کد خبر: ۱۲۰۳۵۹
تاریخ انتشار: ۰۸:۰۵ - ۲۲ اسفند ۱۳۹۶
رفتگر خیابان های شهرمان توقع دارد پس از 25 سال کار، مورد شماتت نمایندگان ناظر شرکت های پیمانکاری که طرف قرارداد با شهرداری هستند قرار نگیرند.
شیرازه؛ شاید این روزها در خانه تکانی هایمان تا حدودی به یاد نارنجی پوشانی که هیچ وقت دیده نمی شوند بیفتیم. صدای جاروی حافظان تمیزی محیط زیست ما در هنگامه اذان صبح برای هر گوشی آشناست؛ آنها در کنار جاروهای خود در خیابان مشغول عبادت با خدای خویش و سپس خدمت به مردم هستند.

افرادی که صادقانه ترین خدمت ها را نثار جامعه می کنند؛ رفتگران خادمان واقعی، صمیمی و بی ادعای جامعه هستند و عجیب است بی تفاوت بودن های ما از اینکه کمری خم شود برای برداشتن زباله هایی که ما با بی توجهی کامل بر زمین می ریزیم.
وجب به وجب این کوچه، پیاده رو و خیابان ها این زحمت کشان جامعه را می شناسند.

شهرهایی که همه روزه خانه تکانی می شوند و نارنجی پوشانی که فراموش شدگان این دوران هستند!

خیلی باید عزت نفس داشته باشد فردی که بخواهد جای قدوم دیگران و ماحصل رعایت نکردن آدم هایی که شهر را کثیف می کنند را تمیز و آب و جاروکند بدون آنکه عرق شرم بر پیشانی اش بنشیند.
چه زیبا درس انسانیت می دهند و شخصیت بزرگ خود را به ما می نمایانند.
شهرهایی که همه روزه خانه تکانی می شوند و نارنجی پوشانی که فراموش شدگان این دوران هستند!
معرفت و شخصیت متواضع نارنجی پوشی در چند قدمی ام توجهم را جلب می کند، با سلامی گرم قدردان زحماتش می شوم و اجازه چند کلام صحبت کردن می گیرم.
10 سال سابقه کار دارد و هر چه سوال می پرسم با فروتنی تمام شاکر شرایط زندگی اش است و راضی از وضعیت پرداخت حقوقش.

با اینکه مزایا و تسهیلاتی ندارد، نه از نداشتن قرارداد رسمی با شهرداری گلایه دارد و نه از دستمزد اندک و یک خانوار پرجمعیت می نالد!

به خاطرات کارش اشاره می کند و از اموال گران قیمتی که به صاحبانشان برگردانده می گوید؛ طلا، چک، سند و پول نقد از جمله اموال هایی است که توسط این بزرگ مرد پاکدست به مالکانشان برگردانده شده است.

یک خیابان آنطرف تر شخصیت و نور ایمان سرتاپای پدری که رنگ سفید بر موهایش نشسته وادارم می کند تا با او سخن بگویم و جویای مشکلاتش شوم؛ چه ساده می توان رنگ خدا را در او و کلامش دید.

شهرهایی که همه روزه خانه تکانی می شوند و نارنجی پوشانی که فراموش شدگان این دوران هستند!
با اینکه دستمزدش بارها چندماه پرداخت نشده و با سختی خانواده ای را می چرخاند، باز هم شکوه و گلایه ندارد و تنها توقع دارد پس از 25 سال کار در سطح شهر، مورد شماتت نمایندگان ناظر شرکت های پیمانکاری که طرف قرارداد با شهرداری هستند قرار نگیرند.

ساعتی بعد، خلوت مرد 50 ساله ای که در کنج خیابان نشسته و لقمه نانی می خورد با سلامم بر هم می ریزد اما با لبخند سلامم را جواب می دهد.

از 4 صبح تا ظهر مشغول تمیز کردن شهر است و اکنون در وقت استراحتش درگوشه ای با خود خلوت کرده؛ در پاسخ به سوالاتم می گوید: ما توقع خاصی نداریم ولی ای کاش حقوق هایمان سر ماه بدون تاخیرهای بعضا چندماهه پرداخت می شد که بتوانیم به خانواده هایمان رسیدگی کنیم.

این پاکبان میانسال که نیمی از عمرش را صرف آب و جارو کردن شهر کرده است، از نحوه رفتار برخی از ناظران شهرداری ناراحت بود و با بغض گفت: هیچ وقت نشده بپرسند که آیا شما مشکلی دارید، شرکت به شما رسیدگی دارد یا نه و اصلا زندگی برشما چگونه می گذرد!

شهرهایی که همه روزه خانه تکانی می شوند و نارنجی پوشانی که فراموش شدگان این دوران هستند!

به گزارش شیرازه، متاسفانه نگاه از بالا به پایین رنج آورترین قسمت تفاوت ها و تبعیض های طبقاتی است؛ گویا جارو وسیله ای است که الزاما باید ودیعه ای باشد در دست عده ای برای پاک کردن زباله های سطح شهر! بی هیچ گرامیداشتی درخور و چشمگیر.

بزرگ‌ترین ظلم در جامعه کنونی برای افراد کارگر ناهمخوانی هزینه‌ها با درآمدشان است؛ متاسفانه بارها و بارها حقوق این قشر سختکوش ماه ها به تاخیر افتاده و علاوه بر این از هیچ گونه مزایا و تسهیلات برخوردار نیستند.
شهرهایی که همه روزه خانه تکانی می شوند و نارنجی پوشانی که فراموش شدگان این دوران هستند!

از سختی های کار این پاکدستان که بگذریم به نبود امنیت شغلشان می رسیم چرا که این افراد در استخدام شهرداری نیستند و با شرکت های پیمانکار به صورت خصوصی قرارداد دارند.

صبح ها پا به کوچه و خیابان که می گذاریم مطمئن از تمیزی جای جای شهر هستیم، این در حالی است که این بزرگ مردان نه تنها از امنیت شغلی برخوردار نیستند بلکه شان و منزلتشان آنگونه که لازم است رعایت نمی شود و بعضا با یک سری رفتار و عمل های نادرست، نادیده انگاشته می شوند؛ به راستی چه کسی دل های بی فروغ ما صرفا نظاره گران را می زداید!

به نظرمی رسد توقع چندان زیادی نباشد که همه ما برای داشتن شهری پاک تلاش کنیم؛ با دقایقی اندیشیدن می توان تا حدودی زحمت و سختی های تلاشگرانی که صبحدم را با ما شروع می کنند و برای داشتن محیطی پاک تلاش می‌کنند درک کرد.

سوال اینجاست که چرا پاکبانان همچنان طرف قراردادشان شهرداری نیستند و از هیچ گونه تسهیلات و امکانات خاصی بهره ای ندارند؛ لازم است شهرداری تدبیری در این خصوص بیندیشد و در راستای کرامت و ارزش انسانی این بزرگمردان بکوشد.
شهرهایی که همه روزه خانه تکانی می شوند و نارنجی پوشانی که فراموش شدگان این دوران هستند!
دریـچـــــــــــــــــــــه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: