کد خبر: ۳۶۴۵۴
تاریخ انتشار: ۲۲:۴۱ - ۱۳ مهر ۱۳۹۱
کسینجر در مقاله ای در نیویورک تایمز گفت:تجربه حمله صدام حسین به ایران درسی را به جهان داد و این درس این است که هرگز به یک انقلاب حمله نکنید.

به گزارش شیرازه به نقل از مشرق قسمت بیستم برنامه موفق راز به مناسبت هفته دفاع مقدس با اجرای نادر طالب زاده برگزار شد. حسین بهزاد نویسنده و محقق تاریخ دفاع مقدس میهمان این برنامه بود که خاطرات شنیدنی او این برنامه را بیش از پیش دیدنی کرد.

طالب زاده: خیلی خوش آمدید
بهزاد: بنده هم به سهم خودم اختتام سالگرد حماسه ماندگار هشت سال دفاع مقدس ملت ایران را به حضور مردم عزیز و بینندگان محترم برنامه و همچنین تولد ثامن الحجج سلطان توس آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام را تبریک عرض می کنم.

طالب زاده :
در برنامه های مختلف در خدمت آقای بهزاد بودیم اما من ایشان را برای برنامه امشب از جهات زیادی مناسب دیدم، یکی اوضاع فعلی جهان و اهانت به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) و بحران هایی که در آستانه آن ها قرار داریم که خیلی از آن ها بر طرف شده و همچنین تحلیلی که برای زمان نیاز است انجام دهیم.



آقای بهزاد من به خاطر دارم دو یا سه سال بعد از جنگ اولین مقاله ای که شما در کیهان چاپ کردید در رابطه با حاج همت و بعد از آن حاج احمد متوسلیان و بعد از آن حاج محمد بروجردی بود و درواقع اولین مقاله ای بود که راجع به سرداران جنگ بود و بعد از آن کتاب و مطلب و مقاله نوشتن درباره سرداران فرهنگ شد.
شما کتاب های متعددی هم در این زمینه نوشتید که «هم پای صاعقه» یکی از مشهورترین آن هاست که فکر می کنم بیش از 15 بار تجدید چاپ شد....

بهزاد: حاج نادر ببخشید ولی وقت طلاست!



طالب زاده :
اگر این هفته را با همین هفته در سال گذشته مقایسه کنیم جهان چقدر فرق کرده و الان در چه موقعیتی هستیم و به نسل امروز باید چه بگوییم و چه پیامدی برای او داشته باشیم که فرزند زمان خود باشد. چه اتفاقی در جهان افتاده؟


بهزاد: بحث پارسال و امسال نیست، بحث از یک حقیقت ازلی ابدی است. من از شعار خوشم نمی آید، شما و مردم و دوستان پشت دوربین هم همین طور هستند و به بلوغی رسیدیم که بدون شعار حرف زدن بیشتر به دل مان می نشیند. من با خرابی بروکراسی و دیوانسالاری و احزاب و جناح ها و تبلیغات و وضعیت نامطلوب اقتصادی و ... اصلا کاری ندارم که البته پراهمیت هستند و بی کفایتی ما در جای خودش مهم است، اما محوری در این جهان به برکت ذریه حضرت رسول (ص) حضرت امام خمینی (ره) شکل گرفت و آن بیرقی بود که توسط ایشان علم شد و کانون توجه همه انسان هایی قرار گرفت که می خواهند فارغ از رنگ و قومیت و نژاد و مذهب و جنسیت انسان باشند.

نمونه آن این که در ماشین بودم و یکی از دوستان تصویری نشان داد مبنی بر این که عده ای از خاخام های نیویورکی تجمعی کردند و تصویری را در قابی بسیار شکیل و زیبا در دست گرفتند و آن تصویر سردار اسطوره ای مقاومت اسلامی لبنان شهید عماد مغنیه حاج رضوان رحمت الله علیه به همراه پرچم فلسطین بود. در حقیقت وارونگی از فردای رحلت پیامبر (ص) اتفاق افتاد و این جا به جایی بعد انقلاب انجام شد و حق به مدار خود بازگشت لااقل انقلاب مقدمه ای برای این بازگشت بود.

بر سر این مقدمه هم غرامت دادیم اعم از تحریم اقتصادی سیاسی، حمله نظامی که سالگرد آن را داریم برگزار می کنیم و جالب این که در ماه سوم جنگ که ماشین جنگی صدام تا شاسی در باتلاق تجاوز خودکرده خود گرفتار شده بود و امام هم باج نداد و گفت ما بر سر میز سازش نمی نشینیم و باید مشخص شود که آغازگر جنگ کیست و.... دکتر هنری کسینجر که یک یهودی صهیونیست و اتریشی تبار و وزیر امور خارجه آقای نیکسون بود مقاله ای در نیویورک تایمز چاپ کرد و احتمالا یک مقاله تکمیلی هم در فارن آفرز نشریه شورای روابط خارجه آمریکا چاپ کرد و گفت «تجربه حمله صدام حسین به ایران درسی را به جهان داد و این درس این است که هرگز به یک انقلاب حمله نکنید» چرا که این ها می خواستند در یک هفته پرونده انقلاب ما را بپیچند چراکه آقای طه یاسین ژنرال معروف به طه رمضان معاون صدام و فرمانده جیش الشعبی عراق در مصاحبه ای که با روزنامه الثور اردن حزب سوسیالیست بعث عراق در فوریه سال 1982 گفت: «جنگی که ما با ایران آغاز کردیم بر سر صد کیلومترمربع خاک منطقه سیفسد یا اروندرود - یا به قول آن ها شط العرب - نبود این جنگ بر سر سرنگونی جمهوری اسلامی در ایران است» اما خب آمدند و تا شاسی در گل گیر کردند و در بقیه جنگ هم آغازگر نبودیم ولی به اراده خودمان و یاری حق البته اراده ای که امام آن را واگذار و احاله می کرد به اراده خداوند جنگ پیشرفت.
هنری کیسینجر

شما شرایط و وضعیت ما را در 31 شهریور 1360 ببینید، در هفته بعد از 31 شهریور 1360 داریم می زنیم موتور سپاه سوم ارتش عراق را پایین بیاوریم و آبادان عزیز را از محاصره خارج کنیم. ظرف پنج شش ماه در عملیات های معجزه آسا و بزرگ و در کنار رهبری امام (ره) نظر عنایت حضرت حق و نام مقدس پیامبر اکرم (ص) که در عملیات عظیم و حماسی و عاشورایی خیبر با رمز مقدس یا رسول الله بود چهارپنجم اراضی اشغالی را بازپس گرفتیم. در سخت ترین تنگناهای مان به تعبیر حضرت مولا در نهج البلاغه که جمله ای در وصف پیامبر اکرم (ص) دارند که می فرمایند: «هرجا در جنگ ها به تنگنا و به سختی می خوردیم به چتر شجاعت رسول الله (ص) پناه می بردیم» ببینید شجاع ترین شجاعان امیرالمؤمنین است که می گوید هرجا که از نظر شجاعت کم می آوردیم زیر بیرق شهامت و شجاعت پیامبر (ص) می رفتیم، ما هم از برکت و نام پیامبر (ص) و اولاد او و چهارده معصوم (ع) بود که جنگیدیم.

امروز ما غرامت این را می دهیم که آن چه را که جهان فکر می کرد با رحلت این بزرگوار در 28 صفر به روایتی سال 11 هجری قمری پرونده اش بسته شد ولی پرونده پیامبر و این دعوت تازه باز شده و بینه آن امام روح الله الموسوی الخمینی و انقلابی بود که در عصر انفورماتیک و اتم و قرن بیستم اتفاق افتاد.
در این شرایط یعنی در جهان دو ابرقدرتی که مقاومت کردن سخت تر بود امام قیام کرد ما از یک طرف با ازناب آمریکا که پشت صدام بودند درگیر بودیم و از طرف دیگر اتحاد شوروی و بلوک شرق. خاطره ای را از شهید همت نقل می کنم، بعد از پایان عملیات والفجر1 که ناکامی نسبتا بزرگی هم برای ما در فکه شمالی داشت در فروردین 62 یعنی چند ماه قبل از عملیات خیبر یک افسر شیعه عراقی که به ما پناهنده شده بود گفت و شهید همت هم آن را در سخنرانی خود در لشگر محمد رسول الله (ص) برای رزمندگان نقل کرد که «مستشار نظامی فرانسوی و روسی شانزده رده نیروهای دفاعی جلوی نیروهای ایران زده اند و جالب این جاست که این ها با واحد مهندسی عراق هم کاری نداشتند و با هم صحبت می کردند و یکی می گفت من صد دلار شرط می بندم که میدان مین والمری که تو زدی جواب ندهد و دیگری می گفت که من سیصد دلار شرط می بندم که کانالی که من زدم و آن را مسلح کردم جواب دهد» که همت می گفت ببینید این بی وجدان ها برای این که راه ما را ببندند با هم شرط بندی می کنند که کدام تله مین و میدان های انفجاری و مانع مصنوعی بازدارنده جلوی نیروهای آیت الله خمینی را خواهد گرفت.
 
ما پای این دعوت ایستاده ایم و انواع و اقسام غرامت ها را داده ایم. بهشت زهرا را نگاه کنید درست است که امام گفت تا ابد دارالشفای آزادگان است اما ما غرامت دادیم جانبازان و حتی جهادگران ما را ببینید. الان حسرتی وجود دارد که شما بعضا در برنامه ها تکرار می کنید که کجاست ستاد پشتیبانی جنگ و جهاد ما؟ من به شما قول می دهم در زلزله ای که در ورزقان اتفاق افتاد اگر ستاد پشتیبانی مهندسی بود تا الان لااقل سرپناه های مردم در مناطق زلزله زده رو به راه شده بود، چون نیروی مردمی است، نیروی مردمی بروکرات و کاغذباز نیست.
 
آن جاده 13 کیلومتری را که در دل هور کشیدند را دیدید و خود شما تصویربردار آن بودید، آن ها با نامه نگاری و پیوست شود و اندیکار شود راه نمی افتاد. نیرویی آمده آن جا که باور دارد و برای این باور بی خوابی می کشد.

رانندگانی که این 13 کیلومتر جاده را کشیدند از 24 ساعت شبانه روز قبول داری که پنج ساعت هم نخوابیدند و تلفات سنگینی هم دادند و حرفشان هم این بود که می گفتند اگر مثلا حضرت امام خمینی بگوید که آقا من شوخی کردم  و شما بروید خانه های تان ما می گوییم آقا قربان شما بروم اما شما برو دنبال کارت ما تازه اسلام را پیدا کردیم.

این فرد می گفت زن و 9 بچه من در این راه فدا شده اند و حالا ایشان دست شان از دنیا کوتاست و درجه و مدال و خانه ای هم که نگرفت، ببینید چه چیزی این ها را کشانده یا به تعبیر آن بزرگوار آقا مرتضی که می گفت چه چیزی ما را در این جا جمع کرده است؟ «غیرت دینی» و نماد غیرت دینی حضرت محمد (ص) است. حضرت امام (ره) پیام حضرت محمد (ص) را به اصطلاح کامپیوتری ها دوباره احیا کرد و بیرق پیامبر را بالا برد و بیداری هم بعد از آن شکل گرفت.
سال های بعد از جنگ مشخصا بعد از فرجام تلخ ماجرای بوسنی من دغدغه داشتم که خدایا تا اجل نامعلوم قرار است ما در دنیا تنها باشیم و این انقلاب و این پیام به گوش کسی نرسد. البته حزب الله که بخشی از جامعه لبنان است یا مجاهدین مسلمان فلسطینی مقاومت می کنند ولی منظور فراگیری این پیام است که این ها مکری کردند و خداوند هم با این ها مکر کرد و این بیداری اسلامی شکل گرفت و از این عصبانی هستند.
بریتانیا بزرگترین تأمین کننده سلاح شیمیایی صدام حسین در جنگ هشت ساله با ما بود.
 

طالب زاده :
شرکت متیوس چرچیل که در مورد آن دو سه کتاب نوشته شده.

بهزاد: خود شما مجموعه مستندی به نام «بیداد خاموش» را کار کردید که من هم افتخار داشتم و در آن مجموعه شاگردی کردم که کمپانی متیوس چرچیل بخشی از این جنایات بود و درواقع کل دولت بریتانیا پای تسلیح تا بن دندان رژیم صدام حسین به سلاح های شیمیایی برای اعمال و به کار بردن آن کمر بسته بودند، با علم بر این که داشتن و به کارگیری و ساخت این سلاح ها در هر جنگی جنایت جنگی محسوب می شود ولی با این حال رژیم صدام را تسلیح کردند.

از این که ایران چطور از این کوره آتش در آمد عصبانی بودند و بر اثر این عصبانیت باید طوری خودشان را خالی می کردند و آدم کم جنبه هم معمولا وقتی در بحث کم می آورد بدوبیراه می گوید و این شد که آیات شیطانی را علم کردند.
 بین برقراری آتش بس در اواخر مرداد 67 تا در آمدن کتاب مزخرف آیات شیطانی فاصله چندانی نبود و جالب این جاست که ابتدا هم غیرت مسلمانان پاکستان گُل کرد و به سفارت انگلیس و آمریکا ریختند و غیرت محمدی به خرج دادند و 200 نفر هم به دست حاکم وقت ژنرال ضیاءالحق و افسران حاکم بر پاکستان شهید شدند و بعد از آن امام آن حکم الهی را صادر کرد.
 این رمان فی نفسه ارزشی نداشت و آن ها تنها با این کار باب تهاجم فرهنگی را باز کردند اولین نماد تهاجم جنگ نرم ماجرای فتنه آیات شیطانی بود و امام با اقتدار با آن مقابله کرد. بعد از صدور این حکم عده ای از سیاسیون وقت جوی را ایجاد کردند و گفتند اگر آقای سلمان رشدی بگوید «I am sary» نه «I am very sary» هم جمهوری اسلامی بی خیال این موضوع می شود که امام فردای این صحبت واکنش نشان داد که در رادیو خواندند و در جلد 21 صحیفه امام هم موجود است و دفتر امام بیانیه داد که اولا این موضوع به شدت تکذیب می شود که امام چنین نظری دارد در ثانی سلمان رشدی اگر توبه کند، مسلمان شود، عابد دهر هم شود اجرای حکم الهی اعدام او واجب است و مسلمانان یا خودشان اجرا کنند یا اگر نتوانستند به کسان غیرمسلمانی که قادر به این کار هستند رجوع کنند و حتی جایزه بگذارند که بعد از این صحبت بنیاد 15 خرداد جایزه ای گذاشت و چند سالی تظاهرات می شد.

این حکم الهی حضرت امام اولین مقابله و پاتک قدرتمندانه ای بود که از طرف شخص امام صورت گرفت و هیچ مقام دیگری نمی تواند بگوید که من اول صبحت کردم و امام در آخرین ایام عمر مبارک خود غیرت محمدی اش را به میدان آورد و آن حکم را صادر کرد که عده ای خواستند این حکم را از اعتبار بیندازند که دو سه تا فیوز انفجاری دیگر هم کنار آن گذاشت که «... اگر توبه کند و عابد و زاهد دهر هم شود فایده ای ندارد.» تا همه بدانند که با نوامیس و ارزش های مسلمین نمی توان شوخی کرد.

این اتفاق افتاد و دو سه سال بعد از آن هم یک مقدار شلوغ می شد و نمایشگاه کاریکاتور آیات شیطانی و نمایشگاه سلمان رشدی و از این قبیل کارها شد. بعدها در دعوای جناح های چپ و راست حیدری نعمتی این قصه محو شد تا رسید به مقطعی که دولتمردی رفت بریتانیا کنار وزیر خارجه وقت بریتانیا ایستاد و یک ورقه امتحانی در آورد و گفت «we don’t send any commandos for claen mr roshdi» یعنی ایران خودش را از پای حکم کشیده کنار و آقای رابین کوک وزیر خارجه وقت بریتانیا سرش را تکان می داد و می گفت «oh ok»، و در این جا از حکم الهی ای که در مورد رشدی بود و اعلام کننده آن هم رهبر و بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی بود کوتاه آمدند که نتیجه آن را دیدیم و باب کاریکاتورکشی از همین جا به بعد باز شد.

آن زمان اینترنت نبود اما الان سرچ کنید که باب کاریکاتورکشی و کارتون های توهین آمیز در نشریات شمال اروپا که البته نئوصهیونیست ها پشت آن قرار گرفتند و آن را حمایت کردند از چه زمانی آغاز شد، درست بعد از آن ورقه امتحانی بود که وقتی هم اینترنت آمد فراگیر تر شد تا این که کار را رساندند به این ویدئوی توهین آمیز که به زودی باید منتظر فیلم های سینمایی توهین آمیز هم باشیم.

من حالا که به این جا رسیدیم خوب است که یاد کنم از هنرمند عزیزی که به شهادت رسید و 34 سال است در ایام 17 ربیع الاول یا 27 رجب ما هنوز هم سر خانه او می رویم و اثر ارزشمند او را برای مردم به تصویر می کشیم، شهید مصطفی عقاد کارگردان بزرگ مسلمان که با امکانات هالیوود فیلم محمد رسول الله (ص) را ساخت و Mainstreem که در سینمای جهان این فیلم آن طور که باید و شاید توزیع نشد ولی بهترین بازیگران را به کار گرفت و فیلم را ساخت و در آن زمان عربستان سعودی و آخوندهای درباری سعودی این فیلم را تحریم کردند.

 مصطفی عقاد چند سال پیش در هتلی در عمان پایتخت اردن در حالی که در لابی هتل با دخترش ملاقات می کرد یک عده از این تروریست های سلفی صهیونیست حقوق بگیر موساد و آل سعود با یک کامیون مواد منفجره به لابی هتل زدند و این هنرمند را به شهادت رساندند. پیام اسلام، پیام پیامبر و ماهیت دعوت پیامبر در یک سکانس در فیلم محمد رسول الله (ص) خلاصه شده که این سکانس و تمامی دیالوگ های آن بر اساس مستندات تاریخی است و آن سکانسی که حضرت جعفر در حضور پادشاه حبشه از اسلام دفاع می کند.


طالب زاده :
خدا شهید عقاد را رحمت کند. چند بار هم به ایران آمد و حال و هوا و ارادتش به انقلاب و امام مشخص شد ولی هیچ کس فکر نمی کرد شهید شود.

موسیقی این فیلم از ابتدای انقلاب و از بدو پخش رادیو و تلویزیون موسیقی متن خیلی از برنامه ها بود و خیلی از واقعیت های انقلاب هم در این فیلم دیده می شد. با امام خمینی دوباره و خیلی حیاتی و جاودانه مردم اسلام آوردند و واقعا می توان تعبیر کرد که دوباره متولد شدند و این فیلم سندی بود و انگار برای انقلاب ساخته شده بود. البته ایشان از چند سال قبل از انقلاب تدارک این فیلم را دیده بود و درست موقع انقلاب پخش شد که به خاطر دارم در امریکا هم پخش نشد و تعجب کردند که این فیلم به این شکل در آمد.
مصطفی عقاد

بهزاد: خیلی کوتاه نکته ای را عرض کنم. بعد از انقلاب سینماها فشل شده بودند و همه چیز پراکنده بود. عده ای جمع شدند و سعی کردند فیلم های سالم سینما را وارد و اکران کنند که من آن ها را نمی شناسم و اینقدر که اطلاع تاریخی دارم عرض می کنم که این عده بنیادی را راه اندازی کردند به نام بنیاد هنر در اسلام یا «بهدا» که این فیلم را دوبله کردند که بسیاری از دوبلورهای زبده ما شاهکارشان در این فیلم بود و آقای منوچهر اسماعیلی، آقای دیباج، آقای جلال مقامی که در سکانس مهاجرین در حبشه جای حضرت جعفر (ع) دیالوگ ها را گفتند و آقای ناصر طهماسب و دیگران این فیلم را دوبله کردند و بعد صداگذاری شد. منتهی ذهنیتی به وجود آمده بود که یک فیلمساز غیرشیعی فیلمی ساخته که در این فیلم شاید چیزهایی به ذائقه مردم سال 57 خوش نیاید که این ها صلاح و مصلحت کردند و تصمیم گرفتند از طریق دفتر حضرت امام این مشکل را حل کنند. بهار 59 بود و امام تازه از بیمارستان قلب مرخص شده بودند و چند روزی بود که در ساختمانی در شمال تهران ساکن بودند.
امام را در جریان گذاشتند و قرار شد فیلم را برای ایشان پخش کنند، امام این فیلم را دیدند و تنها موقع نماز که می شد نمازشان را می خواندند و دوباره می نشستند که این فیلم را ببینند.
 فیلم که تمام شد پرسیدند: «آقا شما مشکلی در این فیلم ندیدید؟» امام گفتند: «نه اشکالی ندارد چطور مگر؟» یکی گفت «آخه گفته می شود در این فیلم وقتی بلال در مدینه و همچنین در زمان فتح مکه بر بام کعبه اذان می گوید «اشهد ان علی ولی الله» را نمی گوید» که امام گفتند: «در زمان پیامبر (ص) که «اشهد ان علی ولی الله» نبوده و این جزء مستحبات اذان است نه واجبات آن و این فیلم اشکالی ندارد» و گفتند این فیلم پخش شود. عقاد نسل ما را با این فیلم تغذیه کرد.


سینمای ما خیلی پیشرفت کرده و سریال های خیلی ارزشمندی ساخته شده مانند امام علی (ع)، تنها ترین سردار و امثالهم ولی هنوز یونیک است. باور کنید در صحنه ای از فیلم محمد رسول الله (ص) که جنگ بدر را نشان می دهد که جناب حمزه سیدالشهداء (ع) وسط و آن طرف مجاهد دیگری ایستاده و در سمت دیگر نماد امیرالمؤمنین که شمشیر ذوالفقار است حضور دارد که وارد کادر می شود و دوربین پا به پای این نمای بسته شروع به حرکت می کند و جلو می رود واقعا به ما شور می داد.

نمونه دیگر تبلیغات در لشگر 27 است. کل فیلم هایی که از جلسات شهید همت گرفته شده وقتی این ها را بردند که در پایگاه های بسیج یا خود لشگر تکثیر و توزیع کنند جالب این جاست که ابتدای آن یک تیتراژ می گذاشتند که آهنگ فیلم محمد رسول الله (ص) بود و روی آن گفته می شد متن سخنرانی سردار حاج محمد ابراهیم همت.

فرمول مصطفی عقاد در مورد تاریخ اسلام هنوز بهترین فرمول برای سخن گفتن و داستان سرایی و کار هنری است. خودش می گفت: «من دیدم غربی ها هیچ چیز در مورد اسلام نمی دانند» کما اینکه الان می فهمیم که این تمدن اصلا مقدسات ندارد و از یک سالی به بعد تمام مقدسات خود را از دست داده البته طی قرونی از دست داده ولی از اواسط قرن بیستم از بین بردن مقدسات پیش آمد که الان سر این فیلم اهانت آمیز به ساحت مقدس حضرت رسول اکرم (ص) دعواست و رئیس جمهور آمریکا می گوید: «تبصره اول قانون اساسی بیان و گفتمان آزاد است» درواقع تازه فهمیدیم که غرب در این مسائل چه ماهیتی دارد و تمدنی است که ستون فقرات ندارد. مصطفی عقاد در هالیوود زندگی می کرد و با کارگردانانی مثل پتین پا و دیگران کار کرده بود و با مستند هم شروع کرد.

 

متوجه شده بود که چون غرب هیچ چیز نمی داند باید کاری کند. جهان اسلام را گشت و با امام موسی صدر دیدار داشت و به الازهر هم رفته بود به هر تقدیر طرح اول فیلمنامه را که نوشت به یک نویسنده هالیوودی داد تا آن را کامل کند بعد فیلمنامه را برد در جهان اسلام گرداند و تأیید همه را گرفت و بهترین بازیگرهای غرب و بهترین تکنسین هالیوود را در خدمت فیلمی که می خواست یک جریان حق را با این ادبیات و در این سطح بیان کند درآورد. از طرفی هم اینقدر معرفت داشت که مثل همان فیلم را با بازیگران عرب تولید کند و بازیگران هالیوود کنار می رفتند و بازیگران عرب می آمدند و همان سکانس و دیالوگ ها را اجرا می کردند که وقتی پرسیدند چرا این کار را می کنی توجیهش این بود که: «وقتی شما زبان عربی صحبت می کنید صدای تان متفاوت است و حنجره و گلو درگیر است» به هر صورت یک نسخه عربی هم درست کرد. چقدر هم آدم زیبایی بود و چه ادبیات و آرامشی و تومأنینه ای داشت و شخصیت جالبی بود. در آن زمان با سوره مصاحبه کرد که با آقای آوینی رفتیم و این مصاحبه را انجام دادیم.

امروز ما در ایران، که جزء پیشتازان جهان اسلام در این کارها هستیم باز فرمول او بهتر جواب می دهد یعنی کاری را شما انجام دهید با تکنسین غربی و حتی از بازیگران غربی هم می توانید استفاده کنید و همه را به خدمت اسلام در آورید. آدمی با این تومأنینه و اعتماد به نفس و نیت همه را به کار گرفت و البته این اثر را برای غربی ها درست کرده بود و می خواست که در آن جا پخش شود ولی گروه هایی که آمریکا را در دست گرفته بودند نگذاشتند این فیلم تکثیر و توزیع شود ولی در جهان اسلام نفس تازه ای دمید و درست در زمانی که بارقه انقلاب اسلامی در ایران که کم اتفاقی نبود و تمام اتفاقات و معادلات را بهم ریخت و انقلاب اسلامی فضای روانی سیاسی را بهم ریخت که بعد از جنگ شاهد فروپاشی شوروی بودیم و انقلاب اسلامی کم اتفاقی نبود و درواقع نوید حادثه ظهور این فیلم با آن تکنیک و این متن بود.
آخرین نکته ای که باید گفت و از این موضوع عبور کنیم، ابهام های موجود است. زمانی که شهید عقاد در بهار 70 به ایران آمد که نزدیک به سالگرد ارتحال حضرت امام بود و آقا مرتضی مسئول واحد تلویزیونی حوزه و شما هم درگیر جلسات و مصاحبه ها و گفتگوها و نمایش فیلم بودید در فیلم مستندی که راجع به تشییع و خاکسپاری حضرت امام ساخته شده بود که اگر اشتباه نکنم اسم فیلم آفتاب عشق و کارگردان آن مستندسازی به نام جواد شمقدری بود که این مستند را در تالار اندیشه پخش کردند و شما و عقاد و من هم نشسته بودیم و این طور که به خاطر دارم ایشان پیپ می کشید.

از دقیقه سوم و چهارم یعنی زمانی که تصویر آقای حیاتی را نشان می داد که در باکس خبر رادیو خبر را می خواند و بغضش می ترکد، از این جا با این که زیرنویس نداشت و البته شما هم سعی می کردید به ایشان برسانید، عقاد پیپ را در دستش گرفت و انگشت شصتش را در دهنه پیپ فرو کرد و تا آخر فیلم به پشتی صندلی تکیه نداد و در تصاویری که ملت مثل دریا ریختند در خیابان ها و به سمت جماران رفتند و بعد حرکت دادن پیکر حضرت امام و الی آخر را تماشا کرد.
بعد از این مستند بسیار متأثر شده بود و در گفتگویی که با سوره داشت سوالی از ایشان پرسیده شد که شما شخصیت عمر مختار را با کمی الهام پذیری از حضرت امام ساختید؟ که گفت «من این فیلم را در سال 1978 پس از فیلم «داستان اسلام» ساختم. انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 به وقوع پیوست.
عمر مختار

در سال 1978 امام به پاریس آمد و انقلاب در ماه های اول 1979به وقوع پیوست. اگر شخصی که من از آن مبارز لیبیایی (عمر مختار) ارائه دادم به آیت الله خمینی مشابه باشد مایه افتخار من است.»
در خاطر دارم یک روز به کتابخانه حوزه رفتم که آقای اصغر یوزباشی و بچه های تجسمی در آن جا بودند. من دوره ای مجله فیلم را برای کاری نیاز داشتم - البته صحافی شده آن را داشتم - به طور اتفاقی یکی از شماره های سال 1366 یا 1367 آن را برداشتم و باز کردم و مصاحبه با عقاد را دیدم. حداقل 2 سال قبل از رحلت امام و 3 سال قبل از آمدن ایشان بود. اکس پرس فرانسه با او مصاحبه ای کرده بود و این مجله ترجمه شده آن را کار چاپ کرده بود. در آن جا هم چنین سوالی از او پرسیده بودند که گفته می شود شما شخصیت عمر مختار و آنتونی کویین را تحت تاثیر از آیت الله خمینی ساخته بودید که او پاسخ داد انقلاب اسلامی در سال 1979 اتفاق افتاد. اگر این فیلم این موضوع را تداعی کند، بسیار خوشحال می شوم. من احساس می کنم شخصیت عمر مختار خیلی شبیه آیت الله خمینی شده است.

خب زمانی که او به ایران آمد با این هنرمند توانا چه برخوردی صورت گرفت! ایشان میهمان نسبتا رسمی کشور محسوب می شدند و با مقامات وقت و روحانیون بزرگوار و سطوح بالای مملکتی دیدار کردند و در همه مصاحبه های داخلی و خارجی خود اظهار کردند که چقدر رهبران ایران روشنفکر هستند و بسیار بینش و بصیرت دارند. لذا من تاکنون در اهل روحانیت و اهل سنت حتی در عادی ترین آن ها چنین چیزی را ندیده بودم. او گفت این موضوع خیلی به من امید و شوق داد.
 اما در کشور موجی به وجود آمد و در آن زمان روزنامه ها در قسمت جهت اطلاع نوشتند که سازنده فیلم مستهجن هالووین به ایران آمد. خب این شخص پسر امام خمینی نبود، او یک کارگردان سوری تبار سیتیزن ایالت متحده بود و در سیستم هالیوود کار کرده بود. در حالی که فیلم هالووین در ژانر کمدی وحشت است اما در روزنامه ها طوری نوشته بودند کأنما این فیلم یک فیلم اروتیکِ آن چنانی شبکه های کارتی ماهواره ای می باشد. این بنده خدا در حالی که یک چشمش اشک و چشم دیگرش خون بود از ایران خارج شد و ما قدر او را ندانستیم.

در همان مصاحبه خود کتاب «شمشیرهای بهشت» را آورده بود که در مورد قیام شیخ شامت پیشوای مسلمان آزادی خواه قفقاز بود که در برابر ستم روسیه تزاری قد علم کرده بود. او گفت من دوست داشتم فیلم این کتاب را خودم بسازم اما نادر تو این را بساز. او کتاب را امضاء کرد و بعد در قفسه کتابخانه گذاشت.
حرف او این بود که شوروی فروپاشیده است و غرب دچار خلأ فرهنگی و هویتی می باشد و تا غرب این خلأ را پر نکرده ایران باید این آن را پر کند و می بایست این فیلم را در مورد شخصیت روحانی داغستانی مبارز آزادی خواهی که علیه استعمار روسیه تزاری جنگید، بسازد.
با این که او حین خارج شدن از ایران بسیار حالات بدی داشت، اما باز هم از سطح بالای بینش و بصیرت و شخصیت های روحانی انقلاب قدر دانی می کرد.


طالب زاده :
نکته ای که مهم است این است که ما از اوایل انقلاب با این مشکل مواجه بودیم که چطور پیام و معرفت انقلاب و همچنین شیطنت های قلیلی که غرب و رسانه های آن ها نشان می دهند را مطرح کنیم. آن ها متوجه شده اند که انقلاب اسلامی غیر از بحث ژئوپولتیک یک فرهنگ را به میدان آورده است که آن ها از قبل این موضوع را از کتب خود می شناختند که این یک فرهنگ غنی، عمیق و ماندنی است که طی سال ها اتفاق افتاده است و مانند آتش زیر خاکستر می باشد. آن عده قلیل از آدم هایی که در فلسطین اشغالی بودند این موضوع را خوب می دانستند، طبق آیات قرآن که خداوند آن ها را خیلی خوب معرفی کرده است. در دهه 70 میلادی بلندگو رسانه یکدست نبود، در آمریکا رسانه ها یکدست نبودند، شبکه های سی بی اس، ای بی سی، ان بی سی برای خود کمی استقلال داشتند، مثلا زمانی که مایک والاس در شصت دقیقه ای می آمد مطالب مستقلی را مطرح می کرد، اما الان دیگر همه رسانه ها یک حرف را می زنند. آن زمان متوجه شدند که می بایست در مقابل این فرهنگی که در ایران برخواسته، کاری صورت دهند که یکی از این کارها رسانه یکدست بود. این در حالی بود که از اوایل انقلاب در ایران بحث صدور این فرهنگ بود، کما این که الان هم هست و ما الان در یک بحرانی هستیم اما هر بار که آن ها شیطنت کردند، فرهنگ اصیل و مهیا اسلام فرصت جدیدی برای ارتقا یافت. اتفاقا با آیات شیطانی غرب برای اولین بار کلمه فتوا را شنید.

 

بهزاد: امام فرمودند حکم الهی است. مغلطه ای از فردای این حکم مطرح شد، مخصوصا بعد از این که امام می خواستند تجدید نظر کنند. شاید نظر امام این است که اگر فردی توبه و ابراز ندامت کند، بخشوده شود، امام بلافاصله یک متمم بر آن حکم اضافه کردند. بیان حکم الهی کار مجتهد جامع الشرایط و مرجع تقلید است.
اگر فتوا را به کار گیرند بیشتر در عالم افتواء برای ارجاع غربی ها با مسلمین اهل سنت در کل تواریخ به ویژه قرون معاصر بوده است. یک حکمی در احکام اسلامی به نام سابّ النبی داریم که جسارت، گستاخی و توهین زشت به پیامبر می باشد، البته تنها به پیامبر ما منظور نمی باشد، بلکه به حضرت موسی بن عمران، عیسی بن مریم و..... هم می باشد. این گستاخی به پیامبران حکم تعریف شده و شروط دارد. این حضرات جمع بندی کرده اند و پکیجی موجود است و براساس آن، حکم می دهند و اگر شامل این شروط شداین حکم لازم الاجراست و حکم الهی است. این حکم تدوین شده توسط افراد بشر نمی باشد و توسط فلان فقیه شیعه یا سنی یا صوفی بیان نشده است، بلکه این حکم الهی سابّ النبی است، از مسلمان حنفی، حنبلی، شافعی و مالکی تا پیروان مذاهب زیرمجموعه آن ها را شامل می شود و این طرف تمام پیروان مذاهب اهل تشیع بر آن اجماع دارند و متعمدا، جسارت و فحاشی و توهین به مقام پیامبران به ویژه خاتم الانبیاء حکم اعدام می باشد که امام بیان حکم کرد.
 حکم را نمی توان با مذاکره دیپلماتیک و با یک ورقه امتحانی منتفی کرد. یک نفر هم شجاعانه در این راه قیام کرد که تقاطع خیابان توانیر تصویر غریبانه او روی دیوار موجود می باشد که اجرای حکم الهی توسط امام اعلام شد، شهید مصطفی مازح.
مصطفی مازح
اگر ما محمد را از محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برداریم، برای ما چه می ماند! بنده اگر تاریخ جنگ نویس هستم، و متهم هم هستیم که 27 (لشگر 27 محمد رسول الله) هستیم که البته افتخار هم می کنیم. اسم لشگر ما محمد رسول الله بود، شهیدان ما زیر بیرق محمد رسول الله جنگیدند. اسم رمز عملیات محمد رسول الله می باشد. بچه های ما بچه های رسول الله هستند. ما به حضرت زهرا می نازیم که ام ابیها رسول الله می باشد. ما به امیرالمؤمنین می نازیم که نفس رسول الله است. ما به قرآن می نازیم که معجزه «نگار من که مکتب نرفت و خط ننوشت» است. ما هرچه داریم از رسول الله داریم. این مسئله که شیعه و سنی و صوفی و شیخی و ....... ندارد. آن ها روی ناموس اسلام دست گذاشتند، متأسفانه یک بار عده ای خواستند کوتاه بیایند و صدمه آن را کلیت جهان اسلام خورد. ای کاش فقط همین نمک به حرام ها می خوردند. صدمات بعدی آن ها را گستاخ و جری کرده است. یک عده دلقک درجه سه نئوصهیونیست این کارها را انجام می دهند. من به شما و به دوستان شما در برنامه راز تبریک می گویم.

الان همه افراد دنبال این هستند که این فیلم چه بود. می بایست از این مسائل عبور کرد. می بایست دنبال دست های پشت این پروژه سخیف باشیم که چه کسانی بودند؟ آن ها چهار یا پنج نفر شاخص می باشند. اسامی آن ها باید نام برده شود و تصاویر آن ها باید به نمایش گذاشته شود. آن ها یک عده نئوصهیونیست به شدت لائیک و پرواسرائیل هستند یا به قول شما دو پاسپورته می باشند. در واقع آن ها دو پاسپورته نیستند، بلکه مبدأ آن ها رژیم غاصب صهیونیستی می باشد.
 شما یک بحث دیگری را هم مطرح کردید و من چند بار تلفنی در برنامه شما شرکت کردم. واژه ناموس به معنی قانون و مقدس قدسی می باشد. این بی هویت ها و فاقد ناموس ها، ناموس دارند و اسم ناموس آن ها هم تئودور هرتزل می باشد. من تکرار می کنم، همه بینندگان، همه دوستانی که در سازمان یا بیرون سازمان هستند، رسانه ای ها، اسم او را سرچ کنید و ببینید چند تا کاریکاتور از او را مشاهده خواهید کرد؟ اگر یک کاریکاتور از او یافتید من پسر پدرم نیستم چرا؟ چون این کار ممنوع است.

زمانی که آن ها می خواهند به ما توهین کنند یک کارتونی از یک شخصی می کشند با مشخصات فیزیکی یک فرد خاورمیانه ای عرب که یک چفیه به سر دارد و دماغ او را دراز می کشند یا دندان دراکولا بگذارند و بیان کنند که این کارتون پیامبر اسلام است. ولی حالا تصویر و عکس و کتاب آن آدم موجود است.
زمانی که اخبار ما و همه شبکه های دنیا هیئت دولت اتاق کابینه رژیم جعلی صهیونیستی را نشان می دهد، هیچ تصویر یا نقاشی از موسی و تورات و تلموت نیست و هیچ چیزی از مقدسات مذهبی یهودی وجود ندارد و تنها یک عکس بزرگ قاب گرفته سیاه سفیدی است که شخص تئودور هرتزل پشت یک صندلی ایستاده است. قدس الاقداس آن ها، این شخص خبیث می باشد.
 من فراموش نمی کنم، زمانی که رشدی آن حرکت جاهلانه را انجام داد، در ایران هنرمندان کاریکاتوریست ما مسابقات سراسری به راه انداختند و چند گروه نشریه کشور هم پشت آن قرار گرفتند و مسابقه آیات شیطانی و سلمان رشدی را به راه انداختند. نمایشگاه های بزرگی که نه تنها در ایران استقبال می شد بلکه سفارت خانه و رایزن های فرهنگی کشور آن ها را در سطح کشور های دنیا در ایام مناسبت های مختلف به نمایش می گذاشتند و نزدیک به ده سال ادامه داشت.

اما تئودور هرتزل را می بایست سوژه قرار داد، فرهنگ ما فرهنگ تمسخر نیست. شما فروغ ابدیت حضرت آیت الله العظمی سبحانی را بخوانید، سرگذشت نامه پیامبر اسلام است و جلد دوم آن بحث مربوط به فتح مکه می است. کتب سیره پیامبر اسلام چه از جانب علما تشیع و چه از اهل سنت را بخوانید. ساعتی که مکه فتح شد، پیامبر اعلام کرد کعبه حرم است تا کسی متعرض کس دیگری نشود، شهری را آزاد کرده است. خانه ابوسفیان حرم است، کسی متعرض نشود و اگر کسی آن جا رفت در پناه است.
 سه یا به روایتی پنج نفر از بزرگان جوکرهای مکه بودند که آن ها حتی زمان 13 سال غربت اسلام که پیامبر در مکه حضور داشتند و هنوز به مدینه هجرت نکرده بود، زمانی که پیامبر در کوچه راه می رفت، پشت سر او با حرکت های تقلید آمیز موهن راه رفتن او را ادا در می آوردند، سبک حرف زدن او را مسخره می کردند. پیامبر به سربازان اسلام حکم دادند، اگر این افراد خود را به پرده های کعبه پیچیده باشند، می بایست بزنید که آن زمان هم بعضی ها از رانت آقازادگی، همسایه و شخصیت و سابقه استفاده کردند و دو الی سه نفر از آن ها فرار کردند. پیامبر در روز فتح مکه خانه ابوسفیان را حرم اعلام می کند، اما راجع به کسانی که سابّ النبی را مرتکب شدند، می فرماید «اگر خود را در پرده کعبه پیچیده باشند باید به شمشیر آخته سراغ آن ها بروید.» این حکم حضرت محمد (ص) می باشد و این حکم را به پای امام خمینی هم ننویسند. امام خمینی یک ژن از آن جان جهان می باشد که بعد از آن حضرت 14معصوم را هم داریم.



طالب زاده :
اصل بحث ما همین است. شما به یک نقطه تاریخی رسیدید. دیروز یا امروز یکی از اخبار ویژه این بود که در متروهای نیویورک پوستری در ایستگاه ها زده شده است که منسوب به زنی به اسم پاملا گلر می باشد. این زن سابقه دارد و در این برنامه هم درباره او و دیگران و همردیفان او صحبت کردیم. آن ها دشمنان اصلی اسلام هستند. پوستر به این شکل است که اگر امروز جنگی دربگیرد، بین جهان متمدن و وحشی ها می باشد. بعد زیر آن برای این که کسی فکر دیگری نکند نوشته است از اسرائیل حمایت کنید و جهاد را مغلوب کنید.


بهزاد:  بحثی در دوران حاکمیت شوروی مخصوصا در دوران خفقان استالینی است که آموزه و دکترینی که به ارتش سرخ داده شده بود این بود که این خرافه ای که در دنیا دو نوع جنگ وجود دارد، جنگ عادلانه و جنگ غیرعادلانه را کنار بگذارید. جنگ عادلانه این است که ما دفاع می کنیم و به ما حمله می شود. جنگ غیرعادلانه این است که ما ابتداء اقدام به جنگ کنیم. آن ها دکترین نظامی ارتش سرخ را تغییر دادند و گذاشته بودند که هر جنگی که ارتش سرخ شروع کننده آن باشد به علت این که این جا ستاد زحمت کشان جزا است و ارتش سرخ هم بازوی مسلح آن می باشد، حتی اگر تجاوز هم کند، این جنگ عادلانه محسوب می شود. برهمین اساس در سال 1940 استالین به فنلاند حمله کرد و شکست فجیعی هم خورد.
 این ها دیوارکوب ها و پوسترها را همزمان با حضور هیئت جمهوری اسلامی ایران بعد از موفقیت برگزاری اجلاس جنبش غیرمتعهدها و شرکت بالغ بر 120 کشور در این اجلاس، مونوپوی کردند و تمام ایستگاه های متروی شهری مثل کلان شهر نیویورک که گران ترین شهر جهان است را پوسترهای بزرگ نصب کردند و بر این پوسترهای بزرگ نوشتند که در هر جنگی بین انسان متمدن و وحشیان، انسان متمدن حمایت می شود.
یک صحبتی است که اسرائیل می کند و به قول العالم و شبکه های عربی ما می گویند «حرب استباقية» یعنی جنگ پیشگیرانه، جنگ پیشدستانه قبل از این که آن ها بزنند ما بزنیم. اسرائیل ادعاهای ابلهانه ای از قبیل این که نیروگاه ها و رئکتورها و مراکزی را در ایران بزنیم رادارد. آن ها در آن جا آتش تهیه روی افکار عمومی از همه جا بی خبر مردم آمریکا می ریزند. هر جنگی اسرائیلی اروپایی است. اسرائیلی آب تو دیت است، اسرائیلی سوار اِف 16 می باشد، اسرائیلی غربی است. اسرائیلی ها بچه های دیروز نیویورک بوده اند که الان در صهیونیست نشین های فلسطین اشغالی زندگی می کند. این ها متمدن هستند و این ها جزیره دموکراسی در دریا توحش مسلمان ها می باشند که هر جنگی را شروع کنند، یک جنگ عادلانه محسوب می شود.
پس قبح آغازگر جنگ ریخته می شود. در آن پوستر نوشته اند که افکار عمومی جامعه آمریکایی، آیا شما طرف وحشیان را می گیرد یا طرف اسرائیلی متمدن ؟ و زیر آن هم با وقاحت دو ستاره صهیونیستی گذاشته اند و در میان آن با خط آبی نوشته اند: support sraeel defit jahad. یعنی آن ها نتوانستند بنویسند defit iran.


طالب زاده :
منظورشان همان defit iran است.

مسئولین مترو نیویورک مخالفت کردند و گفتند که این موضوع ایجاد تنش می کند. این توهین به مردم است و صحیح نیست. قوه قضاییه هم تا حد زیادی مخالفت کرد الا یک قاضی که مشخص است که چه کسی است. او یک قاضی اسرائیلی آمریکایی داخل نیویورک است که اصرار کرد و گفت یک ماه با تمام تبلیغات موافقت می شود که در 10 ایستگاه مترو و روی اتوبوس ها نصب شود. البته در واشنگتن و سانفرانسیسکو هم مخالفت شد اما  روزنامه واشنگتن پست بسیار تلاش کرد که این کار انجام شود.

بهزاد: این یک ماه خیلی جالب است. آن ها می خواهند این مسئله را به هفته نفرت از فاشیسم متصل کنند. دیوید هروویدس سوپر صهیونیست چندین سال است که هفته نفرت از فاشیسم اسلامی را در دانشگاه کلمبیا برگزار می کند.

حسین بهزاد بایگانی زنده دفاع مقدس

 


طالب زاده :
جالب است زمانی که هیئت ایرانی در آن جا حضور دارد، این کار را می کنند. هر سال همین کار را انجام می دهند. یعنی سخت ترین آتش را در تبلیغات علیه اسلام و تمدن اسلامی، در همین ایام می ریزند. چرا این کار را یک ماه پیش انجام ندادند؟ چرا وسط سال این کار را نکردند. درست در ایامی که هیئت ایرانی در آن مکان حضور دارد این عمل را انجام می دهند. مسئله ای که برای ما که در رسانه هستیم و وظیفه ردیابی را داریم، این است که ببینیم این فتنه از کجا آغاز شده است. این فیلمی که ساخته شد توسط چه کسی است. ردیابی این موضوع وظیفه ماست. من هر چه در جهان اسلام و در رسانه های غربی گشتم رد درستی از این موضوع الا در یک نشریه ندیدم. ما هفته پیش در مورد آن نشریه کمی صحبت کردیم اما می خواهم امشب کمی این موضوع را باز کنم. نام کسی که پشت این پوستر هست، پاملا گلر می باشد. او یکی از سرسخت ترین دشمنان اسلام است.


بهزاد:  آیا شما توانستید از این خانم بک گراند یا سوابقی کسب کنید؟


طالب زاده :
این ها همه بعد از 11 سپتامبر شروع به فعالیت کردند و روی کار آمدند. در دهه 80 در سینگتن های واشنگتن بودند. ما در این برنامه چندین بار به آن ها اشاره کردیم که عقبه آن ها مراکز فکری است که اکثرا دو پاسپورته هستند.


بهزاد: پس می توان آن اشخاصی که پروژه ای در کاریکاتورهای موهن دانمارکی و نشریات اسکاندیناوی بودند را در آن جا مشاهده کرد. ریچاردپل ، دانیل پایپس و چهره هایی که پشت آن کاریکاتورها بودند در آن جا قابل مشاهده هستند. چند ماه پیش کاریکاتوریست هلندی که آثار خود را کشید و صدر اعظم آلمان در رونمایی کتاب او شرکت کرد و در پاسخ به این سؤال که آیا این توهین محسوب نمی شود؟ توجیه کردند که که ما در آلمان آزادی بیان داریم. آن جا هم نئوصهیونیست ها، نئوکان ها یا نومحافظه کاران، کسانی که آتش بیاران عقبه فکری جورج بوش بودند، پشت آن کاریکاتورهای موهن دانمارکی و هلندی بودند. الان به تعبیر شما نوچه های آن ها آمدند و این کارها را انجام می دهند.


طالب زاده :
مستندهایی که در این ده سال بعد از 11 سپتامبر ساخته شد، مستندهایی است که با تکثیر عظیم همراه بود. مثلا فیلم آپسشند، تعصب، جهاد سوم برای همین گروه است، فیلم فتنه که برای گیلدفر می باشد، فیلم ایرانیوم که درست قبل از بیداری اسلامی تکثیر و توزیع شد و حرف آخر این فیلم این بود که به ایران حمله کنید و وقت حمله به ایران گذشته است، وقتی که بیداری اسلامی اتفاق افتاد، آن معادله و نقشه به پایان رسید. این ها همان گروه هستند. عقبه آن ها به مراکز بزرگ فکری صهیونیستی در واشنگتن برمی گردد.
اسم هایی مثل دموکراسی و آزادی و امریکا در این گروه های صهیونیستی برای رد گم کردن در تلاویو و واشنگتن بسیار زیاد می باشد. وقتی شما اسم گیرت ویلدرز را سرچ می کنید، دو اسم از آمریکا کنار آن می آید، یکی رابرت اسپنسر و دیگری پاملا گلر می باشد و پشت این ها دیوید هورو ویدس است. ما چند برنامه ویژه از سال ها قبل در رابطه با دیوید هروویدس داشتیم.


بهزاد: این فرد همان مبتکر هفته نفرت از فاشیسم اسلامی در کلمبیا است.


طالب زاده :
کلمه فاشیسم مساوی با اسلام را چه کسی ابداع کرده است؟ یک فرد مجهولی به اسم علی سینا که طی دهه اخیر، مناظره های او و دانشمندان مسلمان در جهان اسلام روی اینترنت موجود است که ما خبر نداشتیم. دانشمندان مسلمان با علی سینا مناظره ای داشتند ولی او هیچ گاه خود را معرفی نمی کند و جایی ظاهر نمی شود.


بهزاد: خود را با عنوان اِکس مسلم معرفی می کند یعنی مسلمان سابق ایرانی و با اسم «ابوعلی سینا» هم بازی کرده  و «ابو» را برداشته و آن را تبدیل به علی سینا کرده است.


طالب زاده :
زمانی که شما ادبیات این فیلم موهن را مطالعه می کنید، می بینید که ادبیات این آدم است.

این آدم در هفت، هشت سال گذشته، مناظره های زیادی با مسلمین داشته که او را دعوت می کنند تا در فلان دانشگاه مناظره کنند. او می گوید من می ترسم بیایم و اگر بیایم من را می کشند. او هیچ گاه ظاهر نمی شود. پس معلوم نیست، این فرد وجود دارد یا نه. اما جالب این است که کسی اسم او را هم نمی برد و آخرین کتابی هم که کار کرده است، تحت عنوان understanding mohammad می باشد، یعنی درک کردن حضرت رسول است. حالا رد این فرد از کجا پیدا شده است؟ در مقاله یک نویسنده آمریکایی آقای ریماندو که سردبیر یک سایت خبری به اسم سایت ضد جنگ antiwar است، می گوید من در سایت پاملا گلر متنی از آدمی به اسم علی سینا دیدم. او می گوید من 10 سال است فیلمنامه ای آماده کردم ضد اسلام و ضد پیامبر و آرزو دارم این را بسازم و سال ها برای آن زحمت کشیدم. آقای ریماندو می گوید احتمال زیاد این فیلمنامه برای علی سینا می باشد. جالب است که پول ها از همان جایی می آید که این پوسترها را می زند از همان آن جایی می آید که ایرانیوم را می سازد، از همان جایی می آید که سرمایه فیلم فتنه را تأمین می کند، در واقع آن ها یک کلوپ و باشگاه هستند.


بهزاد: در واقع آن ها یک ستاد مشترک کوچکی را پشت حملات کارتونیستی، رسانه های ژورنال، رسانه های فضای مجازی راه انداخته اند و به فیلم و ویدئو روی آورده اند.


طالب زاده :
برای این که کسی آن ها را ردیابی نکند، ساختن فیلم را به آدم مجهول پرنوساز می سپارند. آن ها از یک دسته بازیگر درجه سوم استفاده می کنند و دیالوگ های فیلم را کلا عوض کردند تا بازیگرها متوجه نشوند که فیلم در رابطه با چه موضوعی است. هیچ کدام از بازیگرهای شمال کالیفرنیا اطلاع نداشتند که فیلم در رابطه با توهین به اسلام است. فیلم سازان اسم ها را تغییر دادندو فیلم را دوباره دوبله کردند و به این صورت پخش کردند. چه کسانی این کار را انجام دادند؟ همین گروه این کار را انجام دادند که من اسم می برم، دیوید هروویدس، مارکس بنسر، پاملا گلر و فرد مجهول علی سینا بعد مهره های با نقش کمتر مثل ناکولا می باشند که تدارکاتچی بوده است و آدمی به اسم یوسف نصرالله ابومسیح بود که او در کالیفرنیا یک استدیو تلویزیونی به اسم the way یعنی راه، داردکه یک
قبطی مسیحی است و تدارکات یعنی دوربین و امکانات پرده سبز را از او گرفتند. بعد ادبیات و متن را از آدمی به اسم علی سینا گرفتند که اگر شما بخواهید پیدا کنید که او چه گفته است، صدها صفحه مطلب خواهید یافت. ما در جهان اسلام و در ایران موظف هستیم که مشخص کنیم این آدم ها چه کسانی هستند و بعد محکوم کنیم و دادگاهی کنیم. یعنی پملاگلر، دیوید هروویدس، رابرت اسپنسر و علی سینا مجهول باید دادگاهی شوند. کتاب علی سینا  under standing mohammad الان در انتشارات آمازون می باشد.

یعنی ادبیات این فرد همان ادبیاتی است که در این فیلم مشاهده می شود.

بهزاد: من در خاطر دارم که چند سال پیش هیئت ایرانی در اجلاس مجمع عمومی سازمان بین الملل حضور پیدا کرده بود، آن زمان خانم تزیپی لیونی افسر سابق موصاد، سرکرده تیم های ترور موصاد با درجه سرهنگ، - وزیر وزیر خارجه آن ها این فرد است - در نیویورک آمده بود و در فضای آزاد وسط یک چهار راه سخنرانی پر حرارتی در اعتراض به حضور هیئت ایرانی داشت.

طالب زاده: پارسال با آن عیار بود و امسال با این عیار است.

بهزاد: الان دیگر کباده کش های دسته دیزی و دم قیچی را جلو انداختند.


طالب زاده :
پارسال در حد سخنرانی آن آدم در آن مکان بود و جوسازی گروه های صهیونیستی در اطراف دانشگاه کلمبیا بود، امسال این موضوع را وسیع کردند و اعلام کردند. به نظر من بی حوصلگی و بی تأملی صهیونیست که دیگر به سیم آخر زدند و کارت آخر را بازی می کنند، مشهود می باشد، هیچ گاه چنین عبارتی «جهان متمدن و وحوش» را به کار نمی بردند. یعنی هیچ گاه این چنین صحبت نمی کردند. این مسئله نشانی از این است که خسته و تمام شده می باشند و این که بخواهند این پوستر را روی تمام اتوبوس ها و متروها بزنند، آن هم به مدت یک ماه. پنجاه شصد درصد مردم آن جا خارجی هستند و وقتی چنین چیزی را می بینند به آن ها برمی خورد. پرس تی وی هم مفصل به این موضوع پرداخت. به مردم برمی خورد که به آن ها گفته شود متمدن ها چه کسانی هستند، همان اسرائیلی که تهدید می کند. جالب این جاست که عصبانیت آن ها از یک جهت به این خاطر است که فرماندهان ارشد پنتاگون همه مخالف جنگ هستند. آخرین آن ها  ژنرال دمسی بود که گفت «من نمی خواهم در جنگ بعدی همکار باشم» بلافاصله اوباما هم از این فرصت استفاده کرد و گفت خط قرمز ایران را برداشتیم. این فیلم نشان از کلافگی و بریدگی است، آن ها بریده اند که این کارها را انجام می دهند. این پوستری که زده اند به این معناست که شما چند میلیون نفر، جهان متمدن و بقیه وحوش هستند؟ در این برنامه فرصت نیست که فیلم های سینمایی اخیر دیگر را تحلیل کرد ولی ادبیات، ادبیات بریده است.

 

بهزاد: ادبیات، ادبیات هتاک و هجومی و از سر عقده است مصاحبه هایی که پرس تی وی و یکی دو شبکه دیگر انجام می داد عمده مردم که در همان زیرگذر مترو با آن ها مصاحبه می شد می گفتند فقط یک چیز نژادپرستانه است، این دعوت به نفرت از انسان هاست. خانم امریکایی بود که می گفت این پوستر با کلمه متمدن منافات دارد. یک انسان متمدن هیچ گاه چنین پوستری را در این تیراژ با این ادبیات نمی زند.
حالا بیاییم ببینیم ما چه کرده ایم و چه باید بکنیم. آقای مایکل دمسی که تشریف آورد کابل و هواپیمایش را زدند که چنان دم هواپیما رفت که ژنرال دمسی ناچار شد هواپیمایش را عوض کند و با یک هوایپیمای دیگر برگردد. زمین زیر پای این ها به لرزه در آمده. بحث، بحث توان موشکی سپاه پاسداران و توان قدرت دریایی ارتش و سپاه و توان جنگ های زمینی نیروهای مسلح ما نیست البته این یک بخش از قابلیت هاست بحث چیز دیگری است، این ها با تناقض حضور رژیم صهیونیستی در خاورمیانه چه کار می کنند؟ نه این ها در این منطقه ریشه نژادی دارند و انگلوساکسون و اسلاف و اشکنازم هستند و همه از اروپا و آن طرف ها آمده اند یکی از اقوام مظلوم در فلسطین فعلی از سال 1948 تا حالا یهودیان بومی آن جا هستند که اصلا به بازی گرفته نمی شوند و به تحقیر به آن ها می گویند یهودی صدرا، یهودی بومی شرقی، چطور مسیحیان فلسطینی را اوانجلیست ها و صهیونیست های مسیحی نماهای بیخ و بن بریده اروپایی آمریکایی نادیده می گیرند؟ مسیحیانی که ارتودوکس هستند و متصدی و متولی کلیسای مهد محل تولد حضرت مسیح در بیت لحم هستند یا کلیسای قیامت که به اعتقاد مسیحیان، مسیح از آن جا پس از شهادت و به صلیب کشیده شدن و زنده شدن عروج کرده به آسمان، اصلا این ها را نادیده می گیرند. خانم گریس هاولسر در کتاب «تدابیر جنگ بزرگ» سراغ کشیش ها و خاخام های فلسطینی در فلسطین اشغالی رفته بود که می گفتند اولین قربانیان خفقان ما هستیم.

 

برگردیم به صحبت خودمان، عنوانی را داریم که هرکس در کار خودش زیر خجالت این عنوان ماندیم. جای خوشبختی دارد که یک هنرمند توانای مملکت ما که الان دارد اثری را درباره جان جهان می سازد که خبرهایش هست و اتفاقا ایشان هم در قبال جسارتی که شده موضع گرفته اند. واقعیت این است که آقا تفنن می خواهید بکنید، شأن هنری خود را می خواهید حفظ کنید، بکنید اما یک باکس باز کنید ادای دین این که همه بشریت به این بزرگوار بدهکار است، به عنوان یک هنرمند و متفکر و نویسنده و... یک باکس اختصاص دهید مثل خمس و زکاتی که اهل شریعت به آن مقید هستند، خمس و زکات هنری خودتان را بدهید. چقدر انیمیشن در رابطه با پیامبر داریم، چقدر ادبیات کودک و نوجوان داریم چقدر در سایت ها و وبلاگ ها کار کرده ایم نه این که گل و بلبل و گنبد و بارگاه بزنیم و نام مبارک ایشان را هم با خط نستعلیق و ثلث بنویسیم، نه، هرکسی هنرمند، نویسنده، شاعر، فیلمساز و... واقعا معرفی کنیم به خودمان و به جهان.

 


طالب زاده :
برکاتی هم در این شیطنت خداوند قرار داده که جدا می کند و مقدسات را بین تر کرده و این که غرب به دلیل این که مقدسات ندارد فاقد ستون فقرات است و این ها شکست یک تمدن است. به هر صورت از حضور شما متشکریم.


بهزاد: فقط یک جمله، بین الصلاتین بود در ظهر 31 شهریور 59 و گفتند تهاجم صورت گرفته و فرودگاه ها را زده اند امام گفتند الخیر فی ما وقع و بلند شدند و نماز عصر را خواندند. الخیر فی ما وقع.

انتهای خبر/ص

دریـچـــــــــــــــــــــه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: