کد خبر: ۱۵۵۶۴۶
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۱ - ۲۶ مرداد ۱۴۰۱
گفتگو با آزاده ی استان فارسی:
عبدالهی گفت: مکتب اسیر بر گرفته از مکتب اسرای کربلا به ویژه زینب کبری(س) است

به گزارش سرویس فرهنگی شیرازه، 26 مرداد سالروز بازگشت سرافرازانه ی آزادگان به میهن اسلامی است که با 19 محرم روز حرکت اسرای کربلا به طرف شام متقارن شده است.

بین دفاع مقدس و نهضت عاشورا شباهت های بسیاری وجود دارد و همان طور که خون شهدای دفاع مقدس در امتداد خون شهدای کربلاست، آزادگان ما نیز در بند اسارت رژِیم بعثی صدام تلاش کردند همانند اسرای کربلا مقاومت کرده و ضمن صبر و بردباری از خود حماسه ای به جا بگذارند و کتابی را با خاطرات خود تدوین نمایند که هر ورقش هزاران حرف نگفته در دل خود دارد.

به همین مناسبت به سراغ یکی از آزادگان سرافراز استان فارس رفته و با وی به گفتگو نشستیم. آنچه در ذیل آمده است متن این گفتگو است:

خودتان را معرفی کنید؟

اینجانب محمد مهدی عبدالهی  در سن 16 سالگی با عضویت بسیجی به جبهه اعزام شدم و در 17 سالگی در معیّت سردار بزرگ اسلام شهید حماسه ساز تنگه احد، مرتضی جاویدی (اشلو) در عملیات کربلای 4 حضور داشتم و با وضعیت مجروحیت از ناحیه سر و چشم چپ، در تاریخ 4 دی 1365 به اسارت حزب بعث عراق درآمدم و به مدت 4سال در اردوگاه مخفی و مخوف 11 تکریت جزء اسرای ثبت نام نشده و مفقود از دید خانواده بودیم.

دوران اسارت تان چگونه گذشت؟ از خاطرات تان برایمان بگویید؟

باید بگویم که همانگونه که شهدا مکتب دارند، اسرا هم صاحب مکتبند. مکتب اسیر بر گرفته از مکتب اسرای کربلا به ویژه زینب کبری(س) است. هرچند دوران اسارت بسیار سخت و طاقت فرسا بود و اسیر تحریم همه جانبه در میان انبوهی از تهدیدات و آسیب ها بود، ولی افتخار می کنیم که در کنار هم سلولی ها و هم اردوگاهی ها مان، تاریخ سازی کردیم و اردوگاههای اسارات را به دانشگاهی بی بدیل تبدیل کردیم. به نحوی که بعثی ها می گفتند ما اسیر دست شماییم، نه شما اسیر ما.

دشمن جسم ما را به بند کشیده بود ولی در اسیر کردن روح و افکارمان عاجز مانده بود. دشمن دوست نداشت که ما رشد کنیم و تلاش می کرد که ما را از ادامه مسیرمان خسته کند. ولی چهرهای رنگ پریده و جثه های ضعیف ونحیف اسرا، روز به روز قوی الاراده تر می شدند و خستگی ناپذیر طی طریق می کردند، به نحوی که وقتی یکی از فرماندهان استخبارات بغداد(عمیدنزّار) وارد اردوگاه شد وروحیه بالای اسرا را دید، از خشم فریاد زد: «تعب حتی الحدید!» آهن ها خسته شدند و فرسودند و داریم تعویضشان میکنیم. «ما تعبتم؟» شما خسته نشدید؟ این عجز دشمن را که اسیر مشاهده می کرد، سالها جوان می شد وبالنده تر میشد. والحق که چه زیبا مقام معظم رهبری سال‌های پردرد و رنج اسرا را به مبارزه و مجاهدت خاموش تعبیر کردند.

بین اسارت شما و اسارت شهدای کربلا چه شباهت هایی وجود داشت؟

به خودم جرات نمی دهم که قیاس کنم اسارتمان را با اسارت فرزندان اهل بیت، چرا که آنها اقیانوسی از مصائب و دردها و رنج ها را کشیدند و ما ذرّه ای چشیدیم. ولی افتخار میکنیم که دوران اسارتمان را با تأسی از اهل بیت سیدالشهداء گذراندیم و به جرات و افتخار مثل حضرت زینب می گوییم که «مارايتُ الی جمیلا» چون مثل اهل بیت حسین به هدفمان ایمان داشتیم و یقین داشتیم که خدا دوست دارد که ما را اسیر ببیند، و استقامت مان را به رُخ اهل زمین و آسمان بکشد لذا اسارت زیباترین فصل زندگیمان شد. خدا را شکر می کنیم که مثل سکینه سیلی خوردیم و مثل رقیه تشنگی و گرسنگی کشیدیم امّا شرمنده ایم از رویشان که آنها سر عزیزترینشان را بر بلندای نی نظاره گر بودند.

کلام پایانی؟ هرچه که لازم می دانید گفته شود و در سوالات نبود؟

حرف ها و نکته ها و آموزه های اسارت آنچنان زیاد است که در یک مصاحبه و نوشته نمی گنجد. تحمل اسارت و استقامت ورزی اسرا شبیه یک معجزه بود و بس. تیر و ترکش به تو اصابت کند و به شدت مجروح شوی تو را سیلی و کتک بزنند و روزها دوره گرد خیابان های بصره و بغدادت کنند، و بعد از 3 روز تو را به بیمارستان انتقال دهند. 2ماه در سلول الرشید بغداد رنگ حمام نبینی و شپش بزنی روزهای زیادی لباس تو همان لباس پر ازخون جبهه و بدتر از آن لباس غواصیت باشد. ماها بدون هیچ پاپوشی راه بروی و کف پاها تاول بزند. جیره غذایی 5 نفر حتی به اندازه یک پرس غذا نباشد و مجبور شوی روزها را روزه بگیری. هیچ تنوعی در تغذیه ات نباشد. از میوه هیچ خبری نباشد و هزاران مشکل دیگر و تو جان سالم به در ببری، این معجزه نیست؟

البته که به نقل از سید آزادگان که در خواب حضرت امیرالمؤمنین را می بیند که بر بام آسایشگاه قدم می زند، و وقتی چراییش را مرحوم حاج ابوترابی سؤال می کند، مولا می فرماید:که من به خاطر شما اینجا هستم و آمده ام تا نگهبانی شما را بدهم.

و امّا کلام آخر؛ آیا می شود مولا دغدغه ی چند اسیر را داشته باشد و آنها را نگهبان باشد، ولی مملکت و انقلابی که حاصل این همه خون های پاک و تلاش مجاهدان است بی صاحب بماند؟ عزیزان، بی تردید نگهبان این نظام و مملکت اهل بیت عصمت و طهارت هستند. و تا وقتی دل در گروشان داشته باشیم و آنها را شیعه باشیم و خدا را بنده باشیم و نگاهمان به اجنبی نباشد، هیچ گزندی به حول و قوه خدا به ما نخواهد رسید، و خرمشهرها را در هر موضوعی فاتح خواهیم بود. و سفارشم به همه عزیزانی که در امتداد عاشورای 61 هجری، در راهند، این است:که برای شهدا که حسینیان زمانه اند، زینب باشید. والسلام

به گزارش شیرازه، دوری از خانه و کاشانه و عزیزترین اعضای خانواده، مریضی و گرسنگی و تحمل شکنجه های سخت فصل هایی از مجاهدت های عزیزانی است که در بند و اسارت دژخیمان زمان، رژیم بعث صدام بودند و با بازگشت پروانه وار و با افتخار خود راوی حماسه های هم سلولی های خود، خباثت دشمن و شباهت های دفاع مقدس و کربلا شدند و همگی معتقدند که جز با یاد خدا و الگوگیری از اهل بیت خاصه سید و سرور شهیدان و اسرای کربلا، تحمل این مصیبت ها و شکنجه ها مقدور نبود.

به تعبیر مقام معظم رهبری "آزادگان آبروی ملت را حفظ کردند" و ما امروز وظیفه داریم ضمن قدردانی از این قهرمانان، آنها را به فرزندان خود معرفی نماییم و فرهنگ ایثار و جهاد را برای نسل های بعد تبیین نماییم و بایسته و شایسته است که نظام آموزشی نیز در کتب درسی، نسبت به معرفی آرمان ها و باورها و حماسه های این عزیزان، بخشی را اختصاص داد و سهم خود را در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت ایفا نماید.

انتهای پیام/ر

مطالب مرتبط
برچسب ها: شیرازه ، ایثار ، آزاده
دریـچـــــــــــــــــــــه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: