شیرازه گزارش میدهد؛
از «یک ملت، یک وطن» تا خاطرات جبهه
از شبهای پرالتهاب عملیاتهای والفجر تا لحظه ماندگار آزادی خرمشهر در بیتالمقدس، دفاع مقدس روایت نسلی است که در سختترین روزهای تاریخ معاصر ایران، میان خاکریز و خانه، میان دلتنگی و امید از وطن دفاع کرد.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، هفته دفاع مقدس، فرصتی برای بازخوانی روزهایی است که تاریخ ایران با ایثار، مقاومت و فداکاری مردانی گره خورد که از جان و آسایش خود گذشتند تا از سرزمین و مردمشان دفاع کنند؛ روزهایی که جبهه تنها به خطوط مقدم محدود نمیشد و در پشت خاکریزها نیز خانوادهها، مادران، پدران، همسران و فرزندان رزمندگان، همراه با اقشار مختلف مردم، هر کدام سهمی در پشتیبانی از دفاع کشور داشتند.
از روزهای سخت عملیاتهای والفجر تا حماسه ماندگار بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر، روایتهای بسیاری در سینه رزمندگان و ایثارگران باقی مانده است؛ روایتهایی از شبهای عملیات، دلتنگی برای خانواده، رفاقتهای عمیق، توکل و امید و لحظاتی که شادی پیروزی با یاد همرزمان شهید درهم میآمیخت.
امروز، پس از گذشت سالها، بازخوانی این خاطرات تنها مرور یک برهه تاریخی نیست؛ بلکه تلاشی برای انتقال تجربه نسلی است که در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، مسئولیت خود را در قبال وطن و مردم بهجا آورد. روایت این روزها میتواند برای نسل جوان، تصویری از معنای مسئولیتپذیری، همدلی و ایستادگی در شرایط دشوار ترسیم کند.
در همین راستا، روایتهای شفاهی رزمندگان و ایثارگران میتواند تصویری واقعیتر و ملموستر از آن روزها در اختیار نسل جدید قرار دهد؛ روایتهایی که در کنار بیان دشواریهای جنگ، از ایمان، همدلی، فداکاری و پیوند عمیق میان مردم و رزمندگان حکایت دارد.
روایت یک ایثارگر از روزهای والفجر و بیتالمقدس
محمدرضا سلمانی، ایثارگر جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، در گفتوگو با «شیرازه» با اشاره به خاطرات حضور خود در عملیاتهای والفجر و بیتالمقدس اظهار داشت: وقتی صحبت از روزهای دفاع مقدس و حضور در عملیاتهای والفجر و بیتالمقدس میشود، ناخودآگاه خاطرات آن روزها در ذهنم زنده میشود؛ روزهایی که با دستهای خالی، اما دلی سرشار از ایمان و امید، قدم در میدان نبرد گذاشتیم.
وی با بیان اینکه شبهای عملیات از ماندگارترین خاطرات دوران دفاع مقدس است، گفت: یکی از خاطراتی که هیچوقت از ذهنم پاک نمیشود، مربوط به شبهای عملیات است؛ شبی که در کنار دوستان و همرزمانم، در انتظار فرمان حرکت بودیم. فضای جبهه حال و هوای عجیبی داشت. هرکس در گوشهای مشغول راز و نیاز بود و بعضیها وصیتنامههایشان را مینوشتند.
سلمانی ادامه داد: در آن لحظات، چیزی که به ما آرامش میداد، توکل به خدا و حضور در کنار دوستانمان بود. رفاقت و همدلی میان رزمندگان، یکی از ویژگیهای ماندگار آن روزها بود و همین روحیه کمک میکرد تا سختیهای مسیر را تحمل کنیم.
این ایثارگر دفاع مقدس با اشاره به عملیات بیتالمقدس و خبر آزادسازی خرمشهر خاطرنشان کرد: در عملیات بیتالمقدس، وقتی خبر آزادسازی خرمشهر را شنیدیم، شادی وصفناشدنی میان رزمندگان موج میزد. اشک شوق در چشمان بسیاری از بچهها حلقه زده بود. همه به یاد همرزمانی بودیم که برای رسیدن به آن لحظه، جان خود را فدا کرده بودند.
وی افزود: آن شادی فقط شادی یک پیروزی نظامی نبود؛ پشت آن، خاطرات دوستان و همرزمانی قرار داشت که دیگر در میان ما نبودند. به همین دلیل، هر موفقیتی که در جبهه به دست میآمد، برای رزمندگان همزمان با شادی، یادآور مسئولیت و فداکاریهایی بود که پیش از آن انجام شده بود.
سلمانی با اشاره به دشواریهای عملیاتهای والفجر نیز گفت: در عملیاتهای والفجر نیز سختیهای زیادی را پشت سر گذاشتیم؛ از کمبود امکانات و دشواری مسیر گرفته تا دوری از خانواده و دلتنگی برای پدر و مادر. اما چیزی که ما را سرپا نگه میداشت، عشق به میهن، دفاع از مردم و اعتقاد به آرمانهایمان بود.
روایت دفاع مقدس؛ از میدان نبرد تا پشت جبهه
خاطرات محمدرضا سلمانی تنها بخشی از روایت گستردهای است که از دوران دفاع مقدس در حافظه مردم ایران باقی مانده است؛ روایتی که در آن علاوه بر رزمندگان حاضر در خطوط مقدم، خانوادهها، زنان، جوانان، خیران، نیروهای امدادی، روحانیون، دانشآموزان، کارگران و بسیاری از اقشار دیگر جامعه نیز هر یک به شکلی در پشتیبانی از کشور نقش داشتند.
حجتالاسلام والمسلمین فرجزاده فسایی با تأکید بر ضرورت توجه به همین ابعاد مردمی دفاع مقدس اظهار داشت: یکی از مهمترین موضوعات در روایت دفاع مقدس، توجه به حضور اقشار مختلف مردم و پرهیز از روایتهایی است که میتواند زمینه فاصله و دوگانگی اجتماعی ایجاد کند.
وی افزود: ایران و حفظ امنیت و تمامیت سرزمینی آن، موضوعی متعلق به همه ایرانیان است و رسانهها میتوانند با روایت دقیق و مسئولانه از ایثار مردم، خانوادههای شهدا، جانبازان، آزادگان و نیروهای پشتیبان، سهم جامعه را در تاریخ دفاع کشور به نسل جدید منتقل کنند.
امام جمعه شهرستان فراشبند با اشاره به نقش کمکهای مردمی در دوران دفاع مقدس گفت: بخشی از تاریخ دفاع مقدس در پشت جبهه رقم خورد؛ از کمکهای مردمی و پشتیبانی خانوادهها گرفته تا فعالیتهای امدادی و اجتماعی. بازخوانی این تجربهها میتواند در شرایط امروز نیز به تقویت روحیه همکاری و مسئولیت اجتماعی کمک کند.
دفاع مردمی؛ سرمایهای برای تابآوری اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین محمد استوار میمندی نیز با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی اظهار داشت: قدرت یک جامعه فقط در ظرفیتهای اقتصادی و نظامی خلاصه نمیشود؛ اعتماد عمومی، همبستگی اجتماعی، مشارکت مردم و احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور نیز از مؤلفههای مهم تابآوری جامعه است.
وی افزود: یکی از درسهای مهم دفاع مقدس، توجه به همین ظرفیت مردمی است. وقتی مردم احساس کنند در سرنوشت کشور نقش دارند و مسئولیت آنها در قبال جامعه جدی گرفته میشود، در شرایط دشوار نیز ظرفیت بیشتری برای همکاری و کمک به یکدیگر خواهند داشت.
معاون دفتر امور اجتماعی و سیاسی مرکز مدیریت حوزههای علمیه کشور ادامه داد: روایت دفاع مردمی نباید صرفاً به صحنههای نبرد محدود شود. باید از خانوادههایی که در آن سالها پشتیبان جبههها بودند، از جوانانی که داوطلبانه در عرصههای مختلف حضور یافتند، از خیرانی که امکانات خود را در اختیار جامعه قرار دادند و از نیروهای امدادی و مردمی که در شرایط دشوار خدمت کردند نیز روایت شود.
حجتالاسلام والمسلمین محمد استوار میمندی با تأکید بر نقش رسانهها در انتقال این تجربهها خاطرنشان کرد: رسانه باید بتواند از سطح روایتهای کلی عبور کند و سراغ انسانها و روایتهای واقعی برود. گفتوگو با خانوادههای شهدا، جانبازان، آزادگان، رزمندگان، امدادگران، خیران و افرادی که در مقاطع مختلف به یاری دیگران شتافتهاند، میتواند تصویر واقعیتری از سرمایه اجتماعی کشور ارائه دهد.
در پایان این روایت، رضا فرزانه، دبیر ادبیات، نیز در پاسداشت حماسه و ایثار رزمندگان و شهدای هشت سال دفاع مقدس، شعری سروده است؛ شعری که با زبان ادبی، یادآور روزهای مقاومت، فداکاری و دلبستگی به میهن است و تلاش دارد بخشی از خاطره جمعی آن روزهای ماندگار را در قالب شعر به نسل امروز منتقل کند.
به یاد همسنگران شاهد که خوش درخشیدند
رفتی روی مزار شهید همرزمت باش صحبت می کنی
سهم تو از جنگ پرواز و پریدن تا خدا
سهم من ازجنگ ماندن درغم صدآشنا
سهم تو ایثار را تقدیم مردم کردن است
سهم من در خواب های تلخ غفلت مردن است
خون تو بعد از شهادت خاک از دشمن گرفت
بغض های من شکست و گریه باریدن گرفت
خاکریز تو هزاران نازنین شرزه داشت
برتن مستکبران عزم حضورت لرزه داشت
کاش میشد با شهیدانت کمی نجوا کنم
عشق شیدایی خود را لحظه ای رسوا کنم
آه جبهه سالیان پر نگاری داشتی
در دل خود لاله های بی قراری کاشتی
گاه گاهی هم دلم یاد رفیقان می کند
دل هوای کوی یاران و شفیقان می کند
از جفیرم تا شلمچه تا شهیدان می روم
سمت اروند نگاهت اشکباران می روم
من به یاد جبهه های جنگ شاعر می شوم
در میان راهیان نور زائر می شوم
باز دنیا باز دنیا دست بردار از سرم
خاطرات جنگ را تا گور با خود می برم
خبرنگار: فاطمه شعبانی
انتهای خبر/۲۲۴۲۲۴
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!