کد خبر: ۱۳۱۰۳۸
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۰ - ۱۷ تير ۱۳۹۸
مردم سالاری دینی گفتمانی بسیار دقیق و علمی است که وجه اختلاف خود با نظام سرمایه داری را برای مردم شفاف می کند و حق و حقیقتی ذاتی را برای این ترکیب (مردم سالاری دینی) قائل است.
 پایگاه خبری تحلیلی شیرازه؛ در عصر جدیدِ رسانه ای، مردم جایگاهی منحصر به فرد و حیاتی دارند. در برهه ای از تاریخ، هنرمندان و اهالی رسانه بدون توجه به نقش و اساساً نظر مردم اقدام به تولید کار می کردند و در صورت عدم استقبال مردمی با برچسبی نادرست مدعی بودند که این شاهکاری هنری است و مردم و عوام این را نمی فهمند و فقط یک فیلسوف هنرشناس قدرت درک این اثر را دارد. پس از گذشت دوره این نوع تفکر و روی کار آمدن رسانه های جدید و درگیری نظام اقتصادی با پدیده رسانه، خلاء مخاطب (راه بازگشت سرمایه) در کار رسانه ای مشخص شد. اهالی رسانه به یک مشکل جدی برخوردند و این مشکلی چیزی نبود جز دلیلی برای توجیه کار رسانه ای. چرا باید یک سرمایه دار به یک هنرمند یا یک روزنامه نگار پول بدهد؟ 

این پرسش، تمامی سبک های هنری قدیمی همچون کوبیسم را تحت الشعاع خود قرار داد. خلق رسانه های جدید و اصل قراردادن مخاطب، رفته رفته از توجیه اقتصادی به اثرگذاری اجتماعی و سیاسی هم ارتقا پیدا کرد. یعنی سیاسیون و فعالین حوزه جامعه شناسی، رسانه را به عنوان یک بازوی کمک کننده در پازل کاری خود منظور کردند و بهره های بسیاری از این اهرم قدرتمند بردند تا جایی که امروزه شاهدیم که هالیوود و پروپاگاندای رسانه ای آمریکا چگونه صورت سیلی خورده این کشور در حال افول را مخفی و حتی با فرار رو به جلو تغییر می دهد.

حال در چنین وضعیتی در غرب آسیا اندیشه ای مبتنی بر اسلام ناب و مبتنی بر حضور حداکثری مردم در تمامی وجوه یک حکومت، دست به انقلابی موفقیت آمیز می زند. این حرف که تمامی عرصه های انقلاب اسلامی باید به مردم سپرده شود از متن دین اسلام توسط مجتهدی واجد الشرایط استخراج شده است و نتیجه اش قطعاً بستر سازی تمدن نوین اسلامی است. 

بعد از چنین برهه ای و چینش جدید حامیان رسانه ها، جریان لیبرال مسلک و جریان مدعی اقتصاد نئوکینزی به طرزی عجیب پدیده قدرت که اصلی ترین رکن علم سیاست است را ذیل رسانه قابل تحقق ترسیم کرد و پول و قدرت را از کانال رسانه مورد مطالبه خود قرار داد. شاید این حرف در 300 سال قبل نوعی شعار تمسخرآمیز بود، ولی امروزه عدم توجه به این کار و منش، خطایی جبران ناپذیر است. طراحی های گوناگون این جریان از ساختارهای سخت افزاری تا نرم افزاری منتج به یک ذائقه سازی در سراسر دنیا شد. ذائقه سازی که منشأ تمامی نیازها است و چرخه دیگر تولیدات نرم و سخت را رونق می دهد. 

تا اینجا هر دو تفکری که از آن یاد شد مردم و قدرت مردمی را ارج می نهند، ولی مرزی باریک و اساسی بین این دو تفکر وجود دارد که آن هم "دین" است. مردم سالاری دینی گفتمانی بسیار دقیق و علمی است که وجه اختلاف خود با نظام سرمایه داری را برای مردم شفاف می کند و حق و حقیقتی ذاتی را برای این ترکیب (مردم سالاری دینی) قائل است. 

دَم زدن از فرم و ساختار های مردمی در عرصه رسانه باید از دو منظر تحلیل شود. یکی لیبرالیسم و دیگری مردم سالاری دینی که در این تحلیل توجه به کلید واژه دینی هم جای بحث و گفتگوی زیادی را دارد که این عبارت دینی است نه شیعی و نه اسلامی. البته جریان فکری کمونیسم هم در این بازی جای تحلیل دارد، ولی برخود لازم دیدم که این مطلب را به سمت آن نوع نگاه سوق ندهم.

بسیار سریع به سراغ شرح وضعیت خودمان در کشور و به تبع آن فسا می روم تا نقش یادداشت خود را در نسبت با مرجع انتشار آن ایفا کرده باشم. 

ایران عزیزمان این روزها در یک گردانه سریع قرارگرفته است که نشأت گرفته از بازی قدرت و سیاست است و همگان در تلاش و تکاپو برای اتخاذ یا تسخیر کرسی های خدمت و خیانت هستند. کرسی هایی که برای خدمت به همین مردمی که در فوق به اهمیت و نقش آن در دو گفتمان بزرگ اشاره شد ایجاد شده است. اما برخی از آن آنها برای خیانت به مردم استفاده می کنند. البته اشتباه نکنید، منظورم کرسی های مجلس نیست که مردم شهرم زودتر از هر جای ایران به پیشواز آن رفته اند. منظورم کرسی های مهم دیگری است که مسئولان و نخبگان و مردم شهرم در نسبت با قدرت و اهمیت آنها کم اطلاع و شاید بی اطلاع هستند.

اینکه مسئول محترم سازمان تبلیغات کشور عوض شده و به سازمان اوقاف رفته است و نیروهای خود در استان ها را از سازمان قبل  به سازمان فعلی جابه جا می کند. اینکه مدیران شبکه های تلویزیونی و واحد های استانی دارند با چه شیوه هایی تقسیم می شوند و اینکه سازمان اقتصادی و علمی چگونه در این تقسیمات درحال تغییر هستند برای من مهم تر از کسب یک صندلی در میان دیگر صندلی های سبز مجلس است و دوست دارم برای مردم و نخبگان شهرم هم دیگر صف بندی ها مهم باشد. ولی مردم شهر من همه به دنبال یک کرسی مهم ولی کم اثر در شرایط کنونی کشور هستند. کم اثر را از این جهت عرض می کنم که مشکلات استان فارس با تغییر یا ابقای یک نماینده مجلس قابل حل نیست و نیازمند تحولات اساسی در سطوح مختلف این اقلیم است. حال باید دید که رسانه ها در این برهه خطیر چگونه به نقش آگاه سازی مردم که یکی از رسالت های آنهاست می پردازند. 

به مناسبت روز قلم حداقل کاری که در توانم بود را ارئه کردم، ولی دوست دارم در پایان اشاراتی کنم به همشهریانم در این عرصه در سراسر کشور:
دوستان و بزرگواران از اینکه جسارت می کنم و در مناسبت متعلق به شما خوبان چیزی نگارش می کنم عذرخواهم و صمیمانه این روز را به بزرگان این عرصه در شهرم تبریک عرض می کنم و آرزوی صحت و سلامتی برایشان دارم و دیگر آرزویم ارتقای فهم مدیران مربوطه در این عرصه است که بدون تردید لیاقت حضور چنین اساتیدی در جوار خویش را ندارند و به جای پند آموزی و درس گرفتن از پیر و جوان این عرصه به فکرهای دیگری مشغولند. به هم سن و سالان خویش هم این روز مهم را تبریک عرض می کنم و برای تک تکشان قلم هایی ظلم ستیز و مردمی آرزومندم. به امید فردایی بهتر در شهرمان به لحاظ گستردگی دامنه فعالیت های رسانه ای و همچنین تأثیرات اجتماعی بالا بر معیشت و نیازهای جامعه دوست داشتنی مان .

 یا حق  
محمد کوچک / فعال رسانه ای


دریـچـــــــــــــــــــــه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: