کد خبر: ۱۴۱۰۰۷
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۰۷:۴۴ - ۱۷ مرداد ۱۳۹۹
به مناسبت ۱۷ مرداد روز خبرنگار؛
اگر از قاطبه خبرنگاران بپرسید چرا قدم در این مسیر گذاشته‌اند؟ خواهند گفت: این شغل را نه برای نام و نان، که برای عشق و جان انتخاب کرده‌اند!
پایگاه خبری تحلیلی شیرازه؛ پا نهادن در میدان خبرنگاری که یکی از سخت ترین شغل های دنیاست نمی تواند سرچشمه ای جز عشق به یک کار داشته باشد.
 کشور ما یکی از معدود کشورها و شاید تنها کشوریست که علاوه بر روز جهانی خبرنگار، چنین روزی را در تقویم ملی هم دارد که به پاسداشت نام شهیدصارمی در تاریخ ما ثبت شد. اهالی رسانه رسالتی دارند که تنها با شوق آگاهی میتوانند نویدبخش انجام آن باشند و خبرنگار و قلمش در اوج این شوق است. اصولا هر شغلی که با افزایش آگاهی در ارتباط است شغل بزرگی است، اما به همین میزان صداقت و تعهد می‌طلبد. از این گفته باب شیفر روزنامه‌نگار گاردین که خبرنگاری بهترین راه برای خدمت به مردم و تاثیرگذاری روی جامعه است، به راحتی نمی‌توان گذشت؛ چرا که خبرنگاران می‌توانند مرزبانان آزادی، عدالت و حقوق شهروندی باشند که همه ارکان اولیه توسعه را تشکیل می‌دهد. اینها همه شعار نیست، برنامه عمل است. برنامه‌ای که از گام ابتدایی تهیه خبر تا بررسی بازتاب آن اجرا می‌شود.

  اهالی رسانه این روزها، خود سوژه می شوند و دیگران سعی می کنند از آن ها به عنوان دیده بانان جامعه تجلیل کنند. شیرازه هم به سهم خود برای معرفی همکاران پرتلاش و خستگی ناپذیر خود، امسال همچون سال های گذشته با طرح چند سوال از همه فعالان عرصه رسانه در فارس به استقبال روز خبرنگار رفته است:

یک: لطفا بیوگرافی مختصر و سابقه فعالیت رسانه ای تان را بفرمایید؟ 
دو: مهمترين دغدغه شما درحوزه فعاليت رسانه اي تان چيست؟
سه: توقع شما از جامعه اي كه مخاطب اخبارتان هستند(اعم ازمسوول وغيرمسوول) چيست؟
چهار: آخرين خبري كه شنيده يا خوانده ايد و در زندگي تان تأثير محسوسي داشته چه بوده است؟
پنج: چرا سطح کیفی گزارش های رسانه های استانی کم شده است؟
شش: هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو...

*ترتیب بر اساس ارسال پاسخ ها از جانب افراد می باشد.

***
 یک: عباس امیری، ۳۸ ساله شبکه خبری میثاق صدا و سیما ایرنا پانا ایکنا رضوی سبحان نیم نگاه
 دو: مهمترین دغدغه این است که اولا راست بشنوم، راست بنویسم، راست تحویل بدم و راست ببینم چه وعده، چه عمل

سه: توقع من این است مخاطبان ما بصیر باشند و خبر و مطلب ما را حقیقتاً مقایسه منصفانه و عادلانه به دور از هیاهو کنند و واقعیات جامعه و جهان را بدانند تا مبادا ما را قضاوتی کنند که گرد خستگی به تنمان بماند.
اخبار مشکلات اقتصادی و مسکن و گرانی، دغدغه معیشتی ما را مثل همه مردم تحت تاثیر قرار می دهد و اجازه نمی دهد فکر و حرکت ما بارورتر شود ...

چهار: مهمترین خبر: بماند خاطری را آزرده کردم اما حقیقت بود...

پنج: سطح کیفی متاسفانه در کشور ما به دلیل درگیری ها و هجمات فراوانی که از نطر سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی بوجود آمده  رعایت بسیاری از ملاحظات و چهارچوب ها باید مدنظر قرار گیرد که همین موضوع آزادی رسانه را محدود کرده است. و آمار شکایت ها را افزایش می دهد ترس از راهروهای دادگاه و دردسرهای بی مورد بر کار کیفی خبرنگاران و رسانه ها موثر است.

شش:دل تنگمان اخبار خوب می خواهد... پیمایش مسیر پیشرفت و توسعه کشور و حال خوش مردم حال دلمان را خوب می کند.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
در عرصه خبر ما به اسارت رفتار خود درآمدیم 

یک: فرزاد وثوقی، حدود سی سال در این حوزه فعال هستم و ۲۵ سال آن را به طور مستقیم در حوزه خبرنگاری،عکاسی، دبیر خبری و سردبیری فعالیت داشته ام، اهل عوام‌ فریبی نیستم و اعتقاد دارم یکی از آفت‌ها و عادات زشت در این حوزه عوام‌فریبی است چرا که جامعه هدف از ما انتظاراتی دارد و پیرو این انتظارات ما را به عنوان افرادی خاص ،صاحب قلم و حق جو می‌شناسند.این شناخت یک حریم و حرمتی دارد که حفظ آن برعهده خودمان است.
 من همیشه در حین کار در حوزه رسانه که ۲۴ ساعت وقت و زندگی ات را تحت تاثیر قرار می‌دهد دغدغه ارائه کار کیفی و بدون اشکال را داشته ام هرچتد قضاوت با دوستان است و از این جهت است که به طور باورنکردنی استرس بر من غالب شده و شاید همین استرس نقطه پایانی بر فعالیت‌های رسانه‌ای من بگذارند.
دو: دغدغه من ارجعیت کسب خبر و انتشار آن است که البته در همین بخش با چالش‌های بسیاری روبرو هستیم که روح کار و حیثیت آن را بر باد می‌دهد.ای کاش می شد اگر غم نان می‌گذاشت بصورت واقعی کار می کردیم.
هرچند جامعه خبری ما آنقدر گرفتار نان و معیشت است که گرفتار تولید خبر نیست!
سه: ما توقعی نداریم بلکه انتظار داریم این شغل در جامعه شناخته شود درک و فهم خبرنگاری و روزنامه‌نگار بودن بسیار مشکل است وقتی مدیران رسانه به کاسبان رسانه و منطق خودنمایی وچاپلوسی تبدیل شده‌اند .دقیقاً از زمانی که کار چاق کن ها وارد عرصه رسانه شده اند و قصد کردند از این اهرم قدرتی به نفع کارهای خودشان استفاده کنند، توقع اهل قلم به خیالی واهی تبدیل شد .
 ما حالا دراین زمانه  دچار تکرارخبر شدیم و اخبار به صورت روز شمار در حال تکرار است و
نمی‌توانیم انتظار تأثیر خبر را داشته باشیم، امروز اخبار در رسانه‌های داخلی تبدیل شده است به دروغ های تکراری، گاهی می خندیدیم که این خبر های قابل پیش‌بینی و پیش نویسی هستند ما را به صورت غیر ارادی تبدیل به جراید  فکاهی کرده است .
رسانه‌ها از سبد خرید و توجه مردم خارج شده اند دلیل اصلی آن هم  خودمان هستیم که حرمت قلم را نگه نداشتیم .
چهار:  مهمترین خبری که باید دریافت کنیم خبر کنترل و تعدیل تورم به نفع مستضعفین کشوراست و در حال انتظاری نامحدود برای خلق آن  هستیم .چرا که اقتصاد ملی واقتصاد رسانه هر دو درکنترل افراد خاص هستند.
پنج: یکی از جمله دلایل کاهش سطح کیفی و کمی تهیه گزارش و خبر در رسانه هاجنبه های  تامین هزینه های تهیه و تولید  اخبار و گزارشات است. تهیه یک خبر، گزارش و یا یک تحلیل و سرمقاله بسیار سنگین است ،اما این تحمل هزینه یا بایداز سوی نگارنده خبر ،گزارش و  تحلیل و سرمقاله ویا توسط صاحب رسانه ها و سردبیران پرداخت  شود .
آیا سرمایه گذاران عرضه اطلاع‌رسانی برای تولید خبر هزینه پرداخت کزده اند ؟  باید پرسید برای خبر و تولید آن منهای اخبار روابط عمومی ها چه ارزش گذاری صورت گرفته است .
 خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر به خواست آن قوم .یعنی ما تا خودمان نخواهیم هیچ اتفاقی برایمان نخواهد افتاد ما خودمان سرنوشت خودمان را تعیین کرده ایم. دست ها به سمت دولتی ها  دراز است،چون بخش خصوصی وجود ندارد .ما به گدایی در حوزه دولت بسنده کردیم و این گدایی از ما عناصری وابسته وبی خاصیت ساخته است.
 یک خبر از سوی چند نفر خبرنگارنما به یک رسانه مخابره می شود وهمه در خیال خود اولین انتشار دهنده هستند .  منبع خبر یک مقام دولتی وروابط عمومی مربوطه است. حالا علاوه بر روابط عمومی سازمان کارچاق کن های خبری علاوه بر روابط عمومی خود را به عنصر انتشار دهنده خبر تبدیل ومعرفی می کنند.  انتشار این اخبار باز خوردی ندارد وتنها مقام دولتی است که برای خود وان یکاد می خواند. 
اخبار دولتی جعلی، تکراری و بلا اثر است. در واقع اخبار دولتی اینگونه طبقه‌بندی می‌شود جعلی تکراری و بلااثر که البته گروهی کاسبکارانه در تلاش برای انتشار آن هستند. پرواضح است اخبار مهندسی شده اخبار موثقی نیست.
خبر باید با یک روح پاک و به منظور اصلاح امور منتشر شود.
یکی از دلایلی که برخی جوامع روی خبر زنده و پخش زنده تاکید دارند همین است در واقع قدرت رسانه‌ای با پخش زنده رویدادها و حوادث به رخ کشیده می‌شود.  عرصه رقابت در تولید خبر است نه انتقال اخبار مهندسی شده توسط روابط عمومی ها.
شش: ما باید به گونه‌ای رفتار می کردیم که روابط عمومی‌ها دائم در حال پاسخ دادن به اخبارتولید شده رسانه ها باشند نه  اینکه به فکر تولیدات هدایت شده و  کاذب برای رسانه هاباشند.
 خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: سیده نصرت شجاعی دکترا علوم سیاسی ، سردبیر گزارش مکتوب معاونت خبر صدا و سیمای فارس هستم. حدود ۱۷ سال است که در عرصه خبر فعالیت می کنم. 

دو: مهمترین دغدغه ام به عنوان سردبیر رشد و توسعه در حوزه کاری است. اینکه رسالت سنگینی که بر عهده ما به عنوان چشم بینا و‌ گوش شنوای مردم بودن رو به نحو احسن انجام دهم که  فکر کنم در حوزه گزارش مکتوب این موضوع رو‌ تا حدی که که در توانم بوده عملی کرده باشم.

سه: از مخاطبان انتظار هست  در این فضای بلبشو خبری با وجود شبکه های متعدد مجازی که درست و‌ نادرست را مخلوط و به خورد مخاطب می دهند آگاهانه سره را از ناسره تشخیص دهند.

چهار: ما خبرنگاران مرتب در حال به روز رسانی هستیم و حداقل خودم زندگی بدون خبر را هیچ‌گاه تجربه نکرده ام . ما در فورانی از خبرها قرار داریم و هیچ خبری آخرین خبر برای ما محسوب نمی شود . در واقع آخرین خبر تازه آغاز خبری دیگر برای ماست‌ . 

 با توجه به اینکه حوزه کاری من گزارش مکتوب هست. گاه انتخاب سوژه خیلی سخت می شود. در گزارش مکتوب باید با دقت و‌ موشکافی به همه ابعاد موضوع پر داخته شود. شاید یکی از گزارش هایی که خیلی اثر گذار بود، موضوع تخریب باغ های قصر دشت شیراز بود که با عنوان( سایه ات بلند باد ای درخت) آن را کار کردم  که چندین جایزه  استانی و کشوری کسب کرد.

پنج: من معتقدم نه تنها در فارس بلکه در کشور جای خالی خبرنگاری توسعه خالی ست. کسی که دغدغه توسعه و پیشرفت  داشته باشد و با مطالعه و نگاه رو به جلو قلم  بزند و گام بردارد. توجه به رویدادها او را از بررسی فرایندها دور نکند. ما نیاز به خبرنگار فرایند محور ، جریان ساز و اثر گذار داریم  و این مهم  به دست نمی آید جز با مطالعه, آموزش,به روز بودن، با مردم و برای مردم بودن .از طرفی متاسفانه زمین بازی عوض شده و خبرنگار در جامعه امروزی از رویکرد حرفه ای پرسشگری با نگاه انتقادی توسعه گر تبدیل شده به روابط عمومی و سخنگوی اداره ها و نهادها در چنین وضعیتی نمی توان انتظار کیفیت  داشت.

شش: اگر چه مشکلات و موانع  در این شرایط سخت اقتصادی متعدد است  فعالان عرصه خبر نباید از وظیفه ذاتی خود یعنی برای مردم و با مردم بودن را فراموش کنند. از طرفی  بی شک خبرنگار تبلوری از بلوغ اجتماعی است. جامعه امروز ما هم از بلوغ اجتماعی بالایی برخوردار است و چنین جامعه ای خبرنگاری در سطح خود می طلبد.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
سلام صیاد جوکار هستم کار خبرنگاری از سال ۸۴ با واحد مرکزی خبر در صداوسیمای مرکز فارس آغاز کردم و هم اکنون هم در خبرگزاری صداوسیما با افتخار فعالیت میکنم. 

دو: مهمترین دغدغه ما امروز انعکاس مشکلات مردم در رسانه است هر چند خدا را شکر با مدیریت فعلی صداوسیما بخش زیادی از اون حل شده ولی وقتی میبینی خبرنگار مشکلات منعکس میکنه ولی گوش شنوای نیست یا خیلی از مسولان فقط وعده میدهند واقعا سخته

سه: به نظر من مخاطب امروز ما باید آستانه تحمل خودشون مخصوصا مسئولان بالا ببرند تا با نقد درست و شفافیت بتوانیم هم مشکلات حل کنیم هم به توسعه استان و کشور کمک کنیم

چهار: خبر که زیاد شنیدم همین الان هم که در حال تایپ این متن هستم یه خبر شنیدم اما تاثیر گذار یه گزارش در خصوص جدی گرفتن بیماری کرونا از یک پزشک مبتلا به کرونا بود که واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.
مهمترین گزارشی که کار کردم پیگیری نصب کارتخوان ها در مطب پزشکان بود که با پیگیری مستمر این کار در همه مطب ها عملیاتی شد و به یک قانون تبدیل شد.

پنج: سطح کیفی الان هم در برخی مواقع هنوز خوبه ولی به نظر من اگه پایین هم اومده اقتصادی یا همون تیتر فروشی هست.آقا این آخری ننویسید شر درست میشه گفتم که بدونی...

شش:دل تنگم هم میگه..گاهی گمان نمی کنی ولی خوب میشود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود .......
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
محمدحسین نیکوپور
درود به همکاران و تبریک روز خبرنگار
امروز قصد دارم یادآوری کنم سال گذشته در دیدار خبرنگاران با جناب استاندار من انتقادی درخصوص عنوان بی اساس قطب پزشکی جنوب ایران مطرح کردم که منجر به این شد جناب رحیمی به روابط عمومی استانداری فارس سپرد که برای اینجانب وقت ملاقات حضوری تعیین شود تا من نکات خود را به عرض ایشان برسانم اما این وعده در حد حرف ماند و گرچه آقای اشرف بارها وعده تعیین وقت را تکرار کرد چنین دیداری میسر نشد تا اینکه روز گذشته(چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹) به مناسبت روز این نشست دوباره برگزار شد و از اینجانب دعوت نشد 
امیدوارم این عدم دعوت ربطی به انتقاد از سیستم درمانی و سلامت استان و پیش بینی این ناتوانی در مدیریت سلامت فارس در همه گیری کووید-۱۹ نداشته باشد 
به نظر می رسد همچنان در دانشگاه علوم پزشکی بر پاشنه مدیریت گذشته تاریک می چرخد و استانداری هم ناتوان از پاسخگو ساختن این نهاد است.

روز خبرنگار بر همه اصحاب رسانه خجسته و همایون
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
 لطفا بیوگرافی مختصر و سابقه فعالیت رسانه ای تان را بفرمایید؟ 
سید محمد شبیری، کار مطبوعاتی را از بهار 80 در روزنامه نیم نگاه وخبرگزاری ایرنا آغاز کردم وهمزمان در دو نشریه کشوری فعالیت داشتم و 4 سال بعد در پنجمین وششمین جشنواره  جشن فرهنگ مقام های نخست و برگزیده جشنواره را  کسب کردم  و در ششمین دوره جشنواره به دلیل انتشار خبر وعکس دعوای مدیر کل اسبق  فرهنگ وارشاد استان با معاون خبر صداوسیما از دریافت جایزه محروم شدم ودر دهه 80به عنوان تنها استان فارسی در جشنواره مطبوعات کشوری در بخش کشوری مقام دوم را کسب کردم  و در سال های بعد به عنوان دبیر فرهنگی روزنامه عصر مردم روزنامه سبحان،روزنامه خبر جنوب ،خبرگزاری تسنیم وخبرگزاری فارس فعالیت دارم.

 مهمترين دغدغه شما درحوزه فعاليت رسانه اي تان چيست؟
اخلاق حرفه ای و نبود آموزش های لازم از سوی متولیان امر برای اهالی رسانه

 توقع شما از جامعه اي كه مخاطب اخبارتان هستند(اعم ازمسوول وغيرمسوول) چيست؟ امروزه هر کدام از افراد جامعه یک رسانه در دسترس دارد و به همین منظورسرعت انتشار اخبار واقعی وغیر واقعی به سرعت نور رسیده نیاز است برخی از مسئولان از انجام سکوت خبری پرهیز کنند وشفاف سازی کنند و همچنین در امر پاسخگویی  بدون در نظر گرفتن رسانه جناح چپ وراست پاسخگو باشند زیرا امروزه همه رسانه  ها در زیر پرچم سه رنگ در امر اطلاع رسانی فعالیت دارند.

 آخرين خبري كه شنيده يا خوانده ايد و در زندگي تان تأثير محسوسي داشته چه بوده است؟ از شنبه همه چیز به روال عادی برمی‌گردد!!!!

 مهمترین خبری که در یکسال گذشته کار کردید چه خبری بود؟شاید یکی از چندین خبر یا گزارشی که طی یکسال گذشته بازتاب داشت سفر اعضا شورای شهر به سنگاپور با تیتر ((وقتی پول شیرازی ها در سنگاپور و مالزی هزینه می شود))

 چرا سطح کیفی گزارش های رسانه های استانی کم شده است؟ با توجه به اینکه اقتصاد رسانه در شرایط کنونی زمین گیر شده و مدیران مسئول بدون حمایت های دولتی به سختی  مخارج خود را تامین  می کنند وبخشی از درآمد های خود را از طریق آگهی های ادارات تامین می کنند به مراتب مطالبه گری از سوی جامعه مطبوعاتی کمتر شده واکثرهمکاران اخبار خود را درنشست های خبری  ادارت تهیه می کنند. 

هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو...17 مرداد روز عزیز خبرنگار بر خانواده شهید محمود صارمی و همکاران مبارک
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و احترام و تبریک روز خبرنگار به خبرنگاران و فعالان عرصه رسانه و مطبوعات که زحمات شبانه‌روزی دارند
بنده ابراهیم عباسی هستم دانش آموخته دکترای تخصصی رشته تاریخ ایران و نزدیک به دودهه در اشکال مختلف شامل مدیریت سایت، سردبیری، جانشینی مدیر مسئول روزنامه و در حال حاضر مدیر مسئول و صاحب امتیاز پایگاه اطلاع رسانی پگاه خبر عضو شورای اطلاع رسانی استان فارس و از فعالان عرصه فضای مجازی در سال های گذشته تا کنون در خدمت مردم عزیز هستم.
دو: مهمترین دغدغه بنده در حوزه فعالیت رسانه‌ای اولین افزایش سواد رسانه چه در بین فعالان رسانه و چه در بین مخاطبین رسان است چراکه در این حالت رسانه می‌تواند به صورت ایده آل ایفای نقش نماید.
نکته دوم حریت استقلال طلبی رعایت انصاف و تلاش برای توسعه و پیشرفت کشور و استان در فعالیت رسانه ای است که به نظر می رسد در این زمینه نیازمند تلاش بیشتر هستیم
سه:  مخاطبین اعم از مسئول و غیر مسئول زمانی می توانند باعث انگیزش در رسانه شوند که در تعامل با رسانه دیدگاه ها نظرات انتقادات و پیشنهادات خود را منتقل نمایند و از سویی رسانه را عنوان تریبون خود تلقی نموده و اجازه دهند تا مجموعه رسانه‌ای بتواند عنوان تریبون مردم و مجرای ارتباطی ساختارهای حکومتی و مردم باشد
 چهار: خوب با توجه به رصد روزانه اخبار روزانه و همواره حجم وسیع اخبار در حوزه های مختلف می بینم و می‌شنوم ،اما معمولاً خبر‌های خوب در موضوع پیشرفت های کشور و افزایش امید و سرافرازی و موفقیت کشور برایم قابل توجه و سازنده است.
خبرهای مقابله با فساد اقتصادی هم موجب خوشحالی بنده می شود.
 مهمترین اخباری که در رسانه کار کردم دست آوردها و تلاش‌های فرزندان استان و کشور و موفقیت های آن ها برای کشور است.

پنج: علت کاهش کیفیت فعالیت‌های رسانه‌ای و خبری بخشی در بی رمق شدن روزنامه ها و رسانه ها به دلیل کاهش درآمدهای اقتصادی منجر به تعدیل نیروهای کارآمد و سوئی عدم تربیت کادر مجرب و توانمند در عرصه رسانه است.
البته دلایل متعدد و بیشتر است که به این دو مورد اشاره کرد.

شش:هر چه می خواهد دل تنگت بگو در این بخش عرض می کنم در حال حاضر با توجه به گرفتاری‌های معیشتی، اقتصادی، بیماری، محرومیت و فقر، جای مهربانی و محبت و دلسوزی در حق انسانها و هموطنان خالیست و امیدوارم که هر روز بیش از گذشته این مهربانی و انسانیت جای خود را به زرنگ بازی ها مفاسد اقتصادی رقابت ها و آزارهای انسان ها بدهد.
سرفرازی و دوام وقوام کشور سلامتی همه هم وطنان و همدلی و همراهی همگان برای فردایی بهتر آرزو و خواسته بنده است
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: احمد خضرى متولد آذر ١٣٢٨ در شهر آبادان، داراى ٣٣ سال سابقه خدمت در آموزش وپرورش ، هم اكنون ساكن وشاغل در شهرستان اوز، داراى سايت رسمى و دو هفته نامه (پسين اوز) با صاحب امتيازى، مدير مسئولى وسردبيرى بنده
 اين نشريه در استان هاى فارس و هرمزگان وكشور امارات توزيع مى شود . ٢- مهمترين دغدغه ، احتمال تعطيلى نشريه وسايت به دليل
دو: كمبود اعتبارات هزينه اى 
سه: توقع من ؛ بالا رفتن ظرفيت پذيرش انتقاد 
چهار: آخرين خبر، وجود بيمارى كوويد ١٩ در اسفندماه ٩٨ وقرنطينه سه ماهه من در خانه
- مهمترين خبر: ارتقاء بخش زيباى اوز كه بعد از نيم قرن به حقش رسيد و در ١٠ مهر ١٣٩٨ به شهرستان ارتقاء يافت 
پنج: سطح كيفى ؛ بى تاثير بودن در تصميمات، وبى اثر بودن در زندگى مردم 
 شش: مشكلات مالى ، وعدم حمايت مسئولان نوعى دلسردى بوجود آورده است وفضاى مجازى نيز مزيد بر علت شده است.
 خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: هوشنگ جهانبخش، مدیر مسوول پایگاه خبری اول فارس، کار رسانه ای از از سال 1385 از یک رسانه محلی، افتخاری و دوستانه شروع کردم. مدتی وبلاگ می نوشتم، بعدها وب سایت آبشار نیوز درسال 1391 تا 1396 منتشر می کردیم که بدلایل فنی ناچار متوقف کردیم .  " اول فارس "را از سال 1397 شروع کردیم  و اکنون داریم با اول فارس ادامه می دهیم.

دو:  بزرگترین مشکل حوزه رسانه نگاه از بالا به پایین، مهاجم انگاری و مشخص نبودن قوانین ومقررات ناظر بر رسانه ها و خود قانون انگاری برخی ها در تعامل با رسانه هاست.

سه: روزانه صدها خبر را مطالعه، بررسی و منتشر می کنیم. اما خبری که حقیقتا خیلی باعث تاثر خاطرم شد مربوط به فروش بخشی از سهام عدالت اقشاری از جامعه و عدم واریز وجه آن توسط بانکها و کارگزاریها بود که خیلی ها پیام میدادند، تماس می گرفتند یا کامنت می‌نوشتند و مشخص بود بدجور گرفتار هستند و چشم انتظار... واقعا دل آدم می سوزد. مردم و اقشار ضعیف جامعه بسیار آسیب پذیر شده اند و نیازمند توجه بیشتری هستند.

چهار: توقع خاصی از مردم و مخاطبان ندارم و البته آرزومند روزهای بهتری برای همه مردم سرزمین بزرگ ایران هستم. 
از مسئولان اما انتظار بیشتری میرود. خودم زمانی در همین دولت مسوولیت داشتم و محدودیتها را هم میدانم اما کم کاری، بی توجهی به نیازمندان، رخوت و سو تدبیر هم زیاد شده و این مایه نگرانی است. معیشت مردم بسیار مهم است، سلامت و بهداشت روحی و روانی مردم هم در خطراست. امیدوارم مسؤولین خصوصا در این دولت قبل از اینکه به دفتر، میز، منزلت ومزایای اداری دقت کنند به مسؤولیت بزرگ اجتماعی خود در برابر مردم هم فکرکنند. اتفاقا الان زمان کار و تلاش و احساس مسوولیت بیشتر است. مسؤل دانستن خودمان در مقابل مردم از مدیر بودن مهم تر است.

پنج: سطح کیفی و کمی رسانه ها در فارس قابل قبول است. شخصا بصورت لحظه ای پیگیر اخبار و رویدادها هستم. خبرنگاران و رسانه ها در استان فارس بخوبی دغدغه ها را درک، تحلیل و پردازش میکنند.
البته اعتقاد دارم رسانه مردم بودن مهمتر از رسانه سازمانها بودن است. سازمان ونهادها حداقل یک روابط عمومی دارند اما اقشار مردم نگاهشان به ما و همین رسانه ها است.
 
 شش: از آرزوها و دلتنگی ها نوشتن‌ سخت است. استان فارس پهناور است و این بزرگی و پهناوری البته باعث محرومیت‌ها و سختی ها و تنوع مشکلات است.
برخی دوست دارند چهره فارس را عالی ترسیم کنندو ممکن است برخی مطالب، گزارشات  یا خبر ها را بر نتابنداما کاش استان فارس  با همه زیبائی ها، دارائی ها و نداری هایش دیده شوند. غیر از کلانشهرشیراز، شهرهای بسیاری داریم که نیازمند توجه بیشتری هستند.
 مردم البته هنوز امیدوار هستند و به یاری خدا مشکلات مردم هم روزی با سرپنجه خرد و اندیشه و عزم ملی حل خواهند شد.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
نیکنام خشنودی – کنشگر و رویدادنگار رسانه

دل نگرانی‌های من 
این روزها با فراگیر شدن بیماری کرونا همه ما دل نگران تندرست ماندن هستیم و برای دوری از آلودگی به این ویروس می کوشیم  و بر همین شیوه نیز می بایست فرآورده های رسانه ای داشته باشیم و به آفرینش درون مایه و خوراک رسانه بپیردازیم .
گرچه  نمیتوان بدون دیدن این جستار آسوده زیست و کار کرد ، ولی یکی از دل نگرانی ها  من به عنوان گزارشگر ، رویدار نگار و کسی که در آفرینش فرآورده های رسانه ای تلاش می کند  و   باید برای نگهداشت و  گسترش زبان پارسی و در پراکنش فرهنگ پارسی با آفرینش های رسانه ای بکوشد  و دراین زمینه دست اندرکار است این است که ما کم کم از زبان فارسی در آفرینش درون مایه رسانه ای  دور می شویم.
 بسیار دیده شده همان گفتارها ، نوشتارها و سخن هایی که روابط عمومی ها آماده کرده و به رسانه فرستاده اند ، همان را بدون هیچ ویرایشی رسانه ای می کنیم،  کمتر برای ویرایش یک نوشته و آراستن واژه های آن زمان می گذاریم ، من بیم آن را دارم که همانگونه که فضای سینما ، فضای مجازی ، فضای صنعت ، فضای کارهای نو و به قول معروف استارتآپی ها با واژه های بیگانه گرفته شد و فرهنگ بیگانه می رود تا بر این فضا چیرگی یابد ، فضای رسانه نیز  که واپسین سنگر پدافند از زبان فارسی است گرفته شود ،  چرا باید در خبرها و رویدادهای آتش سوزی این همه حریق حریق کنیم ؟  چرا باید  گزاره " صعب العبور"  کاربردی شود زمانی که به آسانی می توان گفت " سخت گذر"؟، چرا باید روابط عمومی بنویسد " مسلوب المنفعه "  ، رسانه هم  مسلوب المنفعه را در سر خط  روزنامه بیاورد ؟  چرا نباید برای پارسی کردن واژه ها زمان بگذاریم؟ 
چشمداشت من از کارگزاران این است که در راستای همین دل نگرانی که گفتم کنشگر باشند ، انگیزش بیافرینند  ، اگر واژه ای نو  به درون فضای رسانه آمد آن را ببینند ، می دانید در یکسال شمار واژه های نو که به فضای رسانه ای ما آمده  از شمار انگشتان یک دست کمتر است؟ کمتر از پنج واژه وارد فضای رسانه ای ما می شود ! کارگزاران اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس در این زمینه باید پاسخگو باشند ، چرا نباید از رسانه بخواهند و انگیزه بیافرینند که رسانه پارسی نویسی و پارسی گویی را یک برتری بداند و بر آن پافشاری کند ؟ رسانه پیشگام آفرینش درون مایه ارزشمند است و مردم در یک زیستگاه  به دنبال آن از این آفرینش درون مایه رسانه بهره می برند و اندک اندک همین کار فرهنگ را دگرگون می کند.
یکی از آفرینش های با ارزش و سودآور که من در همین چند روز گذشته در رسانه داشتم و بازتاب یافت و از دیدگاه من جلوی بسیاری از دروغ پراکنی ها و چواندازی ها را گرفت ، رویداد آتش سوزی در ترانسفورماتور ایستگاه ملک مکان شیراز بود ، برای آفرینش درون مایه رسانه ای  این رویداد  من در زمان 3 بامداد به معاون هماهنگی شرکت برق زنگ زدم و اگرچه  ایشان هم پاسخگو بودند و در محل رخدا آتش سوزی آماده بودند که همین جا از تلاش های مهندس روغنیان و همکاران سپاسگزاری می کنم ، این رویداد آتش سوزی می توانست به دروغ پردازی خودخواسته بودن آتش سوزی بیانجامد و حاشیه بسازد ، می توانست پای خرابکاری و حتی رسانه بیگانه را به میان آورد ، می توانست ده‌ها برداشت نادرست در اندیشه مردم درست کند ، اما روشنگری در چرایی رخداد آتش سوزی و بیان موشکافانه آن و شتاب در بازتاب دادن آن  به همه دروغ پردازی ها پایان داد و در را روی زمینه گشایش دروغ  هم بست ، همیشه زمانی که در روی دروغ پردازی رسانه ای بیگانه  بسته می شود و دروغ بیهوده گویی جان نمی گیرد ما ارزشمندی آن را دریافت نمی کنیم اما اگر همین درون مایه رسانه ای از رخداد آتش سوزی و بازتاب آن نبود و دروغ گویی رسانه ای بیگانه جان می گرفت شاید بیشتر ارزشمند بودن آن را دریافت می کردیم. شوربختانه این رخداد و آفرینش رسانه ای از سوی هیچکدام از کارگزاران استانی دیده نشد و کسی به آن نپرداخت .
واپسین رویدادی که در زندگی من کارایی فراوان داشت و آن را با گوشت و پوست و استخوان گرفتم ، گرانی دلار بود ! روزی که زور دلار بر دارایی  من چربید و هنوز چشم دارم  که دلار از خر شیطان پایین بیاید.
ژرفای گزارشهای استانی کم نشده  ولی می شود بهتر از این هم باشد ، اگر خبرنگاران و دبیران و کارگزاران رسانه انگیزه بیشتری برای رسانه داری داشته باشند می توان بهتر و بیشتر و ارزشمند  کار کرد و در راستای پیشرفت استان گرانمایه و نازنین فارس کوشید.
امید که بتوانیم با اندیشه و همراهمی همه مردم و برنامه ریزی و کارکرد بهینه رسانه از دوران کرونا بگذریم ، امید آنکه چه کرونا با ما باشد و چه نباشد بتوانیم شیوه نامه های بهداشتی را بیشتر پیش رو بگذاریم و ببینیم وپاس داریم ، امید آنکه در راستای پیشرفت استان نازنین و گرانمایه  فارس و شهر دوست داشتنی  شیراز تلاش کنیم و زیبا و پیراسته قلم بزنیم.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
   به نام خداوند بخشاینده ومهربان
* گرامیداشت مقام شهید، وظیفه همه و همیشگی ماست ،حال آنجا که شهید عزیز و بزرگی برای روشنایی راه انقلاب وامت اسلام جهاد کند.
* سالگرد شهادت شهید محمود صارمی فرصت مغتنمی است برای خبرنگاران تا بدانند می توانند در راه روشنی بخشیدن به صراط مردم در اتصال به حق و حقیقت فرصت ها بسیار اما سخت هست.
*تهدید جدی بیماری کویید ۱۹ در این ایام فرصتی بود که نشان دهد که اصحاب رسانه نشان دهند همچنان جان برکف در مسیر آگاهی بخشیدن به جامعه باانگیزه و پر تلاشند .
*  بنده به سهم خویش ضمن تبریک عید بزرگ غدیرخم و  گرامیداشت یاد و خاطره همه شهدا به ویژه این شهید عزیز ، روز خبرنگار را به همه عزیزان و همکاران پرتلاش خودم در همه عرصه های خبری استان فارس تبریک عرض می نمایم .
 *ضمن تشکر صمیمانه از ابراز لطف وبذل محبت پر طراوت به این برادر کوچکتان امیدوارم در مسیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی در کنار دوستان خوب و بزرگی چون حضرتعالی بتوانیم موثر واقع شویم . 
* امید آنکه همیشه قلم و کلامتان در مسیر حق بچرخد و بگوید.
 مجدد این روز را به تک تک  دوستان پرتلاش و گمنانم تبریک می گویم .
برادر کوچک‌شما
 میلاد امیری نژاد 
 سرپرست خبرگزاری تسنیم فارس
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
نوید جعفری
یک: سابقه فعالیت از ۱۳۷۵ همکاری با روزنامه های محلی و کشوری در زمینه نقد هنری 
مدیر صفحه سینما و تئاتر کتیبه در روزنامه تحلیل روز
سردبیر درگاه ایران تئاتر فارس 
مدیرمسئول سابق پایگاه خبری هنر شیراز
هم اکنون خبرنگار  خبرگزاری مهر و پیام خبر 

دو: مهمترین دغدغه شاید شفافیت و انجام وظیفه و هدف اصلی رسانه که همان آگاهی رسانی ، مطرح کردم دغدغه های مردم و تلاش در جهت بهبود شرایط باشد

سه: توقع چندانی نمی توان داشت هر زمان رسالت و کار رسانه با شفافیت و بدون غرض ورزی های مرسوم جناحی و سیاسی انجام شود مسلما مخاطبان هم رضایت دارند و مسئولان هم قدر زحمات رسانه ها را درک می کنند.
توقع از مدیران شفافیت و پاسخگویی و راستگویی است 

چهار: آخرین خبری که شنیدم و دنبال می کنم اخبار اجتماعی و اقتصادی هست که در زندگی همه ما موثر است 
مهم ترین خبر در یک سال گذشته ؛ فعالیت در زمینه ساخت و تولید محتوا در زمینه پیشگری از شیوع بیشتر کرونا بود 
اما گزارشی که در خصوص مشکلات اقتصادی اصناف شیراز کار کردم و موثر بود و همچنین گزارشی از تخریب محیط زیست در شهرستان کوهچنار که منجر به تغییر در سیستم دفع زباله شد واقعا خوشحالم کرد 

پنج: پایین بودن سطح کیفیت چند عامل مهم دارد:
یکی محافظه کاری و دست به عصا بودن مدیران رسانه های استانی که به دلیل مشکلات اقتصادی مجبور به تحمل خیلی از مسائل هستند و دوم اینکه هر گزارشی مسلما در پی انتقاد و نمایان کردن معضلاتی هست که برخی همه تلاششان را برای اشکار نشدنش  به مار می بندند.

شش:کاش شرایط متوسط زندگی برای خبرنگاران، عکاسان و شاغلان رسانه ها فراهم بود ، در حد همان حقوق اداره کار و بیمه تا بتوانند با فراغ بال و بی غصه غم نان به کار بپردازند 
فراموش نکنیم جامعه سالم و پویا به فضای باز تفکر احتیاج دارد و رسانه ها در کنار اهالی فرهنگ و هنر بزرگترین عاملان این اتفاق هستند
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: زهرا عسکری،  قریب 15 سال در عرصه رسانه هستم که 9 سال هست به عنوان خبرنگار و سردبیر خبرگزاری ایکنا استان مشغول به فعالیت هستم.
دو: مهم ترین دغدغه: انعکاس مطالب و اخبار دقیق و درست و همچنین تلاش برای رونق فعالیتهای قرآنی و رفع مشکلات این عرصه
انعکاس دغدغه و مشکلات فعالان قرآنی و عرصه فعالیتهای قرآنی جهت دستیابی به اهداف والای نظام اسلامی
انعکاس زحمات و تلاشهای گروه های مذهبی، جهادی و همچنین مسولان جهت خدمت به مردم به منظور تزریق روحیه امید در جامعه

سه: توقع از جامعه مخاطب:
پیگیری اخبار صحیح و متن از منابع رسمی به همراه لینکهای خبر دقیق و صحیح
یکی از آسیبهایی که امروز در فضای مجازی به صورت گسترده وجود دارد، زودباوری مردم از انتشار مطالبی است که منبع درستی ندارند و هرکسی تلاش میکند این مطالبی را که از درست یا غلط بودن آن اطمینان ندارد، برای دیگران ارسال کند.
البته در این میان گهگاه سوءاستفاده هایی از لینک اخبار خبرگزاریهای رسمی از سوی شایعه پردازان صورت میگیرد، به عنوان مثال شایعه پرداز مطلب دروغی را نوشته و در پایین آن لینک یک خبر خبرگزاری رسمی را قرار میدهد تا مردم به محض مشاهده لینک پای خبر، گمان کنند که این خبر حقیقت دارد

چهار: آخرین خبری که در زندگی تاثیر محسوس داشته:
این روزها با توجه به شرایط کرونا و داغ بودن اخبار مرتبط با آن و صد البته اهمیت توجه به این اخبار که حاوی اطلاع رسانیهای مدافعان سلامت به منظور حفظ جان مردم هستند، میتوان گفت آخرین خبری که بر روی زندگی نه تنها من بلکه افراد بیشماری از جامعه اثر گذاشته است، همین اخبار کروناست تا بدانیم برای محفوظ ماندن در مقابل این ویروس، چه اقداماتی باید انجام داد و سبک زندگی خود را مطابق با این توصیه های بهداشتی تنظیم کرد.

مهم ترین خبری که در یکسال گذشته کار کردید:
مسلما در طول یکسال گذشته اخبار مهم زیادی در ایکنا منتشر کرده ام که اکنون حضور ذهن دقیقی از اخبار سال گذشته ندارم اما مهمترین خبری که در سال جاری کار کردم، انعکاس دغدغه نخبگان و فعالان قرآنی از رسانه ملی بود که بحمد الهی انعکاس این مطلب تاثیر بسیار خوبی داشت، چراکه مسولان صدا و سیمای فارس از این مطلب استقبال کرده و بحمد الهی تقریبا هر روز شاهد حضور یکی از نخبگان و فعالان قرآنی استان در برنامه های صدا و سیمای فارس هستیم و بدین ترتیب یکی از دغدغه های قشر مخاطب ایکنا در این عرصه مرتفع شد

پنج: چرا سطح کیفی گزارشهای رسانه های استانی کم شده است:
البته به نظر من، این مساله سلیقه ای است و ممکن است چنین چیزی به نظر همکاران خوب ما در شیرازه آمده باشد، چراکه هر رسانه با توجه به عده و عده و امکانات و تجهیزات و تعداد نیروهای خود تلاش میکند تا سطح کار خود را ارتقا بخشد ولی ممکن است در این راه با مشکلات زیادی مواجه شده باشد که بسیاری از ما از آن بی اطلاعیم. 
البته نباید از شرایط اقتصاد کنونی کشور که مسلما بر روی اقتصاد رسانه ها هم تاثیر مستقیمی دارد غافل شد زیرا همین مساله موجب شده است که رسانه ها در تامین نیرو و امکانات خود دچار مشکلات عدیده ای شوند و مسلما از رسانه ای که با کمترین امکانات و نیرو در حال تلاش برای باقی ماندن است، نمیتوان انتظار بهترینها را داشت.

شش: سخن آخر اینکه، خبرنگاران همواره در طول سال زبان گویای هم مردم و هم مسولان بوده اند و هرکدام به سهم و وسع خویش سعی کرده است در این راه قدم بردارد ولی متاسفانه کمترین توجه به درخواستها و مشکلات خبرنگاران می شود و در طول سال شاید تنها در ایام خبرنگار این سوالات تکرار شود که دغدغه خبرنگاران چیست و هرچقدر هم به این سوالات پاسخ داده شود، باز هم اوضاع همان خواهد بود که بود و گویی اینکه مشکلات و دغدغه این قشر برای کسی مهم نیست!
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
محمدصادقی متولد 1374 در آباده هستم. کارشناسی مهندسی برق مخابرات را در دانشگاه دولتی صنعتی شیراز گرفته و در همین دوران با خبر آشنا و علاقمند شدم.
در برهه دانشجویی و تصدی مسئولیت دبیری انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شیراز , مدیرمسئول و سردبیر گاهنامه راه نو بودم و در ادامه با پایگاه های خبری حافظ, غریو و شیرازه و روزنامه نیم نگاه همکاری داشتم. از دوسال قبل تاکنون نیز با خبرگزاری علم و فناوری بعنوان سردبیر منطقه فارس و خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری فارس مشغول فعالیت هستم. ضمنا مدیرمسئول سایت خبری تحلیلی ایران ریپورتس نیز هستم.

مهمترین دغدغه من در حوزه رسانه کمرنگ شدن نقش خبرگزاری ها و پایگاه های خبری و پررنگ شدن جایگاه صفحات مجازی غیررسمی به عنوان منابع خبری می باشد که عده ای به نحوی زحمات اصحاب رسانه را به نفع خود استفاده کرده و دست خبرنگاران کوتاه می ماند.

توقع از جامعه مخاطب این است که سواد رسانه خود را بالا برده و اخبار و اطلاعات را از مراجع رسمی خبری نظیر خبرگزاری ها و پایگاه های خبری دنبال کنند و به هرمطلبی در فضای مجازی اعتماد نداشته باشند.

مهمترین خبری که کار کردم و صدای آن در کشور و حتی عرصه بین المللی نیز پیچید، رای آقای پاکفطرت، نماینده شیراز و زرقان به پرونده تاجگردون در کمیسیون تحقیق مجلس بود که درپاسخ به من گفت: به تو ربطی نداره، برو همین رو تیتر کن!

هرسال حرفهای تکراری و مشکلاتی تکراری که مرتفع نمی شوند. 5 سال است که در عرصه رسانه هستم اما هنوز یک ماه هم بیمه ندارم. مشکلات معیشتی, امنیت شغلی و مسکن که دیگر هیچ. 
در پایان حال ما خوب است اما تو باور نکن
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...


***
یک: ابوالفضل حسن بیگی هستم متولد ۱۳۵۶ در شهرستان اقلید 
از کودکی علاقه زیادی به فوتبال داشتم و بالطبع برنامه نود، و بر اثر اتفاق تلخی که  در سال ۹۰ برای یک نوجوان در زمین فوتبال رخ داد که باعث مرگ وی شد و در صدد اون براومدم که این اتفاق رو برای پخش از برنامه نود ارسال کنم، من رو بصورت کاملا اتفاقی وارد جرگه خبرنگاری و همکاری با صداوسیما کرد و ابتدا بعنوان تصویربردار و سپس بعنوان خبرنگار صداوسیمای مرکز فارس مشغول به کار شدم

دو: مهمترین دغدغه ی من بعنوان خبرنگاری که در یک شهرستان فعالیت می کند انعکاس مشکلات مردم شهرستان در حوزه های مختلف و پیگیری اون از طریق رسانه ملی تا حصول نتیجه هست.

سه: از مردم توقع دارم در بحث تهیه خبر همکاری داشته باشند و از مسئولین توقع دارم که مشکلات خبرنگاری را درک کنند و  شرایطی رو فراهم کنند که با فراغ بال بیشتری به دنبال تهیه خبر باشم نه اینکه تهیه ملزومات خبرنگاری ما رو از اصل موضوع و هدف دور کنه

چهار: بدون شک هر خبری میتونه به نوعی در زندگی یک خبرنگار تاثیر مثبت یا منفی داشته باشه و چونکه خبرهای اینچنینی کم نیستند نمیشه بعنوان خبر واحدی از اون نام برد اما اگه بخوام آخرین خبر تاثیر گذار رو بگم شهادت سردار سلیمانی و سقوط هواپیمای ایران اوکراین خیلی من رو متاثر کرد به ویژه زمانی که بعنوان خبرنگار اعزامی مرکز فارس مراسم تشییع و تدفین سردار سلیمانی رو در کرمان پوشش میدادم.

مهمترین خبری که در یکسال گذشته  کار کرده ام گزارش تشییع سردار سلیمانی که از کرمان بود.

پنج: این موضوع رو نمیشه به تمام خبرگزاری ها تعمیم داد. بعضی خبرنگاران شاید سطح کیفی خبرهاشون کم شده اما بعضی خبرنگاران دیگه این مطلب رو احساس نمی کنند و البته حتما برای خودشون دلیل خاصی دارند

شش: بدون شک گفتی ها زیاده و به خصوص حرفه خبرنگاری که درد دل زیاد داره اما شاید بیشترین درد دل یه خبرنگار مخصوصا در شهرهای کوچکتر که همه ی مردم خبرنگار رو میشناسن اینه که بیشتر خبرنگار رو درک کنند. خبرنگار هم فردی از افراد جامعه هست که دوست داره مثل مابقی مردم زندگی کنه، تفریح کنه، مسافرت بره، حتی گاهی اوقات مثل مابقی مردم ساندویچ بخوره و تخمه بشکنه اما نوع نگاه مردم مانع از این کار میشه یعنی خبرنگارانی که در مناطق کوچکتر فعالیت میکنند بعضی اوقات در تنگاه نگاه مردم اذیت میشن و این خوب نیست. یکی دیگه از درد دل های خبرنگاران به ویژه خبرنگاران آزاد در شهرستانها کمبود امکانات هست که میتونه روی عملکرد اونها تاثیر بذاره و این موضوع رو مسئولین باید درک کنند
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
آمنه سپهر
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ  وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ وَ إِنَّكَ لَعَلى‌ خُلُقٍ عَظِيمٍ 
به قلم و به آنچه مى‌نويسند سوگند. كه تو به خاطر (لطف و) نعمت پروردگار ديوانه نيستى. و همانا براى تو پاداش بى‌پايان است. و حقّاً كه تو بر اخلاق بزرگى استوارى.

دوباره یکسال دیگر گذشت و  صفحه تقویم هفدهم مرداد را به رخ می کشد . دوباره خبرنگاری با یک بغض کال در گلو که در این روز آماده انفجار است. چه روزهایی که در حین تهیه  گزارش مثل ابر بهار نگریستم ، زیر آفتاب نسوختم و چه روزهایی که پا به پای مسئولین زیر نور آفتاب در مزارع پاهایم میزبان خار و خاشاک  نبوده است . 

 امروز دوباره ما و ماجرای  سرسپردگی و  شیدایی  روزنامه نگارانی  قلم به دست و جدیدا گوشی به دست
 مثل کسانی که سودای رفتن به غرب داشته اند و با رسیدن به آمال و ارزوهایشان مدام غر میزنند و دیگران را از رفتن به آن وادی نهی میکنند.اما حاضر به برگشت نیستند.

حال و روز ما هم که خبرنگاری را دو دستی چسبیده ایم و دیگران را از ورود به این حرفه منع می کنیم و نزد دیگران به این حرفه بد و بیراه می گوییم شبیه گلایه ها و اندرزهای همان غربت نشینان است.

نمی دانم این چه شغل عجیبی است که با همه مصیبت ها، هیچ کدام رهایش نمی کنیم مثل اعتیاد  که به مصائبش آگاهی اما نمیتوانی رهایش کنی. گاهی به اعتبار شغلیمان  می بالیم، گاهی اوقات با آن کلاس میگذاریم  اما تا فرصت گیر می آوریم لعن و نفرینش می کنیم و پیش مسئولین  از آن گله و شکایت می کنیم. نزد خانواده و دوستان  غر می زنیم و به وقت یادداشت نویسی در روز خبرنگار سختی هایش را به رخ می کشیم و از دردسرها و بدبختی هایش ناله و شکایت سر می دهیم، اما دست از سر کچلش بر نمی داریم. پیش همه فریاد می دهیم اما هر روز بیشتر از قبل برایش وقت می گذاریم. همه از درآمد و موقعیت و وضعیت شغلی اش نالانیم اما حاضر به وداع با خبرنگاری نیستیم. این چیزی نیست جز عشق و جنون چون خبرنگار یا عاشق است یا مجنون . و من ایمان دارم که تلفیقی از هر دو ام. متولد اولین روز بهار ۶۴ام  دنیای شیرین قلم زدن در وادی دانایی را از ۱۷سالگی تجربه کردم.  فعالیت در روزنامه های سبحان،طلوع،خبرجنوب،نیم نگاه ،افسانه وخبرگزاری فارس را با جان و دل تجربه کرده ام. چند سالیست که افتخار خبرنگاری و مسئولیت سرویس شهرستانهای روزنامه افسانه را عهده دارم. دیدن لوگوی افسانه چه روی کاغذ چه روی تابلوی دفتر این روزنامه در  خیابان  اطلسی جانی دوباره به رگهایم می بخشد .شاید اغراق باشد اما در یک کلام من عاشق افسانه ام.
 در حالیکه شاید در سال دو بار تا سه بار به دفتر روزنامه سر بزنم چون من ساکن زرین دشتم اما از طریق اینترنت با تمام شهرستانها در ارتباط و مصاحبه هایم را تلفنی و یا بصورت سفر به شهرستانها انجام می دهم. 

شاید برای همین است که می گویند در زندگی دو تراژدی دردناک وجود دارد. یکی این که کسی خبرنگار شود و دیگر این که روزی قرار باشد از این حرفه خداحافظی کند!
پس یک تراژدی ما را بس...چون خداحافظی ما با خبرنگاری برابر است با وداع با زندگی
 هر ساله از دغدغه های صنف خبرنگاران میگوییم اما به نظر می رسد مهمترین دغدغه  من و هم صنفانم نداشتن امنیت شغلی است  چون خبرنگار نام دارد اما نان ندارد. چراغ جامعه است اما خودش محروم از چراغ است . دوباره و چند باره در ذهنم مرور میکنم تا پاسخ این سوال را بیابم که آخرین خبری که روی زندگیم تاثیر محسوسی داشته است چیست ؟اما واقعیت کلام هیچ خبری در یکسال اخیر برای من تاثیر محسوسی در زندگیم نداشته اما ...
بخاطر دارم چند سال پیش کتابی از سعید عاکف مرا از درون ویران کرد و دوباره ساخت . خاک های نرم کوشک نوشته سعید عاکف  که به نظرم بیش از هفتاد و خورده ای بار تجدید چاپ شده است  ، ماجرای زندگینامه شهید عبدالحسین برونسی را روایت میکند . توصیه میکنم همه مدیران و مسئولین  و صد البته همکاران خبرنگارم فقط یکبار این کتاب را بخوانند. 
  مهمترین خبری که در یکسال گذشته کار کرده ام چیست؟ خبرهای بسیار زیادی در یکسال گذشته از بنده در روزنامه افسانه منتشر شد و البته در مدت  سه ماهی که در خبرگزاری فارس مشغول بودم نزدیک به  ۷۰ خبر از چندین شهرستان از من منتشر شد که فکر میکنم نه خبر تیتر یک خبرگزاری فارس گردید. اما مهمترین خبر بنده مربوط به گزارش تمام صفحه ای  در مورد سایت زباله داراب و جانمایی آن در کنار چاههای اب شرب شهرستان زرین دشت و جانمایی مجدد آن در نزدیکی سد خسویه زرین دشت بود که بیم ان میرفت به درگیریهای شدید منطقه ای بیانجامد  . جلسه قبل از این گزارش تا دوازده شب در فرمانداری زرین دشت به طول انجامید اما بحمدلله با انتشار این مطلب در افسانه و البته انتقادها و مقاومت مردم زرین دشت از دپو این زباله در جایگاه مذکور ممانعت  و این معضل حل گردید.
در طول ۱۸سال فعالیت خبری تنها انتظارم از مسئولین حمایت از رسانه های مکتوب برای بقابوده و هست زیرا سالها به عنوان روزنامه نگار مسئول ویژه نامه های شهرستانی بوده ام و در جریان معضلات چاپ و کاغذ بوده و هستم.
بی انگیزگی ،عدم حمایت از روزنامه نگاران ،نداشتن حقوق مکفی و حتی بیمه معضلاتی است که باعث گردیده خبرنگاران انگیزه ای برای 
 ارائه گزارش هایی با کیفیت بالا و پر مغز نداشته باشند . این حقیقتی انکار ناپذیر است که دست خالی توان تیشه زدن ندارد. 
 متاسفانه خبرنگاران از حقوق اولیه و حداقلی خود هم بهره مند نیستند  در حالیکه خبرنگار باید کمترین نیاز و دغدغه را داشته باشد تا  بتواند بیشترین تحقیق را انجام دهد. همین مسائل باعث گردیده که خیلی از همکارانمان میرزا بنویس شوند و یا در کنار فعالیت خبری خود به دنبال جذب رپرتاژ باشند و یا مجبورند در چندین رسانه هم زمان قلم فرسایی کنند. این مشکلات و چالش ها باعث گردیده تا خبرنگاران نسبت به آینده شغلی خود دلسرد شوند. این در حالیست که خبرنگاران بعنوان بازوی توانمند نهادهای اجرایی و رکن چهارم دموکراسی محسوب می شوند اما زمان بروز مشکلات اگر دچار خطا شوند هیچ نظام صنفی از آنان حمایت نمی کند و حتی اگر از کار بیکار شود هیچ پشتوانه شغلی ندارد.
و دوباره ۱۷مرداد است و یادمان می آید که ۳۶۴ روز از سال را ما گوش شنوای مسئولین بوده ایم و حال قرار است یک روز دیگران به حرفمان گوش دهند . قسمت جالب ماجرا انجاست که روز خبرنگار هم گویا مسئولین تریبون ها را به خود اختصاص می دهند و دوباره اخباری که منتشر میشود مصاحبه شونده هایش مسئولین هستند که در رابطه با جایگاه خبرنگار و رسالت آنان سخن به میان می آورند . شاید به نمایندگی از دوستان خبرنگار قرعه به نامم بیفتد و مصائب این ۱۸سال را به زبان بیاورم اما  در پنج دقیقه وقت چگونه می شود اینهمه دردنامه را بیان کرد.
پس دوباره سکوت میکنم و پناه میبرم به انبوه کاغذها و زل میزنم به آبی زلال قلم که بی منت پا به پای واژه هایم جان فشانی میکنند. 
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...

***
1. اینجانب ناصر دلخوش متولد دی ماه 64  مدیر مسئول نشریه و سایت گراش انقلابی هستم کارشناسی فوریت‌های پزشکی و دکترای جامعه شناسی سیاسی هستم. از سال 95 با اخذ مجوز رسانه گراش انقلابی با علاقه بیشتری وارد عرصه رسانه شدم.
2. مهمترین دغدغه این حقیر در حوزه رسانه به خدمت به جامعه از طریق اطلاع رسانی و روایتگری رخدادها و وقایع همانطور که هست و بدون تحریف به مردم است.
3. ما انتظار داریم مردم سطح سواد رسانه‌ای خود را افزایش داده و هر مطلبی را بدون تحقیق و بررسی در  رسانه ها و فضای مجازی را نپذیرند، چرا که متاسفانه امروزه بازار شایعات و تحریف واقعیت ها داغ شده است.
همچنین از مسئولان نیز انتظار می رود با رسانه ارتباط بیشتری داشته و نسبت به دغدغه دلسوزان و مطالبه و نقد سازنده مردم استقبال کنند.
4. اگر جریان تحریف شکست بخورد جریان تحریم هم شکست خواهد خورد.
5. بنظرم علت کاهش کیفیت خبرهای استانی چند عامل می تواند داشته باشد. اول پرداختن به حاشیه ها و غافل شدن از رسالت اصلی رسانه ها. 
 دوم مشکلات پیش روی رسانه از جمله مشکلات اقتصادی و عدم حمایت مسولان و گاها کم لطفی هایی که صورت می گیرد.
6. امروز باید به رسانه ها بیشتر  بها داده شود چرا که در عصر رسانه و روایتگری قرار داریم....
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: علی اصغر عاشوریان هستم متولد ۱۳۵۳ شیراز و اهل و ساکن شهرستان بوانات، پدرم از رجال سیاسی شهرستان بود و بیمار شیمیایی جنگ تحمیلی که در سال ۹۰ بر اثر بیماری دعوت حق را لبیک گفت.
دیپلم فرهنگ و ادب نظام قدیم هستم و فوق دیپلم حسابداری و لیسانس مدیریت.
از سال ۱۳۸۵ حرفه خبرنگاری را بعنوان خبرنگار آزاد صدا و سیمای مرکز فارس در بوانات شروع کردم و تا کنون نیز در خدمت مردم شریف بوانات هستم.
مدت ۶سال هم از سال ۱۳۹۰ بعنوان مدیر مسول سایت خبری تحلیلی حرف رسا و خبرنگار سایت دانا و شیرازه بودم.
مدت ۲ سال نیز بعنوان خبرنگار نسیم آنلاین اخبار شهرستان را در این خبرگزاری کار کردم.

دو:  عدم توجه به حرفه خبرنگاری و حرفه ای نبودن این شغل خطیر از مهمترین دغدغه های این روزهای خبرنگاران است.
من فکر میکنم رسانه ها گاها بیشتر خبرچین بخواهند تا خبرنگار و این یعنی عدم حریت در کار خبر و نبود ضمانت شغلی.

سه: خوب شنیدن یک هنر است که هم مسول و هم مردم باید این هنر را تمرین کنند و مسولان نیز از اعلان کمبودها نهرساند و سعه صدر بیشتری داشته باشند.

چهار: آخرین خبر، خبر شهادت حاج قاسم سلیمانی بود که این اصل مسلم شد که سیاست پدر و مادر ندارد و گاها همانهایی که برایشان خدمت میکنی از پشت خنجر می زنند.
مهمترین خبر یکسال گذشته من فکر میکنم کمک های مومنانه مردم خیر بوانات در ایام کرونا به نیازمندان بود که نشان از نوعدوستی و مهربانی مردم شهرستان و کشور عزیزمان دارد.

 پنج: من فکر میکنم بخاطر جانب داری و گاها نگاه سیاسی به اخبار و رسانه ها،کیفیت رسانه ها در استان پایین امده و اخبار بیشتر مسول محور شده تا مردم محور.

شش: در این بازار کشور کار خبرنگاری دیگه ارزشی نداره....
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: محمدحسین عظیمی، کارشناس ارشد عمران، خبرنگار شیرازه

دو: بازنمایی تاثیر انقلاب اسلامی در جامعه و حرکات مردمی خودجوش

سه: توقعی از مسئولین ندارم. همین که آزاری از جانب شان نرسد کافی است.
از مردم هم انتظاری ندارم. فقط امید دارم که بتوانم تریبون خوبی برای بیان دردهای قشر مستضعف جامعه باشم.

چهار: خبر شهادت سردار سلیمانی
و تغسیل اموات کرونایی توسط گروه جهادی شهید مسرور

پنج: فاصله گرفته از مردم و بله قربان گوی سیاسیون شدن، کارها را از برکت و تاثیر خالی می کند.

شش: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم/ از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
یک: من سهیلا شیبانی نژاد هستم کارشناس ارشد پرستاری. ۱۵ سال سابقه فعالیت خبری با ایرنا دارم. از نوجوانی شروع به کارهای خبری کردم.
دو: مهمترین دغدغه درحوزه رسانه ای من اینکه به خبرنگار و فعالیتهای او احترام گذاشته بشه.
 خبر ما میتونه درهر زمینه ای باشه و ممکنه برخی رو به شوق بیاره و یا برخی رو ناراحت.
بعضی رو هم معترض کنه یا بعضی هم بی تفاوت. 
سه: خبر نباید همیشه تعریف و تمجید باشه گاهی نقد و بررسی هست بنابراین مخاطبان نباید فقط منتظر تعریف و تمجید باشند.
چهار: خبر شهادت حاج قاسم سلیمانی من رو به شدت ناراحت کرد و تا مدتی عزادار ایشون بودم.
خبرای مهم زیادی رو کار کردم دقیقا حضور ذهن ندارم.
پنج: رسانه های استانی اخبارشون رو از شهرستانهای مختلف دریافت میکنند وقتی به خبرنگار شهرستان اهمیت داده نمیشه این باعث میشه که خبرنگار شهرستان دیگه ذوقی برای فعالیت نداشته باشه و تعداد اخبارش و کیفیت اخبارش بیاد پایین و بالطبع اخبار استانی از کیفیت پایینی برخوردار باشند در نتیجه مخاطبان خودشون رو از دست میدن.
شش: اهمیت دادن و ارج دادن به خبرنگار و تامین نیازهای او در زمینه فعالیتهای خبری باعث ارتقاء کیفیت اخبار و همچنین تعدد اخبار در زمینه های مختلف میشه
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
یک: جلال الدین عرفانی 
با توجه به سابقه ای که از گذشته در تئاتر داشتم  از حوالی سال 76و77 وبا راهنمایی برادرم که در زمینه خبرنگاری فعالیت داشت با همکاری با روزنانه ایران. کار خودم. را آغاز کردم حوالی ٩ماه تا یک سال پس از آن حوالی سال 78تاسال ٨٠تا٨١در روزنامه های عصرم دم و نیم نگاه فعالیت داشتم. واز آن زمان تا کنون در روزنامه خبرجنوب به عنوان خبرنگار فعالیت دارم.

دو: البته باید ابتدا دید تعریف از دغدغه، دغدغه حرفه ای  است یا معیشتی و شغلی که صدالبته دغدغه حرفه ای  دست و پا بستگی خبرنگاران با دلایل مختلف است و دغدغه شغلی که همه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند نبود امنیت شغلی است 

سه: توقع ما آن است که در حدی از ما توقع داشته باشند که در حد توان ماست

چهار: شايد آخرین خبر مربوط به بر جام و پسا برجام بود که در زندگی همه تاثیر گذاشت، خبری که ابتدایش خوب بود اما فرجامش خوش نبود 

 با توجه به فعالیتم در حوزه سیاسی و اجتماعی مهمترین خبری که داشتم در زمینه انتخابات مجلس و صدالبته اخبار کرونا بوده است 

پنج: به نظرم نمی‌شود گفت که کیفیت گزارش‌ها کم شده شاید بهتر است بگوییم سوژه ها کمتر شده یا به گونه ای دیگر تلخ تر شده است

شش: گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جائی نرسد فریاد است
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: عقیل مهدی پور با سابقه بیش از 9 سال کار خبری در شهرستان ممسنی و رشته دانشگاهی علوم اجتماعی پژوهش

دو: چند مساله در حوزه کار خبرنگاری حائز اهمیت یکی امنیت شغلی،  ثبات شغلی،  درآمد زایی مطمئن، بیمه 
اما در بحث کار رسانه ای با وجود شبکه های اجتماعی و رسانه های فارسی زبان خارجی انتظار میرود رسانه های محلی تقویت شوند تا زمانی که اینترنت ملی راه اندازی نشود نمیتوان رسانه های داخلی را حمایت کرد
همچنین فضای دروغ شایعه افترا که در شبکه های اجتماعی وجود دارد کار رسانه ای را سخت و نوعی بی اعتمادی و بی اعتنایی مردم نسبت به رسانه های داخلی ایجاد کرده است

سه: در حوزه رسانه به رسانه های محلی اعتماد کنند رسانه های باشناسنامه قابل اعتماد تر از رسانه های خارجی، سلبریتی پسند، زرد و فکت می باشد

چهار: گرانی دلار و افزایش نرخ و قیمت تجهیزات خبرنگاری 
پیگیری موضوع تعطیلی کارخانه قند ممسنی

پنج: رشدقارچ گونه بی کیفیت و بدون تعهد رسانه های خبری در دل شبکه های اجتماعی یکی از عوامل است.
  اخراج خبرنگاران شهرستانی از خبرگزاری مطرح کشوری و استانی و تمرکز بر مرکز استان یکی دیگر از دلایل می باشد.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: محمدرضا طاهری هستم سرپرست خبرگزاری ایلنا استان فارس حدود 7 سال است که کار رسانه ای انجام می دهم و در تمامی بخش ها فعالیت کردم.

دو: بی شک افرادی که دغدغه مردم و حل مشکلات مردم را دارند به حوزه رسانه ورود می کنند و در تلاشند تا بتوانند با انعکاس اخبار و گزارش هایی مردمی تا حدودی گره گشای مردم باشند و بنده هم به عنوان کسی که فعال این بخش است تمام تلاشم را برای به کارگیری مشکلات تمام اقشار مردم از کارگر گرفته تا صادر کننده، بازنشسته، معلم، بازار و... را در گزارش ها منعکس کنم.

سه: بنده به عنوان عضو کوچکی از جامه انتظار دارم که مسئولان همواره در شرایط فعلی رسانه را کمی جدی تر بگیرند و و از نقطه نظرات و دیگاه رسانه ها بیشتر استفاده کنند متاسفانه در شرایط فعلی مسئولان خودشان را مبرا از رسانه می دانند و خبرنگاران و جامعه رسانه ای را آن طور که باید و شاید جدی نمی گیرند که این بخش باعث شده تا مردم هم از رسانه ها کمی فاصله بگیرند و به فضاهایی مانند اینستاگرام رو بیاورند و اخبار و در این فضاها دنبال کنند که پیامدهای این بخش هم به خوبی قابل لمس است و هزینه و فشاری را هم بر روی رسانه ها و هم بر روی مسئولین وارد کرده است.
متاسفانه در سال های گذشته عملکرد متناقض بعضی از مسئولین و مردمی نبودن بعضی از رسانه ها باعث شده که شکافی میان مردم و رسانه ها و مطبوعات ایجاد شود ما انتظار داریم که مردم در این شرایط با رصد کردن مطبوعات و رسانه های استان و کشور بتوانند با در نظر گرفتن واقعیت ها به رسانه ها اعتماد کنند چرا که در شرایط فعلی مصالح کشور اجازه ورود رسانه به بعضی از موضوعات را نمی دهد.

چهار: آخرین اخباری که بر زندگی ما تاثیر گذاشته خودکشی کارگران بر اثر فقر و مشکلات ناشی از کرونا که روز به روز در حال افزایش است.
مهم ترین اخبار ورود به مشکلات کارگران و بازنشستگان استان و پیگیری و حل مشکلات آن ها توسط مسئولان کشوری و استانی که در رابطه با کارگران کارخانه روغن نباتی و قند فسا و ..... و دیگر ورود به مضوعات کمبود و گرانی محصولات ضد عفونی و شوینده بود.

پنج: متاسفانه عوامل زیادی دست در دست یکدیگر داده تا سطح گزارش های استان را کاهش دهند که این مهم به عوامل زیادی ارتباط دارد بعضی وقت ها گزارش هایی که رسانه ها تهییه می کنند و منتشر می شود به دلایل زیادی نمی تواند تاثیر زیادی بر و استان و شهر داشته باشد که این بخش به بی توجهی مسئولان و دست اندرکاران باز میگردد و به گونه ای خبرنگاران را خسته می کند نکته دیگر نبود جریان سازی رسانه ای در استان فارس هم در کاهش سطح کیفی رسانه ها موثربوده است و اقصتاد رسانه از دیگر نکات این بخش به شمار می رود و از همه مهم تر کمبود نیروی انسانی خطری جدی برای رسانه های استان د سال های پیش رو که این بخش باید به جد مورد توجه قرار گیرد.

شش:و در نهایت دل ما تنها اتفاق خوب و انعکاس گزارش های خوب و مثبت در طول یک مقطع زمانی

خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
آیا اگر شهید صارمی به شهادت نمی رسید روزی به نام خبرنگار داشتیم؟ 

مژده عینی، فعالیت رسانه ای خودم را از سال 1390 در باشگاه خبرنگاران جوان مرکز فارس آغاز کردم و همچنان همکاری ام با این خبرگزاری ادامه دارد.

هفدهم مردادماه، روزی است که خبرنگار ایرانی و مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزار شریف افغانستان به شهادت رسید. روزی که حالا به نام خبرنگار مزین شده است. 

اما آیا اگر شهید صارمی به شهادت نمی رسید روزی به نام خبرنگار داشتیم؟ خبرنگارانی که حتی در لحظات سخت خطر را به جان می خرند و خبرها را به گوش مردم می رسانند... آیا در روز خبرنگار مشکلات خبرنگاران فقط شنیده می شود؟ امیدوارم عمل هم بشود...آیا به دغدغه های خبرنگاران رسیدگی می شود؟ امیدوارم...آیا فقط در روز خبرنگار باید یادی از خبرنگار کرد؟

همیشه خبرنگاران دغدغه ها و مشکلات شهروندان را به گوش مسئولان می رسانند تا گره ای از گره های مردم گشوده شود اما دغدغه های خبرنگاران...امیدوارم دغدغه خبرنگاران هم که حداقل بیمه و امنیت شغلی است به زودی رسیدگی و حل شود.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
یک: میلاد پناهی، متولد 30  شهریور 1366، فعالیت ها :
همکاری با هیئت تحریریه روزنامه طلوع شیراز سال 92 تا کنون
همکاری با سرویس عکس روزنامه طلوع شیراز سال 92 تا کنون
همکاری با سرویس عکس خبرگزاری صدا و سیما از سال 95 تا دیماه 98 
همکاری با سرویس عکس خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان از ابتدای سال 99

مهمترين دغدغه شما درحوزه فعاليت رسانه اي تان چيست؟
مهمترین دغدغه ثبت تصاویر مستند و شفاف از جامعه  که گویای زوایای پنهان محبت در اجتماع باشد در جهت ارتقا مهربانی و هم نوع دوستی مردم نسبت به یکدیگر.

توقع شما از جامعه اي كه مخاطب اخبارتان هستند(اعم ازمسوول وغيرمسوول) چيست؟
با مثبت اندیشی در تمامی مواضع جامعه یکدیگر را در داشتن مردم و اجتماعی شاد یاری کنند.

آخرين خبري كه شنيده يا خوانده ايد و در زندگي تان تأثير محسوسي داشته چه بوده است؟
بخشش یه زندانی محکوم به اعدام که درهمین چند روز اخیر اتفاق افتاد و نشان از عطوفت و گذشت در ایام کرونایی داشت.

مهمترین خبری که در یکسال گذشته کار کردید چه خبری بود؟
در سال 1399 با وجود تعطیلی تمامی اماکن و همچنین ترس از بیماری کرونا خبر آزادی جرائم غیر عمد توسط خیرین با کمک کردم بنظرم خبری مهم بود.

چرا سطح کیفی گزارش های رسانه های استانی کم شده است؟
با ترویج استفاده از گوشی های تلفن همراه و همچمین تعدد برنامه های اطلاع رسانی شبکه های مجازی ، اینکه تعداد پیج ها و شبکه های خبری گوناگونی بدون داشتن مجوز و یا حتی تخصصی در این زمینه  راه اندازی بشوند امری طبیعی بود . بنظرم با راه افتادن این قسم از فعالیتها که عمدتا  افرادی غیر متخصص و غیر رسمی کار خبری رو بصورت ناقص و بعضا با شایعه پراکنی اداره میکنند، رسانه های استانی بیشتر تمرکز خود را برای آگاه رساندن به مردم و پگیری و مقابله با این دسته از تطلاعات ناقص میکند که همین میتواند دلیلی بر کاهش کیفیت باشد 
در پایان برای تمامی مردم کشورم خصوصا همکارانم در زمینه رسانه که همواره تمام تلاش خود را برای خدمت و اطلاع رسانی بکار گرفته،آروزی سلامتی دارم.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
 یک: محمد رحیمی عضو خانه مطبوعات استان و کشور، مدیرمسئول سایت خبری بسیج دانشجویی استان فارس، مسئول رسانه های مجازی بسیج دانشجویی استان فارس، سردبیر بخش سیاسی و بخش سیدان پایگاه خبری تحلیلی مرودشت نا، مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی طلوع سیدان

دو: پیشرفت شهر سادات استان فارس در زمینه های فرهنگی، عمرانی و... مدنظر قرار گرفتن موضوع شفافیت در بین مسئولین شهر

سه: توقع از مسئولین پیگیری مسائل و مشکلات عدیده ای در سطح شهر و بخش سیدان است نه بر طبل نبود بودجه کوبیدن.

چهار: مهم ترین خبری که در سطح بخش سیدان نشر داده شد مربوط به کم رنگ شدن کلمه شهید در معابر شهری بود که بعد از نشر خبر از طرف ارگان های مختلفی فشار آوردند که یا اصلاحیه کار شود یا تکذیبیه

شش: ای کاش هفته خبرنگار فقط صرفاً برای خبرنگاران باشد نه اینکه هفته های مجریان، هنر، اهل فرهنگ و... هم در این روز گنجانده شود، بهتر است روزی را برای مجریان و دیگر عزیزان انتخاب کنند.

تندیس خبرنگار در جامعه یادآور مجاهدت های زنان و مردان حقیقت طلبی است که با هدف روایت حقیقت، بیرق بزرگ آگاهی بخشی را بر دوش کشیده و خاضعانه و بی ادعا وجود خویش را چراغ راه جامعه کرده است.

زندگی انسان امروز، پیش از هر زمان دیگر مرهون تلاش فعالانه عرصه خبر و اطلاع رسانی است، آنان‌که بدون هیچ چشم داشتی آگاهی بخشی به جامعه را رسالت خویش قرار داده و با بیان مسائل و مشکلات مردم و واقعیت های زندگی اجتماعی با قلم متعهد خود " چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضو‌‌ها را نمانند قرار " را عینیت می بخشند.
۱۷مرداد روز خبرنگار گرامی‌باد
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: محسن تورع هستم. چهارده سال است کار رسانه ای میکنم. طی این سالها به عنوان عکاس و خبرنگار خبرگزاری های مهر، ایسنا، ایکنا، نسیم و شبستان فعالیت داشته ام.

دو: مهمترین دغدغه بنده، اطلاع رسانی صحیح و معرفی کارهای فرهنگی،هنری،مذهبی و اجتماعی که در سطح استان انجام می شود و رفع مشکلات مردم از دغدغه های مورد توجه ام استکه امیدوارم مسئولین با اطلاع رسانی صحیح ما را در این امر یاری کنند.

سه: توقع ما از مردم این است که بیشتر ما را محرم خودشان بدانند و سعی کنند در اطلاع رسانی به ما کنند اگر مردم نباشند قطعا کار اطلاع رسانی با مشکل مواجه خواهد شد. از مسئولین انتظار دارم که با شفافیت بیشتر با مردم صحبت کنند که مردم هم اقبال بیشتری به رسانه های داخلی پیدا کنند و خط قرمز های خودساخته ای که برخی از مسئولین برای خودشان درست می کنند را کنار بگذارند. ما خط قرمزمان در رسانه ماهیت نظام هست و رهبری معظم. مسئولین برای حل مشکلات انتقاد پذیر باشند نه اینکه خودشان را خط قرمز نظام فرض کنند. 

چهار: آخرین خبری که در زندگی تاثیر محسوس داشت افزایش قیمت ارز و طلاست که در زندی همه تاثیر گذاشت .

پنج: به نظرم سطح کیفی گزارشهای رسانه های استانی کم نشده، و رسانه ها حتی فراتر از بضاعت شان فعالیت می کنند. مقداری شلوغی کار رسانه باعث شده دچار روزمرگی رسانه ای قرار بگیریم. 
ضمن اینکه تعداد رسانه ها زیاد شده اند و خیلی ها با کمبود نیرو روبرو هستند. 

شش: هرچی بخواهم بگویم که ممکن است بعدا داستان شود. از زمان استانداری اقای رضازاده، گفتیم معیشت بیمه مسکن، مشکلی که وجود دارد معیشت و مسکن است. خبرنگاری که نتواند مشکل مالی خودش را رفع کند به سمت رپورتاژ میرود که ممکن است افت رسانه شود. ما سه تشکل داریم؛ خانه مطبوعات، انجمن صنفی و بسیج رسانه متاسفانه هیچ کدام نیامده اند هم افزایی کنند، زمینی بگیرند، بسازند و پول ان را بر اساس توانایی بچه های رسانه بگیرند تا بچه ها بتوانند خانه دار شوند. خیلی ها مستاجر هستند . موضوع مسکن اگر تا دیروز دغدغه بود امروز دارد به معضل تبدیل می شود. خبرنگاری که حقوقش بین یک و نیم تا دو باشد نمیتواند در شهر خانه بگیرد باید به اطراف شیراز برای زندگی برود. 
این رفت و امد باعث فشار و خستگی بیشتر به خبرنگار می شود. 
با این روند صعودی قیمت مسکن شاید دیگر هیچ کداممان خانه دار نشویم. تعاونی مسکن خبرنگارها هم بعد چند سال به جایی نرسید. باید یکجا یک مسئول بیاستد تا برای خبرنگارها مسکن بسازند تا رکن چهارم دموکراسی بتواند با خیال اسوده به فعالیتش برسد.امیدوارم مسئولین این را درک کنند. آقای صادق عابدین استاندار وقت فارس هم زمانی قول داد برای خبرنگاران متاهل ها خانه تامین کند اما به جایی نرسید.
هرچند میدانم وعده های روز خبرنگار فقط در همین روز می ماند و بعدا فراموش می شود.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: فاطمه اسدزاده هستم از سال ۸۴ با ورود به باشگاه خبرنگاران جوان کار خودم را در عرصه خبر آغاز کردم. در این سال ها با رسانه هایی مثل روزنامه سبحان خبرگزاری دانشجو فارس نسیم آنلاین دفاع پرس بسیج شیرازه و تسنیم، و همینطور هفته نامه های شهر سبز آفتاب شیراز و جهانتاب کار کردم.

دو: مهمترین دغدغه من در حوزه فعالیت رسانه‌ای بالا بردن سطح فرهنگ مردم برای رسیدن به یک جامعه در خور شأن فرهنگ ایرانی اسلامی است. بالا رفتن فرهنگ به سطح سواد ارتباطی ندارد به عقیده من این رسانه‌ها هستند که باید فرهنگ عمومی جامعه را با همکاری دستگاه‌های متولی و هماهنگ با هم بالا ببرند.

مهمترین دغدغه های یک خبرنگار، در وهله اول جامعه ای هست که در آن زندگی میکند. رفاه و آسایش مردم، رفاه و آسایش یک خبرنگار است؛ و در وهله دوم زندگی شخصی است که رسانه بتواند به اندازه کاری که خبرنگار انجام می‌دهد،  از نظر حقوقی و بیمه ای و آینده نگری برای وی را تامین کند.

 یک خبرنگار با سختی ها و مشقت های خاص کارش به تولید یک خبر یا گزارش اقدام کند از توقع دارد هم مسئولین هم مردم و هم همکاران خودش اخبار تولید شده را دنبال به واسطه آن پیگیری‌های لازم را انجام دهد. بی توجهی به یک خبر به‌خصوص اخباری که دغدغه‌های اساسی مردم کف جامعه را بیان.کرده،  بیشترین آزار روحی را برای خبرنگار به همراه دارد.

برای رسانه ها به خصوص رسانه‌های برخط اینترنت نقش اساسی دارد خبر گران شدن اینترنت بعد از آن برگشتن قیمت‌ها به رروال سابق و در عمل برنگشتن قیمت ها، در زندگی یک خبرنگار قطعاً تغییر محسوسی دارد چرا که او باید اینترنت را برای خود تامین کند تا بتواند کار کند.
اما خبری که دنیا را تکان داد و از آن به بعد هیچگاه زندگی مردم دنیا به روال عادی خود برنگشت و همه مردم را نه فقط خبرنگاران، تحت تاثیر خود قرار داد شهادت سردار قاسم سلیمانی بود.

سه: از آنجایی که مدتی است مسئولین استانی فقط به ارائه گزارش های آماری و بسنده می کنند و در عمل چیزی مشاهده نمی شود و وقتی دغدغه های مردم مطرح می شود باز هم به گزارش آماری اکتفا می کنند و پاسخ مناسب و درخور سوالات را نمی دهند و توجهی به نظر کارشناسان ندارند و دغدغه حل مشکلات مردم در میان نیست، گزارشات از کیفیت می افتند و فقط به ارائه گزارش آماری مدیران کل تبدیل می شوند.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: زهرا زارع پور متولد ۱۳۷۶ در شیراز و دانشجوی کارشناسی هستم.
 از مرداد سال ۱۳۹۷ در کنار درس کار رسانه را در یکی از روزنامه‌های شیراز آغاز و مهر همان سال با جدا شدن از آن تیم به جمع خبرنگاران خبرگزاری فارس پیوستم.
دو: به نظر من دغدغه هر فعال رسانه‌ را می‌توان با نگاه به رزومه کاری او فهمید و بنده مخاطب را به بررسی عملکردهای خود هدایت و نتیجه‌گیری در خصوص این پرسش را به او واگذار می‌کنم.
سه: از دنبال کنندگان اخبار و خصوصاً گزارشاتم انتظار دارم که نگاهِ مردمی، منصفانه، دور از حب و بغض و خارج از برداشت‌هایی صرفاً از روی سیاست زدگی داشته تا مبادا اصل کلام گزارش مورد بی‌توجهی قرار گیرد.
چهار: معمولاً شنیدن اخبار یومیه تأثیری محسوس در زندگی من نمی‌گذارد، مگر مسئله یا سوژه‌ای که خود به‌عنوان خبرنگار پیگیر آن باشم؛ اما خب شنیدن اخباری مثل شهادت سردار سلیمانی یا شیوع ویروس کرونا مسائلی بودند که به قطع نه‌تنها زندگی بنده بلکه بسیاری از افراد را درگیر و ذهن‌ها را تا حد بسیاری مشوش کرد
  مهم‌ترین اتفاق مهم‌ترین خبر را می‌سازد و در یک سال گذشته کار کردن اخبار نتیجه انتخابات مجلس، یا گزارشاتی از اغتشاشات پس از گرانی بنزین و شهادت سردار سلیمانی از مهم‌ترین‌ها بودند.
پنج: متأسفانه انگیزه، دغدغه مندی و مطالبه گری همکاران از مسوولین کم شده و معمولاً عملکردهای رفع تکلیفی بیش‌ازپیش به چشم می‌آید و به نظرم علت پایین آمدن سطح کیفی رسانه‌ها نیز همین است.
شش:درد و دل خاصی ندارم فقط اینکه حواسمون به قلم‌هامون باشه (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...)
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
مریم رضایی
درد دل خبرنگار را چه کسی ورق بزند و بخواند؟

کمتر خبرنگاری در وادی خبر پا گذاشته که فکرش تغییر و کمک به حل مشکلات مردم نبوده باشد.

۱۷ مرداد مناسبت روز را نوشته است خبرنگار امروز در تقویم روزی به نام من و امثال من است شاید کم خوابترین و بی خواب ترین مردم .... بستگی به شهر و یا حتی کشور دارد که چقدر آرام باشد اما هر کدام در ته دلمان نگران فرداییم...

نیمه شب ها سایت اورژانس و آتش نشانی را رصد میکنم تا حادثه ای را عقب نیفتم، سایت لرزه نگاری را چک می کنم خب خدا را شکر آنقدر شدید نلرزیده است
یا به قول مدیرکل دفتر مدیریت بحران استان اقای آزادی دیگه با زلزله زیر ۴ ریشتر هیچ اتفاقی نمی افتد.

دست خودمان نیست جوری نگران مردم هستیم ...

صبحانه، نهار و شام همگی در یک وعده خلاصه می شود آن هم با استرس و عجله ... طوری که لذت و طعم ان غذا را متوجه نمیشویم.

حال کسی نیست بپرسد احوال ما را، معیشت را می گویم، اما چه کنم خبرنگارم و دغدغه ام چیز دیگری است به غیر خودم
دغدغه همه ی همکاران من، مردم اند  شادی ، غم ، سیاست، اجتماع، ورزش، اقتصاد و معیشت و... آنها.

من و تمامی همکارانم در این عرصه می دویم تا شاید بتوانیم با بیان مشکلی گره از کاری بگشاییم. دیدگاهمان متناسب با درک مان از اوضاع و جامعه تغییر کرده است برای همین است که بیداریم و بیداریم و می نویسیم و می نویسیم.....

می نویسیم در گذشته با قلم و هم کنون با رایانه قبلا بیشتر در روزنامه و اکنون بیشتر اینترنت و تلویزیون. اما دغدغه همچنان یکی است دیگری بلد است می نویسد و تهدید می کند و تو می نویسی و تهدید می شوی ....

قلم است چه جوهری باشد چه صفحه کلید با سرانگشتان و افکار تو در ارتباط است با نان و بنزین مردم، با گرمی هوا و فشرده شدن نفس ها، با پرکشیدن قیمت ها و جدیدا کرونا ... به امید قلم زدن خبرهای خوب و  ظهور حضرت مهدی(عج) ...
 ان شاء الله
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: امیر صادقیان ، ۲۷ساله، لیسانس گرافیک، عکاس خبری.
شروع فعالیت از سال ۹۳ در سرویس عکس روزنامه جام جم و همچنین همکاری با رسانه های استانی نظیر روزنامه نیم نگاه و سبحان در سال های ۹۴ و ۹۵ و از سال ۹۶ تا کنون عکاس خبری خبرگزاری تسنیم در استان فارس 

دو: تنها وجهه ای که کار خبر برای بنده داره و اون رو ارزشمند میکنه برای من این هست ک بتونم در قالب تصویر در بخش مستند اجتماعی گره ای از مشکلات مردم باز کنم

سه: توقع خاصی از جامعه پیش رو نیست جز درک عکاس خبری و خبرنگار و احترام متقابل به انها نه جبهه گرفتن در قبال کاری ک انجام میشه

چهار: اخرین خبر دردناک اخیر حادثه لبنان بود که برای بنده که عکاس خبری هستم و شاهد آتش سوزی و انفجار از نزدیک بودم در حین کار ،تنها و تنها جمله ای که میتونم بگم اینه که خدا صبر به خانواده هاشون بده 
و تنها موضوعی هم که هیچ وقت ندیده بودم در وادی عکاسی مستند حال این روزهای دنیا به خاطر ویروس کرونا هست که طریقه زندگی و حتی معاشرت افراد با یکدیگر رو تغییر داده و خدا کمکمون کنه که بتونیم بخشی از این تاریخ رو ماندگار کنیم در قالب تصویر .

تصاویر خبری و مستند وجه نمایان و بی پرده جامعه پیش رو هستند اگر سیاست خبرگزاری ها بخشی از آنها را تغییر ندهد و حذف نکند.

برای من مهمترین و دردناک ترین خبر حادثه سال گذشته سیل شیراز بود که از نزدیک داشتم ثبت میکردم این واقعه دردناک رو

پنج: دلیل کم شدت سطح کیفی گزارش ها به یک موضوع برمیگرده که خبرنگار و عکاس خبری علاوه بر اسم دهان پر کنی که در جامعه داره متاسفانه باطن اون خیلی خوب و زیبا نیست ، از عدم حقوق و مزایا و بیمه قشر و جامعه خبری گرفته تا عدم امنیت چه جانی و چه مالی (به لحاظ تجهیزات همراه)

شش: تنها در یک جمله میتونم یک عکاس خبری یا خبرنگار رو با توجه به تمام بیمهری هایی که بهشون میشه توصیف کنم و اون این هست که تمامیت این شغل عشق و علاقه و دیوانگیست(مجنون بودن و شیفته این کار بودن با توجه به تمام مشکلاتش)
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: بنده محمدصالح مقدسی هستم متولد ۲۸ شهریور ۶۲ از شهرستان انقلابی و خونگرم کازرون
دوران تحصیلی ابتدایی را در کازرون گذراندم و مقطع راهنمایی و دبیرستان را را به واسطه شغل نظامی پدرم، در شیراز سپری کردم. در سال ۸۳ مقطع کاردانی به کازرون بازگشته و علاوه بر رشته ی عمران، فعالیت رسانه ای خود را از حدود سال ۸۵ با هفته نامه شهرسبز و فعالیت سیاسی اجتماعی خود را نیز به صورت رسمی از این ایام آغاز نمودم.
در سال ۸۷ در ادامه مسیر تحصیل به شهرستان زیبای اقلید راهی شدم و در مقطع کارشناسی رشته مهندسی عمران به تحصیل مشغول گردیدم و در این ایام نیز دست از رسانه برنداشته و با خبرگزاری دانشجو همراه شدم.
پس از آن رسانه های مختلفی از جمله خبرگزاری ها فارس، نسیم، بسیج، دفاع مقدس و یا نشریات مکتوبی همچون روزنامه سبحان و هفته نامه آفتاب شیراز و غیره به صورت پاره وقت و تمام وقت همکاری نمودم.
در سال ۹۲ با قبولی در مقطع کارشناسی ارشد به شهرستان پر از انرژی و جذاب لارستان راهی شدم که در آنجا مسیر جدیدی از رشته تحصیلی یعنی گرایش مهندسی آب را آغاز نمایم، اما همچنان دست از رسانه برنداشته و به صورت حرفه ای تر در این راه پر فراز و نشیب گام برداشتم.
و در سال ۹۷ خداوند متعال و با لطف کریم اهل بیت علیهم السلام در مقطع دکتری تخصصی مهندسی عمران گرایش مدیریت منابع آب پذیرفته شدم و در حین تحصیل در همان سال هفته نامه سراسری جهان تاب و فصلنامه تخصصی عمران را اخذ نموده و علاوه بر تکمیل مرحله پیشرفت در تحصیل؛ در راستای فعالیت رسانه ای نیز به درجه مدیرمسئولی نائل آمدم.

دو: مهمترین دغدغه ی من در عرصه رسانه، رسیدن به جایگاه جهادگری در رسانه است، به این معنا که در تلاشم تا بتوانم اولین رسانه ی جهادی و مطالبه گر در جهت رفع مشکلات و دغدغه ها و فریادهای مظلومانه مردم شریفم را هدایت‌گری نمایم.
در این خصوص سعی دارم در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی و مطبوعات حرکت نموده ولی رسانه ای بعنوان تریبون مسئولین نباشم.
به امید حضرت حق و با کمک های غیبی حضرت مجتبی حسن (ع)، میخواهم تریبون رسمی مستضعفین اول شهر و استانم؛ دوم کشور عزیز و در گام آخر تریبون رسمی صدای مستضعفین جهان باشم و امیدوارم جزء اولین رسانه هایی باشم که بتوانم تابش نور خورشید مهدویت را بعنوان تیتر اول نشریه رقم بزنم

سه: توقع من از مخاطبین عزیز، همراهی و همدلی در جهت محرومیت زدایی و خدمت به هم نوعان است چرا غیر ، چرا که اگر مخاطبان عزیز و بزرگوار راستای رفع معضلات، با رسانه ها همراه شوند و از جهتی با نگاه نافذ خود سوژه های مختلف را به رسانه ها برسانند و از طرفی از رسانه ها جهت پیگیری آن سوژه مطالبه کنند، می توان به رفع بسیاری از معضلات امروز جامعه امید داشت. چرا که رسالت اصلی رسانه هیچگاه نباید قابل معامله باشد.

چهار: پس از شنیدن خبر شهادت سردار سرافراز جبهه حق علیه باطل، سیدالشهداء شهدای مدافع حرم، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی؛ چراغ زندگی من نیز تیره و تار شد و از آن پس فقط دنبال شنیدن نبأالعظیم (که مصداق آن انتقام سخت و دستگیری عاملین اصلی این جنایت بزرگ و به ویژه سرکرده ملعونش ترامپ است، به دست سربازان پاسدار و گمنام امام زمان هستم) 

من غالبا خبرهایی را که کار میکنم دارای ارزش های خبری هستند و به همین سبب، اغلب مهمند ولیکن اخبار مربوط به برنامه های گروه جهادی رسانه ای جهان تاب و به تبع آن پوشش اخبار مربوط به رفع گرفتاری های مردم را شخصا دوست دارم.

پنج: در خصوص سوال بعد، متاسفانه اولا رسانه ها سالهاست که استقلال خود را از دست داده اند و بجای رعایت اصل بی طرفی، به دلیل مشکلات اساسی قانونی و یا اقتصادی، مستقیما وامدار و وابسته دولتها شده اند و از این جهت با تغییر جناح بندی دول؛ کیفیت اقتصادی و اجتماعی رسانه های مختلف نیز تغییر میکند.
دوم اینکه رسانه ها به دلایل مختلف که در این مقال نمیگنجد، استفاده از نیروهای غیر متخصص و بعضاً پر حاشیه به خاطر عدم وجود فرایند جذب و گزینش و نظارت و کنترل؛ را جایگزین به کارگیری نیروهای متبحر و کارآمد نموده اند که این مسئله از کیفیت کار به شدت کاسته اند.
از طرفی نیز برخی افراد به ظاهر خبرنگار نیز حرفه ی خبرنگاری را صرفا برای رسیدن به ارتباطات با مسئولین و جذب آگهی و ریپورتاژ، برگزیده اند که به دلیل کسب درآمد از این راه نیز مجبورند حقایق را آنگونه که طرف مقابل میخواهد رقم بزند و از گفتن بسیاری از آلام سر باز زنند، که این موضوع نیز موجبات کاهش کیفیت گزارشات را فراهم آورده است.

شش:دلم تنگ آن روزی است که تمام اخبار رسانه ها، فقط پیشرفت و دست آورد و موفقیت ها و بهره برداری ها در راستای ارتقای سطح کیفی کشور عزیز ایران بودند و سالهاست هرچه در اخبار جستجو میکنم تمام اخبار از دستگیری ها و جنایت ها و قتل ها و ورشکستگی ها و  تعطیلی ها میگویند... و این ایام دردآور ترین روزهایم را در این عرصه سپری میکنم و امیدوارم هرچه زودتر نور امید به کشور بازگردد و باز هم روزهایی فرا برسد که خبرنگار از شدت فعالیت زیاد خسته و بی تاب شود.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: بهاره یاری هستم، دارای تحصیلات کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی و کارشناسی روابط عمومی، حدود ۷ سال در روزنامه روزنامه خبر در بخش های مختلف اخبار کشوری،رادیو تلویزیون و توریسم"فعالیت داشته ام و هم اکنون با مجموعه پایگاه تحلیلی_خبری "شیرازه" همکاری دارم.

دو: این که مسئولین برای رفع مشکلات به طور جدی،اساسی و به صورت عملی اقدام کنند.

سه: مردم برای رسیدن به حق و حقوق خود آگاهی بیشتری کسب کنند و در برآورده کردن آن کوشا باشند.

چهار: خبرهای واقعا دردناک بیشتر مربوط به کودکان کار می شود؛به نظرم اوج فاجعه است‌.

خبر مهم و جدی در ذهنم نیست.

پنج: به نظرم بیشتر به خاطر مشکلات مالی و نبود حمایت لازم از رسانه هاست.

شش:چه فایده!؟
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: سمیه رعیتی هستم زاده شهر مرودشت که از سال 1381با فراگیری تدوین خبری با دنیای خبر آشنا شدم  سال 1389 با شرکت در کلاس های خبرنویسی باشگاه خبرنگاران به صورت جدی و مستمر وارد عرصه خبر شدم .
در سال 1390 نیز با ورود به دفتر خبر صدا و سیمای  شهرستان مرودشت، گزارش گری،تصویر برداری،تدوین،خبرنویسی و عکاسی خبری را به صورت حرفه ای تر ادامه داده و به مدت 6سال در این زمینه فعالیت کردم و در کنار آن با نشریات و سایتهای داخلی شهرستان همکاری کردم و همین همکاری باعث شد بیش از گذشته به دنیای خبرنگار ی و رسانه علاقمند شوم به همین خاطر با ورود به دانشکده خبر واحد شیراز در مقطع کاردانی خبرنگاری و کارشناسی روابط عمومی به تحصیل مشغول شدم و پس از آن نیز با روزنامه خبر جنوب،سبحان و نشریه جهان تاب همکاری مستمر داشتم و اکنون نیز از ابتدای سال جاری افتخار همکاری با سایت خبری تحلیلی شیرازه را دارم. 

دو: از آنجا که از بدو ورود به این عرصه انعکاس دقیق،صادقانه و عادلانه اخبار یکی از دغدغه های  کاری برایم محسوب میشد در برخی مواقع تضاد در گفته ی مسئولان و آنچه در عمل دیده می شود برایم آزار دهنده است و همواره سعی کرده ام در تهیه اخبار،گزارش و مطالب هم جانب انصاف را رعایت کنم و هم آنقدر مطالب منفی نباشند که موجب نا امیدی در مخاطبان شود.

سه: توقعم از مسئولین شاید خواست و دغدغه همه همکارانم باشد و آن هم صداقت در گفتار و عملکردشان 
همچنین احترام و ارزش قائل شدن برای جامعه ی رسانه که همواره در تمام مشکلات و مباحث پیشگام هستند.

چهار: به جرات میتوان گفت آنچه این روزها زندگی همه انسانها خصوصا اصحاب رسانه را تحت تاثیر قرار داده و حتی سبک زنگی ما را تغییر داد شیوع بیماری کرونا در جامعه بود که اولین بار با شنیدن ورود این ویروس به کشور باعث استرس و دلنگرانی برای من نیز شد.

سیل شیراز در ابتدای سال گذشته که واقعا باعث موج ناراحتی و تألم خاطر هم استانی هایمان شد و در اواخر سال گذشته نیز ورود ویروس منحوس کوئید 19به کشور  و استان فارس.

شش:یادمان باشد گرچه خبرنگار می نویسد و انعکاس می دهد دردهای جامعه را، اما همه فقط کار خبرنگار را در نوشتن می دانند ولی دویدن برای کسب خبر، تایپ و نگارش و تنظیم خبر کاری طاقت فرسا است و هیچ کس جز یک خبرنگار واقعی نمی داند ما با چه زحمتی یک خبر را تهیه می کنیم و در آخر هم اضطراب و استرس سراسر وجودمان را فرا می گیرد که آیا این خبر، مصاحبه و گزارش به شیوه ای مطلوب انعکاس داده می شود یا نه؟

اما این تنها گوشه ای از دغدغه های کاری ما است و درد آور ترین بخش این حرفه آنجاست که از صبح که برای تهیه خبر،گزارش و پوشش جلسات متعدد از این اداره به آن ارگان و از این خیابان به آن کوچه در حال دویدن هستیم و نیمه های روز با تنی خسته به خانه و یا محل کار باز می گردیم، در پایان ماه با کمترین حقوق دریافتی نسبت به بیشتر مشاغل، مواجه میشویم که بخشی از آن هم هزینه رفت و آمد ،اینترنت،شارژ تلفن همراه و... می شود.

القصه،ماجرای قصه های پر غصه خبرنگار تنها به همین جا ختم نمیشود بلکه عدم امنیت شغلی،کمبود حرمت خبرنگاران، پایین بودن آستانه تحمل برخی از مدیران وروابط عمومی ها ، مغفول ماندن مطالبات خبرنگاران،عدم برگزاری کمیته بررسی مشکلات خبرنگاران ورسانه ها، حمایت نشدن از سوی مسوولان، بی توجهی به فعالیت های شبانه روزی آنان، نداشتن مسکن از جمله مشکلات قشر فعال عرصه خبری جامعه است که کسی توجهی به آنان ندارد.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
محمد جوادشلتوک کار

مدتهاست که نایی مانده است و جوهری
 نه نایی برای گفتن و جوهری برای نوشتن... 

 که اگر نایی بود باید می‌نوشتیم از آنچه نمی توانیم بنویسیم و اگر جوهری بود اثری به جای می گذاشتیم که حداقل منفعت آن برای جامعه  تغییر رنگ باشد. تغییر رنگی از جنس بهتر شدن! افسوس و صد افسوس برای ما که ۳۶۴ روز سال مرغ عزا و عروسی هستیم. 
۳۶۴ روز سال مجیزگو و رانت خوار هستیم و البته غیر قابل اعتماد برای بسیاری از آدمهای قابل اعتماد و موصوف به صدها صفت دیگر؛ اما هنوز برگ تقویم از ۱۶ به ۱۷ مرداد نرسیده که عکس هایمان  تزئین شده روی صفحات روزنامه‌ها و بعضی اوقات بر روی پل های هوایی و پشت کیوسک هایی که دیگر  مطبوعاتی نیستد، بد جوری دلبری می کنند! 
هنوز ۱۷ مرداد نرسیده همه گوی سبقت را در ارسال پیام تبریک روز خبرنگار از یکدیگر می‌رباید، درست مانند آن ۳۶۵ روز دیگری که در بی حرمت کردن خبرنگار استارت سرعت می‌زند. 
دقیقا مانند آن ۳۶۵ روز دیگری که علاقه خود را به حرفه خبرنگاری در کثری از ثانیه با کپی، پیست کردن آنچه خبر می دانند در صفحات مجازی به رخ یکدیگر می کشند. 
 افسوس و صد افسوس  که در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که دایره لغات بسیاری از آدم‌ها پر است از واژه های  پرطمطراق، حرف های دهن پر کن صد من یک غاز! 
 راستی اگر نایی بود و جوهری، باید از چه می‌نوشتیم؟ 
ای کاش نایی و جوهری بودو قول می دادیم خط قرمزها را رعایت کنیم تا به کسی بر نخورد، ولی حداقل از آن مدیری می نوشتیم که کرونا را بهانه‌ای برای بی نان کردن خبرنگارانش  کرد اما با چاپ عکس های همان خبرنگاران به پیشواز روز خبرنگار رفت تا یک صفحه از روزنامه اش راعرصه ای برای جولان دادن در سرزمین محبت های پوچ و  تو خالی کند. 

 ای کاش نایی و جوهری بود تااز آوارگی آن خبرنگاری می‌نوشتیم که سینما را مثل کف دستش می‌شناسد. 
از دربدری عکاس وخبرنگاری می نوشتیم که طعم تلخ نبود دارو کمبود خون را بارها باحنجره دردآلود و تن نحیفش فریاد زده است. 
از آن خونگرم جنوبی می نوشتیم که دلخوشی هایش در ری شهر را به هوای بهتر زیستن رها کرده است، امادر جستجوی روزهای بهتر، حالا جنس کارتن های جذاب ودرعین حال تلخش، از جنس دیوارهای خانه ۸۰ متری اش محکم تر است. 
همان خانه‌ای که لالایی شنیده شده است از پشت پنجره  هایش صدای کفتار و روباه است. 
کاش نایی  بود و جوهری تا از رانت می‌نوشتیم، از رانتی که به آن متهم هستیم. 
از رانتی که آن خبرنگار ۶۰ ساله را هنوز در قامت مستاجر رها نکرده و او را مجبور می‌کند برای گذران زندگی اش هرروز لباس یک حرفه را به تن کندتاصورت خبرنگار بودنش را با سیلی سرخ کند. 
ایکاش نایی  بود و جوهری تا در تنها روزی که از خبرنگاران یاد می‌شود فریاد می‌زدیم ما همان هایی هستیم که ۳۶۴ روز پشت درب‌های شما ماندیم و گاهی بد‌ترین رفتار‌ها با ماشد. 
 ای کاش نایی بود و جوهری تا می‌نوشتیم نمی‌خواهیم حتی یک روز از مجموعه ۳۶۵ روز هم تیتر باشیم، اما نگذارید تن نحیف حرفه‌ای که سرمایه اش تنها عشق است و عشق، با کرونا به زیر خاک برود. 
دلگیرم، دلگیرم از آن که نمی‌توانیم بنویسیم هرچه را که باید بنویسیم. 
دل گیرم که همه ما به جای خبرنگار بودن به خبرنویس شدن تنزل پیدا کرده‌ایم و تنها دلیل آن را هم دغدغه نان می دانیم. 
چگونه از چیزهایی که مردم از ما انتظار دارند بنویسیم، بنویسیم درحالی که نمی توانیم بنویسیم. 
چگونه از قراردادهای موقت و استثمار کارگر بنویسیم در حالی که بسیاری از خبرنگاران حتی از داشتن همان موقت ها هم محروم هستند. 

 راستش خیلی وقت است که نه تیتر خوب می زنیم نه بوی خبرخوب می‌دهیم. 
خیلی وقت است که بابا نان ندارد و ما حتی از نوشتن همین یک جمله ساده هم عاجز هستیم... 
دیگر نه نایی مانده، نه جوهری... 

روزتان مبارک...
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
یک: مهناز معصومی هستم متولد ۱۳۵۵ ، نویسنده و خبرنگار . یک کتاب چاپ کردم که مجموعه داستان کوتاه است به نام شرم آفتاب ، دو کتاب نیز در دست چاپ دارم،  مدت ده سال است در کار مطبوعات هستم، پنچ سال خارج  از شهرستان و استان فعالیت مطبوعاتی داشتم و در حال حاضر در شهرستان فسا  در نشریات مختلف  فعالیت داشتم، پنچ سال است مستمر در هفته نامه فسامهر فعالیت خبرنگاری دارم.
 
دو: دغدغه من به عنوان یک خبرنگار در فسا این است خبرنگاری به عنوان یک شغل به حساب بیاد با حقوق ثابت و بیمه .

سه: توقع من از مردم و مسئولان  این است که به حقوق خبرنگاران  احترام بگذارند  و البته خبرنگاران محترم  هم باید حدود خود را در تهیه خبر بدانند .

چهار: آخرین خبری که خواندم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم تعطیل شدن خیلی از هیئت های عزاداری ماه محرم بود.
دچار حالت دوگانه ای شدم هم خوشحال شدم هم ناراحت .
هم خوشحال که مردم  با کادر درمان هم راه هستند ، هم ناراحت از تعطیل شدن عزای حسین ( ع) ، گرچه همیشه در دل ما عزادار پسر فاطمه ( س) هستیم

* مهم ترین خبری که کار کردم، مصاحبه باکارشناس مسئول اداره کار و اموراجتماعی شهرستان فسا غلامرضا ظریف در مورد راهکار یک فسایی که کشوری  شده بود. در مورد کارگاه هایی که به خاطر کرونا تعطیل شده بودند مشروح آن در شماره ۱۵۸  فسامهر  تاریخ  اول خرداد چاپ شده است.

 پنج: مخاطب تعیین میکند  رسانه به چه درجه ای از  کیفیت برسد، گاهی مخاطب بازخورد هایی دارد که رسانه افت میکند ، گاهی رسانه پیشرفت میکند ( البته این نظر شخصی من است )
البته بعضی فکر می کنند رسانه ها در  رقابت با هم رشد می کنند حال اگر رقیب رسانه ، یک رسانه ی پویا و موفق باشد ، باعث ارتقاء رسانه می شود .

 شش: البته گزارشگر های شهرستانی مطالعه نمیکنند و به همان سطح اندک خود اکتفا میکنند متاسفانه عدم مطالعه و عدم میل به پیشرفت باعث پایین آمدن سطح کیفی گزارش های  رسانه های استانی و شهرستانی شده است 
توقع کم از خود دارند 
باید از رسانه های خود توقع زیاد داشته باشند. هم مسئولان ،هم مردم ، هم خود   خبرنگاران باید توقع زیادی از رسانه خود داشته باشند . تا ناخودآگاه سطح کار خود را بالا ببرند
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
یک: سجاد عربی هستم متولد اول مرداد 1362در شهرستان نورآباد ممسنی و ساکن شیراز . از سال 1389 فعالیت خبری و رسانه ای خود را با فعالیت در سایت های خبری و روزنامه های داخلی به عنوان مترجم- خبرنگار آغاز کردم. بعدها با خبرگزاری ایسنا همکاری کردم و بیشتر در حوزه پزشکی فعالیت داشتم.پس از آن وارد خبرگزاری بین المللی شیعه(شفقنا) شدم و اگرچه با دیگر سایت های داخلی همکاری پاره وقت داشتم اما بیشتر در خدمت شفقنا بودم و در دو حوزه عربی و فارسی این خبرگزاری همکاری داشتم. اکنون نیز پاره وقت با این خبرگزاری همکاری دارم. 
حوزه تخصصی ام در این سالها بیشتر مذهبی، پزشکی، اجتماعی و سیاسی بوده و اخیرا بیشتر وارد عرصه سیاسی شده ام. بیشتر در حوزه بین الملل این خبرگزاری فعالیت می کنم که البته اکنون بیشتر به شیفت های شبانه و روزهای تعطیل محدود شده است. در بخش ورزشی هم در برهه ای همکاری داشته ام. اندکی پیش نیز توفیق همکاری با سایت شیرازه نصیبم شد اما از بخت بد روزگار و به دلیل یک مسافرت سرنوشت ساز نتوانستم با این سایت همکاری کنم اما همیشه آماده خدمت به این پایگاه وزین شهرمان هستم و خواهم بود. 
مهمترین دغدغه: مهمترین دغدغه همیشه اطلاع رسانی و افزایش آگاهی عمومی بوده است هرچند خدمت به مذهب شیعه و اهل بیت علیهم السلام با ورود به شفقنا یکی از اصلیترین اهدافم بود و همین موضوع باعث شد تا در آنجا باقی بمانم. 
توقع از جامعه: همیشه توقع داشته ام که به اخبار، گزارش ها ، تحلیلها و ترجمه هایم واکنش نشان دهند چه این واکنش انتقادی باشد و چه غیرانتقادی. 
آخرین خبری که خواندم و تاثیر محسوسی در زندگی ام  داشت، زمانی بود که رئیس جمهور اعلام کرد که هدیه اش به خبرنگاران اعطای یک سال اینترنت رایگان است(در باب مزاح). خبر سیل اخیر شیراز و اخباری از کمک های مردم شیراز به مسافران شهرهای دیگر روی من تاثیر محسوسی داشت و آنجا بود فهمیدم مردم شیراز چه قلب بزرگی دارند.
مهمترین خبری که کار کردم، خبرهای مربوط به شهادت سردار سلیمانی در بامداد روز 13 دیماه 98 بود که رسانه های عراقی و شبکه های عراقی را در بامداد آن روز رصد می کردم و در حالی که باورش برایم سخت بود، اخبار تاییدی را ترجمه و منتشر می کردم و در حالی که اخبار لحظه به لحظه را رصد می کردم، توی دلم هزاران بار آرزو کردم که سردار توی خودرو نبوده باشد و خبر شهادتش صحت نداشته باشد.
هرچند  در سال های اخیر فعالیت های رسانه ای در استان بسیار رشد داشته و شاهد پیشرفت های خوبی بوده ایم اما به نظر من دلیل کم شدن سطح کیفی رسانه های استانی، نبودن بستر مناسب برای فعالیت خبرنگاران بومی بوده است. برای مثال شاید در یکی دو سال اخیر حتی یک دوره خبرنگاری در سطح استان هم برگزار نشده باشد. 
کاش اتحادیه خبرنگاران فارس به طور جدی پیگیری می شد و تحت عنوان یک نهادی قدرتمند به فعالیتش ادامه می داد. کاش مسئولین استانی به خبرنگاران بومی بیشتر بها می دادند...
سپاس از الطاف بیکران شما
****
  لطفا بیوگرافی مختصر و سابقه فعالیت رسانه ای تان را بفرمایید؟
امین برنجکار
هستم، یک عکاس ساده، ۱۰سال سابقه فعالیت رسانه ای، کسب مقام های متعدد ملی و بین المللی در حوزه عکس.

 مهمترين دغدغه شما درحوزه فعاليت رسانه اي تان چيست؟
جریان سازی، مبارزه با فساد مخصوصاً در لفافه دین و دیانت، نمایش محرومیت مردم برای از خواب بیدار کردن مسولین.

 توقع شما از جامعه اي كه مخاطب اخبارتان هستند(اعم ازمسوول وغيرمسوول) چيست؟
از مسئولان همین که کارشکنی نکنن انتظار دیگری ندارم، غیر مسئولین هم سواد رسانه ای.

 آخرين خبري كه شنيده يا خوانده ايد و در زندگي تان تأثير محسوسي داشته چه بوده است؟
 ارز ۴۲۰۰ تومانی.

 مهمترین خبری که در یکسال گذشته کار کردید چه خبری بود؟
 گزارش تصویری مستند نوروز شیراز سال قبل و امسال که حال و هوای پر رونق و صفای روزهای نوروز ۹۸ رو نشون میداد در‌کن…
 گزارش هایی که دیده شدند:
دریاچه صورتی، مهارلو، خیلی عکسهاش در سطح بین المللی دیده شد
گزارش های تصویری کرونایی از گروهای جهادی تا فعالیت های خیرین و مردم تا بیش از ۷۰گزارش تصویری روی خروجی کشوری و بین المللی خبرگزاری
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
****
صفدر دوام، روزنامه‌نگار مقیم شیراز 

 نگاه اهل فرهنگ: "عجب كه بوى گلى هست و رنگ نسترنی..."
چند سطری؛ این‌بار درباره‌ی خودمان

 هر سال تنها روزى كه قلم خبرنگار براى دغدغه هاى حرفه‌اى خودش می‌نگارد؛ همين روز ١٧ مردادماه يعنى روز خبرنگار است.

 امّا امسال ديگر مجال آهى براى خبرنگار هم نيست؛ بيش از پنج ماه از شيوع ميهمان ناخوانده اى به نام كرونا در سطح جامعه بشرى مى‌گذرد و آثار زيانبار جانى و نيروى انسانى در كنار عقب‌ماندگى هاى اقتصادى در جامعه ما محسوس است.

 امّا باز هم خبرنگار نقشى در خط اول ايفا می‌كند. در روزگارى كه با وجود گستردگى فضاى اطلاعاتى گسست‌هاى خبرى بدون سند در فضاى مجازى بيداد می‌کند؛ باز هم خبرنگار با شناسنامه هويتى خود پرچمدار اخبار و تحلیل‌‌هاى صحيح براى جامعه است.

 همين روزهاى پرآشوب كرونايى هم وجود خبر كه به تعبير حضرت مولانا: "هر كه را افزون خبر جانش فزون" است؛ افق روشن جامعه است و همه انسان‌ها با هر جايگاه اجتماعى در پى خبرهايى براى دانستن عواقب اين پديده  ماه‌هاى واپسين قرن كنونى هستند!

 اهميت خبر با جايگاه حرفه‌اى خبرنگاران در هم تنيده است و آنها با عنوان چشم بيناى جامعه تنها به‌دور از معيشت‌هاى شخصى در پى حل معيشت‌هاى اقشار مختلف جامعه هستند.

 درحالیکه دولت‌ها و مجلس‌هاى متعددى با گرايش‌ها و شعارهاى رنگارنگ فرهنگ و رسانه تشكيل شدند؛ ولی هنوز اهالى رسانه براى اهميت شغلى خود اندر خم یک كوچه‌اند!

 حالا چه می‌شود كه خبرنگاران هم در یک بند تبصره قانونى ديده شوند تا ايام بازنشستگی‌شان مثل بازنشستگان كشورى و لشكرى باشد!

 امسال در حالى بيست‌ودومين سالروز نكوداشت زنده‌ياد شهيد محمود صارمى (خبرنگار فقيد ايرنا) و روز خبرنگار می‌گذرد و بی‌پرده بنويسم كه هر سال با تعارفاتى چون "خبرنگار چشم بيناى جامعه" و "آيينه تمام‌نماى افكارعمومى" و "ركن چهارم دمكراسى" و ده‌ها تركيب‌هاى شعارى رنگارنگ گذشته و شوربختانه در سطح همان جلسات تجليل بازمانده است.

 بسيارى از خبرنگاران فعال جامعه ما اكنون با مشكلات معيشتى نظير مسكن، حقوق و... دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بنابراين، توجه به رفع مشكلات اين قشر براى دولت و مجلس كار چندان پيچيده‌اى نيست!

 اين نكته را بايد توجه داشت كه خبرنگار در ساير حوزه‌هاى اجتماعى، سياسى جامعه ما به تعبير عاميانه "مرغ عروسى و عزا"بوده و در سطح آخر حاصل زحمات‌شان موجب سفره رنگارنگى براى ديگران می‌شود.

 در تكاپويى زيركانه درک خواهيم كرد كه جذب سرمايه‌گذار، اشاعه رفتارهاى فرهنگى و اجتماعى نظير اجراى شيوه‌نامه‌هاى بهداشتى در همين ايام و صدها اقدام مثبت ديگر در جامعه حاصل تلاش رسانه‌اى جامعه خبرى است‌.

 با اين حال، آيا زمان آن نرسيده كه حاكميت، خبرنگاران را در جايگاه مدافعان تنوير افكارعمومى در عمل، نه در شعار بيشتر بشناسد و به مديران كم‌لطف به رسانه‌ها هم بشناساند!؟

 ١٧ اِمرداد امسال به پاس تلاش‌ها و مجاهدت‌هاى پرچمداران تاريخ مطبوعات كشور و همچنين ايثارگری‌هاى خبرنگاران در مقاطع مختلف تاريخى براى مقابله با ندانستن، پاس می‌داريم.

 در روزگارى كه مزاج دهر با ويروس كرونا بيش از گذشته تلخ است و نگاه مردم باز به اخبار روزانه‌اى است كه كورسوى اميد به آينده را در دلشان روشن نگه می‌دارد.

 اصحاب رسانه همچنان در مقابل تندباد حوادث روزگار از طبيعى گرفته تا اقتصادى استوار ايستاده‌اند و همواره براى مردم خواهند نوشت كه به فكر حكيمی و راى برهمنى براى عبور از اين بحران‌ها برسيم، كه به تعبير خواجه شيراز:

*از این سموم که بر طَرفِ بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی

مزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظ 
كجاست فكر حكيمى و راى برهمنى


 خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
یک: بنده ایرج سی سختی، کشاورز زاده و اصالتا لر متولد سال 1351 هستم. از سال 1384 پا به عرصه رسانه های مکتوب گذاشتم. در جوار مرحوم استاد دکتر سهیل نعمتی و با همراهی آقای ابوذر سی سختی درنشریه همگام با کشاورزی که آن روزها از قرب و منزلت خاصی برخوردار بود، استارت کارم را زدم.
سپس در کنار همگام، همگام با سرو در سال 88 گام برداشتم و سالها درسایه سرو زندگی کردم. هفته نامه سرو نیز آن روزها دارای جایگاه ویژه ای بود.
قامت سرو با حضور یار دیرینه ام بزرگ مردی از ایل بختیاری آقای ایمان ساعدی روز به روز کشیده تر شد و با حضور اساتیدی همچون فرزاد وثوقی،محمد علی پشوتن، احمد رضا سهرابی ، غفور مصطفایی،سروش سلیمی و خیلی از دوستان دیگرسر به فلک نهاد و اوج گرفت. نزدیک به 20 نفر در این هفته نامه امرار معاش می کردند ولی متاسفانه به دلیل غرض ورزی های شخصی و سیاسی مدیرمسوول، ریشه سرو خشکانده شد و قامتش خمیده.
 اما قامتمان خم نشد و به تاسی از سرو، سال 92 نشریه یک پنجره باران را راه اندازی نمودم تا اینکه سال 94 بنا به درخواست روزنامه جام جم سردبیر ویژه نامه های استانی این روزنامه را پذیرفتم و استارت نیازمندی های جام جم با اشتغال بیش از 30 نیرو زده شد. افتخار دیگرم در عرصه رسانه، همراه شدن با مردی از جنس کوه،تلاشگر و پر از معرفت جناب غلامحسین واحدی پور مدیریت نشریات بین المللی خبربود که الحق و النصاف درس های زیادی از ایشان آموختم ودر آن روزها مدیریت ویژه نامه های استانی روزنامه بین المللی توریسم را در کارنامه کاری خود ثبت کردم و در این مدت ویژه نامه های تخصصی مادر و کودک ضمیمه روزنامه خبر جنوب و عیدانه خبر جنوب را با همراه همیشگیم، نویسنده زبر دست جناب اقای سروش سلیمی را نیز با نظارت جناب واحدی پور به چاپ رساندم. 
از سال 98 تا کنون هم به دلیل مشکلات اقتصادی و گرانی کاغذ به ناچار شاهد خاموشی شده ام،  نظاره گر.البته ناگفته نماند که گه گاهی بخاطر دلم و نه بخاطر نام و نان می نویسم. چون دیگر نه نام دارد و نه نان. در واقع داخلش خودمان کشته و بیرونش مردم را 

مهمترین دغدغه در حوضه فعالیت رسانه ایتان را بفرمایید؟ 
در پاسخ به این سووال باید بگویم که در کشور ما بخصوص شهر شیراز، فعالیت در رسانه ها کلا دغدغه هست و هر کدام از دغدغه ها در نوع خودش اهمیت دارد. چون فعالیت در رسانه ها مثل ساعت می ماند و اگر چرخ دنده ای خراب باشد ساعت به درستی کار نخواهد کرد و هویت ساعت بودنش را از دست خواهد داد.
ولی مهمترین دغدغه در حوزه کاری بنده بدلیل عدم وابستگی به حزب ها و گروهها، تامین منابع مالی یک رسانه مکتوب می باشد. چرا که دولت فقط رسانه های خاصی را حمایت می کند و سهمیه ها هم سلیقه ای اختصاص می یابد. 
و دغدغه مهمتر این که متاسفانه سرانه مطالعه در کشور ما بسیار پایین هست و بدلیل هجمه فضای ولنگار مجازی و اعتیاد بیشتر مردم به فضاهایی مثل تلگرام و وات سلاپ و اینستا و ... دیگر زمانی برای مطالعه رسانه های مکتوب و کتاب باقی نخواهد ماند. در نتیجه اقبال عمومی از رسانه های مکتوب در سالهای اخیر افت محسوسی کرده است که این خود نیز باعث کاهش کیفیت رسانه ها شده است. 
توقع شما از جامعه ای  که مخاطب اخبارتان هستند (اعم از مسوول و غیر مسوول) چیست
اگر به صراحت و واقعیت را بخواهم بگویم که از بیشتر مسوولین هیچ توقعی نداریم. فقط می توانم بگویم که مارا به خیر تو امید نیست شر مرسان.
البته هستند بعضی از مسوولین که الحق و والانصاف واقعا در همه زمینه ها صادقانه کار می کنند، ولی متاسفانه تعدادشان کم است که اینان هم واقعا دستشان بسته هست و از افراد غیر مسوول هم تقاضا دارم سره را ازناسره تشخیص دهند و کمی بیشتر سواد رسانه ایشان را بالا ببرند و بیشتر به رسانه های واقعی بها دهند و کتاب را از روی کتاب وروزنامه را از روی کاغذ مطالعه کنند. زیرا که هیچ چیز به انسان حس زیبای مطالعه بر روی کتاب و یا نوشتار مکتوب زیر نور چراغ زیبای مطالعه در سکوت پر معنای شبانگاه  را نخواهد داد، مخصوصا اینکه مداد و کاغذ هم در کنارش باشد و... 
و توقعم از همان مسوولان غیر مسوول این هست که به همه رسانه ها با یک عینک نگاه کنند نه اینکه بعضی ها رابا شیشه کثیف عینکشان ببینند و عده ای را اصلا نبینند و خودشان را به کوری بزنند. 

آخرین خبری که شنیده اید یا خوانده اید ودر زندگیتان تاثیر محسوسی داشته چه بوده است
البته با حفظ احترام به رسانه های واقعی دیجیتال و خبرگزاریها، باید بگویم که در فضای ولنگار دیجیتالی این روزها در یک چشم بهم زدنی آنقدر اخبار خوب و بد بخوردت می دهند که واقعا نمی دانی از کدام خوشحال باشی و بابت کدام ناراحت.
ولی سه خبر ناراحت کننده در این مدت واقعا زندگی بنده را تحت تاثیر قرار داد و درسهای زیادی از این اخبار آموختم. 
1 بیماری کرونا  که بهم یاد داد که انسان با همه اون غرور و تکبر به یک ویروس بند است و پولدار و فقیر برایش فرقی ندارد. 
2 مرگ دو برادر جوان که شوربختانه از عزیزانم بودند به من درس داد که صله رحم را بجا آورم ودر هر حالی بستگان را فراموش نکنم و در واقع زنده کش و مرده پرست نباشم و فهمیدم که مرگ از رگ گردن به انسان نزدیکتر است و مرگ و هستی دست خداوند هست. هر چند تو آرزوهای بسیار داشته باشی
 4 انفجار بندر زیبای بیروت که روزی عروس خاورمیانه بوده باعث عبرت من شد که اگر بهترین ویلاها در خوش آب و هوا ترین مناطق جهان هم مال تو باشد، مغرور نباش و فخر نفروش و بد نکن که چه بسا در یک چشم بر هم زدنی ...

مهمترین خبری که در یکسال گذشته کار کردید چه خبری بود
مهمترین گزارشی که در سال گذشته بنده کار کردم مطلبی بود تحت عنوان" بی پرده با استاندار" زمانی بود که استاندار فارس چند صباحی بود سکان هدایت استان را به دست گرفته بودند به ایشان توصیه هایی داشتم در خصوص گرانی، بی عدالتی، رشوه و اختلاس در شوراها که آن روزها باب شده بود. ومطلبی دیگر هم تحت عنوان "شهر راز دیگر زیبا نیست"که به موضوع خانه بدوشان ،تکدیگری و کارتن خوابها پرداخته شد. که متاسفانه نه تنها این موضوع کمرنگ نشد بلکه روز به روز پررنگتر هم می شود . میخ آهنین نرود در سنگ هرگز 
  
چرا سطح کیفی گزارشهای رسانه های استانی کم شده است
ببینید عوامل زیادی هستند که در پایین آمدن کیفیت گزارشها تاثیر گزارند 
دو نوع رسانه وجود دارند گروه اول که وابستگی دارند و اکثرا خبرنگاران و یا گزارش نویسانشان میرزا بنویس هستند که اینان حالشان معلوم است و تا سبیلشان چرب چرب نشود و نانشان در روغن حیوانی نباشد، خوب نمی نویسند و اگر هم خوب بخواهند بنویسند، اصلا نمی توانند. چرا که  تخصص لازم را ندارند. 
دسته دوم رسانه هایی هستند که  گزارش نویسان حرفه ای و صاحب قلم و دارای اصالت برایشان می نویسند. که اینان هم بدلیل شرایط بد مالی و عدم وابستگی و نبود حمایت های لازم، پولی در بساط ندارند که بخواهند هزینه بدهند و نیرو های حرفه ای را استخدام کنند و در نتیجه سطح کیفی گزارش ها پایین می آید و تاثیر گزاری خودش را از دست می دهد. 
البته متذکر می شوم،  هنوز هم هستند، افراد صاحب قلمی در شیراز که بدون هیچ چشمداشتی ندای رسانه ها را لبیک گفته و هر چه را در چنته دارند بیرون میریزند. ولی در کل بیشتر بر می گردد به صاحبان رسانه ها که توصیه می کنم کمی بیشتر هوای خبرنگاران و نویسندگان واقعی و اهل قلم  را داشته باشند، تا آنها با خاطری آسوده بتوانند گزارش ها و مقالاتی با کیفیت بالا و تاثیر گذار تولید کنند تا که شاید... 

هرچه می خواهد دل تنگت بگو
دلم که خیلی تنگ است و اگر بخواهم از دلتنگی هایم بگویم که مثنوی هفت من می شود و در این مقال نمی گنجد و بی شک سرم بالای دار خواهد رفت.  
این روزها حال دل اهالی قلم و رسانه ها اصلا خوب نیست و خیلی از رسانه ها تعطیل شده و بچه ها بی کار شده اند و هیچ حمایتی هم از آنها نمی شود. می دونید که نوشتن خاطری آسوده می خواهد. ولی این روزها خاطرمون ناجمعه و خیالمون ناراحت.
روی اول سخنم با اون عده از مسوولین بی وجدانی هست که عکس شهدا را می بینند و عکس شهدا عمل می کنند 
بدانید که امروز که بر این صندلی های مخملی و چرمی در اتاقهای در بسته با دکوراسیون های جور و واجور تکیه زده اید و خون مردم را می مکید و حق و ناحق می کنید و دنبال رانت و لابی و لابی گری و فساد هستید و آب به آسیاب دشمنان قسم خورده نظام می ریزید  روزی خون شهدا و آه مردم مظلوم شما را خواهد گرفت و راه بجایی نخواهید برد.
و همین را بس که یاران امام خامنه ای و مدافعان واقعی اسلام ناب محمدی به شما این اجازه را نخواهند داد که پایتان را بیشتر از گلیمتان دراز تر کنید. 
روی دیگر سخنم با اون دسته از مسوولینی هست که واقعا دلشان می خواهد قدمی بردارند، ولی متاسفانه بدلیل عدم تخصص در آن حوزه، باری که نمی توانند بردارند، بلکه باری هم بر دوش ملت و نظام می گذارند. خودشان پا پس کشیده و سکان هدایت را به دست اهل فن دهند که شاید در آشفته بازار این روزها، مرهمی هر چند کم بر زخمهای عمیق گذاشته شود.
صحبت کوتاهی هم با متولیان امور شهری دارم 
توصیه می کنم که یک شب تا صبح مسیر خیابان های، سینما سعدی،  پارامونت و ذوالانوار و خیلی جاهای دیگر را با دیده باز بنگرند. واقعا جای بسی تاسف و مایه ننگ است که در شهر زیبای شیراز که سومین حرم اهل بیت و شهر شعر و شعور و ادب هم نیز هست. اینچنین گدایان و کارتن خواب ها ویراژ دهند و باعث آلودگی شهر و ترس و وحشت اهالی این دیار شوند.واقعا نمی خواهید یا نمی توانید.
بشکند دستی که از آبادی وطنش بلرزد    
بمیرد دلی که از دشمن سرزمینش بترسد   
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
یک: ایمان شریفی هستم ، نزدیک به 12 سال است که کار خبری انجام می دهم در اواخر دهه 80 وبلاگ ها رونق پیدا کرده بودند و من که دغدغه های اجتماعی داشتم وبلاگ اخبار مرودشت را تاسیس کردم یادم هست و از آنجا به دنیای خبر معرفی شدم ، پس از آن سایت خبری سلام مرودشت که کماکان فعال است را تاسیس کردم که همکاران و دوستان خوبی را در سلام مرودشت با من همکاری داشتند، پس از سلام مرودشت کم کم پایم به مطبوعات باز شد و با دوست خوبم جناب مهدی توکلی روزنامه عصر مرودشت را چندین سال بچاپ رساندیم همزمان برای تکمیل آموزش های خبری به باشگاه خبرنگاران جوان رفتم و همکاری من  با باشگاه خبرنگاران جوان  روزهای پر خاطره ای را برایم رقم زد ، سال قبل نشریه پارسه شهر را تاسیس کردم .

دو: مهم ترین دغدغه من در خبرنگاری از ابتدای راه تا اکنون که بیش از یک دهه می گذرد فقط  پیگیری مطالبات بخصوص مطالبات مردم حاشیه شهر و مناطق محروم بوده است .
    
سه: بعضی از مسولان توقعاتی دارند که بعضا از روابط عمومی خود دارند که درست نیست خبرنگارباید وظیفه ذاتی خود را انجام دهد که شاید به مذاق مسئولین هم خوش نیاید، از مردم هم توقع داریم خبرنگاران را بیشتر درک کنند بعضی از تماس ها بعضا هست که طرف میگوید عکس من را بینداز یا فلان پیام را را منتشر کنید چیزهایی که اصلا ربطی به خبرندارد . 

چهار: مدام در حال رصد اخبار هستم و نمی توانم بگویم اخرین خبری که خوانده ام چه بوده است همه ی اخبار بر روی زندگی ما تاثیر دارد هم تاثیر روحی و هم تاثیرات دیگر یک خبرنگار با خبر ها زندگی می کند . 
مهم ترین خبری که کار کردیم اخبار مربوط به انتخابات بود و مدام مردم پیگیر نتیجه بودند که بالاخره نتیجه چه می شود فکر می کنم یکی از مهم ترین اخبار سال گذشته بود و  همچنین در حال حاضر هم اخبار مربوط به کروناست.
پنج: رسانه های استان هم دور از دنیا نیستند کلا فضای مجازی بر دنیای خبر چنبره زده است و باید رسانه ها هم همگام با فناوری خود را به روز کنند به طور قطع می گویم همه اخباری که در فضای مجازی منتشر می شود منبع موثقی ندارد و بیشتر شایعه هستند و مردم همیشه به دنبال اخبار به روز و موثق هستند و مردم به خبرنگاران اعتماد دارند و خبرنگار باید کاری انجام دهد که این اعتماد سلب نشود . 

شش: امسال سال جهش تولید است چندین سال است حضرت آقا بر این موضوع تاکید می کند ولی در شهر ما انگار گوش شنوایی نیست تا سال جدید می شود انواع بنرها را از حضرت آقا می بینیم ولی هیچ اقدام عملی نیست که نیست مرودشت در گذشته ای نه چندان دور صنعتی ترین  شهر استان فارس بوده است کارخانجاتی مثل آزمایش ، مجتمع گوشت فارس ، صنایع سنگ بلفر ، چرمینه و .... ولی اکنون با این همه تاکید بجای بیشتر شدن این کارخانجات و اشتغال جوانان شهرم همین کارخانجات هم به دلیل بی تدبیری بسته شدند و هر وقت از جلوی آنها گذر می شود مایه یاس و ناامیدی هستند امیدوارم برای جوانان شهرم بهترین رقم بخورد .
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما ...
***
 لطفا بیوگرافی مختصر و سابقه فعالیت رسانه ای تان را بفرمایید؟ 
 مهدی هاشمی، سردبیر سابق نیم نگاه شهرستان، سردبیر سابق همگام ورزشی، عضو هیئت تحریریه نشریه پارسه ، سردبیر سابق خشت اول، عضو سابق هیات تحریریه خشت اول، عضو هیات تحریریه نشریات دانشجویی و ادمین پیج اینستاگرام فارس نما fars_nama 

 مهمترين دغدغه شما درحوزه فعاليت رسانه اي تان چيست؟
سواد رسانه ای

 توقع شما از جامعه اي كه مخاطب اخبارتان هستند(اعم ازمسوول وغيرمسوول) چيست؟
تقویت سواد رسانه ای

 آخرين خبري كه شنيده يا خوانده ايد و در زندگي تان تأثير محسوسي داشته چه بوده است؟
شهادت حاج قاسم عزیز

 مهمترین خبری که در یکسال گذشته کار کردید چه خبری بود؟
ابعاد شهادت حاج قاسم

 چرا سطح کیفی گزارش های رسانه های استانی کم شده است؟
به نظر من کم نشده

 هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو...
به امید داشتن سواد رسانه ای مردم سرزمینم به نحوی که هیچ شایعه ای در این سرزمین، پا نگیرد.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
یک: قبلا گفته ام، نوجوان بودم و همين جور زمان و زمين چرخيدند که یک آن افتادم وسط يک منطقه ممنوعه! روزنامه نگاری را می گویم! الان 15 سال از آن زمان می گذرد

دو: مهمترين دغدغه شما درحوزه فعاليت رسانه اي تان چيست؟
مهمترین دغدغه خبرنگار، مهمترین دغدغه مردم است: به قول محمد حسین بهرامیان؛ 
غم نان ، کاش بدانی غم نان یعنی چه
یعنی آدم به تب گندم از ایمان افتاد
آدم آن روز که دستش به دهانش نرسید
از خدا دست کشید و پی شیطان افتاد

سه: توقع خبرنگاران این است که مردم سواد رسانه خود را افزایش بدهند و اخبار را از درگاه های بی هویت دنبال نکنند.

چهار: خبر تاثیرگذار گفتگویم با علی هادیان، کارمند آسیب دیده جهاد دانشگاهی فارس در اغتشاشات آبان ماه ۹۸ بود که دائم جلویم چشمم ست. از خودم می پرسم او چه گناهی داشت و آدم چطور جرات می کند با یک انسان این رفتار را داشته باشد.

پنج: این قصه سر دراز دارد...

شش: عزیز! این ملک، خاصان خصوصی‌ست
حریم مایه‌داران خصوصی‌ست
نمی‌دانی بدان، بالاترین جرم
همین تشویش اذهان خصوصی‌ست
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
یک: بهرام جعفریان پور مدیرمسئول و سردبیر سایت خبری تحلیلی داراب آنلاین، از سال ۱۳۹۰ در حوزه خبرنگاری آنلاین مشغول هستم.

مهم ترین دغدغه: معیشت خبرنگاران و  امنیت شغلی است که باعث شده در سال های اخیر علاقه مندان کمتری جذب این حرفه شوند‌.

توقع از جامعه: مردم راه مطالبه گری صحیح و مستمر را درپیش گیرند و مسئولین نیز تا حد امکاناتشان صدای مردم را بشنوند حتی اگر بعضا توان رفع مشکلات را ندارند. با مردم سخن بگویند و مشکلات اداره و نهاد مربوطه را خیلی شفاف بیان کنند. اما بی پاسخی یا بعضا تندی دربرابر نقدها فایده ای جز دلسردی مردم و اصحاب رسانه ندارد.

مهم ترین خبر و البته تلخ ترین خبر در یک سال گذشته شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی بود.

سطح کیفی: به عقیده بنده همان طور که اشاره کردم وابسته به دلایلی از جمله عدم تامین معیشت و امنیت شغلی خبرنگاران و در نتیجه دلسردی شده است.

دل تنگ: خبرنگاران در ۳۶۵ روز سال وقت و بی وقت مانند یک مرکز اورژانس ۲۴ ساعته مشغول خدمت هستند با این تفاوت که به خصوص در شهرستان ها هیچ تعویض شیفت و تعویض نیرویی صورت نمی گیرید و بعضا یک نفر یک تنه مشغول تهیه اخبار و انتشار است. حقوق و مزایایی نداریم، بیمه درست و حسابی نیست، هزینه های تهیه خبر زیاد است؛ به مسئولین محترم عرض میکنم اگر یار نیستید لطفا بار هم نباشید!
خبرنگاران فارس از حال و روزشان می گویند/ حال ما خوب است اما...
***
من یک هنرمندم ولی این بدان معنی نیست که باید رایگان کار کنم! من هم مثل شما هزینه هایی دارم؛ لطفا مرا درک کنید!
من یک خبرنگارم! 
تمام روزهای سال را از مشکلات و خواسته‌های شهر و مردم می‌نویسم، اما شاید روز خبرنگار بهانه‌ای باشد برای نوشتن دردهای خودم، برای یک‌بار هم که شده می‌خواهم از آن‌چه بر من می‌گذرد بنویسم تا بدانند من یک خبرنگارم.
 اما مادامی که گوش شنوایی برای شنیدن مشکلاتم نباشد حرف زدن از انتظارات و خواسته‌هایم تنها به یک مزاح تلخ می‌ماند.
من یک خبرنگارم! 
حمایت از من در شعاردادن و جشن روز خبرنگار خلاصه نمی‌شود، من یاد گرفته‌ام قانع باشم و انتظاراتم واقع‌بینانه باشد، یاد گرفته‌ام با دردهای مردم زندگی کنم برای دل آن‌ها قلم بزنم، گزارش بگیریم ، اما کسی قلم‌زن و گزارشگر مشکلاتم نباشد.
من یک خبرنگارم! 
حقایق را به هیچ قیمتی نمی‌فروشم، قلمم زبان گویای مردم سرزمینم شده و تحرک باورهایم به این مرز و بوم تنها در حد نوشته‌هایم نیست.
من یک خبرنگارم! 
هفده مردادماه بر همه خبرنگاران زحمتکش و بی ادعا مبارکباد.
محمد کریم کدیور
دفتر خبر فسا
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
با سلام و احترام و تبریک ایام امامت و ولایت و عید سعید غدیر و پاسداشت شهید صارمی و روز خبرنگار، فاطمه خسروپور فعال انقلابی در عرصه رسانه و سیاست هستم.
مدیریت خبرگزاری‌های دانشجو، نسیم، علم و فناوری، عصر فارس،  مجموعه خبر فوری استان فارس، سردبیری حافظنیوز، همکاری با پایگاه خبری ملی صراط، مجموعه متمم، آوای فارس، شیرازه و فعالیت‌های مختف در عرصه رسانه و فضای مجازی از جمله فعالیت‌های اینجانب در عرصه رسانه است و هم‌اکنون نیز به عنوان سردبیر خبرگزاری فارس در استان فارس به فعالیت مشغول هستم.
به عنون یک چهره انقلابی شاخص‌های فعالیت خودم را در هر عرصه‌ای به ویژه عرصه رسانه در چارچوب منظومه فکری امامین انقلاب تعریف می‌کنم.
نگاه من به عرصه رسانه فراتر از نگاه معیشتی و میرزابنویسی است؛ نگاهم به این است که قلم در دستان من به امانت گذاشته شده و باید از آن برای اعتلای دینم، انقلابم و مردم سرزمینم استفاده کنم و ان شالله این تلاش مرضی حق باشد.
در نگاه استانی نیز مهمترین دغدغه‌ام حاکمیت گفتمان سومین حرم اهل بیت علیهم‌السلام در همه عرصه‌ها و ابعاد استانی و شهری است. 
مهمترین و درناک‌ترین خبر یک سال گذشته خبر شهادت سردار رشید اسلام ماک اشتر امام امت، سپهبد شهید سلیمانی بود که همچنان تلخی این داغ بر دل‌هامان مستولی است.
رسالت قلم سنگین است پس آن را به بهای ارزان نفروشیم. 
دلتنگی‌مان در فراق صاحب‌الزمان و آخرین وارث غدیر است، پس اللهم عجل لولیک الفرج
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
****
علی گزبلند هستم،عکاس ،خبر نگار و گزارشگر روزنامه عصر مردم حدود ۱۵ سال  از زمانی که در مطبوعات استان فارس شروع به فعالیت کردم میگذره و در این مدت با هفته نامه های فانوس کیش،خبرگزاری ایسنا،همشهری فارس،روزنامه سبحان،نیم نگاه و عصر مردم همکاری داشتم که در مورد عصر مردم همچنان این همکاری از سال ۸۷تا کنون ادامه دارد. 

دو: مهمترین انگیزه من دیدن کشور و مردم ایران زمین در جایگاه اول منطقه در حوزه علم،فن اوری،بهداشت، ورفاه اجتتماعیست که امید داریم با تلاش ،فقر زدایی،اتکا به توان و اندیشه ایرانی،و ایجاد عدالت اجتماعی ،سیاسی حاصل و ایران به قدرت اول منطقه تبدیل شود.
مخاطب انچنان که گفته اند ،مستمع گوینده را برسر شوق اورد،دادن بازخورد از سوی مخاطب انگیزه اصلی خبرنگار از تولید خبر و گزارش است.
سه: اخرین خبری که زندگی همه ما راتحت تاثیر قرار داد مجموعه رویدادهایی بود که از ترور سردار سلیمانی شروع و با حمله به عین اسد ادامه و با شلیک به هواپیمای مسافربری توسط پدافند هوایی خاتمه گرفت.اما چیزی که نن رو متاثر کرد اخبار مربوط به ویژه خواری و رانت بازی اقازاده ها بود.
چهار: بهترین گزارشی که در روزنامه عصر کار کردم ،گزارش روز بزرگداشت فردوسی و مصاحبه با کوروش جوادی مدیر باشگاه شاهنامه پژوهان بود و مصاحبه با رابرت .اس .توماس جوان سیاهپوست امریکایی در رابطه با مشکلات جامعه سیاهان امریکا بود.
پنج: روزمرگی و عدم وجود بودجه و اعتبار کافی در کنار مطالعه پایین دوستان خبر نگار عامل افت کیفیت گزارش و خبر های تولیدیست.
شش: دل تنگم یکم هوای خوب می خواد و بهترین هوای خوب،خوشحالی ،مهربانی و کرامت مردم ایران و استان فارس هست.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
یک: محمدصداقت، متولد ١٣٧٤ درشهر بيرم لارستان ، ١٠سال است فعاليت رسانه اي دارم
در رسانه هاي مختلف شهرستان از جمله ميلادلارستان، لادستان، آفتاب لارستان،گراش انقلابي و در سطح استان نیز با سایت شيرازه،  صداوسيما مركز فارس،تسنيم ، فارس ،ايرنا،مهر،ايسناو... همکاری دارم.
دو: الان مهمترين اش بحث تامين اب شرب پايدار منطقه بيرم و راه
سه: اب شرب غزاينه فارس(بخش بيرم) 
چهار: بيشتر به مناطق محروم خصوصا جنوبي توجه نمايد تا صداي مردم و مشكلات انان به گوش مسئولين استاني و كشوري برسد.

خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
****
 لطفا بیوگرافی مختصر و سابقه فعالیت رسانه ای تان را بفرمایید؟ به نام خدا جلال خلیلی هستم متولد هفتم خردادماه سال 1346 بیش از بیست سال متوالی با واحد خبر صدا وسیمای مرکز فارس، روزنامه خبر جنوب ،عصر مردم بصورت افتخاری همکاری دارم .ضمن اینکه مدت دوسال هم با خبرگزاری علم وفناوری  فارس  ومدت کوتاهی هم هست که افتخار همکاری با خبرگزاری شیرازه را دارم.

 مهمترين دغدغه شما درحوزه فعاليت رسانه اي تان چيست؟مهمترین دغدغه و در واقع مهم ترین هدف وانگیزه حقیر مطرح کردن  مسائل ومشکلات مردم  وحل آنها توسط مسئولین امر هست چرا که درکتاب آسمانی ما مسلمانان (قرآن کریم) بارها تکراروتاکید برحل مسائل ومشکلات مردم شده وجمله معروف عبادت به جزخدمت به خلق نیست  خود گواه این ادعا می باشد.

 توقع شما از جامعه اي كه مخاطب اخبارتان هستند(اعم ازمسوول وغيرمسوول) چيست؟از همه وبطور ویژه از مسئولین انتظار داریم که اگر مسائل ومشکلاتی مطرح می شود هدف زیرسئوال بردن مسئول وخدای نکرده مچ گیری  نیست،بلکه هدف حل آن مشکل  وبه نوعی کمک به آنها جهت تسریع در برطرف شدن مشکل هست .

 آخرين خبري كه شنيده يا خوانده ايد و در زندگي تان تأثير محسوسي داشته چه بوده است؟فکر کنم آخرین خبر انتشارشیوع ویروس منحوس کرونا باشد که متاسفانه تاثیر زیادی بر روی زندگی نه تنها حقیر بلکه کل جهان داشته وامید که عمر این ویروس منحوس هم به همین زودی درکل جهان به ویژه در ایران اسلامی به پایان برسد وهمه به زندگی عادی گذشته برگردیم.

 مهمترین خبری که در یکسال گذشته کار کردید چه خبری بود؟قطعاً انجام کار وفعالیت خبری در طول بیست سال زیاد وهمه هم مهم هست ولی در طول یکسال گذشته مهمترین خبری که کار کردم این بود: به دلیل اجرای عملیات آزادراه شیراز اصفهان مسئولین اجرایی این طرح جاده اصلی عبور ومر شهرستان بیضا به شیراز را مسدود وبه محورمتروکه قدیمی منتقل کرده بودند!! وهمین امر باعث نارضایتی مردم  و وقوع تصادفات زیادی در این محور شد که با انعکاس این موضوع این راه مجدداً مسدود شد وپس از شانه سازی ،مرمت، بازسازی وآسفالت بازگشایی شدهرچندبه دلیل عرض کم هنوز هم شاهد وقوع تصادف  دراین محور هستیم ولی از وضعیت متروکه وغیرقابل استفاده بودن گذشته تقریباًخارج شده.

چرا سطح کیفی گزارش های رسانه های استانی کم شده است؟ ضمن احترام به رای ونظر شما ولی فکر نکنم اینجوری باشه چون ما هر روز شاهد پخش گزارش های بسیار متنوع از جای جای  استان از شبکه های سراسری وملی هستیم. و در واقع استان فارس در بعد رسانه در بالاترین نقطه قله قرار دارد.

 هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو...خدای چنان کن سرانجام کار  تو خشنود باشی  و ما رستگار........
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...

****
امیرحسین عزیزی منش هستم، حدود۳۶ دارم و بیش از ۱۵ سال فعالیت رسانه ای در باشگاع خبرنگاران جوان، صدا وسیما، خبرگزاری ها و نشریات دارم.
بیشترین فعالیت رسانه ای من در حوزه اخبار ورزشی می باشد، حدود ۱۰ سال گوینده اخبار ورزشی شبکه فارس و خبرنگار ورزشی شبکه فارس نیز بوده ام.
از سال گذشته با اخذ مجوز هفته نامه خبر صدرا( صدرانیوز) به صورت اختصاصی در حوزه شهر صدرا مشغول به فعالیت هستم تا مشکلات این شهر را به گوش مسولان برسانم که خدارو شکر به موفقیت هایی نیز دست یافته ام.

مهمترین دغدغه من در رسانه رفع مشکلات شهروندان و مردم شهر صدرا می باشد، و تاکنون اخبار فروانی در این خصوص منتشر کرده ام که به مزاج برخی مسولان خوش نیامده تا جایی که از من شکایت هایی شد که خوشبختانه به خیر گذشت.

توقع من از مخاطبان خصوصا مسولان این است که به اخبار منتشر شده توجه داشته و اگر مشکلی عنوان می شود برای رفع آن تلاش نمایند ، هدف از انتشار اخبار آگاهی رسانی به مردم و بیان توانمندی ها و مشکلات است، در شهر صدرا مشکلات بیش از توانمندی های این شهر است از این رو بایستی مسولان نقدپذیر باشند و برای رفع مشکلات تلاش بیشتری نمایند، رسانه صدرانیور خوشبختانه وابسته به هیچ جناح و شخص خاصی نیست و متعلق به تمام مردم است و سعی دارد با روحیه انقلابی ضمن برخورد با مفاسد برای رفع مشکلات تلاش نماید.


آخرین خبری که تاثیر خوبی بر من داشته اخبار مربوط به مبارزه با فساد از سوی قوه قضاییه و ایت الله رییسی است که امید را در دل من زنده کرد و مطمین هستم با مفاسد موجود در شهر صدرا هم برخورد جدی همچون گذشته خواهد شد.


مهمترین خبری که در یکسال گذشته کار کردم مربوط به کوه خواری در ارتفاعات شهر صدرا بود که خوشبختانه به گوش مسولیین خصوصا دادستان محترم رسید که ضمن بررسی موضوع دستور توقف واگذاری و تخریب منابع طبیعی را صادر کرد ، همچنین بازگشایی جاده صدرا به شیراز از مسیر باجگاه بکی دیگر خبرهایی بود که نه تنها من را خوشحال کرد بلکه مردم نیز از این بازگشایی بسیار خوشحال شدند و تردد در مسیر صدرا به شیراز راحت و آسان شد.


متاسفانه اکثر رسانه ها وابسته به ادارات شده اند و کمتر مشکلات را بیان می کنند و نقدی در خبرها و گزارش های آنها دیده نمی شود، همین موضوع باعث شده مشکلات رفع نشود و مسولیین با خیالی آسوده کار خود را انجام دهند.

در پایان از رسانه های استان درخواست میکنم وابستگی خود را به ادارات کم کنند تا بتوانند مسولین را به چالش بکشانند و دردهای مردم را بیان کنند، رسانه صدرانیوز خوشبختانه در این مدت کم توانسته بسیار تاثیرگذار باشد بطوری که مردم از فعالیت ما رضایت فراوانی دارند زیرا ما به دنبال رفع مشکلات هستیم و از مسولیین تعریف و تمجید بیهوده نمی کنیم و این برای این است ما وابسته به درآمد از طریق رسانه نیستیم.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...

****
رضا مردانه هستم متولد دیماه ۱۳۶۹ و نزدیک به ده سال است که در شهرستان مرودشت به فعالیت رسانه ای مشغول هستم. مدیر مسئول سایت خبری مرودشت نا و نبض مرودشت هستم و در این مدت نیز با خبرگزاری های فارس، ایکنا، مهر، پایگاه خبری شیرازه و هفته نامه های عصر مرودشت و استخر و... همکاری داشته ام

مهم ترین دغدغه بنده این است که با قلم خود و توانایی و استعدادی که خداوند در وجودم نهاده بتوانم گره ای از مشکلات مردم بگشایم و با اخباری که منتشر میکنم ناهمواری هایی را رفع و ناهنجاری هایی را به کمک مطالبات مردم و اقدام مسئولان و با بهره گیری از هنر قلم و عکس رفع نمایم و گل لبخند بر لبان مردم سرزمینم بنشانم و ره توشه ای برای آخرت خود فراهم نمایم . 

توقعم از مردم این است که سواد رسانه ای خود را روز به روز افزایش داده و بر آگاهی خود بیفزایند و اخبار را از رسانه های هویت دار پیگیری کنند و هر مطلبی را تا زمانی که از صحت و سقم آن مطلع نشدند نشر دهند. از مسئولان نیز میخواهم با مردم صادق باشند و شفاف با مردم سخن گفته و در بین مردم حضور مستمر و محسوس داشته و تلاش کنند باری از دوش مردم برداشته و گره ای از مشکلات مردم که به حق صاحبان اصلی این انقلاب هستند باز شود.

در ابعاد جهانی خبر شهادت سردار سلیمانی خبری بود که واقعا جانکاه بود و واقعا بیان ابرازات و احساسات مردم و عشقی که به سردار داشتند واقعا سخت بود و فقط قسمتی از این عشق و علاقه و شور مردم را توانستیم به تصویر بکشیم و در ابعاد محلی نیز روزانه عده ای از مردم به مراجعه می کنند و مشکلات شان را بازگو می کنند و ما نیز در قالب صدای مردم و یا گزارش میدانی منعکس می کنیم و قطعا توفیق بنده و اعصای هیات تحریریه در این خصوص، انگیزه و توان ما را چندین برابر می کند.

عدم امنیت شغلی، استرس و سختی های شغلی خبرنگاری و وجود قوانین دست و پاگیر در رابطه با بیمه های خبرنگاری و پایین بودن آستانه نقدپذیری برخی از مسئولان و سنگ اندازی هایشان و عواملی از این دست در کیفیت پایین اخبار استان بی تاثیر نبوده است هرچند که برخی از اخبارهای استان را هم نمی توان نادیده گرفت و واقعا از سطح ملی هم فراتر هستند. 

روز خبرنگار را به همه خبرنگاران و همکاران عزیز تبریک عرض میکنم و از خداوند میخواهم قلم هایمان وسیله ای برای سربلندی ایران عزیزمان و گره گشایی از مظلومان و محرومان و مردم عزیز ایران سرافراز باشد

خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...


****
رحیم مختاری هستم از سال 1388 فعالیت روزنامه نگاری را در هفته نامه تخت جمشید شروع کردم و تاکنون بدون وقفه رسالت خبری را انجام داده ام و بدلیل اینکه در سال های اخیر مطبوعات شهرستان مرودشت در بخش مکتوب مثل هفته نامه و ... غیرفعال شدند،بنده به فرمان مقام معظم رهبری که جوانان آتش به اختیار عمل کنند(یعنی کار فرهنگی خودجوش و تمیز) صفحه اینستاگرام رویداد فارس را راه اندازی کردم تا مردم بتوانند اخبار و رویدادها را از منابع موثق دریافت کنند.

دغدغه بنده از ابتدای فعالیت رسانه ای تاکنون انعکاس نقاط ضعف و مشکلات جامعه برای رشد و توسعه پایدار فارغ از هرگونه نگاه و تفکر سیاسی بوده است

توقع ما از مخاطبین این هست وقتی شخصی بدون هیچ گونه مزد و حقوقی اخبار،مشکلات و کاستی های موجود در جامعه را انعکاس می دهد او را با تفکرات سیاسی و حس وابستگی قضاوت نکنند،حتی مخاطبین در این مسیر می توانند با ارسال متن،کلیپ و تصاویر از شهر و محله خودشان در راستای انعکاس رویدادها به ما کمک کنند

وقتی که شهادت سردار قاسم سلیمانی را از شبکه خبر شنیدم جمله ای که در ذهنم نقش بست این بود: سردار بدون هیچ گونه چشم داشتی سال ها در جبهه مقاومت به صورت جهادی و انقلابی فعالیت کرد چرا من نتوانم در حوزه رسانه همین راه را ادامه دهم؟)
در واقع شهادت سردار سلیمانی مکتب جهاد و مقاومت را در دلهای مردم زنده کرد،پس هر کسی در هر حوزه ای که فعالیت می کند باید این راه را ادامه دهد.

هر خبری که قابلیت انتشار پیدا می کند دارای ارزش خبری هست و در زمان انتشار برای جامعه و احتمالا بخشی از آن، حائز اهمیت است اما در این یکسال کدام خبر از همه مهم تر بود انتخاب آن خیلی سخت و دشوار هست.

چون که بیشتر فعالیت رسانه ای ما در سطح شهرستان های مرودشت،ارسنجان و پاسارگاد هست،انتشار آمار روزانه بیماری کرونا است و مردم به جد این موضوع را روزانه پیگیری می کنند.

علت پایین بودن سطح کیفی عوامل مختلفی دارد که مهم ترین عامل آن می تواند به کارگیری نیروهای فاقد تجربه ی رسانه ای در روابط عمومی ادارات و سازمان هاست چون که پل ارتباطی بین مسئولان،رسانه های جمعی و مردم هستند.

بدیهی است هرچقدر روابط عمومی ها ضعیف تر باشند،مسئولان هم از پاسخ گویی به رسانه ها و پیگیری مشکلات جامعه و مردم باز می مانند.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...

حمیدرضا خلیقی ( سیروس ) متولد 1337 ارسنجان ، حدود 30 سال است خبرنگار ایرنا در حوزه ورزش و اجتماعی هستم البته تخصصم ورزشی است و کارشناس این حوزه هستم ، پیش از ایرنا نیز خبرنگار روزنامه استقلال جوان، ابرار ورزشی ، ایران ورزشی ، آوای ساوه ،پیام ازادی و همچنین با روزنامه های خبر جنوب ، نیم نگاه و عصر مردم هم همکاری داشته ام ضمن اینکه در دوران دبستان هم روزنامه های دیواری تهیه می کردم .

باز هم هفدهم مردادی دیگر فرا رسید تا خودمان حرف بزنیم ، اصولا در کشور های جهان سوم خبرنگاری و نویسندگی از مشاغل سخت است  زیرا  خودسانسوری در جامعه ای که خفقان باشد ،از خبرنگار شروع می شود ، دغدغه من در این سال ها همیشه این بوده که اینو بنویسم، اینو ننویسم با این حال کسی که سراغ این حرفه می رود باید جسارت و اگاهی زیادی از مسایل روز داشته باشد وبا حفظ امانت  ترسی هم نداشته باشد که با بیان واقعیت ها چه اتفاقی برایش رخ می دهد ، پس از پیدایش و انفجار ماهواره های خبری و شبکه های اجتماعی تا حدودی سانسور از قلم ها جدا شده و دیگر نمی شود واقعیت هایی که رخ می دهد در پستوخانه سانسور بایگانی کرد. 

در حقیقت خبرنگاران صدای مردم هستند و با وجدانی بیدار و هوشیار باید بفکر برطرف کردن مشکلات مردم  باشند ، انتظار داریم به عنوان رابط میان مردم و مسوولان، خواسته های به حق مردم که همه برای آسایش و رفاء آنها کار می کنیم، توسط مسوولان حل شود زیرا هر چقدر مردم یک سرزمین ناراحت و عصبانی باشند دودش به چشم دولتمردان خواهد رفت و شاید اتفاقی هم رخ دهد که دیگر نشود جبران کرد. 

با توجه به اینکه کارمان در حوزه خبری است، طبیعی است که خبرهای زیادی را از طریق مختلف پیگیری کنیم ، اما بعد از پیدایش ویروس کشنده و بدقلق کرونا و برای مبارزه با این بیماری مرموز اطلاع رسانی زیادی کردیم که در زندگی شخصی خودم تاثیر زیادی داشت که همین رعایت اصول بهداشتی بود البته روی مردم هم تاثیر گذاشت و باید گفت کرونا هم تهدید بود و هم فرصت امیدوارم هر زودتر ریشه این ویروس نیز که حرف و حدیث های زیادی هم به دنبال داشته ، کنده شود و مردم دوباره به زندگی خود باز گردند.

البته همیشه سعی کرده ام  در حوزه فعالیت خبری به مسایل مهم روز بپردازم و از خبرهای چیپ دوری کنم و در حقیقت خبرهایی که ارزش خبری داشته باشند به گوش مردم برسانم ، در یک سال گذشته منظور از 17 مرداد 8 9تا 99 حدود هزار خبر ، گزارش ، مقاله ، تحلیل ، مصاحبه و یادداشت های زیادی کار کرده ام و مهتمرین خبری که خیلی تاثیر گذاشت و پربیینده در سطح کشور شد، مصاحبه تفصیلی  با سرکار خانم مژگان صراتی پرستار بخش کرونا بیمارستان شهید فقیهی شیراز بود که با تیترپرستار بخش کرونا  که در شیراز بیهوش شد ، بازتاب بسیار خوبی در کشور داشت که در آن تازگی هایی که از اصول مهم خبری است، از این بیماری عنوان کرد که پر ببینده ترین خبر ایرنا در کشور شناخته شد ، او همچنین اشاره کرد پوشیدن ۱۳ ساعت لباس گان ضد کرونا قابل‌تحمل نیست، زیرا نمی‌توانید نفس بکشید؛ ازاین‌رو دریکی از شیفت‌ها حالم بد شد و بیهوش شد، گزارش دیگری هم به عنوان پرواز دستکش های یک بار مصرف در مسیر باد کرونا بود که روزهای ابتدایی شیوع کرونا در سطح شهر شاهد آن بودیم که تاثیری زیادی داشت و مردم رعایت کردندو گزارش بازگشت پهلوان خلیل عقاب به شیراز و تهیه مستند زنگی او در ایرنا فیلم هم خیلی تاثیر داشت .

متاسفانه این روزها برخی از و یا باید گفت بیشتر رسانه ها دچار روزمرگی شده اند که یا گزارش های خبری که تاثیری زیادی در جامعه  دارد ، کار نمی کنند و یا اگر هم کار می کنند سوژه مناسبی را انتخاب نمی کنند و شاید هم برای مدیران مسوول رسانه ها صرف نکند که بخواهند خبرنگارشان را به این امر مهم سوق دهند و شاید هم نمی خواهند خود را به دردسربیندازند و بخواهند در مراجعی پاسخگو باشند.
به نظر من اکثر خبرنگارانی که در حوزه های مختلف رسانه های استانی کار می کنند از تاثیر گزارش آگاهی ندارند و باید بگویم طی این سی سال که در ایرنا فعالیت داشته ام هر  چه گزارش کار کرده ام تاثیر زیادی در جامعه داشته و به عنوان یک برادر کوچک در  جامعه بزرگ خبری فارس، توصیه می کنم با توجه به وجود سوژه های زیاد، دوستان خبرنگارم در بحث تهیه گزارش های خبری که عوامل زیادی در آن تاثیر دارند، بیشتر کار کنند. 

کرونا، قاشق زنی خبرنگارنماها را با خود بُرد   
به تمام همکارانم در رسانه ها و حوزه های  مختلف خبری استان فارس این روز را  تبریک می گویم و آنچه که در این سال ها یعنی پس از شهادت همکارم عزیزم محمود صارمی در سال 77 که روز خبرنگار در تقویم کشورمان نقش بست ، من را آزار می داد و همیشه هم اشاره می کردم ، همانا وجود خبرنگار نماهایی بود که در هفته خبرنگار پیدایشان می شد و پشت در اداره ها و یا نهاد ها قاشق زنی می کردند، خوشبختانه امسال ویروس کرونا بساط زشت آنها را برچید برای همین هم اشاره کردم که  کرونا هم فرصت است و هم تهدید ، روز و روزگار بر شما خوش همکاران عزیز در پایگاه خبری تحلیلی شیرازه.

خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
****
 مجید فرهمندی 
متولد فروردین ۱۳۶۰ ، استهبان 
همکاری با نشریات : درج استهبان ، سته بان، سردبیر دوهفته نامه عصر استهبان «دوسال»،سردبیر پایگاه خبری « استهبان فردا»مدیر مسئول و صاحب امتیاز دوهفته نامه « استهبانی دیگر» 
مهمترین دغدغه بنده در فعالیت رسانه ای : اینکه بتوانم در راه شفاف سازی و مبارزه با رانت و فساد  « صدای مردم » باشم .
توقع از مردم و مسئولین : مردم بی تفاوت نباشند ، مسئولین پاسخگو باشند .
آخرین خبری که در زندگی ام تاثیر داشته : افت شدید ارزش پول ملی 
مهمترین خبر یک سال گذشته : خبر سومین بار استعفای شهردار استهبان در سه سال گذشته 
علت کم شدن سطح کیفی رسانه های استانی : رشد و گسترش و استقبال مردم از فضای مجازی 
دل تنگ : فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهرویی که عمل بر مجاز کرد
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***
اسماعیل مرادی خبرنگار صدا و سیما در پاسارگاد، متولد یکم شهریور۶۱ در محله برآفتاب سعدی شیراز.
بنده از سال ۹۶ توفیق خدمت به رسانه ملی شبکه فارس رو داشتم و افتخار میکنم که با خبرگزاری شیرازه که حقیقت امروز جامعه است هم همکاری کنم.
دغدغه که زیاده، مشکل خبرنگاران بیمه و... هست.
حتی اگر خبرنگار، خبرنگار آزاد هم باشه در موقع فعالیت خبری باید مشمول بیمه بشه و بنده سال گذشته در تصویربرداری عیدغدیرخم در پاسارگاد با زمین خوردم و دندانها و دنده ها شکست و متاسفانه هیچ نهادی حمایت نکرد و...
دغدغه دیگر هم تجهیرات خبرنگاری است.
خبرنگاران آزاد که از هیچ ارگانی کسب درآمد نمی کنند و رایگان به تولید خبر می پردازند حداقل نهادهای دولتی فکری به حال تجهیرات خبرنگاران کنند.
مگه می شه آدم فکری به حال چشمش نکنه...
مسئولان به تعهداتی که جلو دوربین می دهند عمل کنند که واقعا این یک معضل شده، مسئول قول میده و بعد خدا می داند... مردم ولی نعمت ما هستند ما بدون مردم هیچ جایگاهی نداریم، پس این تریبون از لطف مردمه.
متاسفانه خبر انفجار در لبنان که فوق العاده غم انگیز بود و این هشداری برای غربال کردن نفوذی های داخلی کشورمون هست.
خبرهای اردوهای جهادی بسیجیان عشایر فارس هست که در دل تابستان داغ و ماه مبارک رمضان، از وظیفه ذاتی خویش سر باز نزدند و دو روز پیاپی خدمت رسانی کردند که از رسانه ملی شبکه فارس پخش شد.
شغل بنده در حوزه الکترونیو و دیجیتال است و بخاطر معیشت خود و خانواده مجبورم  بیشتر  وقت و ذهنم رو برای این کار بگذارم، به نظر شما آیا با این دغدغه های معیشتی می توان کیفیت خبر و گزارش رو بالا برد. قطعا برای نوشتن فکر لازمه که اگر حتی کمی درگیر باشد قابل قبول نیست
خبرنگاران چشم جامعه هستند ولی آیا نهادها حاضرند برای چشمشان هزینه  کنند؟
خبرنگاران گوش و زبان جامعه هستند ولی آیا کسی به حرف دل خبرنگاران هم گوش می دهد.
خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
***

نون والقلم و مایسطرون.سروش سلیمی هستم متولد1366. با تولدم و انتخاب نام سروش که معتقدم بهترین هدیه پدر فرهیخته ام حسین سلیمی به بنده بود رسالتم که همان پیام رسانی و انتقال خبر و آگاهی بودآغاز شد. سروش یعنی پیک و پیام رسان که معادل انگلیسی آن مسنجر است.از همان بدو تحصیلات به سبب اینکه دُرّ نادر کلام و واژگان پارسی را به نیکویی به استخدام در می آوردم نوشتن نامه ها و پیامهای صبحگاهی را به من می سپردند و با تهیه روزنامه دیواریهای خاص فعالیتهای رسانه ای ام شروع شد.

دوران تحصیلاتم برای روزنامه های محلی و منطقه ای مطلب میفرستادم و آغاز دوستی ام با یکی از نوابغ هنری و رسانه ای استان یعنی ابراهیم شیشه گر نیز از همان زمان بود. یادم می آید اواخر دهه 70 که هنوز چندسالی از رونمایی نسخه ادوبی ایندیزاین نگذشته بود، وی روزنامه مان را با ایندیزاین میبست و صفر تا صد تولیدمحتوای آن را نیز انجام میداد.

تا اینکه در دانشگاه در نشریات چل کلاغ(طنز)، بامداد، صفیر، ایرانی، و... پله پله پیش رفتم و سردبیر شدم و سپس مدیر مسوولی نشریاتی چون گل پسر(طنز)، چپدست و... را برعهده گرفتم. از اساتیدی چون دکتر اسلامی ندوشن، استاد زرویی نصرآباد سردبیر گل آقا و ... تقدیر شدم و همزمان به صورت حرفه ای مدارک روزنامه نگاری، آموزش خبرنگاری، آموزش نویسندگی، صفحه آرایی، آموزش مدیریت رسانه، شعر و داستان، را از خانه مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد یا از واحد نشریات وزارت علوم اخذ نمودم تا در کنار کار تجربی به صورت حرفه ای نیز در کارم خبره شوم.

همزمان برای نشریات حرفه ای و روزنامه ها نیز یادداشت میفرستادم تا اینکه در نمایشگاه مطبوعات و به سبب حضورم در غرفه خبرگزاری ایسنا با مجله خانواده سبز آشنا شده و مدتی با این مجله که در آن برهه پرمخاطب ترین مجله ایران بود همکاری کردم. به مرور به خبرنگاری، گزارشگری، دبیری سرویس، دبیری هیات تحریریه، معاونت سردبیری، سردبیری نشریات اردیبهشت، ، نگین فارس، ماهرویان، سرو،جام جم، توریسم و باران پرداختم و میدان رسانه را انگار از سربازی تا سرداری طی نمودم و در این مدت الف تا یای کار حرفه ای را از اساتیدی چون احسان انصاری که اکنون از بهترین نویسندگان پایتخت و چهره شناخته شده رسانه ای کشوراست و همچنین ازایرج سی سختی که به حق یکی از بهترینهای این حیطه در استان فارس است و البته به سبب صراحت بیان و شهامت زبان و استقلال فکری و آزادگی اندیشه اش هیچگاه سهمش را از سپهر پر ستاره ی اسمان خبر شیراز نگرفته فرا گرفتم. استاد بزرگ دیگرم در این حیطه دکتر بهمن حاجات نیا بود که به حق نفراول استان فارس در راهبری و کار تشکیلاتی و در واقع نخبه مدیریتی و رسانه ای استان فارس است و خیلی نکات نانوشته از ایشان فراگرفتم. تا اینکه در شهر شهره به شعر و شعور و فرهنگ، شیرازِ ناز و جنت طراز که قطب رسانه ای فارس است با قاف قله مطبوعات که بزرگترین دانشگاه رسانه ای ایران است یعنی خبر جنوب آشنا شدم. اشنایی با استاد حسین واحدی پور مدیر این امپراطوری رسانه ای که در عین استقلال فکری توانسته موسسه خبر را به عنوان برترین موسسه خبری رسانه ای بخش خصوصی کشور برساند علاقه مرا به این حیطه دوچندان کرد و پس از حضور در نشریات وزین این مجموعه یعنی روزنامه خبرجنوب و روزنامه توریسم و حضور در نمایشگاه مطبوعات به نمایندگی از مجموعه خبر و پس از همکاری با هادی قندی تهیه کننده برتر تلویزیونی در برنامه خوشاشیراز و اقدام به مصاحبه با سلبریتی ها، نهایتا پس از انکه به اوج اقناع درونی و رسانه ای رسیدم خود راسااقدام به ثبت مجوز رسانه و نشریه و سایتی به نام " خوشاشیراز" در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نمودم و 5 شماره آن را نیز تا به امروز به چاپ رساندم.

اینکه آسمان و زمین را طرحی نو دراندازم و هوایی تر و تازه تر و پاک تر و بهتر از آنی که اکنون است بدمم. حداقل برای جامعه کوچک اطرافیانم و مردم شهرم.

انتظارم شکیبایی و بالا بردن سعه صدر مسوولین است چون واقعا هدف بسیاری از گزارشگران و خبرنگاران و عکاسان گره گشایی و کمک به مسوولین است نه مچ گیری. انتظارم از مردم نیز این است که همراه با همه ی موجها نشوند و گاهی نیز خود جریان سازی کنند البته پس از اینکه فکر خود را با مطالعه عمق بخشیدند. بررسی صحت و سقم و اصالت اخبار و مطالبی که همه روزها صدها مورد از آنها به مردم می رسد و بسیاری از آنها توسط فیک نیوزهای و دشمنان ایران ساخته و پرداخته شده و عامل نفرت پراکنی و تفرقه و نا امیدی محض هستند و متاسفانه با یک فوروارد به راحتی نشر حداکثری میایند و پرهیز از نشرآنها نیز دیگر خواسته من است.

تغییر ذایقه مردم و نابودی 25 عدد از کسب و کارهای اصیل و ملموس و با پیشینه بر اثر حاکم شدن فضای دیجیتال بر تمام امور که ناشی از نیاز بشر به دسترسی آسان و سریع به اخبار و اطلاعات و نیازهایش است تاثیر گذارترین خبری است که شنیده ام. خبری که جهان را وارد عصری طلایی و جدید اما فاقد بسیاری از نوستالژیهایش میکند.

مهم و تلخ ترین خبر زندگی ام که هنوز در برابر باورش مقاومت میکنم خبر شهادت دوست 25 ساله و عضو خانواده مان در مرز بین عراق و سوریه بود. مدافع حریم وطن و حرم، "شهید محمد مهدی فریدونی"که پاک و مخلص ترین فردی بود که در زندگی ام میشناختم و تمام حقوق و پس اندازش را طی وصیتی به مسجد محل و جهت تهیه جهیزیه و... به خانواده های نیازمند بخشید.اما مهمترین و در واقع تلخ ترین و تاثربارترین خبری که سال گذشته شنیدم خبر شهادت سردار سلیمانی بود. با وجود اینکه سیاسی نیستم واز فضاهای سیاسی نیز دوری میگزینم خبری شوکه کننده بود که بامداد آن جمعه ای که ریس جمهور مث همیشه خواب بود، برای لحظه ای بر روی صفحه گوشی ام این خبر را دیدم وآن قدر برایم غیر منتظره بود که به خیال خام اینکه در خواب به سر میبرم به ادامه خوابم پرداختم و صبح مجددا با آن جو سنگین مواجه شدم و فهمیدم جهان چه تکان بدی خورده است.

فارغ از هرگونه دیدگاه سیاسی(که ندارم)، قاسم سلیمانی آخرین یا بهتر است بگویم بزرگترین سردار ملی و قهرمان دینی میهنی عصر ایران در یک سده اخیر بود.با وجود نگاه نقادانه و مصلحانه ام به داخل کشور وانتقادات راهبردی ام به شیوه مدیریت و حکمرانی خیلی از مسوولین، اما در مورد ایشان باید بگویم افزایش اقتدار و هژمونی و نفوذ منطقه ای ایران و بسط دادن عمق راهبردی کشورمان در منطقه و پیدا کردن متحدانی متعهد و وفادار درون کشورهای ناپایدار منطقه از عراق که غرق خون و اتش است تا بیروت که باروت سرتاسرش را گرفته بزرگترین خدمتی بود که قاسم سلیمانی به ما کرد و در واقع دشمنی دشمنان ما را درون کشورهای خودشان دفع کرد. امنیت نسبی که اکنون داریم هدیه خون شهدای جنگ تحمیلی همچون خلیل سلیمی، شهدای حریم وطن چون محمد مهدی فریدونی و فراتر از همه سردار سلیمانی است.

فارس دارای زبده ترین عکاسان و خبرنگاران در کشور است. این را اغلب دوستان تهرانی ام می گویند.امااولین دلیل تنزل سطح کیفی گزارشهای استانی این است که سطح فکری ما به فکری سطحی تنزل یافته و رسانه های ما به جای جریان سازی، انتقادات سازنده وگره گشا، کمک به توسعه متوازن شهر و استان و کشورمان ، اغلب درگیر روزمرگی که مرگ یک رسانه است شده اند. مشکلات معیشتی اهالی رسانه که از شریف ترین اقشار جامعه هستند اجازه خردنقادانه و اندیشه ورزی را از انها گرفته و خیلی از اهالی رسانه را تا سرحد روابط عمومی ادارات، از نگاه مطالبه گرانه دور نموده است.بی عدالتی و ناامنی شغلی که حاکم باشد و دستمزد که اندک باشد و اغلب نباشد، زبان و زمانمان را به جای تهیه گزارشی جامع و تحلیلی به سمت کپی برداری اخبار می چرخاند.

به شرطی که هرچه میگوید دل تنگمان را، شما هم نشر بدهید. سال 99 دارد به نیمه خود نزدیک می شود و امید که در سال 99همای سعادت برعقابِ عداوت پیروز گردد و عدالت همه گیر شود و وجود پرمهرش سایه گستر گردد و هوایی تر و تازه تر به ویرانشهر ِکرونا زده ی ایران بدمد و باران رحمت الهی و باران امید و آرزوهای ناب بر لبهای پر عطش و ترک خورده ی کویر این مرزو بوم باریدن بگیرد و بارقه ها و کورسوی امید، آرام آرام ما راازتنگنای تاریک و راکد شب به پهنای صبح صادق روشنایی رهنمود نماید و نشاط وشور را دردلها زنده کند و تبسم بهار بر قهقهه عبوس زمستان پیروز گردد و شیرازمان که شیرازه ی تمدن و عشق و امید و شهر هزاران شهید است دیگر بار نگین شهرهای جهان شود. 

خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...

***
ایمان عندالوقت هستم، متولد 1364 (شیراز) و حدود 8 سال هست در برنامه های خبری _اجتماعی صداوسیمای مرکز فارس از جمله شهر راز، درشهر و غیره مشغول فعالیت هستم.
مهمترین دغدغه همواره این بود که قطره ای هر چند کوچک از مشکلات مردم برداشته شود که این مهم از مهمترین دغدغه های صداوسیما بوده و انشالله با همکاری یکدیگر بوجود می آید. 
توقع این است که مسئولین به  زحمات خبرنگاران اهمیت و ترتیب اثر بدهند، خبرنگارانی که در شرایط سخت از جمله کرونا، جان خود را در دست می‌گیرند تا مشکلاتی رو مرتفع کنند یا خبری مخابره کنند و با واقع نگری، تلنگری بوجود آورند. 
 مهمترین خبر یکسال گذشته، خبر کودکان کار و پشت پرده باندهای سازمان یافته تکدی گری را در برنامه درشهر با حمایت معاونت محترم سیما جناب باغبانمنش و کارگردان کاربلد آقای عسکریان پور کار کردیم و بسیار قابل تامل بود.
تشکر از مدیر کل محترم صداوسیمای مرکز فارس جناب سهرابی و معاونت محترم سیما جناب باغبانمنش و دیگر عوامل زحمتکش صداوسیما، که همواره حمایت های آنها، قوت قلبی برای پیشبرد اهداف سازمان صداوسیما و پیگیری مطالبات مردم بوده و خواهد بود.

خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...

***

فاطمه،پنجعلی صاحب امتیاز ومدیر مسئول نشریه نسیم سته بان .وپایگاه خبری نسیم سته بان نیوز
 سرپرست نمایندگی روزنامه های نیم نگاه،عصر مردم.وشیرازنوین وسال قبل طلوع و سبحان
 ومولف 6کتاب داستان کوتاه ، رمان کوتاه ،کتاب شعر و بانامهای غروب غمگین، بخاطر خودت،بوی طوفان ،به یاد دریا ولحظه های سنگین آخروکتاب کاریکلماتور (نکات پند آموز )با عنوان   یک نکته از هزاران
 موج دوم کرونا در استهبان که روزانه در حال افزایش  است
آخرین خبر 
 مهمترین خبر وامیدوار،کننده ترین  خبر میزان بارندگی های زیاد بعداز بیست سال خشکسالی مستمر بود
دیدار فرماندار استهبان وهیات همراه  با مدیر مسئول نشریه و اعضای تحریریه به مناسبت روز خبر نگار و،تجلیل از آنها در دفتر نشریه

خبرنگاری شغل نیست، عشق است اما...
برچسب ها: شیرازه ، فارس ، شیراز
دریـچـــــــــــــــــــــه
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
نازنین
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۵/۱۷
0
0
ماشاالله به باشگاه خبرنگاران جوان. اکثر خبرنگاران در این خبرگزاری فعالیت داشتن یا همچنان فعالیت دارن.
امیر محمد
Iran, Islamic Republic of
|
۰۵:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۲
0
0
خبرنگاران استان فارس جسارت و شجاعت ندارند. به خود نبالید.
گلایه ایی نیست ,شما هم غم نان دارید.
باقری
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۴
0
0
سلام و عرض خسته نباشید.
کاش از فعالان رسانه فراشبند هم مصاحبه می کردید.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: