حالت تاریک
جمعه, 22 خرداد 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی شیرازه هستید؟
«زرقان»؛ شهری که آغوشش همیشه باز است
یادداشت؛

«زرقان»؛ شهری که آغوشش همیشه باز است

۲۵ کیلومتر که از شیراز دور شوی، بوی حلوا و نسیم خنک باد به استقبالت می‌آید. اینجا زرقان است؛ شهری با چهار قرن خیمه عزاداری و هشت هزار سال هنر «بوریابافی»، اما بزرگ‌ترین میراثش، آغوش همیشه باز مردمش است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»،

بسم‌الله الرحمن الرحیم  

قلم را که برمی‌دارم، دلم می‌خواهد از دیاری بنویسم که مدتی میزبانم در استان فارس بوده است؛ از مردمی که محبتشان را بی‌چشمداشت بر سفره‌ام نشانده‌اند. این نوشته، تنها داشته من برای ادای دینی است که بر گردن دارم.

از زرقان می‌گویم؛ ۲۵ کیلومتری شیراز، در مسیر تخت‌جمشید. هنوز به شهر نرسیده، گنبد فیروزه‌ای شاهزاده قاسم از دور دیده می‌شود؛ سلامی بی‌صدا به هر رهگذر.

وارد شهر که می‌شوی، چیزی را حس می‌کنی که این روزها در هیاهوی شهرهای بزرگ کمتر پیدا می‌شود؛ اینجا کسی غریبه نیست. مهمان که از راه برسد، در خانه‌ها باز است و سفره‌ها پهن. این رسم در کتابی نوشته نشده و در بخشنامه‌ای نیامده؛ میراثی است سینه‌به‌سینه که نسل به نسل چرخیده و به امروز رسیده است.

و اما این روزها، حماسه‌ای تازه رقم خورده است؛ از زمانی که خنجر آمریکا و صهیونیست‌ها از پشت به جبهه مقاومت خورد و آتش فتنه‌ای دیگر در منطقه افروخته شد. مردمان زرقان نشان دادند که مرد میدان‌اند. نه یک شب، که هفتاد شب، در گرما و سرما، در دل کوچه‌ها و خیابان‌ها، بی‌هراس از توپ و تانک رسانه‌ای دشمن، ایستادند.

پیر و جوان، زن و مرد، پای پرچم ایران و فرمان رهبرشان ماندند. آنها خوب می‌دانستند که این جنگ، جنگ تمام عیار آمریکا و اسرائیل برای از هم پاشیدن اراده این ملت است؛ پس با دلی به وسعت این تاریخ هشت‌هزارساله، فریاد زدند: «ما همان مردم خیمه‌های چهارصدساله‌ایم، ما از مدارا با آب، مدارا با گلوله را هم بلدیم.»

محرم که می‌شود، حال و هوای شهر دگرگون می‌شود. زرقان شهر خیمه‌هاست «شهر خیمه‌های برافراشته حسینی».

 ۴٠٠ سال است که ۲۷ ذی‌حجه، خیمه‌ای ۱۲متری در قلب شهر برپا می‌شود. ۱۳ روز، زیر سایه آن، شهر یکپارچه حسینیه است؛ روضه، تعزیه و نوای زنجیر. این آیین که به ثبت ملی نیز رسیده، تنها یک مراسم نیست؛ جانِ زرقان است، هویت زرقان است.

کمی آن‌سوتر، پل بند امیر ایستاده؛ استوار و صبور. هزار سال از عمرش می‌گذرد. عضدالدوله دیلمی، از امرای آل‌بویه، فرمان ساختش را داد؛ پلی با ۱۰۳ متر طول و ۱۳ طاق که هنوز شکوهش پابرجاست. نگاهش که می‌کنی، درمی‌یابی نیاکان ما چگونه با طبیعت همراه بودند؛ آب را مهار کردند، اما نه از سر چیرگی، که از سر مدارا.

در کوچه‌های قدیمی شهر، خانه حیدر زرقانی نفس می‌کشد؛ با بادگیرهای بلند و حوضی در میانه حیاط. روزگاری پناه سردار حیدر و لطفعلی‌خان زند بوده است. زرقانی‌ها این خانه را نگاه داشته‌اند، چون می‌دانند هویتشان به همین دیوارها گره خورده است.

اما زرقان فقط تاریخ نیست؛ هنر است و طعم.

هنرش بوریابافی است؛ هنری با هشت هزار سال پیشینه. دست‌هایی که نی‌های ساده را به زیرانداز و سبد بدل می‌کنند و تار و پود هنر نیاکان را زنده نگه داشته‌اند. هنری که در فهرست جهانی یونسکو نیز ثبت شده است.

و طعمش، حلوای زرقان؛ آرد و روغن و شکر و هل و کنجد. ساده، اما ماندگار. می‌گویند از روزگار نادرشاه در این شهر پخته می‌شده است. لقمه‌ای که برمی‌داری، گویی تاریخی به بلندای این خاک را مزه‌مزه می‌کنی.

زرقان، افزون بر تاریخ و هنر، مردان و زنانی را نیز در دامان خود پرورده که نام این دیار را بلندآوازه کرده‌اند؛ معلمان، پزشکان، مهندسان و ۲۵۷ شهیدی که از همین کوچه‌ها برخاستند و راه آسمان را در پیش گرفتند. آنان نیز ثمره همین خاک و همین فرهنگ‌اند.

زرقان خلاصه‌ای از فرهنگ و تمدن ایران است؛ شهری با تاریخی هزارساله، هنری کهن، آیینی ماندگار و مردمی که هنوز بلدند غریبه را مهمان بخوانند و بر سفره دلشان بنشانند.

امروز، بیستم اردیبهشت، روز زرقان است؛ روز شهری که چهار قرن خیمه افراشته، هزار سال آب را مدارا کرده، هشت هزار سال بوریا بافته و هنوز هم آغوشش به روی مهمان باز است.

اگر این قلم کوتاهی کرده، از قصور من است، نه از قدر شما.

روزتان مبارک، مردم خوب و مهمان‌نواز زرقان.

مصطفی فارسی  

فعال‌رسانه و خبرنگار  

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!