حالت تاریک
جمعه, 22 خرداد 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی شیرازه هستید؟
بازنده را بازنده ببینید
دنیای بین‌الملل؛

بازنده را بازنده ببینید

ترامپ، یک طرفه آتش بس را تمدید کرد. آتش بسی که دو هفته پیش اساسا خود او درخواست کرده بود.

به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، به نقل از صدا و سیما، هم درخواست آتش بس هم تمدید یک طرفه آن و هم بازی رسانه‌ای دو روز گذشته آمریکائی‌ها در باره مذاکرات اسلام آباد نشان می‌دهد نیاز ترامپ به مذاکرات بسیار بیش از آن چیزی است که تصور می‌شد.

تحلیل طبیعی این رفتار آمریکا به روشنی طرف برنده و طرف بازنده را در این جنگ نشان می‌دهد. هر ناظر عاقلی متوجه می‌شود آمریکا که درخواست آتش بس داده و بعد از دو روز اظهارات ضد و نقیض در باره عزیمت تیم مذاکره کننده اش به اسلام آباد و ترکیب آن تیم و بعد از برخورد با قاطعیت عزتمندانه ایران به عدم مذاکره یک طرفه همان آتش بس را تمدید می‌کند او بازنده جنگ است.

همه می‌دانند علت نیاز جدی ترامپ به مذاکرات این است که نه تنها هنوز هیچ دستاوردی از جنگ با ایران نتوانسته دست و پا کنند بلکه به دلیل شکست سنگین در دستیابی به حداقل‌های اهداف اعلامی در معرض انتقاد جدی افکار عمومی در امریکا و جهان است. البته هر چقدر دشمن آمریکایی صهیونی در میدان ناکام بوده به همان اندازه و بیشتر در میدان فریب افکار عمومی و دروغ پردازی فعالیت کرده است که نمونه اش همین بازی پوچ در پوچ رسانه‌ای است که طی ۴۸ ساعت گذشته در باره عزیمت تیم مذاکره کننده آمریکایی به اسلام آباد برای شرکت در دور دوم گفت‌و‌گو‌ها با ایران به راه انداخت تا بلکه بتواند فشار روانی بر طرف ایرانی وارد کند و ایران را تحت فشار افکار عمومی داخل و خارج ایران به پای میز دور دوم مذاکرات بکشاند.

بله تاکنون آمریکا بازنده میدان جنگ بوده است، چون به هیچیک از اهداف خود دست نیافته است و بازنده میدان هیچگاه در تاریخ جنگ‌ها در جهان طلبکار نبوده است. بلکه با کوله باری پر از برگه‌ها و امتیازات آماده تقدیم، دست التماس به سوی طرف برنده دراز می کند تا از جنگ رهایی یابد. باید آمریکا را این چنین دید.

دو بار التماس ترامپ برای آتش بس را هم باید درست فهمید. ایران اسلامی به اذعان اکثر قریب به اتفاق ناظران بین المللی و به استناد شواهد میدان اکنون برنده میدان است. جمهوری اسلامی ایران به رغم آرزو‌های دشمن نه تنها در دو سه روز سرنگون نشد بلکه هر روز قدرتمند‌تر و استوار‌تر شد و ضرباتش به دشمن آمریکایی صهیونی و متحدانش در منطقه کاری‌تر و دردناک تر. به رغم ترور فرماندهان برنامه‌های جنگ به خوبی پیاده شد.

تسلط بر تنگه هرمز برگه بسیار ارزشمندی بود که در این جنگ به ایران هدیه شد. حضور میلیونی شبانه و مستمر مردم در خیابان‌ها واقعیتی به نام پیوستگی مردم با نظام را به دشمن نشان داد. افکار عمومی جهان ایران را طرف درست و خیر و آمریکا و رژیم صهیونی را در طرف شر می دانند؛ بنابراین این ایرانِ برنده است که در هر مذاکراتی باید شرط بگذارد تا با پایان جنگ موافقت کند. نه تنها نباید امتیاز بدهد که باید امتیاز بگیرد. این قاعده جنگ‌های دنیا است. این استدلال که مذاکره یعنی دادن و گرفتن درست است. اینکه مذاکره بده بستان است درست است.

اما «موافقت ما با پایان جنگ» آن چیزی است که می‌دهیم و مواردی، چون «تنگه هرمز و غرامت و خسارت جنگ و ..» آن چیزی است که می‌ستانیم. بده بستان بر سر پایان جنگ است. آن کسی که درخواست داده جنگ متوقف شود ما نیستیم دشمن ما است. ما تنها با سکوت در نبرد نظامی موافقت کردیم و حتی واژه آتش بس را هم رسما نپذیرفتیم این یعنی هنوز به پایان جنگ نرسیدیم.

اگر میدان را درست تشخیص دهیم باید طرف مقابل را با ذلت و تحقیر وادار به دادن امتیاز کرد. این جنگ را ما شروع نکردیم، اما باید به گونه‌ای تمام کنیم که دوباره چند ماه بعد تکرار نشود. برای این منظور نباید در تشخیص میدان و واقعیت بازنده و برنده دچار خطای تحلیل شویم و در نتیجه امتیاز بدهیم که خدای نکرده در این صورت دشمن به چرخه «جنگ، آتش بس، مذاکره، امتیاز گرفتن و دوباره جنگ» عادت خواهد کرد؛ و در اینصورت چیزی از عزت و کرامت برای ایران نخواهد ماند.

کسی که برای مذاکره با دشمن می رود باید بداند که امانتدار عزت و امنیت و آینده و پیشرفت ایران عزیز و نماینده مردم این سرزمین است. توصیه همیشگی رهبر شهید و رهبر شاهد ما مذاکره عزتمندانه است. عزت یعنی با قدرت حاضر شدن. از موضع طرف پیروز وارد شدن نه از موضع طرف شکست خورده.

اقتداری که نیرو‌های مسلح جان بر کف ایران و هزاران شهید و نیز مردم صبور و وفادار و شجاع ما در میادین و خیابان‌ها رقم زدند، امانتی است که بر دوش مذاکره کنندگان سنگینی می کند و باید نه تنها از آن صیانت کنند بلکه باید آن را در میدان دیپلماسی به حقوق تثبیت شده به حق مردم ایران تبدیل و بر دشمن تحمیل کنند. نپذیرفتن مذاکره بر سر توانایی موشکی و دفاعی و هسته‌ای یعنی مذاکره عزتمندانه و پافشاری تیم مذاکره کننده ما بر این موضع قابل تحسین و عزت آفرین و قدرت زا است. این است صیانت از مقاومت نیرو‌های مسلح و مردم صبور که فشار آتش را در دو جنگ و یک کودتا تحمل کردند تا این داشته هایشان محفوظ بماند.

یقینا عاقلانه است که آنچه دشمن در دو جنگ و یک کودتا و سال‌ها تحریم نتوانسته از ایران بگیرد در مذاکرات آن هم در موضع طرف بازنده نتواند از ما بگیرد. حتما و یقینا این تصمیم نظام به عدم شرکت در دور دوم مذاکرات مبتنی بر همین منطق است. دشمن جنایتکار هزاران شهید از ما گرفت تا ثروت‌های راهبردی ما از جمله وحدت مردم و توانایی‌های هسته‌ای و موشکی و استقلال و تمامیت ارضی ما را بگیرد، اما نتوانست حال چگونه باید در مذاکراتی شرکت می‌کردیم که موضوع بحث آن همین داشته‌ها است؟

لذا باید این تصمیم عاقلانه را تحسین کرد. در عین حال باید مراقب بود و بدانیم هر زمزمه‌ای مبنی بر اینکه «باید در مذاکرات حاضر شویم در غیر این صورت دشمن به ما حمله می کند» بازی کردن در زمینی است که دشمن برای ما ایجاد کرده است. با این منطق غلط چرخه باطل جنگ و امتیاز گیری دشمن از ما تمامی نخواهد داشت.

رفع محاصره دریایی حتما باید مورد مطالبه و تاکید ما باشد، اما حتی در صورت رفع محاصره دریایی، شرکت ما در مذاکرات باید مشروط به عدم طرح موضوعاتی که ناقض استقلال و کرامت ما است باشد که در رأس آنها توانایی‌های دفاعی و موشکی ما و توانایی‌ها و دانش هسته‌ای ما است. غنی سازی و میزان آن، رقیق سازی یا عدم رقیق سازی اورانیوم غنی شده ما، مالکیت اورانیوم غنی شده ما و .. همگی از شؤون داخلی ما است که دشمن ما نباید هیچ دخالتی در آن داشته باشد.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!