حالت تاریک
جمعه, 22 خرداد 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی شیرازه هستید؟
شکست محاسبات دشمن و تثبیت وحدت ملی
یادداشت؛

شکست محاسبات دشمن و تثبیت وحدت ملی

جنگ ۱۲ روزه ،که با هدف ضربه نهایی به سرمایه اجتماعی و توان دفاعی ایران آغاز شد، به جای ایجاد تزلزل، به اتحاد بی‌سابقه اقوام و مذاهب ایرانی، خنثی‌سازی توطئه‌های چندلایه دشمن و ویرانی گسترده زیرساخت‌های رژیم صهیونیستی انجامید.

به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، در قلب نبرد دوازده‌روزه، که با حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به فرماندهان، دانشمندان و مراکز حیاتی ایران آغاز شد، چیزی فراتر از یک درگیری نظامی شکل گرفت؛ یک حماسه‌ی ملی که محور و روح آن، وجود حکیمانه‌ی رهبر انقلاب بود. 

دشمن از همان ابتدا با تمام قوا تلاش کرد تا با یک ضربه‌ی نهایی، سرمایه‌ی اجتماعی ایران را نابود کند، مردم را به خیابان بکشد و وحدت را بشکند، اما آنچه رخ داد دقیقاً عکس آن بود. ایران نه‌تنها متحدتر از همیشه ایستاد، بلکه اقوام، مذاهب و همه‌ی ایرانیان در یک اتحاد مقدس به هم پیوستند؛ اتحادی که ریشه در ایمان عمیق و تاریخ این سرزمین داشت و دشمن را در حیرت فرو برد.

این وحدت، که امروز باید از آن پاسداری کرد، چنان قدرتمند بود که حتی هجمه‌های داخلی و بیرونی، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، نتوانست خللی در آن ایجاد کند، چون هر کس که در این جهت گام برمی‌دارد، عملاً در خدمت دشمن و نقشه‌های آمریکا و صهیونیسم قرار گرفته است.

دشمن همه‌ی ابزارهایش را به کار بست؛ از بسیج تکفیری‌های سرگردان سوریه و داعش گرفته تا شبکه‌سازی‌های پنهان با پول‌های کثیف و رمزارزها، قاچاق سلاح، حملات سایبری گسترده و تلاش برای ایجاد آشوب در شمال‌غرب، جنوب‌شرق و حتی عمق کشور. هدفشان ایجاد تزلزل یا اشغال بخشی از خاک بود، اما اشراف کامل دستگاه‌های نظامی، انتظامی، اطلاعاتی، امنیتی و قضایی، همراه با هدایت‌های هوشمندانه‌ی رهبر معظم انقلاب، همه‌ی این توطئه‌ها را به شکست کشاند و ایران در آن روزهای پرتلاطم، امن‌تر از همیشه ماند.

آنچه این پیروزی را درخشان‌تر کرد، شکست کامل جنگ رسانه‌ای جهانی دشمن بود. دهه‌ها ایران‌هراسی، اسلام‌هراسی و شیعه‌هراسی، در برابر واقعیت میدان رنگ باخت و ایران نه‌تنها محبوب شد، بلکه حمایت صد و بیست کشور را پشت سر خود دید؛ حمایتی که دشمن را به وحشت انداخت. علی‌رغم شهادت فرماندهان بزرگ و عزیز، که یادشان همواره گرامی است، جایگزینی سریع و رهبری قاطع فرمانده کل قوا، ایران را به یک قدرت مقاوم، استوار و پایدار تبدیل کرد.

این برکات جنگ بود:

 از یک سو، رژیم صهیونیستی با تمام هیاهو و ادعایش، زیر ضربات موشکی و پهپادی ایران تقریباً از پا درآمد و له شد؛ ضربه‌هایی که در ذهن و خیالشان هرگز خطور نمی‌کرد.

از سوی دیگر، نیروهای مسلح ما با عبور از لایه‌های پیشرفته‌ی دفاع چندلایه‌ی دشمن، مناطق شهری و نظامی‌شان را با خاک یکسان کردند و این، یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی برای ملت ایران بود.اما چرا ایران پیروز مطلق این نبرد شد؟ ریشه‌ی آن در راهبرد کلان و بلندمدت جمهوری اسلامی نهفته است: تقویت و توسعه‌ی محور مقاومت در منطقه، که ملت‌ها را در برابر نظم غربی به هم پیوند زد، بیگانگان را از منطقه بیرون راند و فروپاشی رژیم جعلی صهیونیستی را به عنوان نتیجه‌ای قطعی رقم زد.

سران رژیم بارها اعتراف کرده بودند که ایران با بازوهایش آنها را محاصره کرده و با صبر و هنرمندی ایرانی، مثل فرش‌بافی کهن، ضربه می‌زند اما ضربه‌ی اساسی نمی‌خورد. حمله‌ی اخیرشان هم چیزی جز واکنش عصبی به این خفگی ژئوپولتیک نبود؛ واکنشی از سر ناچاری برای نجات از مرگ تدریجی.اسرائیل با محاسبات کاملاً اشتباه وارد میدان شد.

تصورشان از ایران ضعیف، پس از سقوط سوریه، شهادت رهبران حماس و حزب‌الله و مشکلات داخلی ایران بود؛ گمان می‌کردند جامعه‌ی ایران قطبی شده و آماده‌ی شورش است و فقط منتظر یک جرقه. اهدافشان هم چندلایه بود: نابودی تهدید موشکی و هسته‌ای، گرفتن باج سنگین در مذاکرات، براندازی نظام از طریق به خیابان کشاندن مردم و در نهایت، نرمال‌سازی رفتار ایران در نظام بین‌المللی.

نتانیاهو حتی در همان ساعات اول، مستقیماً مردم ایران را به قیام فرامی‌خواند.اما هیچ‌کدام از این‌ها محقق نشد. برنامه‌ی هسته‌ای ایران، که ریشه در دانش بومی و فراگیر دانشگاه‌های کشور دارد، با ترور و بمباران نابود نمی‌شود؛ دانشمندانی که شهید شدند، جای‌شان را به نسل‌های جدید دادند و حتی اورانیوم غنی‌شده به مکان‌های امن منتقل شد و سیاست ابهام هسته‌ای تقویت گردید.

برنامه‌ی موشکی هم تا آخرین لحظه با قدرت شلیک می‌کرد و ویرانی بی‌سابقه‌ای در سرزمین‌های اشغالی به بار آورد. براندازی هم شکست خورد، چون به جای تفرقه، وحدت بی‌نظیری شکل گرفت؛ گسل‌های قومی، مذهبی و سیاسی فعال نشدند و همه‌ی مردم، حتی زنان و کودکان، هدف مشترک دشمن را دیدند و یکپارچه در دفاع از حاکمیت ملی ایستادند.

ایران از همان روز اول، با سرعت حیرت‌انگیز فرماندهی را بازیابی کرد، حجم انبوه و دقیقی از موشک و پهپاد را روانه‌ی اهداف راهبردی دشمن کرد و الگوی عملیاتی‌اش را چنان تغییر داد که تل‌آویو و حیفا برای نخستین بار طعم ویرانی غزه‌مانند را چشیدند.

رسانه‌های خارجی از «غزه‌سازی تل‌آویو» سخن گفتند، چون ایران تصویری جنگ‌زده از رژیم ساخت، اما رژیم حتی نتوانست سایه‌ای از آن را در پهناوری ایران بیندازد. ضربه به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، مثل العدید در قطر، پیام روشنی به همه بود و در نهایت، این متجاوزان بودند که التماس آتش‌بس کردند.

فاصله‌ی بین «تسلیم بی‌قیدوشرط» و «تمنای آتش‌بس» دقیقاً نشان می‌دهد که کدام طرف واقعاً پیروز میدان بود.این جنگ، ایران را نه‌تنها مقاوم‌تر کرد، بلکه آرمان‌هایش را عمیق‌تر ریشه‌دار ساخت؛ آرمان‌هایی که حالا با عزمی راسخ‌تر، با شعار استکبارستیزی و محو رژیم جعلی، در دل همه‌ی ایرانیان زنده‌تر از همیشه جریان دارد. ایران پیروز، امن، متحد، مقتدر و محبوب‌تر از همیشه بیرون آمد و این، آغاز فصل جدیدی از ایستادگی و پیشرفت است.

نویسنده: ایمان فخاری

کارشناس مسائل بین‌الملل

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!