کد خبر: ۱۲۵۴۳۱
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۵ مهر ۱۳۹۷
چرا #نه_به_FATF ؟
هدف آمریکا از طراحی پیچیده برای بسته نگه داشتن گلوگاهی که دولت حسن روحانی بارها آن را شرط تحول اقتصادی یاد می کرد یعنی مبادله اقتصادی با کشورهای غربی در نتیجه رفع تحریم ها، چیست؟
شیرازه، تیرماه 95 کارگروه اقدام مالی  (FATF) در بیانیه‌ای از «تصویب و تعهد سیاسی سطح بالای ایران به یک برنامه اقدام برای رفع کمبودهای مربوط به مبارزه با پولشویی و مقابله با حمایت از تروریسم» و «تصمیم ایران برای دریافت کمک‌های فنی برای اجرای این برنامه اقدام» خبر داد.  پذیرش سازوکار FATF توسط دولت روحانی اما ریشه در برجام و مقدمه سازی پیچیده آمریکایی ها در پیوند زدن رفع تحریم های بانکی با ساز و کار FATF داشت.

 گرچه رئیس جمهور، دکتر ظریف و دیگر اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای در ایام مذاکرات ژنو تا لوزان و لوزان تا وین بارها و بارها وعده اتمام دوره تحریم ها در توافق را به مردم و مسئولان می‌دادند اما این اتفاق نیفتاد. برجام بخشی از تحریم های هسته‌ای را به طور موقت و با ریسک بازگشت فوری (Snap Back) تعلیق کرد و بخش قابل توجهی از تحریم های هسته‌ای اثرگذار سازمان ملل، آمریکا و اروپا و همچنین تمام تحریم های غیر هسته‌ای (تروریستی و حقوق بشر) آمریکا و اروپا را بدون هیچ تغییری باقی گذاشت.

در آن مقطع زمانی اما تیم مذاکره کننده روایت دیگری داشت و مدعی بود تحریم های باقیمانده غیر هسته‌ای است! اما واقعیت این بود که سپاه پاسداران و تمامی‌نهادهای مرتبط با آن و همچنین وزارت دفاع و نهادهای مرتبط با برنامه موشکی ایران تا قبل از صدور قطعنامه ۲۲۳۱ در تمامی‌رژیم های تحریم (از تحریم های سازمان ملل تا تحریم های یکجانبه آمریکا و اروپا) به دلیل حمایت از برنامه هسته‌ای (و نه بخاطر حقوق بشر یا تروریسم) تحریم شده بودند. اساساً موضوع موشکی ایران فقط و فقط بخاطر خطر هسته‌ای ایران در قطعنامه‌ها وارد شد. حتی تحریم تسلیحاتی ایران در قطعنامه‌های قبلی نیز به دلیل برنامه هسته‌ای بود؛ اما ناگهان با تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ دسته بندی و تفکیک جدیدی در ساختار تحریم‌های ایران توسط آمریکایی ها ارائه شد. تحریم‌های هسته‌ای نام جدیدی به خود گرفت و در پسابرجام ادامه یافت. در قطعنامه ۲۲۳۱ تحریم توقیف دارایی و ممنوعیت معامله با ۸۷ شخص از جمله سپاه پاسداران، قرارگاه خاتم الانبیاء، وزارت دفاع بدون تغییر ادامه یافت. همچنین تحریم تسلیحاتی ایران (اعم از خرید و فروش) تا ۵ سال و تحریم آزمایش و ساخت موشک‌های بالستیک تا ۸ سال بعد حفظ شد! علاوه بر شورای امنیت، تحریم‌های هسته‌ای زیر نیز موانعی مهم در دوران پسابرجام بود:

1-  توقیف دارایی و ممنوعیت معامله با بیش از ۵۰ شخص از جمله قرارگاه خاتم، دانشگاه شریف و دانشگاه شهید بهشتی به دلیل برنامه هسته‌ای (که در پسابرجام تغییر نام به موشکی یافت) توسط اتحادیه اروپا

2- منع دسترسی نظام بانکی ایران به دلار: این تحریم در سال ۲۰۰۸ (مساله هسته‌ای) و با بخشنامه شماره ۶۶۵۴۱ وزارت خزانه داری اجرایی شد و به موجب آن و به دلیل شناسایی موارد نقض آن در سامانه سوئیفت، میلیاردها دلار جریمه از بانک های اروپایی (تنها بانک بی ان پی فرانسه ۹ میلیارد دلار جریمه شد) توسط آمریکا دریافت شد.

3-  تحریم اداره فینسن (Fincen) آمریکا که در سال ۲۰۱۱ علیه بانک مرکزی و تمامی‌بانکهای ایران اجرا شد و بر اساس آن هر گونه برقراری روابط کارگزاری با بانکهای ایران برای بانکهای مستقر در آمریکا یا تحت کنترل اشخاص آمریکایی ممنوع است.

4-  محدودیت‌های FATF که از سال ۲۰۰۹ و با قرار دادن نام ایران در لیست سیاه (NCCT) علیه بانک های ایران اعمال شد.

5-  تحریم ثانویه آمریکا علیه سپاه پاسداران، وزارت دفاع، تعدادی از بانکهای ایران و بیش از صد شخص حقیقی و حقوقی دیگر که به دلیل برنامه هسته‌ای (که در پسابرجام تغییر نام به موشکی یافت) در لیست اس دیان (SDN) قرار دارند... اساساً تا قبل از برجام چیزی به نام تحریم موشکی و تحریم سپاه در نظام حقوقی تحریم‌های آمریکا وجود نداشت. سپاه پاسداران با برچسب تحریم NPWMD  و به دلیل حمایت از برنامه هسته‌ای ایران (به قول آمریکایی ها اشاعه تسلیحات کشتار جمعی) در لیست SDN قرار داشت.

بقای تحریم‌های فوق و امکان بازگشت تمام تحریم‌های تعلیق شده (مثلاً با آمدن ترامپ)، عملاً ریسک تعامل با ایران را بسیار بالا نگه داشت. وزارت خزانه داری آمریکا دائماً در مذاکره با بانک ها و شرکت های خارجی ریسک بازگشت تحریم ها را یادآوری می‌کرد و با حفظ روانی فضای تحریم در بانک های بزرگ، عملاً مانع گشایش اقتصادی در ایران می‌شد. اما این پایان کار نبود و دولت ترامپ با خارج شدن از برجام، احتمال خطر تعامل با ایران را به یقین تبدیل کرد.

فوت کوزه گری تحریم های پسابرجامی

پسابرجام دوره بقای بخشی از تحریم ها و رفع بخشی دیگر است؛ اما به دلیل اینکه راهی برای تفکیک اشخاص حقوقی و شرکت های وابسته به تحریمی ها از غیر آن در ایران نیست، باقیماندن بخشی در لیست تحریم به معنای ریسک تعامل با کل اقتصاد ایران است.

این فوت کوزه گری تحریم‌های پسابرجامی‌ بود. به همین خاطر مسئولان اوفک قبل از خروج امریکا از برجام به طور مکرر به بانک های خارجی گوشزد می‌کردند که آمریکا هیچ مسئولیتی در قبال اشتباه شما در تعامل با اشخاص تحریمی‌پشت صحنه در ایران را نمی‌پذیرد!

اما به یکباره امریکا از برجام خارج شد و این اتفاق بگونه ای رغم خورد که در ظاهر همه را غافلگیر کرد و این سوال مطرح شد که آیا دولت دونالد ترامپ بر تمامی میراث موفق تحریمی گذشته پشت پا خواهد زد؟

گذشت پنج ماه از خروج امریکا نشان داد که پاسخ به این سوال منفی است. هر چند دولت امریکا از برجام خارج شد ولی این اطمینان از سوی دولت وی حاصل شد که با خروج آنها، دولت روحانی از برجام خارج نخواهد شد تا رویکرد تحریم های هوشمند پسابرجامی مذکور همچنان محفوظ باقی بماند.

تحریم های هوشمند پسابرجامی این شرایط را موجب شد تا دولت حسن روحانی بر سر یک دو راهی دیگر قرار بگیرد. راه اول عقب نشینی مجدد و شفاف سازی ذینفع نهایی برای خارجی‌ها (درونی سازی تحریم‌ها) یا راه دوم که استمرار موانع در پسابرجام است. ماهیت FATF و توافق محرمانه طیب نیا وزیر وقت اقتصاد و دارایی دولت یازدهم نیز رفع این مشکل بود. قرار شد با اجرای Action plan طراحی شده از سوی کارگروه ویژه اقدام مالی، اقتصاد ایران به دو دسته سفید و سیاه تقسیم شود. اشخاص تحریمی ‌و شرکت های وابسته به آن در گروه سیاه و بانک ها و اشخاص غیر تحریمی ‌در گره سفید قرار ‌گیرند. این تدبیر غربی ها اینگونه وا نمود که حل مشکل عدم همکاری بانک های خارجی با ایرانی ها با خود تحریمی نهادهای تحریمی‌ در داخل ایران گره خورده و این خود تحریمی همان چیزی است که قرار بود در برجام 2، غربی ها به آن برسند.

جا زدن تحریم‌های هسته‌ای جا افتاده از برجام به عنوان تحریم‌های غیر هسته‌ای کاملاً با برنامه ریزی انجام شده بود. آقایان کاملاً این موضوع را می‌دانستند و حتی تلاش اولیه برای رفع تحریم آنها در برجام هم انجام دادند اما چون آمریکایی‌ها در مذاکرات حاضر به رفع این تحریم‌ها نشدند، تدبیر کردند تا به مردم جور دیگری وانمود کنند. گفتند این تحریم‌ها غیر هسته‌ای بوده و رهبری اجازه مذاکره در غیر هسته‌ای را به تیم نداده است! متاسفانه تیم مذاکره کننده ایران بجای اینکه واقعیت را به مردم و مسئولان منعکس کند تلاش نمود تا با القای همان دسته بندی جدید آمریکایی از تحریم‌های ایران، بقای این تحریم ها را طبیعی جلوه داده و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.

رد اثر برجام موشکی در برجام هسته ای

یکی از مهم ترین بندهای برجام با زیرکی مقامات آمریکایی در پیوست دو (تعهدات مرتبط با تحریم ها) و در پانویس ۱۴ (در ترجمه برجام پانویس۱۹) آمده است. پانویس ۱۴ توضیح تکمیلی درباره بند ۷ این پیوست یعنی « آثار رفع تحریم های اقتصادی و مالی ایالات متحده» است.

قبل از این که برجام وارد متن آثار رفع تحریم ها شود مخاطبان را به پانویس  ۱۴ ارجاع می‌دهد.

در این پانویس آمده است:


 Unless specifically provided otherwise, the sanctions lifting described in this Section does not apply to transactions that involve persons on the SDN List and is without prejudice to sanctions that may apply under legal provisions other than those cited in Section 4. Nothing in this JCPOA reflects a change in Iran’s position on U.S. sanctions.


کاهش تحریم های شرح داده شده در این قسمت، نسبت به معاملاتی که در آنها اشخاص مندرج در فهرست SDN دخیل هستند، اعمال نمی‌گردد و تاثیری در تحریم هایی که ممکن است تحت سایر مقررات غیر از مقررات مندرج در بخش ۴ اعمال شوند، ندارد، مگر اینکه صراحتا به گونه دیگری مشخص شده باشد. هیچ چیزی در این برجام به منزله تغییری در موضع ایران در رابطه با تحریم های آمریکا نمی‌باشد.

این پانویس سه مساله مهم را مشخص می‌کند:

1) تحریم مستقیم
مساله اول که مورد توجه همگان قرار دارد این است که: اسامی‌حقیقی و حقوقی مورد اشاره در SDN لیست (لیست افراد حقیقی و حقوقی مورد تحریم آمریکا) شامل رفع و کاهش تحریم های مورد اشاره برجام نمی‌گردد.

2) تحریم غیر مستقیم
 مساله دوم که کمتر مورد توجه قرار گرفته یا اصلا به آن توجه نشده این است که در معاملاتی که در آنها اشخاص مندرج در فهرست SDN دخیل هستند شامل رفع و کاهش تحریم ها نمی‌شود. کلمه (involve  بر اساس ترجمعه وزارت خارجه = دخیل) یک کلمه تفسیر پذیر است که چارچوبی برای آن مشخص نشده اما بر اساس قرائتی که آمریکایی ها بعدا ارایه کردند هرگونه دخالت در معامله حتی مشارکت غیرمستقیم افراد SDN  لیست شامل تحریم موسسات طرف معامله می‌شود.

به بیان دیگر هر چند ممکن است طرفین معامله هیچ یک از افراد حقیقی و حقوقی مورد اشاره در لیست SDN  نباشند اما اگر این افراد از آن معامله منتفع شوند طرف های معامله مورد تحریم قرار می‌گیرند.

3) تسری تحریم ها
مورد سوم اینکه اشاره می‌کند سایر مقررات تحریم ها به قوت خود باقی است. این مساله هر چند برای مخاطبان این سوال را ایجاد می‌کند که وقتی افراد مندرج در SDN  لیست شامل رفع و کاهش تحریم ها نمی‌شوند طبیعی است که قوانین تحریمی‌آمریکا علیه آنان باقی می‌ماند، اما نکته مهم و قابل تامل آن است مقررات تحریم های دیگر به صورت غیرمستقیم به روابط بانکی میان ایران و سایر موسسات بین المللی را حتی در چارچوب همان معاملاتی که برجام اجازه داده است تحت الشعاع خود قرار می‌دهد، در واقع این مورد موید و تاکید کننده مورد دوم به حساب می‌اید.

تحریم غیر مستقیم چگونه اعمال می‌شود؟
همانگونه که در پانویس ۱۴ پیوست دو برجام اشاره شده است معاملاتی که در آن افراد اس دی ان لیست دخیل باشند شامل رفع و کاهش تحریم ها نمی‌شود و بالطبع طرفین معامله مورد تحریم قرار می‌گیرند.

تسری تحریم ها
 

همانگونه که در پانویس ۱۴ پیوست دو برجام آمده است سایر مقررات تحریم ها به قوت خود باقی است و با بررسی دقیق مشخص می‌شود برخی از این مقررات تحریمی‌، بر برجام سایه افکنده و سبب شده حتی در آن حوزه هایی که از سوی دولت به عنوان امتیاز یاد می‌شود، اتفاقی نیافتد.

این پانویس آگاهانه از سوی تیم دیپلماسی هسته ای دولت روحانی پذیرفته شد و از همان روز اجرای برجام، برای حل این مشکل سعی در پیاده سازی ساز و کار FATF در نظام بانکی کشور گردید بطوریکه ولی الله سیف رئیس وقت بانک مرکزی در شورای روابط خارجی آمریکا اظهاراتی مبنی بر تلاش ایران برای رفع نگرانی کشورهای غربی در زمینه پولشویی بیان می دارد. اظهاراتی که حکایت از آن داشت که عزم دولت روحانی باز کردن گره مبادلات بانکی بر اساس توصیه آمریکایی هاست.

ولی الله سیف 28 فروردین 1395 در جمع اعضای شورای روابط خارجی آمریکا در اظهارات ابتدایی خود که با هدف رفع نگرانی موسسات مالی غربی بیان شد، گفت:

 

ما افزایش چارچوب مقابله با پولشویی و مبارزه با تامین مالی تروریسم از طریق بهبود سیاست ها و فرایندهای کی وای سی (مشتری خود را بشناس) را در اولویت بالایی قرار داده ایم تا درباره پیشگیری از جرایم مالی و تسهیل پیوستن مجدد بانکداری ایرانی به اقتصاد جهانی اطمینان یابیم. پس از تصویب قانون مقابله با پولشویی و مقررات اجرای آن در چند سال پیش، اجرای اخیر قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم مانع مهمی را از سر راه تعامل مجدد بانک های ایرانی با همتایان خارجی برخواهد داشت. ما متعهد به تقویت بیشتر مقابله با پولشویی و مبارزه با تامین مالی خارجی تروریسم هستیم و خواستار ارزیابی صندوق بین المللی پول درباره استانداردهای کارگروه ویژه مالی شدیم و قصد داریم به گروه مقابله با پولشویی و مقابله با تامین مالی تروریسم اوراسیا ملحق شویم.


سیف در ادامه اما در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره امکان بهره مندی سپاه پاسداران از پول های مورد مبادله میان موسسات مالی غربی و ایرانی گفت که از طریق سیسم مشتری خود را بشناس می توانید طرف مبادله خود را بشناسید و مطمن بشوید پول مورد مبادله در کجا هزینه می شود.

وی در پاسخ به این سئوال که « مسئله ای که به خصوص برای آمریکایی ها در جستجو برای پتانسیل روابط تجاری با ایران موجب نگرانی است این است که برای سرمایه گذاران خارجی در ایران این مسئله مطرح است که آنها تا چه اندازه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران کار می کنند ، از آن حمایت می کنند یا موجب تقویت آن می شوند؟ آیا این امکان وجود دارد این مسئله (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) را از اقتصاد کلی جدا کرد؟»، گفت:
 

 به نظر می رسد در اینجا مقداری اغراق شده است. اقتصاد ایران بسیار شفاف است و آمارهای مالی در دسترس هستند و شما می توانید به آسانی به آن دسترسی پیدا کنید. شما می توانید از طریق کی وای سی یا مشتری خود را بشناس این کار را انجام دهید و خدماتی است که هر یک از سرمایه گذاران خارجی می توانند از آن برای شناسایی مشتریان استفاده کنند. بنابراین سرمایه گذاری خارجی باید بصیرت و توانایی شناسایی طرف مقابل خود را داشته باشد و این کاملا امکان پذیر است. شما می توانید سرویس های موجود در کشور را خریداری کنید. شرکت های مختلف و شرکت های معتبر هستند که  می توانند خدمات شناخت مشتری را ارائه کنند. حتی در ایران زمانی که ما می خواهیم در کشوری خارجی اعم از اروپایی یا همسایه سرمایه گذاری کنیم، معمولا از مشتری خود را بشناس استفاده می کنیم و تلاش می کنیم از سرویس های محلی در دسترس در آن کشور استفاده کنیم. بنابراین، این شرکت ها اطلاعات مورد نیاز شما را فراهم می کنند تا تصمیم درستی بگیرید.


آمریکایی ها خود راه حل مشکلی که ایجاد کرده اند را نیز ارایه دادند: شفاف شدن سیستم چرخه مالی در ایران به گونه ای که مورد تایید گروه اقدام مالی (FATF) قرار بگیرد و در نهایت برای آمریکایی ها مشخص و یقینی شود که این پول در اختیار سپاه پاسداران و در تقویت صنعت موشکی ایران و حمایت از جریان مقاومت قرار نمی گیرد. برای دستیابی به این هدف ایران باید قانون مبارزه با پولشویی و قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم را آنگونه که مورد تایید گروه اقدام مالی قرار بگیرد اجرایی کند.
 

مذاکراتی برای تحریم های بیشتر

سوال: هدف آمریکا از طراحی پیچیده برای بسته نگه داشتن گلوگاهی که دولت حسن روحانی بارها آن را شرط تحول اقتصادی یاد می کرد یعنی مبادله اقتصادی با کشورهای غربی در نتیجه رفع تحریم ها، چیست؟

 
مذاکرات هرچند برای طرف ایرانی راهبردی برای برداشته شدن تمامی‌تحریم‌ها تلقی می‌شد، اما برای دولت آمریکا مذاکرات تنها پلی برای انتقال از وضعیت تحریم‌های فلج کننده به تحریم‌های هوشمند بود. آمریکایی‌ها نمی‌خواستند و نمی‌توانستند تحریم‌های فلج کننده را تا مدت زیادی ادامه دهند و این امر آنها را مجاب می‌کرد که به دنبال پلی برای رسیدن به اهداف مدنظر خود باشد. این اهداف شامل تغییر رفتار در چهار حوزه هسته ای، موشکی، منطقه و حقوق بشر در کوتاه مدت و تغییر سیرت (Regim Change) در بلند مدت می شد لذا برای رسیدن به اهداف خود نیازمند اعمال تحریم‌های هوشمندانه بودند. تحریم‌هایی که قابلیت نگه‌داشت راحت‌تری نسبت به تحریم‌های فلج کننده داشته باشد از طرفی با قواعد بنیادی حقوق بین‌الملل و ارزش‌های انسانی تعارض جدی نداشته باشد و در نهایت بتواند به صورت هوشمندانه بر نهادهای انقلابی و قدرت جمهوری اسلامی ‌اعمال شود و آنها را منزوی کرده و زمینه حذف آنها را فراهم آورد.

آمریکا این فرصت را در برجام به دست آورد تا بتواند مقدمات انتقال به دوران تحریم هوشمند را فراهم آورد. این فرصت از دل مهندسی اعمال شده در برجام در بخش تحریم‌ها به وجود آمده است.

آمریکا با هوشمندی توانست با توافق برجام، نهادها، سازمان‌ها و افراد ایرانی را به دو دسته خوب‌ها و بدها از منظر خود تقسیم کند. خوب‌ها آن دسته از نهادها،‌ سازمان‌ها، موسسات، بانک‌ها و افرادی هستند که از نظر آمریکا جرم‌‌های قابل بخشش و چشم‌پوشی داشته و لذا می‌توانند از نعمات برداشته شدن تحریم‌ها استفاده نمایند (اسامی‌این دسته در پیوست سه و پیوست چهار از ضمیمه دوم برجام آمده است) و بدها آن دسته از گروه‌های فوق هستند که به دلیل جرم‌های سنگین و غیرقابل بخششی که از نگاه امریکایی داشتند نمی‌توانند و نباید از نعمات برداشته شدن تحریم‌ها استفاده کنند.

شاید در نگاه اول این مساله آنقدر اهمیت نداشته باشد و با نگاه فرصت محور که نگریسته شود فرصت خروج برخی از نهادها و بانک‌ها و ... از تحریم‌ها بیشتر به چشم بیاید و از طرفی برای آنها که در تحریم مانده‌اند مشکلی متصور نیست چرا که وضعیت آنها مانند گذشته است.

اما بهتر است واقعی‌تر به مساله نگریسته شود. واقعیت آن است که فضای محیطی برای همه تغییر کرده است به خصوص برای آنهایی که هنوز در تحریم مانده‌اند. منظور از تغییر آن است که آن دسته از نهادها، سازمان‌ها، موسسات و بانک‌ها و افرادی که از تحریم‌ها بیرون آمده‌اند دیگر تمایلی به بازگشت به وضعیت تحریمی ‌ندارند و دلیلی نمی‌بینند که خود را به دردسر بیندازند و از دوران پسا تحریم استفاده نکنند. پس نباید کاری کنند که کدخدا بهانه‌ای به دست آورد و آنها را دوباره در لیست تحریم ببرد.

از طرف دیگر آنهایی که در لیست تحریمی‌کدخدا مانده‌اند (SDN List) اگر کسی با آنها همکاری کند و کدخدا از این همکاری مطلع شود، پیرو قانون تحریمی کاتسا منجر به تحریم شدن آنها می‌شود و آنها نیز به لیست اس دی ان اضافه می شوند. این همان رمز انتقالی است که آمریکا در برجام آورده و دولت روحانی با باقی ماندن در برجام به آن اعتبار بخشیده است.

رمز این است که تحریم‌های آمریکا تنها برای آن دسته از افرادی (حقیقی و حقوقی) موقتا متوقف (Cease the Application) خواهد شد که از لیست تحریمی‌آمریکا خارج شوند و آن دسته از افراد که باقی می‌مانند وضعیتشان همچون گذشته است.
 
نتیجه مشخص است. آمریکا توانسته فضا تحریم را هوشمند کند به این معنا که افراد و نهادهای بد از نظر او در داخل خاک ایران نیز طعم تحریم را می‌چشند چرا که آنهایی که از تحریم بیرون آمده‌اند تمایلی به بازگشت به تحریم‌ها را ندارند. این همان هوشمندی است که آمریکا به دنبالش بود. در گذشته آمریکا هرچقدر هم که تلاش می‌کرد نمی‌توانست بازیگران داخل ایران را با خود همراه کند اما اکنون و به یمن اجرای برجام توسط ایران این کار را می‌تواند انجام دهد. از طرف دیگر تحریم‌های گسترده گذشته خود را نیز هر روز به صورت گسترده تر اعمال می‌کند و از آن به عنوان ابزار فشاری برای پذیرش کامل خود تحریمی بهره می برد.

 آمریکا با هوشمندی توانسته میان بازیگران ایرانی یک شکاف «درون تحریم- بیرون تحریم» ایجاد کند. به معنای دیگر رفتار بازیگران ایرانی را توانسته مهندسی کند.

 با بررسی اطلاعات مشخص می‌شود مهم‌ترین و شاید اولین هدف آمریکا از این طراحی ایزوله کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ‌و تمامی‌ نهادهای وابسته به آن است. پیش بینی می‌شود این حرکت با بخش اقتصادی این نهاد انقلابی آغاز شود چرا که زمینه فکری آن در داخل کشور نیز مهیا است. برای مثال قرارگاه خاتم الانبیا که یکی از نهادهای اقتصادی وابسته به سپاه است و در لیست تحریمی ‌آمریکا قرار دارد می‌تواند هدف قرار گیرد و گرفت. نمونه آن را در نحوه اجرای قراردادهای جدید نفتی IPC توسط وزارت نفت مشاهده کردیم که به راحتی این قرارگاه با تمامی توانمندی های فنی خود کنار گذاشته شد.

و در نهايت دولت حسن روحانی براي رهايي از مخمصه عدم مبادلات بانکي همان طور که آمريکايي ها مي خواستند به FATF  پناه برد و «تعهد سیاسی سطح بالا» به گروه اقدام مالي داد تا  «با یک برنامه اقدام برای رفع کمبودهای مربوط به مبارزه با پولشویی و مقابله با حمایت از تروریسم» راه را براي نظارت FATF بر ايران هموار کند. مسیری از پیش طراحی شده توسط مهندسین تحریم امریکایی.
رجانیوز

دریـچـــــــــــــــــــــه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: