملل، منتشر شده در تاریخ 12 مهر 1395٫

[5] : قاسم ترابی، «برنامه هسته ای کشورهای عربی الگوها و روندها»، ص 172٫

[6]: جواد بخشی، «نگاهی به سیاست های هسته ای شدن کشورهای عربی خلیج فارس»، وبسایت مرکز مطالعات بین المللی صلح، منتشر شده در 21 فروردین 1391٫

[7]: Mahjoob Zweiri, "Revolutionary Iran and Arab Revolts”, Arab Center For Research and Policy Studies, 2012, Availeble in: http://www.dohainstitute.org/Home/Details?entityID=5d045bf3-2df9-46cf-90a0-d92cbb5dd3e4&resourceId=7b817b45-8186-4979-82a3-76616ef2bc23

[8] : قاسم ترابی، «برنامه هسته ای کشورهای عربی الگوها و روندها»، ص 160٫

[9]: Yoel Guzanksy, "Below-the-Threshold Nuclear Development: The Nuclear Program in the UAE”,

Strategic Assessment, Volume 18, No. 3, October 2015, pp 71-72.

[10]: Roger Stern, "The Iranian Petroleum Crisis and United States National Security”, National Academy of Sciences, Janaury 2, 2007

[11]: Jack Keane, Dennis Ross, Keith B. Alexander & Robert McFarlane, "How to Prevent a Nuclear Arms Race in the Middle East: Invest in Stability Instead of Conflict”, National Interest, August 27, 2017
دریـچـــــــــــــــــــــه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: