کد خبر: ۱۴۲۹۴۲
تاریخ انتشار: ۱۶:۴۱ - ۱۳ آبان ۱۳۹۹
ایرانی که یک روز به عنوان ژاندارم و حافظ منافع غرب در منطقه عمل می‌کرد به‌زعم آنان بعد از انقلاب اسلامی عامل تهدیدی برای منافع آمریکا در منطقه در آمد و مبارزه با ایران در سرلوحه سیاست خارجی آمریکا قرار گرفت.

به گزارش سرویس سیاسی شیرازه، غلامرضا صفرپور، مدرس دانشگاه و تحلیلگر سیاسی در یادداشتی به تحلیل استراتژی آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران پرداخت و نوشت: تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي پادشاهان حاكم بر كشور به سياست موازنه مثبت و دادن امتيازات سياسي- اقتصادي به قدرت‌هاي بزرگ عصر تلاش داشتند امنيت ملي كشور را تامين كنند.

امنيت ملي ايران تا قبل از انقلاب اسلامي متاثر از رقابت قدرت‌هاي بزرگ بوده است

مي‌توان گفت كه امنيت ملي ايران تا قبل از انقلاب اسلامي متاثر از رقابت قدرت‌هاي بزرگ بوده است. در يك زماني با رقابت بين روس و انگليس و در زمان ديگر به ويژه در عصر پهلوي آمريكا و شوروي امنيت نسبي ايران تامين شده است، و بعد از كودتاي 28 مرداد 32 با ورود آمريكا به صحنه سياسي- اقتصادي ايران، شاه را بعنوان دولت دست نشانده تلقي مي‌كرد و در دكترين دو ستوني آمريكا به حافظ منافع غرب و ژاندارم منطقه درآمد و شاه سرمست از اين فرصت بدست آمده در راستاي تامين منافع آمريكا عمل مي كرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی و در پیش گرفتن سیاست نه شرقی نه غربی و خروج ایران از پیمان سنتو و اردوگاه غرب یکی از ارکان و پایه‌های دکترین دو ستونی آمریکا در منطقه فرو ریخت. ایرانی که یک روز به عنوان ژاندارم و حافظ منافع غرب در منطقه عمل می کرد به زعم آنان بعد از انقلاب اسلامی عامل تهدیدی برای منافع آمریکا در منطقه در آمد و مبارزه با ایران در سرلوحه سیاست خارجی آمریکا قرار گرفت. آمریکا که نمی توانست نظاره گر نفوذ انقلاب اسلامی در میان ملل مسلمان منطقه خاورمیانه باشد باتوجه به تجربیاتی که از تحولات گذشته ایران از جمله نهضت های مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت داشت سعی می کرد با کنار آمدن با شخصیت های لیبرال و غرب گرا در دولت موقت، جمهوری اسلامی را از مسیر خود منحرف سازد. و منافع از دست رفته خود را از قبل دولت موقت در ایران و منطقه استراتژیک خلیج فارس تداوم ببخشد، با تسخیر سفارت خانه آمریکا که به کانون توطئه علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی آمده بود و بوسیله دانشجویان پیرو خط امام که از سوی حضرت امام راحل به عنوان انقلاب دوم تلقی شد. و متعاقب آن با سقوط دولت موقت آمریکا امید خود را در ایران جهت انحراف جمهوری اسلامی از مسیر اصلی خود – سیاست نه غربی- از دست داد.

بعد از آن به بهانه آزاد سازی گروگان­های خود حمله به طبس راه انداخت و در این توطئه نیز ناکام ماند.و با طراحی کودتای نوژه و چراغ سبز نشان دادن به رژیم بعثی برای تهاجم به ایران روی آورد.

همانطور که ذکر شد آمریکایی­‌ها در دهه نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به تهدید سخت ونیمه سخت برای سرنگونی نظام روی آوردند که خوشبختانه با حضور مردم در صحنه و هدایتگری رهبری حضرت امام (ره) توطئه آنان یکی پس از دیگری خنثی شد.

و بعد از پایان جنگ تحمیلی تاکنون براندازی با شیوه جنگ سرد مدل فروپاشی شوروی سابق (باروش سدنفوذ وتغیر رفتار ج.ا.ایران)در دستور کار قرار داده اند. آمریکا بعد از فروپاشی شوروی سرمست از پایان جنگ سرد، خود را در نظم نوین و کدخدایی جهان دید و با شعار((هر که با ما نیست بر علیه ماست به دنبال تحقق نظام تک قطبی بود و با تئوری های برخورد تمدن­های هانتینگتون و نظریه پایان تاریخ فوکو یاماها مبنی بر لیبرال دموکراسی، سیاست­مداران کاخ سفید را وا داشت که این نظریه­ها را عملیاتی کنند که شاهد وقایع یازده سپتامبربودیم.

آمریکایی­‌ها بعد از آن به بهانه مبارزه با تروریسم برای رهایی از کشورهای مخالف خود دو گزینه را در پیش گرفتند نخست با تهدید سخت کشورهای افغانستان و عراق را اشغال کردند. دوم این که برای روسیه و کمونیسم زدایی به تهدید نرم در آسیای میانه و قفقاز رو ی آوردند و در چند کشور از جمله اوکراین، گرجستان و قرقیزستان به شیوه انقلاب مخملی آن هم با عنوان تقلب در انتخابات حمایت­های رسانه­ای و مالی و بنیادهای همچون سوروس و... موفق شدند نیروی طرفدار خود را به کرسی قدرت بنشانند.

به این فکر افتادند که با تهدید نرم آن هم به شیوه انقلاب مخملی با رنگی یا گلی که در کشورهای اوکراین و گرجستان و... توانسته بودند مهره­های خود را به قدرت برسانند در ایران نیز شانس خود را آزمایش کنند که خلق حماسه نه دی از سوی ملت فهیم ایران روبرو شدند و این توطئه هم همچون توطئه های دیگر نقش برآب شد اما متاسفانه با چراغ سبز عده­ای در داخل تحریم­ها را به بهانه مسائل هسته­ای شدت بخشیدند که سرانجام به برجام ختم شد و همانطور که قابل پیش­بینی بود و مقام معظم رهبری بارها متذکر شده بودند که نباید به غرب به ویژه آمریکایی اعتماد کرد و خوشبین بود و با به قدرت رسیدن ترامپ از جمهوری خواهان و خروج یک جانبه آمریکا از برجام متاسفانه باز هم شاهد هستیم که عده­ای از مسئولین به اتحادیه اروپا که در برابر آمریکا دارد نقش پلیس خوب بازی می­کند در یک نوع تقسیم کاری بین آمریکا و اروپا صورت گرفته، اعتماد می کنند.

به صورت خلاصه می­‌توان استراتژی آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران را چنین فهرست کرد:

از بدو پیروزی انقلاب تا تصرف جاسوسخانه آمریکا(براندازی از طریق نیمه سخت)

انحراف و استحاله انقلاب

همراه با با لکانیزه کردن(تجزیه ) ایران با تحریک و تشویق قومیت­ها (خلق کرد،عرب،بلوچ و...)

بعد از تصرف سفارتخانه آمریکا تا پایان جنگ تحمیلی

براندازی قهر آمیز(به شیوه جنگ سخت) از جمله حمله به طبس، طراحی کودتای نوژه و چراغ سبز نشان دادن به رژیم بعثی عراق در جنگ تحمیلی را در این راستا می توان برشمرد.

و بعد از پایان جنگ تحمیلی تاکنون براندازی با شیوه جنگ سرد مدل فروپاشی شوروی سابق با فشار حداکثری (جهت سدنفوذ و تغیر رفتار ج.ا.ایران)در دستور کار قرار داده اند.

خلاصه اینکه

باتوجه به مبانی سیاست خارجی آمریکا نشان می دهد که بنیادهای سیاست خارجی در این کشور تقریبا ثابت بود و اصولا اینکه چه فرد یا حزبی مسئولیت قوه مجریه را در اختیار داشته باشد فرقی نمی کند و تاثیر چندانی در سیاست راهبردی آمریکا ندارد. هرچند دو حزب مسلط (جمهوری خواه و دموکرات ) مواضع متفاوت نسبت به مسائل داخلی دارند ولی در سیاست خارجی فرقی با هم ندارند، در سیاست های کلان و راهبردی زیر مواضع مشابهی دارند و اختلافی بین آنها وجود ندارد..

حمایت همه جانبه از رژیم صهیونیستی

دراختیار داشتن نفت وبازارتجارت صنایع نظامی کشورهای جنوبی خلیج فارس -گسترش ارزشهای لیبرالیستی در جهان

-جلوگیری از نفوذ جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه و مهار محور مقاومت در منطقه غرب آسیا

همانطور که جمهوری اسلامی با قدرت نرم خود(مکتب اسلام،رهبری و مردم) تاکنون توانسته است چالش­های ذکر شده را به فرصت تبدیل نماید در این جنگ نامتقارن و نابرابر وفشار حد اکثری هم اگر مسئولین با روحیه انقلابی و مدیریت جهادی با نگاه به درون و عملیاتی کردن منویات رهبری بویژه اقتصاد مقاومتی عمل کرده وبا حمایت مردم از این توطئه نیز کشور عبور خواهد کرد. ان شاء ا...

پيشنهادات

با توجه به مطالب فوق الذکر مشخص گرديد كه آمريكا در شرايط حاضر بزرگترين تهديدات امنيتي ايران به شمار مي‌آيد. براي مقابله با اين تهديدات و افزايش ضريب امنيتي كشور مي بايست تمهيدات زير را به كار گرفت.

1- تداوم سياست تنش زدايي در منطقه و اعتماد سازي و روابط دو جانبه با كشورهاي به نحوي كه اين كشورها با ايران داراي منافع مشترك اقتصادي پيدا كنند كه علاوه بر از بين بردن خصومت‌هاي گذشته زمينه سوء استفاده از سوي آمريكا به حداقل برسد.

2- گسترش روابط سياسي- اقتصادي ، با كشورهاي روسيه، چين ،ژاپن وکشورهای آسیای جنوب شرقی .

3- گسترش روابط با كشورهاي كوچك صنعتي اروپايي اين گسترش روابط نه تنها اهرم سياسي كشور در اروپا را افزايش مي دهد بلكه عاملي مي شود تا اين كشورها به دليل مناقع اقتصادي اشان به راحتي تحت تاثير اقدامات آمريكا جهت محاصره اقتصادي ايران قرار نگيرند.

4- گسترش روابط با كشورهاي جهان سوم بخصوص آنهايي كه توان تامين برخي نيازهاي اقتصادي ايران را دارند مثل هند، برزيل، آرژانتين از اقدامات ديگري است كه بايد مورد توجه سياستگذاران قرار گيرد. اين اقدام مي تواند باعث افزايش نقوذ بين المللي جمهوري اسلامي ايران شود و زمينه را براي همبستگي بيشتر جهان سوم و تقويت جنبش عدم تعهد و گروه نم در شوراي آژانس بين المللي انرژي اتمي شود.

5- حضور فعال در مجامع بين المللي براي جلوگيري از انزواي بين المللي و زمينه سوء استفاده آمريكا و گروه لابي صهيونيستي از اين مجامع را تا حد زيادي مي‌توان از بين برد... 6 - در پیش گرفتن مدل اقتصادی درون زای برونگر 7- پرهیز از خام فروشی بویژه در صنعت نفت 8- عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی همراه با پیوست های آن 9- تداوم کاهش تعهدات برجامی براساس برجام وافزایش قدرت دفاعی کشور در راستای بازدارندگی 10- - فعال سازی ظرفیت‌های منطقه ای ایران 11-اتحاد وانسجام داخلی. 12- مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی

انتهای پیام/ م

دریـچـــــــــــــــــــــه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: