کد خبر: ۶۱۹۲۰
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۳ - ۲۸ مهر ۱۳۹۳
سی‌ و نهمین معجون وبلاگی شیرازه:
در سی‌ و نهمین نسخه از معجون وبلاگی، منتخبی از برترین مطالب وبلاگ نویسان فارس منتشر شده است.

وب نویسان فعالی در سراسر استان فارس هستند که وبلاگ های آن ها از سطح بالایی برخوردار است. محتواهای خواندنی این وبلاگ ها گرچه مشتری خاص خود را دارد اما به منظور معرفی هر چه بیشتر، شیـــرازه در نظر دارد به صورت هفتگی گزیده بهترین های وبلاگی را در قالب «معجـــون وبلاگی» تقدیم شما خوانندگان گرامی نماید.

یقیناً مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی کشور وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمی‌باشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظر در زیر همین مطلب یا از بخشارتباط با ماارسال نمایند

وبلاگ وب نور نوشت: صدایی می آید مجلسی براه است شاید شما ها دعوت باشید

siqQtW_535

چشمات و ببند …

آروم راهت را برو …

هیس!

به صدا ها گوش کن…

صدای عجیبی می آید ..

انگار مجلسی را برپا می کنند …

صدای ساز و دهل نیست …

صدای طبل و سنج می آید …

چه خبر است …

شاید دعوت باشی …

خود را آماده کن …

 

گروه وبلاگ نویسان نسیم نوشت: چگونه نسل ولایی تربیت کنیم؟

download (31)

اولین گام برای تربیت نسل ولایی، انتخاب همسری ولایتمدار است که در آینده بتواند پدری موفق در تربیت نسل دوستدار ولایت باشد. البته متأسفانه غالبا در زمان انتخاب همسر، از آن غفلت می ورزیم و بر اساس معیارهای خود عمل می کنیم و بعد هم انگشت حسرت به دهان می گزیم که چرا اینچنین شد.

نقش مادری:

مهم ترین نقش زن در ظهور موعود نقش مادری زن است که موضوعات ذکر شده زیر مجموعه این نقش بسیار مهم است:

الف) نقش و جایگاه زن در خانواده و تربیت نسل ولایی

اگر ولایتمداری و محبت به ولی خدا را یکی از مهم ترین ارزش های یک فرد شیعه بدانیم، خانواده متولی انتقال آن است. در راستای همان رسالتی که در جهان هستی،‌خدای متعال برای آنان قرار داده است و معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) نیز به خوبی آن را چنین تبیین کرده اند:« همانطور که قرآن انسان ساز است، زن نیز انسان ساز است.»

اگر پایه اصلی تربیت و رشد صحیح فرد برای اجتماع را در خانواده جستجو کنیم، زن به عنوان مربی خانواده و عامل اصلی انتقال ارزش ها جایگاه ویژه ای خواهد یافت. لذا نقش انسان سازی زن در طول هستی از اصیل ترین نقش های وی بوده است و در اهمیت آن همین بس که مفسر عالیقدر آیت اله جوادی آملی می فرمایند:« هر گاه زن اصالت را به نقش های دیگری غیر از مادری و همسری دهد، از صراط مستقیم خارج است.»

همچنین حضرت فاطمه(س) بزرگ بانوی اسلام می فرمایند:« آنگاه که زن در منزل به امور خانه و تربیت فرزند می پردازد به خدا نزدیک تر است.» در عصر حاضر، تربیت انسان دیندار پویا و کارآمد و عاشق ولایت از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است. چرا که شاهد هجوم جریان شوم ” ناتوی فرهنگی” هستیم که بنا دارد از نسل جوان ما یک نسل بی هویت و بی ریشه بسازد. همانطور که مقام معظم رهبری مطرح فرمودند: « باندهای بین المللی زر و زور که برای تسلط بر منافع ملت ها، سازمان های نظامی ” ناتو” را تشکیل داده بودند، اکنون در پی تشکیل ناتوی فرهنگی هستند.»

مادران منتظر باید بدانند یکی از مسئولیت هایی که از طرف شرع مقدس اسلام بر عهده آنها گذاشته شده ، تلاش برای تربیت یک نسل ولایی است. از این رو عمده ترین نقش آفرینی های زن منتظر، منتظر پروری است. همانطور که زنان در طول تاریخ تشیع افتخار آفرینی های زیادی در حفظ مکتب تشیع داشته اند، در این عصر هم بتوانند با تربیت نسل ” مهدی باور” دین خود را به جامعه دینی ادا کنند.

وبلاگ کار یعنی جهاد نوشت: چرا نماز را باید به زبان عربی خواند؟ درحالیکه ما فارسی (پارسی) زبان هستیم؟

0

خاطره آقای محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی در رابطه با راز عربی بودن نماز:

سال ۱۳۳۲ شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشور آن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نماز را به عربی بخوانیم؟

چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به زبان فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم. والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظر با یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و کافرمان خواند، این عمل او ما را در کارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .

در روز موعود ما را که تقریباً پانزده نفر بودیم، به محضر مبارک ایشان بردند، در همان لحظه اول، چهره نورانی و خندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایی از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید .وقتی آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید، آنگاه به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش های علمی مطرح کرد و از درس هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید که پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود.

هرکس از عهده پاسخ برنمی آمد، با اظهار لطف وی و پاسخ درست پرسش روبرو می شد. پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شده اند که شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من کسانی را می شناسم که _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمی خوانند، شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم. اکنون شما به خواسته دوران جوانی ام جامه عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کرده اید.  اکنون یکی از شما که از دیگران مسلط تراست، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است؟ یکی از ما به عادت دانش آموزان دستش را بالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه ما یک نفر است؛ زیرا من ازعهده پانزده جوان نیرومند برنمی آمدم.

بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه کردید؟

آن جوان گفت:طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان.

حضرت ارباب لبخند زد و فرمود:

گمان نکنم ترجمه درستِ بسم الله چنین باشد.

درمورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد.

اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه کرد؛ مثلاً اگر اسم کسی «حسن» باشد، نمی توان به آن گفت «زیبا». ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگربه آقای حسن بگوییم آقای زیبا،خوشش نمی‌آید. کلمه الله اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می کنند . نمی توان «الله» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد.

خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکی از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگی او را می رساند و این شمول درکلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدای که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم می کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا می فرماید. در هرحال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» درحد کمال ترجمه نیست.

خوب، "رحیم "را چطور ترجمه کرده اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان» حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحیم من بودم؛ ((چون نام ایشان رحیم بود)) بدم نمی آمد «مهربان» ترجمه کنید؛ امّا چون رحیم کلمه ای قرآنی و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهی به دهی می برد؛ زیرا رحیم یعنی خدایی که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می کند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده اید، بد نیست؛ ولی کامل نیست و اشتباهاتی دارد.

من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم، امّا به همین مشکلات بر خوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم موضوع خیلی پیچیده تر می شود. امّا من معتقدم شما اگر باز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نمازخواندن فارسی بر ندارید؛ زیرا خواندنش از نخواندن نماز بطور کلی بهتر است.

در این جا، همگی شرمنده و منفعل و شکست خورده از وی عذر خواهی کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نمازبه عربی، نمازهای گذشته را اعاده کنیم.

ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هر طور دلتان می خواهد بخوانید. من فقط مشکلات این کار را برای شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و از کار خود اظهار پشیمانی کردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مبارکش را بوسیدیم و در حالی که ما را بدرقه می کرد، خداحافظی کردیم. بعد نمازهارا اعاده کردیم و ازکار جاهلانه خود دست برداشتیم.

وبلاگ نیایش نوشت: به دنبال چی هستید؟

 

 

وبلاگ حرف های ناگفتنی نوشت: من بین دو نسلم، نسلی که در کاباره بودند نسلی که با فارسی وان و فیس بوک بزرگ میشود

ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم -کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند

ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه 

دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم 

توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم

 آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند 

آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند 

و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم 

شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم 

ما از آژیر قرمز می ترسیدیم 

ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی 

ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام 

ما چیپس نداشتیم که بخوریم

 حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم 

ما ویدیو نداشتیم

 ما ماهواره نداشتیم 

ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است

 ما خیلی قانع بودیم به خدا 

صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی یا زنانی که

موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش زبان

زنها توی فیلمهای تلویزیون ما، توی خواب هم روسری سرشان می کردند 

حتی توی کتابهای علوم ما زنها هم باحجاب بودند

ما فکر می کردیم بابا مامانهایمان، ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند 

عاشق که می شدیم رویا می بافتیم، موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم 

جرات نداشتیم شماره بدهیم، مبادا گوشی را بابایمان بردارند 

ما خودمان خودمان را شناختیم 

بدنمان را، جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم 

هیچکس یادمان نداد

و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسلنسلی که عشق و حالهایشان را توی «شهرنو»ها و کاباره های لاله زار کرده بودند و نسلی که دارد با «فارسی وان» و «من و تو» و «ایکس باکس» و «فیس بوک» بزرگ می شوند 
و جالب که هیچکدامشان ما را نمی شناسند و نمی فهمند

اسمش شد مد!!!

شلوار لی را برایمان فرستادند،اول زیاد هم بد نبود، بعد شد آفت غیرت و حیا پسرانه اش از بالا کوتاه شـــد و دخترانه اش از پایین چادر شــد مانتو های بلند،مانتو ها ذره ذره آب رفت،حالا دیگر باید آن را بلــــــــــوز

نامید،چادر چادری ها هم کم کم تبدیل به شنل شده،یا آنقدر نازک که بودنش طعنه ایست به نبودنش

حالا که دیگر شلوار جایش را به ساپورت داده،


روسری ها هم که از عقب و جلو آب رفته! مانده ام فردا فرزندان این نسل هنوز هم مادر را اسوه پاکی و پـدر را مظهر مردانگی میدانند؟!

اینجا کلاسِ درس‌ ماست

اینجا یک ترم بالاتر که می روی، مانتو و مقنعه ات هم  بالاتر می رود

اینجا یک ترم بالاتر که میروی به قول معروف کلاسَت بالاتر می رود

اینجا یک ترم بالاتر که می روی ، روابط اجتماعی ات با آقایان بالاتر می رود

اینجا یک ترم بالاتر که می روی

عجیب است ، سر کلاس ما

جایِ بالا رفتن ِ شعور و ارزش و حیا خالی ست هر روز غیبت می خورد و سرانجام حذف می شود

گروه وبلاگ نویسان نسیم نوشت: نسخه برای پاییز

حتی اگر دچار سرماخوردگی و حساسیت فصلی نشده اید بهتر است به مدت ۲۰روز شروع به تقویت سیستم ایمنی بدن کنید. در این زمینه نیاز به مصرف داروی خاصی نیست. مصرف دمنوش هایی که تعداد گلبول های سفید را افزایش دهد و سطح ایمنی سیستم بدن را تقویت کند، کافی است.

فصل پاییز با سردی و خشکی همراه است و با ویژگی های مزاج سودا و غلبه سودا همخوانی دارد، کسانی که طبعشان سوداوی است، در این فصل باید مراقبت های غذایی و دارویی داشته باشند

images

به طور معمول حجامت در اول فصل -نیمه دوم ماه قمری به بعد-تجویز می شود زیرا خون فاسد و رسوبات بدن، غلیان می کند و زمان خوبی است برای زدودن رسوبات. بنابراین فصل پاییز، فصل سم زدایی و تصفیه رسوبات است. خوانندگان محترم باید به این نکته توجه ویژه داشته باشند زیرا اگر مراقبت های لازم در این فصل را انجام ندهند، در فصل زمستان دچار بیماری می شوند. غلبه سودا یا غلبه سردی باعث شروع حساسیت های فصلی می شود. در این فصل که همزمان با شروع سال تحصیلی است، اگر کودکان درگیر بیماری شوند قطعا تمرکز کافی نخواهند داشت و مصرف داروهای ضدحساسیت نیز عوارض خود را دارد.

download (32)

چنین کودکانی صبح خواب آلوده به مدرسه می روند و این عوامل باعث می شود دچار افت تحصیلی شوند. اگر سرماخوردگی پاییزی طولانی شود تا پایان زمستان همراهشان خواهد بود. بسیاری از غذاها و دمنوش های گیاهی برای پیشگیری از این موارد به ما کمک می کند. بیستم شهریور به بعد زمان خوبی برای شروع تقویت ایمنی بدن است. در فصل تابستان به دلیل گرمی، از شربت ها و دمنوش های خنک استفاده می کردیم اما با شروع فصل پاییز باید این نوشیدنی ها تغییر کند به ویژه از غروب آفتاب به بعد باید مصرف سردی ها را کاهش داد. حتی از شیر، دوغ و ماست به همراه گرمی استفاده کنیم و یا از غروب آفتاب به بعد مصرف نکنیم زیرا در غیر این صورت باعث غلبه بیشتر سودا همراه با آبریزش بینی، خارش حلق و عطسه می شود، این علامت ها فرد را مجبور به مصرف آنتی هیستامین می کند و بالطبع دچار عوارض آن خواهد شد.

وبلاگ گمنام آشنا نوشت: اشتباه زندگی را با چی میخوای جبران کنی؟

 

 

انجمن وبلاگ نویسان اساتید فارس نوشت: کاغذ سفید و عجایب هفت گانه

کلاس تشکیل شد و معلم وارد شد. گفت: «بچه ها! امروز می خواهیم درباره ی عجایب هفتگانه ی جهان صحبت کنیم. اما قبلش مداد و کاغذ را بردارید و آن ها را فهرست وار بنویسید.»


دانش آموزان بلافاصله شروع به نوشتن کردند و بعد  از مدتی برگه هایشان را تحویل دادند. معلم به نوشته ها نگاهی انداخت. با آن که همه ی جواب ها یکی نبودند، اما بیشتر دانش آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند: اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، باغ های معلق بابل، دیوار بزرگ چین و… .
در میان نوشته ها کاغذی سفید به چشم می خورد. معلم پرسید: «این کاغذ سفید مال چه کسی است؟» یکی از دانش آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: «دخترم چرا چیزی ننوشتی؟»دخترک جواب داد: «آخر به نظرم عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی توانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم.» معلم با علاقه گفت: «بسیار خوب! هرچه در ذهن داری به من بگو. شاید بتوانم کمکت کنم.»
در این هنگام دخترک مکثی کرده و گفت: «به نظر من عجایب هفتگانه ی جهان عبارتند از: لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن.»

وبلاگ با هم بخندیم نوشت: شعر طنز معلم
  تقدیم به همه معلم های زحمتکش این مرز و بوم

گروه سرگرمی روزنه

 

 

قدیم ترا معلم عزتی داشت
نون معلمی چه لذتی داشت

شاگردت از یه فرسخی مثل بید
ز هیبت معلمیت می لرزید

تو مهمونی جای تو صدر مجلس
زبونزد سوسن و سرو و نرگس

تموم دخترای این آبادی
می دیدنت تو پیرهن دامادی

عزت و احترام و جایگاهی
معلمی نگو، که پادشاهی

 

 

گروه سرگرمی ROZANEH

این روزا اما چی بگم، روم سیا
نداره هیچ رنگی دیگه اون حنا

تو مدرسه با بچه های شیطون
تو خونه هم نق نق و غرغر اون

به خونه باز با خلق تنگ اومدی
انگاری از میدون جنگ اومدی

می آی خونه خسته و درب و داغون
یه سال می شه سر نزدی به ننجون

خسته به خونه میری اما بانو
میده به دستت نرسیده جارو

 

 

www.ROZANEHONLINE.com

تو مدرسه ، ادب یه جنس نایاب
تو خونه هم همیشه جنگ اعصاب

تو مدرسه ، شیطنت این و اون
تو خونه امر و نهی های ایشون:

گچی نکن اون کت و شلوارتو
نمالی روش ماژیک و خودکارتو

معلمی هم آخه کار شد واست؟
ببین سعید رفته تو بانک ملت

ببین تو دست خانمش پرستو
اضافه می شه روزی یک النگو

 

 

گروه سرگرمی ROZANEH

خونه گرفتن با آسانسور و وان
یه خونه هم تو شهرک گلستان

ببین فلانی که تو ساخت و سازه
اسم زنش کرده سه تا مغازه

این همه حرفا همه باد هواست
شکستن دلت ولی بی صداست

اگرچه همکلاسی های تنبل
همه برای خودشون شدن یل

فلانی که بی هنر و سواده
میفروشه بت همش پز و افاده

اگرچه بعضی رفقات گرفتن
هر کدوما چند تا خونه، چند تا زن

اگرچه بقال سر خیابون
بهتره روزگارش از حالتون

اما عوض نمی کنی با دنیا
معلمی رو با تموم حرفا

بسته ویژه باشگاه وبلاگ نویسان فارس: نمونه از طرح ها و دکور های محرم ویژه

نمونه از طرح ها و دکورهای هیاتهای مذهبی را جمع آوری تا هیاتها نیز بتوانند در آستانه محرم استفاده نمایند .


هیئت عاشورائیان منتظر شهرستان آباده

هیئت عاشورائیان منتظر شهرستان آباده

 

http://8pic.ir/images/ru3e9t7g5w7ht2gmwcwt.jpg

 

 


مطالب مرتبط
دریـچـــــــــــــــــــــه
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
Safa
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۸
4
2
تفكر طالباني و داعشي ترويج ميديد بعد دم از مبارزه با اونا ميزنيد
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۸
باید حتما به خودت یا ناموست در جهاد نکاح شرکت کنی بعد از سرویس به داعش سرت رو گوش تا ند تا حقیقت داعش رو بفهمی؟
محمد رضا
ROMANIA
|
۱۴:۱۴ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۷
0
0
مطالب خیلی قشنگی داشتید. من که کلی لذت بردم. خدا قوت عزیزان
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: