کد خبر: ۵۴۴۶۰
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۴ - ۳۰ فروردين ۱۳۹۳
سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثرقرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد . . .
شیــــرازه: وب نویسان فعالی در سراسر استان فارس هستند که وبلاگ های آن ها از سطح بالایی برخوردار است. محتواهای خواندنی این وبلاگ ها گرچه مشتری خاص خود را دارد اما به منظور معرفی هر چه بیشتر، شیـــرازه در نظر دارد به صورت هفتگی گزیده بهترین های وبلاگی را در قالب «معجـــون وبلاگی» تقدیم شما خوانندگان گرامی نماید.

یقیناً مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی کشور وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمی‌باشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظر در زیر همین مطلب یا از بخش ارتباط با ما ارسال نمایند.

*******


وبلاگ نیایش نوشت: دوستی بی عمل!!

بچه ام کوچولو بود، از من بیسکویت خواست.گفتم: امروز می خرم.

وقتی به خانه برگشتم……

فراموش کرده بودم. بچه دوید جلو وپرسید: بابا بیسکویت کو؟

گفتم: یادم رفت!!!

بچه تازه به زبان آمده بود، گفت: بابا بَده، بابا بَده.

بچه را بغل کردم وگفتم: باباجان! دوستت دارم.

گفت: بیسکویت کو؟

دانستم که دوستی بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد.

چگونه ما میگوئیم خدا و رسول و اهل بیت او رادوست داریم، ولی درعمل کوتاهی میکنیم

                                                                      ******

وبلاگ ما هستیم با ولایت تا شهادت نوشت: در دانشگاه صنعتی شیراز چه خبر است؟




در ماههای گذشته ، جریان غوغا سالار در دانشگاه صنعتی شیراز با استفاده از شرایط سیاسی بوجود آمده به انواع و اقسام روشها (و بعضا روشهای خلاف اخلاق) سعی در مصادره ی مطالبات به حق دانشجویان از جمله مطالبات صنفی، آموزشی و فرهنگی جهت پیشبرد منافع سیاسی خود در صحنه ی دانشگاه نموده است که مخابره و انتشار تحریف شده ی وقایع دانشگاه توسط رسانه های معاند نیز در راستای سیاست اعمال فشار روانی دور از انتظار نبوده است.

اما یکی از جنجال برانگیزترین و مهمترین موارد در میان این کارزار تبلیغاتی ، پوشش سریع و انحصاری اخبار ماههای گذشته ی دانشگاه صنعتی شیراز توسط ارگان رسمی رسانه ای سازمان مجاهدین خلق است بطوریکه برخی از این اخبار منتشر شده در این سایت در هیچ خبرگزاری دیگری منتشر نشده است.

بررسی آرشیو خبرهای سایت مجاهدین خلق نشان می دهد از ابتدای کلید خوردن عملیات های تنش در دانشگاه، این سایت دارای پوشش نسبتا دقیق و جزییات انحصاری از تحولات لحظه به لحظه دانشگاه نسبت به دیگر سایت های خبری بوده است، بطوریکه در مواردی به فاصله ی تنها چند ساعت از وقایع ، خبر آن صرفا در این سایت منتشر گردیده است.

مخابره اخبار و تحولات اخیر دانشگاه تا کوچکترین جزییات توسط این سایت، تنها مبین یک واقعیت تکان دهنده و آن وجود ارتباط و هماهنگی معنادار میان افرادی که مسلما ذینفع تنش هایی در محیط دانشگاه و عناصر گرداننده ی سایت مجاهدین خلق است.

مساله زمانی بغرنج تر میشود که این احتمال در نظر گرفته شود که این ارتباط نه یک ارتباط یک طرفه برای صرفا استفاده از ابزارهای تبلیغاتی، بلکه ارتباطی دو طرفه بوده و تحولات و تنش های ماه های اخیر در دانشگاه (بصورت مستقیم یا غیرمستقیم) توسط عناصر این سازمان با هدف اغتشاش در فضای دانشگاهی و سوء استفاده از مطالبات دانشجویان برای پیشبرد اهداف سیاسی و در راستای سیاست های این سازمان تروریستی انجام شده باشد.

استفاده از شیوه ی معروف "توجیه وسیله توسط هدف" بعنوان سیاست اصلی درسازماندهی تنش ها و بهره گیری از تکنیک های هوچی گری ، به انحراف کشاندن و مصادره ی خواسته های عموم جامعه در حوزه های مختلف جهت ایجاد اجماع روی اهداف سیاسی مورد نظر ، از تکنیک های شناخته شده ی عملیاتی این افراد میباشد.

سوال اینجاست که چه افرادی، با چه انگیزه ای و به چه جراتی حاضر شده اند برای تامین منافع و سیاست های خود در دانشگاه دست در دستان سازمانی تروریستی که آغشته به خون صدها نفر از هموطنان ماست و یکی از دشمنان قسم خورده ی این ملت است، بگذارند ؟ سازمان مجاهدین و ارگان رسانه ای آن به چه دلیل از این افراد و وقایع اتفاق افتاده حمایت میکند؟ مگر نه آنکه "هرگاه دیدید دشمن از شما تعریف کرد بدانید که راه را اشتباه رفته اید"؟

مسلما چنین حرکات سخیف و ذلیلانه در فضای هوشیار دانشگاهی از ابتدا محکوم به شکست خواهد بود و بدنه ی دانشجویی به راحتی از کنار چنین معامله ای با قاتلان مردم این کشور نخواهد گذشت.

******

وبلاگ رفاقت های ماندگار نوشت: برگ تقویم به بی بی دو عالم رسید + پیامک های مادر

مهربانا روز مادر می رسد از برگ تقویم نیستی تا کنم جان را فدا و دل نیز تقدیم

لایق آن گلشن و باغ وجودت ما نبودیم ما نکردیم آن همه عشق خدا را خوب تکریم

شکر نعمت ، نعمتی افزون کندما نکردیم از سر شکر، مهر خود را با تو تقسیم

بهشت از نام مادر سر بلند استکنیم دل را برایش صاف و تسلیم


میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل

صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر

را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .

......................

به یاد می آورم لحظه های فراز را که :

صدای او اعتبارم می بخشید

و لحظه های نشیب را که اعتمادم

به یاد می آورم افرای افراشته ای را ، به یاد می آورم مادرم را . . .

......................

ای مادر عزیز که جانم فدای تو

قربان مهربانی و لطف و صفای تو

تولد مظهر خلقت مبارک باد . . .

......................
سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر

قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد . . .

......................

در نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی وجودم رخنه

کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می خورم که دوستت دارم

مادر عزیزم روزت مبارک . . .

......................
مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران

مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.

روزت مبارک مادر خوبم . . .

......................

مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی ، تو شگفتی خلقتی

تو لبریز عظمتی ، تو را دوست دارم و می ستایمت .

دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت , رحمت و عزت می طلبم . . .


......................

السلام ای درخت نور بر تنت همیشه رخت نور

ای الهه ی وفا و عشق ای تو خوبی و صفا و عشق

پاکی از وجود پاک توست عشق قلب سینه چاک توست . . .

......................

سرای احمد امشب رشک طور است / زمین و آسمان غرق سرور است

نهد پا در جهان دخت محمد-ص / به راهش از جهان گلریز حور است . . .

......................

دوش از سرور غیبم / بر گوش دل ندا شد

گفتا زجای برخیز، / عالم پر از صفا شد

ظاهر فروغ زهرا-س / از بیت مصطفی شد . . .

......................

عالم شده معطر از گلشن خدیجه / خندد گل محمد در دامن خدیجه

آنان که دیده بستند از خدمت خدیجه / کی می توان ببینند این عزت خدیجه . . .

......................

هدیه به پیشگاه این مادر و فرزند نورانی ، صلوات . . .

......................

باز از چمن داور، یک غنچه نمایان شد / از یمن قدوم او عالم همه بستان شد

برخیز نما شادی، ایام سرور آمد / چون باز دری بر خلق از روضه ی رضوان شد . . .

......................

زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته / دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته

مریم زمکتب او درس حیا گرفته / جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته . . .

....................

مادر خوبم :

به تو سلام می کنم، تا خانه عروجم با دعای تو بنا شود

و دلم در آسمان آبی مهرت رها شود

روزت خجسته، لبانت پر ز خنده و دلت شاداب و سرزنده باد

******

وبلاگ شهیدان نوشت: جوان ایرانی بازیچه دست غربی ها نیست


ساعت ۹ صبح است.خورشید در آسمان

حاج رضا، آرایشگر پیر محله، با گفتن یک بسم الله درب سلمانی(آرایشگاه) را باز می کند….

چند دقیقه بعد پسری جوان وارد سلمانی میشود:

- سلام حاج رضا.

-به به. سلامآقا سینا. چه عجبه...یادی از آرایشگر پیر محلتون کردی. چطوری ؟خوبی؟

- ممنون. شما خوبید؟

حاج رضا با خنده می گوید:

- شما که خوب باشی ما هم خوبیم. بفر ما تو دم در بده….

در حین اینکه با هم گفتگو می کنند، حاج رضا وسایل کارش را آماده می کند:

-خب آقا سینا بفرما بشین رو صندلی.

- چشمراستی حاج رضا ! من هر بارکه میام روی صندلی سلمونی شما بشینم،خاطرات بچگی هام واسم مرور میشه..عجب دورانی داشتیما!!!

سینا با حسرتی که در کلامش مشخص است ادامه می دهد:

با بابام میومدم اینجا، همیشه هم بابام زرنگی می کرد و زودتر از من میومد که رو صندلی بشینه….

- آره خدا پدرتو بیامرزهخیلی آدم خوش مشربی بود.به قول گفتنی آدم باهاش کیف می کرد.خب آقا سینا سر مبارک رو چجوری اصلاح کنم؟

- حاج رضا اون فیلم رو دیدی که دیشب ساعت ۱۰ شبکه ۵ نشون می داد؟

- آره.یه چیزایی شو دیدم.

- همون مرده بود که نقش اصلی بود، یه موهای باحالی هم داشت .

- خب

- می خوام موهام مثل اون بشه.

- یعنی می خوای از اونتقلیدکنی؟

- آره مگه اشکالی داره؟

- اشکالش اینجاست که اون مدل مویی که تو دیدی،یه مدل موی غربیه و تو با این کار داری از فرهنگ فاسد غربپیروی می کنیاین کاره که اشتباهه.

- خباکثر جوونا تو خیابون همین طوری میان بیرونمنم یکی از اونا؛ دوست دارمجوونی ام رو بکنم. تا جوونم بایدخوشباشم. موقع پیری که نمی تونم. بعدشم مدل، مدله دیگه. غربی و شرقی نداره که.

- آخه سینا جان تو با این کار داری به فرهنگ خودمون ضربه میزنی . از این هم گذشته، مگه تو نمیدونی که تشبه به کفار حرامه؟ واقعا حیف نیست فرهنگ اسلامی - ایرانی خودت رو ول کردی، چسبیدی به اون غربی های بدبخت . اونا خودشون تو منجلاب هستند، شما ها رو هم دارن میکشن پایین.

بعدش هممگه جوونی کردن به گناه کردن و غرب زدگیه؟جوونی به اینه که اعتقادات خودت رو قوی کنی راه زندگیتو مشخص کنی….

حاج رضا کمی مکث می کند و ادامه می دهد:

- شما میدونی یه عده اون ور مرزها نشستند و دارن واسه شما جوونا نقشه می کشند؟ هر روز یه چیزی به شما ها میگن و شما ها هم متاسفانه خام حرف های اونا میشید. یه روزشلوار پارهرو مد می کننروز بعد یاد میدن به پسرا کهشبیه ماماناشون بشن….دوست دختر داشتنرو به عنوان یکارزشبه شماها تلقین می کنن و هزار تا کار دیگه

جوان ایرانی که بازیچۀ دست غربی ها نیست

سینا که اصلا گوشش به این حرف ها بدهکار نیست،می گوید:

- ای بابا! حاج رضا چقدر شلوغش می کنی.دیگه یه مدل مو که این حرفارو ندارهاون موقع که بابامون بود هی به ما می گفت چکار بکن چه کار نکن،حالا هم شما

مگه شما نشنیدید که "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو” ….الآن ما هم همرنگ جماعتِ جوونیم دیگه.

- پسرم! اولا که اگر امروز یه مدل موی غربی زدی، فردا یه لباس غربی و پس فردا یه شلوار پاره و پوره می پوشی و خیلی زوداعتقاداتهم میشه غربی.

ثانیا جماعت داریم تا جماعتجماعت مریض ارزش پیروی نداره.

ثالثا این ضرب المثل رو هم شما بشنو که "خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت باش.

سینا با عصبانیت از روی صندلی بلند می شود و زیر لب ، طوری که حاج رضا بشنود، می گوید:برو بابا...

و به سرعت بیرون رفت

حاج رضا سری تکان می دهد و با خودش می گوید: کاش پدرش زنده بود….

وبلاگ دوستداران شهرستان آباده نوشت: برای زهرا(س) پسند شدن کافی است، همین چند نکته را عامل باشی....



نه مثل ساره ای و مریم ...

نه مثل آسیه و حوا ...

فقط شبیه خودت هستی ...

فقط شبیه خودت ...

زهرا(س) ...

- یاد ضعف ها و ناتوانی های انسان، غرور او را برطرف و انسان را تسلیم کارگردان هستی می کند! "لم یکن شیئاٌ مذکوراً "

- چه نقاش هنرمندی، که روی آب صورت گری می کند. " مِن نطفة أمشاج "

- همه انسان ها در طول تاریخ، امتحان های سخت می شوند" خلقنا الإنسان.......نبتلیه " ابتلاء : امتحان های سنگین

- انسان ها یا شاکرند یا کافر، راه سومی نیست! " إما شاکراً و إما کفورا "

- در تربیت آدمی، هشدار و انذار بیش از بشارت مؤثر است " أنا أعتدنا للکافرین سلسلأ و..... "

- کامیابی های بهشت مخصوص کسی است که خود را به مرحله عبد بودن برساند. " یشرب بها عباد الله...."

- محرومیّت های موقّت دنیا در قیامت جبران می شود. " یشرب بها عباد الله...."

- کمال واقعی وقتی است که نیکی در انسان نهادینه شود. یوفون، یخافون، یطعمون....

- عده ای طعام را دوست دارند و عده ای إطعام را !! " یُطعِمونَ الطَعام علی حُبِّه "

- إطعام زمانی ارزش دارد که با دست خود باشد. " نُطعمکم "

- آنچه به عمل ارزش می دهد انگیزه و نیّت است که فقط برای خدا باشد. بدون منّت و انتظارجبران از دیگران " نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءً و لا شکوراً "

- اگر برای خداست، در دل هم توقع تشکر ندارند. " لا نرید......شکوراً "

- ترس امروز، امنیت و سرور فرداست. " نخاف من ربنّا....... و لقّاهم نضرة و سروراً "

- پاداش الهی بر اساس نیّت و کیفیت است نه کمیّت و مقدار.... " إن هذا کان لکم جزاءً و کان سعیکم مشکوراً "

- صبر در انجام اوامر خداوند ارزش دارد نه پافشاری بر سلیقه های شخصی " فأصبر لحکم ربّک "

- توجّه به زود گذر بودن دنیا محبّت انسان را از دنیا کم می کند! ( العاجلة )

بر گرفته سوره انسان

******

وبلاگ باباجون قصه نوشت: فاعتبرو با اولی الابصار / حضرت عیسی و خشت طلا :

حضرت عیسی (روح الله)(ع) در سفری سه قرص نان به همراه خود سپرد .آن شخص یکی از آن سه قرص نان را مخفیانه خورد، در وقت بازخواست گفت: همین دوقرص بیشتر نبوده است. حضرت عیسی خاموش ماندند .

حضرت با دعا کوری را شفا داد و گاو مرده ای را زنده کرد و سپس رو به همراه خود کرد و پرسید: به حق آن خدایی که چنین معجزاتی ارائه کرد، راست بگو آن قرص نان چه شد؟ گفت خبر ندارم. حضرت عیسی دوباره خاموش ماندند .

پس آن حضرت به خرابه ای رسیدند، سه خشت طلا آنجا دیدند، حضرت فرمود« از این سه خشت یکی از آن تو و یکی از آن من و دیگری برای آنکسی که قرص نان را خورده است. همراه گفت: من آن نان را خورده ام حضرتهر سه خشت طلا را به وی داد و از او جدا شد.
از قضا چهار نفر به وی رسیدند، به طمع آن خشتهای طلا او را کشتند و دو نفر از دزدان عازم خرید طعام شدند
آنها طعامی را خریده و به زهر آغشته کردند و چون بازگشتند، آن دو دزد دیگر برای آن خشتهای طلا برخاسته و آن دو را به قتل رسانیدند و خودشان نیز از طعام زهرآلوده خوردند و هلاک گردیدند.

بار دیگر حضرت روح الله(ع) به آن مکان رسیدند از کشته شدن آن پنج کس متعجب گردید، وحی آمد که بر سر این سه خشت طلا هزار و ششصد (۱۶۰۰) کس کشته شده اند و این خشتها از موضع خود نجنبیده اند، «فاعتبروا یا اولی الابصار» حشر- ۲٫(۱)
۱-مجموعه ورام، ج ۱، ص ۱۷۹با اندکی تصریف

******

وبلاگ عقیق نوشت: به نظر شما پوشیدن این کفش ها سخت نیست؟

بعضی ها برای توجیه بی حجابه، می گن داشتن حجاب کار سختی هست


وبلاگ حجاب نوشت: آقا اجازه؟ خسته ام از این همه

اینجا زمین است

زمین به وقت آخرالزمان

با بسیار انسانهایی که عقربه های ساعتشان دروغ و تزویر است

و اندکی مانده با همان صفای وجدان و سادگی انسانیت

اینجا غروب هایش بوی غربت می دهد

غربت قلیلی که به انتظار و خستگی در راه پایشان آبله بسته اما قلب پرامیدشان به افق

اینجا هر طلوعش نوید لبخندیست از صفای دلهایی که چشم به راه بهارند

اینجا تمام عطرش به وجود گلیست که با او هر چه خزان است میمیرد

اینجا اگر چه زیبایی ندارد ولی به امید بهار زیبا میشود

اینجا چشمان ما به شادی نمی خندد لبریز انتظار است

اینجا دلهایمان بهانه گیرند آقا

آقا اجازه؟ خسته ام از این همه

******

وبلاگ لامرد ما نوشت: چرا غرب با همه فسادهایی که داشته دود نشده؟

در حال مطالعه بیانات دیده بان بصیر انقلاب اسلامی بودم که به این قسمت از سخنان ایشان که در سال ۷۲ ایراد شده بود رسیدم :

«امروز در فرهنگ غرب انصافا عناصری وجود دارد که برای ما حیاتی است ، ما باید آنها را یاد بگیریم . چیزهای خوب زیاد دارند اگر این چیز های خوب نبود غرب با این همه فسادی که دارد به اینجا نمیرسید . غرب با این فسادهایی که دارد باید اصلا مضمحل میشد و مثل دود به هوا میرفت ، اما علت اینکه دود نشدند و به هوا نرفتند چیست ؟ چند عنصر واقعا حسابی در کار اینها بوده است . از جمله اینکه آدمهای منظمی هستند ، آدمهای پرکاری هستند و در تلاش هایشان خستگی ناپذیرند . اینها عناصر مثبت و مطلوب فرهنگ آنها است . اینها را البته باید گرفت و استفاده کرد .» ۱۲/۰۷/۱۳۷۲

پس از مطالعه این متن سوالاتی در ذهنم بوجود آمد : چقدر خود را ملزم میکنم که در کارها منظم باشم ؟

چقدر ملتزم به روحیه تلاش و خستگی ناپذیری در سال مدیریت جهادی هستم ؟

چرا ساعت مفید کاری در ادارات ، کارخانه ها و .. به نسبت جهانی پایین است ؟

چقدر احساس تکلیف میکنم در قبال مسئولیتی که به من داده شده ؟

بعد ذهنم به سمت این آیه شریفه رفت : «وقنوهم انهم مسئولون »

در سال نو نوای حسین زمان را شنیدم که میگفت : من نگران مسئله فرهنگ هستم! ۱۵ سال پیش نیز در سال ۷۸ دغدغه عمیق خود را در این موضوع بیان کرده بود !

حال سوال اینجاست که چقدر به این ندا جواب داده ام !آیا نگرانم! قدمی برداشته ام ! حرکتی کرده ام !

آیا مسخره کردن و بی ارزش نشان دادن ارزشها ، رخنه های فرهنگی مورد نظر رهبری نیست ! که در جامعه شاهد آن هستیم ؟

آیا برای مقابله با رخنه های فرهنگی که روز به روز در حال گسترش است ، دل نگرانی احساس می شود ؟!

آیا میدانیم بسیاری از مشکلاتی که در زمینه های اجتمایی، اقتصادی و یا حتی سیاسی داریم، اگر کاوش کنیم ناشی از کم کاری در زمینه فرهنگ است ؟

کلام اخر : خدایا قدمهایمان را در راهی که تو می خواهی استوار گردان.



دریـچـــــــــــــــــــــه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: