کد خبر: ۱۵۰۰۸۵
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۸ - ۰۱ مهر ۱۴۰۰
پنجشنبه‌های شهدایی شیرازه؛
امروز اول مهرماه سالروز ولادت غیور مردی از شیراز است. شهید سپاسی لقبش علمدار لشکر 19 فجر، رزمنده و فرمانده قابلی بود. هر عملیاتی که فکرش را کنید حاج مجید بوده؛ از خیبر و قدس 3 تا کربلای 4 و 5 و ... و در نهایت والفجر 10.
تولدت مبارک فرمانده
به گزارش شیرازه؛ شهید سپاسی لقبش علمدار لشکر 19 فجر، رزمنده و فرمانده قابلی بود. حاج مجید متولد اول مهرماه 1340 بود. خیلی زود به جبهه رفت. او جوانی شوخ طبع، رشید و نورانی بود و بر گونه سمت چپش نشانه ای داشت. شهید سپاسی خمپاره انداز (خمپاره چی) بود و از طریق دوستی با فرمانده هان رده های پایین ارتش از آنها مهمات می گرفت. روزی به وسیله یکی از گلوله خمپاره های ارتش، یک جیپ عراقی که در حال حرکت پشت خاکریزهای عراق بود را منهدم کرد. بعداز مدتی در سال 1360 به نیروهای تیپ امام سجاد(ع) پیوست و به عضویت سپاه درآمد. در سال 1362 این تیپ به لشکر 19 فجر تبدیل شد. او عضو فرماندهان گردان های ادوات (خمپاره و ...) لشگر شد.

سپاسی فوتبالیست بود. غیرتی داشت مثال زدنی، گلزنی بود تمام عیار، فرصت ها را از دست نمی داد، او ستاره ستاره ها بود، در زمین فقط راه نمی رفت! می دوید تا پای جان، قصه پا به توپ شدندش را می توان از ذره ذره خاک تفتیده جنوب پرسید. توی زمین فوتبال هم اخلاق مداری اش زبانزد همه دوستان بود.

هر عملیاتی که فکرش را کنید حاج مجید بوده؛ از خیبر و قدس 3 تا کربلای 4 و 5 و ... و در نهایت والفجر 10. شهید سپاسی در آخرین مسوولیت خود در لشکر به عنوان معاون عملیات لشکر 19 فجر، شب 29 اسفند سال 66، در عملیات والفجر10، در حلبچه بر روی ارتفاعی به نام سه تپان که در کنار دریاچه بندری خان عراق واقع است در حین حمله به نیروهای عراقی به وسیله ترکش خمپاره که به کنار گوشش در شقیقه او اصابت کرد؛ هنگامه اذان صبح، در حالی که ذکر مقدس یا زهرا (س) بر لب داشت به فیض شهادت نایل شد.

حاج مجید سپاسی به یارانش پیوست. آنهم در چه روزی، یک روز مانده به لحظه تحویل سال نو؛ آرامگاه وی در آرامستان دارالرحمه شیراز و در قطعهٔ شهدا واقع است.

در وصیتنامه این شهید عزیز آمده است: «به نام او که همه چیزم از اوست ،به نام او كه زند گي ام در جهت رضايت اوست به نام او كه زنده ايم به نام او كه آزاديم و زندگي ام به خاطر اوست شدنم در جهت اوست،بودنم از اوست يادم از اوست ،جانم اوست،مقصودم اوست ،مرامم اوست،احساسش مي كنم با قلبم با ذره ذره وجودم با تمام سلولهايم اما بيانش نتوانم كرد . اي همه چيزم به يادم باش كه بي تو هيچ پوچ خواهم بود. خدايا! آرامش بر ما فرو فرست و به هنگام برخورد با دشمن پايدارمان بدار.»


دریـچـــــــــــــــــــــه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: