یادداشت؛
جایگاه تئوری راننده بزدل در جنگ
تئوری راننده بزدل به موقعتی اشاره دارد که در آن دو طرف در رقابت سعی دارند طرف مقابل را به عقبنشینی وادارد و برد با کسی است که عقبنشینی نکند
به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، با شروع جنگ رمضان در اسفندماه سال ۱۴۰۴ و حمله همهجانبه رژیم صهیونیستی و آمریکا به جمهوری اسلامی ایران، نظریات مختلفی در تحلیل رفتار آمریکا و خصوصاً شخص ترامپ مورد بررسی قرار گرفته که یکی از این آنها، نظریه راننده بزدل میباشد.
نظریهای که هر چند ترامپ به ظاهر، سیاست جنگی خود را با آن خوب شروع کرد، اما جمهوری اسلامی ایران با تأسی از این نظریه نشان داد که دست برتر را دارد.
نظریه راننده بزدل به موقعیتی اشاره دارد که در آن دو طرف در یک رقابت مستقیم قرار میگیرند و هرکدام سعی میکنند با نشان دادن عزمی راسخ، طرف مقابل را به عقبنشینی وادارند. اگر هر دو بر سر موضع خود باقی بمانند، نتیجه برای هر دو فاجعهبار خواهد بود؛ اما اگر یکی عقبنشینی کند، طرف مقابل پیروز میشود و عقب نشسته متحمل شکست میگردد.
در این ساختار، برنده کسی است که بتواند باورپذیرتر نشان دهد که تحت هیچ شرایطی عقبنشینی نخواهد کرد.
ترامپ از دوره اول ریاست جمهوری خود تا به الان در خیال واهی و بر اساس تئوری راننده بزدل شروع به حمله همهجانبه به جمهوری اسلامی ایران و زدن رأس قدرت و ترور مقام معظم رهبری و فرماندهان کرد تا به ایران بفهماند که هیچ خط قرمزی را مقابل ایران تحمل نمیکند و جمهوری اسلامی برای پابرجا ماندن و مسئولین این نظام برای زنده ماندن راهی جز تسلیم ندارند؛ دقیقاً بر اساس همان نظریه راننده بزدل!!
اما نمیدانستند که اگر مقام معظم رهبری و فرماندهان را ترور کنند قطعاً افرادی که جایگزین آنها میشوند آمریکاستیزترند و بزدلی در آنها وجود ندارد.
بر این اساس در این نزاع ترامپ دنبال آن بود که این ایرانیان هستند که باید از این عرصه خارج شوند، اما ایران نیز بر اساس همین تئوری عمل کرد و تاکنون آنچه را که در مواجه با یکدیگر انجام دادهاند، بر اساس همان تئوری بزدل قابل تحلیل است.
استفان والت، نظریهپرداز روابط بینالملل در دور اول ریاستجمهوری ترامپ در یادداشتی در فارنپالیسی همین موضوع را به ترامپ تذکر داده و خاطرنشان کرده بود که شما با دیدن یک فرد دیوانه و غیر قابل پیشبینی که به سرعت به سمت شما نزدیک میشود و ممکن است به شما آسیب بزند طبیعتاً راهتان را کج میکنید اما قاعدتاً اگر او کلید خودرو یا منزل شما را بخواهد آن را تقدیم او نخواهید کرد!
ترامپ با توسل به زور، دفاع و حمله سعی در ساختن یک روایت و تحت فشار قرار دادن ایران در افکار عمومی و میز مذاکره دارد تا در مرتبه نخست ایران را از میدان و جاده جنگ ترسانده و او را خارج کند و در مرتبه دوم بتواند به قول والت کلید ایران را در اختیار گیرد.
برای بررسی دقیقتر این تئوری باید به موضوع حمله به میدان گازی پارس جنوبی اشاره کرد، آنجایی که جمهوری اسلامی ایران بلافاصله بعد از حمله به پارس جنوبی بر اساس تئوری راننده بزدل اقدام به حمله بهتمامی منافع نفتی و گازی استکبار در منطقه کرد و همزمان کشورهای عربی امارات، قطر و... و حتی رژیمصهیونیستی را مورد حمله قرار داد تا نشان دهند در این مسیر آن کسی که باید عقب نشینی کند آمریکا و ترامپ است.
توییت ترامپ مبنی بر اینکه از حمله اسرائیل به پارس جنوبی اطلاع نداشته و دیگر تکرار نخواهد شد و ایران نیز دیگر نباید به تأسیسات نفتی قطر حمله بکند نشان داد ترامپ خود گرفتار نظریه شده است که بر اساس آن کار را آغاز کرد درست همانند زمانی که کره شمالی را تهدید کرد؛ اما سرانجام کارش به جایی رسید که ادعا کرد نامههای عاشقانه بین او و کیم جونگ رد و بدل شده است.
بر اساس این تئوری این ایران هست که توانست دست برتر را در این عرصه داشته باشد و آن کسی که در حال خروج از جاده است کسی جز آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی نیست.
در این تئوری کشوری که بتواند متقاعد کند که از نقطه بازگشت عبور کرده و حاضر به عقبنشینی نیست، احتمالاً طرف مقابل را مجبور به تسلیم میکند. تسلیمی که مطمئناً آمریکا آن را خواهد پذیرفت.
نویسنده: سحر زارع خفری
کارشناس ارشد مسائل سیاسی
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!