کد خبر: ۱۲۳۳۵۲
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۷ - ۱۲ تير ۱۳۹۷
این داستان واقعی است؛
14 ساله بودم كه به اجبار خانواده ام با يك مرد 35 ساله ازدواج كردم، زماني كه ازدواج كردم هيچ چيز از زندگي مشترك نمي دانستم و در حال و هواي كودكي به سر مي بردم.

به گزارش شیرازه؛ زني به همراه دختر نوجوانش به مركز مشاوره آرامش فرماندهي انتظامي فارس مراجعه كرد و خواستار صحبت با يكي از مشاوران شد.

وی درباره اتفاقی که برای او افتاده چنین گفت: 14 ساله بودم كه به اجبار خانواده ام با يك مرد 35 ساله ازدواج كردم، زماني كه ازدواج كردم هيچ چيز از زندگي مشترك نمي دانستم و در حال و هواي كودكي به سر مي بردم.

همسرم مردي بسيار تندخو و پرخاشگر بود و سر كوچكترين مساله اي جوش مي آورد و مرا مورد ضرب و شتم و كتك كاري قرار مي داد. به دليل اينكه بچه بودم و خانواده ام نيز به خاطر ترس از آبرويشان از من پشتيباني نمي كردند. فقط مي سوختم و مي ساختم. چندين سال گذشت همه مي گفتند اگر بچه دار شوي مشكلاتت خود به خود حل مي شود و رفتار همسرت تغيير خواهد كرد.

وي ادامه داد: بالاخره بچه دار شديم و دخترم به دنيا آمد ولي او نه تنها تغيير نكرد بلكه بدتر هم شد و بيشتر اوقات خود را ، با دوستانش سپري مي كرد. دخترم 5 ساله شد و من ديگر طاقت نياوردم و درخواست طلاق دادم و از شوهرم جدا شدم.

دخترم مدتي نزد من بود و مدتي نزد شوهرم. هرچه دخترم بزرگتر مي شد مشكلات او و پدرش بيشتر مي شد. سخت گيري بيش از حد و رفتار خشونت آميز او باعث شده بود آنها مرتب با هم درگير شوند تا مدتي پيش كه دخترم با حالت قهر به منزل من آمد و گفت اگر مرا نزد پدرم برگرداني ديگر هيچ كدام، مرا نخواهيد ديد.

با پدرش تماس گرفتم و از او خواستم اجازه دهد دخترم مدتي نزد من باشد تا كمي آرامش يابد. پدرش برعكس هميشه قبول كرد. من و دخترم رابطه خيلي خوبي داريم و تاكنون تقريبا دخترم تمام مسائلش را با من در ميان مي گذاشت ولي نمي دانم به چه دليل نتوانسته بود از ابتدا اين مشكل را با من در ميان بگذارد.

مدتي پيش متوجه پنهان كاري هاي دخترم شدم و تلفن هاي مشكوكش باعث شد كه مخفيانه او را تحت كنترل قرار دهم و متوجه شدم كه او با يك پسر رابطه دوستي برقرار كرده است. سعي كردم به نحوي دخترم را تشويق كنم تا خودش جريان را براي من توضيح دهد و بالاخره دخترم ماجرا را گفت و فهميدم اين پسر در واقع برادر يكي از همكلاسي هاي دخترم است كه از طريق خواهرش با دختر من دوست شده و در طول اين مدت سوءاستفاده هاي زيادي از دخترم كرده است و الان او را تهديد مي كند كه اگر خواسته هايش را برآورده نكند پدرش را در جريان قرار خواهد داد.

دخترم به خاطر ترس از پدرش مجبور شده برخي از خواسته هاي نامعقول او را بپذيرد. خودم هم مي ترسم بلايي سر دخترم بياورد ولي مي دانم اين وضعيت باعث بيشتر شدن مشكلات دخترم مي شود.

واقعا نمي دانستم به كجا مراجعه كنم كه جلسه اي از طرف مدرسه برگزار شد و يكي از مشاورين شما در جلسه سخنراني، مركز شما را معرفي كرد و من براي حل مشكلم به اين مركز مراجعه كردم.

نظر كارشناس:

خانواده محلي است كه كودك در آن چشم به جهان مي گشايد تا بتواند با آرامش مراحل زندگي اش را سپري كند. يك خانواده سالم و پويا سعي در برقراري ارتباط سالم و صميمانه ميان اعضا دارد و والدين با همراهي يكديگر از مهارت هاي لازم درخصوص ارتباط با فرزندان استفاده مي كنند.

خانواده اي كه در آن اختلاف ميان والدين حكم فرماست، ميان اعضا ارتباط صحيحي وجود ندارد، در آن محبت كافي ميان افراد خانواده عرضه نمي شود در نهايت گسستگي و جدايي را به همراه خواهد داشت و بزرگترين آسيب پذيران چنين شرايط خانوادگي فرزندان هستند.

ممكن است به ظاهر فرزندان در دوران كودكي زياد مورد صدمه اين آسيب ها قرار نگيرند ولي هرچه سن آنها افزايش مي يابد و پا به مراحل مختلف نوجواني و جواني مي گذارند اين آسيب ها بيشتر قابل مشاهده است.

در اين مورد خاص نيز كاملا مشاهد مي گردد كه گسستگي خانواده، جو متشنج خانواده، رفتار خشونت آميز و پرخاشگرانه پدر باعث شده فرد در حل مشكلات و رفع خلاء هاي عاطفي خود، دست به اقدام نادرست و انتخاب راه حل غيرصحيح كه همان برقراري ارتباط با جنس مخالف است، بزند و ترس مضاعف از پدر، مشكلات بعدي و سوءاستفاده هاي طرف مقابل را ايجاد كرده است.

عوامل فردي:

از نظر فردي و روان شناختي توجه به مراحل تحول دوران بلوغ و نوجواني قابل تامل است. نوجوان با تغييرات گسترده فردي، روان شناختي، فيزيولوژيكي، جنسي، شناختي و ... روبه رو مي شود.

در اين زمان بيشتر تصميم گيري نوجوان براساس احساسات و عواطف است و نقش عقل و منطق در رفتارهاي نوجوان بسيار كم رنگ و سطحي است و باتوجه به اينكه فضاي رواني و وجود يك دختر نوجوان سرشار از محبت، هيجان و عشق رمانتيك است، در صورتي كه در دوران نوجواني اين رفتارها به سمت صحيحي هدايت شود و در جنس مخالف نمود بيروني يابد وابستگي شديد به جنس مخالف را به همراه خواهد داشت تا جايي كه اين وابستگي عاطفي آرامش و سلامت روان آنان را تهديد مي كند.

راهكارهاي درماني:

-دعوت از پدر و شركت همه اعضا در جلسه خانواده درماني

- پذيرش و حمايت از دختر جوان

- دعوت از طرف مقابل و قطع ارتباط و تهديدات.

- آموزش مهارت حل مساله به نوجوان

راهكارهاي پيشگيرانه:

-آموزش مهارت هاي زندگي به خانواده و فرزندان

- آموزش مراحل رشدي و سني فرزندان به خانواده و نحوه برخورد و رفتار صحيح با آنان

- فراهم آوردن فضاي رواني و عاطفي مناسب براي فرزندان از طرف والدين

- استفاده از مشاوران و مددكاران در مدارس و ارائه اطلاعات در مورد شرايط ويژه سني و خطراتي كه ممكن است نوجوان را تهديد كند.

- آموزش مهارت نه گفتن به نوجوان

دریـچـــــــــــــــــــــه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: