یادداشت؛
از مدرسه تا عروسی؛ جنایت بیپایان آمریکا
کوهستک سیریک؛ جایی که قرار بود چراغهای یک عروسی روشن باشد، اما حمله آمریکا، به جای صدای شادی، ویرانه و داغ بر جای گذاشت؛ تصویری دیگر از جنایت علیه مردم بیگناه ایران
به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، بعضی خبرها فقط خبر نیستند؛ زخمیاند بر وجدان انسان. حمله آمریکا به مراسم عروسی مردم در سیریک، پس از جنایت در مدرسه میناب و سالن ورزشی لامرد، بار دیگر نشان داد که قربانی واقعی این جنگ، مردمی هستند که تنها میخواهند در آرامش زندگی کنند.
از میناب تا سیریک؛ وقتی آمریکا زندگی مردم را نشانه میرود
بعضی خبرها را نمیشود فقط خواند و از کنارشان گذشت. خبر حمله آمریکا به مراسم عروسی در سیریک، آن هم پس از حمله ناجوانمردانه به مدرسه میناب و سالن ورزشی لامرد، از همان خبرهایی است که آدم را وادار میکند لحظهای مکث کند و به این سؤال فکر کند که چرا مردم عادی باید تاوان جنگ و تصمیم قدرتها را بدهند؟
اینها فقط چند مکان نیستند.
مدرسه، سالن ورزشی و مراسم عروسی، هر سه بخشی از زندگی معمول مردماند.
مدرسه جایی است که کودکان در آن درس میخوانند و برای آینده آماده میشوند. سالن ورزشی جایی برای نشاط و حضور جوانان است و عروسی، یکی از شیرینترین لحظات زندگی یک خانواده.
وقتی آمریکا به چنین مکانهایی حمله میکند و جان مردم بیگناه گرفته میشود، دیگر نمیتوان با چند واژه نظامی از کنار آن عبور کرد. اینجا صحبت از انسانهایی است که هیچ نقشی در تصمیمهای سیاسی و نظامی ندارند.
آمریکا و ادعای حقوق بشر
آمریکا سالهاست خود را مدافع حقوق بشر و کرامت انسانها معرفی میکند؛ اما اتفاقاتی مانند آنچه در میناب، لامرد و سیریک رخ داده، فاصله میان این ادعا و واقعیت را بیشتر آشکار میکند.
اگر حقوق بشر یک اصل انسانی است، نباید برای یک ملت ارزش داشته باشد و برای ملت دیگر نه.
جان کودکی که در مدرسه است، ارزشمند است؛ جان جوانی که در سالن ورزشی حضور دارد، ارزشمند است و جان انسانی که در مراسم عروسی کنار خانوادهاش نشسته نیز همانقدر ارزش دارد.
نمیتوان از صلح و انسانیت سخن گفت و در عمل، زندگی مردم عادی را قربانی اهداف نظامی کرد.
جنگ برای مردم، شبیه آن چیزی نیست که در خبرها میبینیم
در اخبار، جنگ با عدد و آمار بیان میشود؛ تعداد شهدا، تعداد مجروحان و میزان خسارت.
اما پشت هر عدد، یک انسان قرار دارد و پشت هر انسان، خانوادهای که ممکن است یکشبه زندگیاش برای همیشه تغییر کند.
برای خانوادهای که عزیزش را از دست داده، «هدف نظامی» یا «عملیات» معنای چندانی ندارد. آنچه باقی میماند، جای خالی عزیزی است که دیگر به خانه برنمیگردد.
تلخی ماجرا در سیریک همین است؛ مردمی که برای شادی یک خانواده دور هم جمع شده بودند، ناگهان با مرگ و ویرانی روبهرو شدند.
این اتفاقها نباید عادی شوند
شاید یکی از خطرناکترین اتفاقات در زمان جنگ، عادی شدن خبر مرگ انسانها باشد. اینکه هر روز خبری از حمله و کشته شدن مردم بشنویم و بعد از چند دقیقه، سراغ خبر بعدی برویم.
اما اگر قرار باشد کشته شدن مردم بیگناه برایمان عادی شود، چیزی را از دست دادهایم که از هر تحلیل سیاسی مهمتر است؛ حساسیت انسانی خودمان را.
از میناب تا لامرد و از لامرد تا سیریک، نباید اجازه داد نام قربانیان و رنج خانوادهها در میان اخبار روزمره گم شود.
یک سؤال ساده از آمریکا
آمریکا ممکن است برای اقدامات خود دلایل و توجیهات نظامی و سیاسی داشته باشد، اما افکار عمومی حق دارد سؤال کند:
مدرسه میناب، سالن ورزشی لامرد و مراسم عروسی سیریک چه تهدیدی برای آمریکا داشتهاند؟
مردمی که در این مکانها حضور داشتند، تصمیمگیرنده جنگ نبودند. آنها فقط میخواستند درس بخوانند، ورزش کنند و شادی کنند.
و شاید همین نکته، تمام ماجرا را روشن میکند؛ جنگی که به جای میدان نظامی، زندگی مردم را نشانه میرود، پیش از آنکه یک پیروزی نظامی باشد، یک شکست انسانی است.
امروز وظیفه ما این است که این جنایتها را فراموش نکنیم و اجازه ندهیم ادعاهای سیاسی، واقعیت رنج مردم را پنهان کند.
آمریکا باید بداند که جان مردم عادی، نه عدد است و نه خسارت جانبی؛ هر جان، یک زندگی است و هر زندگی، یک دنیا.
نویسنده: محمد حسن نجفی
دانشجو معلم دانشگاه فرهنگیان
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!