یادداشت؛
جمعه سیاه ۱۳۵۷ آغاز ورق جدیدی از تاریخ
قیام خونین ۱۷ شهریورماه ۱۳۵۷؛ برهه ای از تاریخ ایران که با ظلم و رنگ خون مظلومان گره خورده بود، و با فریاد آزادی خواهان آن عرصه زمینه ساز تولد یک انقلاب اسلامی جاودان شد.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، مثل هر روز با باز کردن صفحهی گوشی، سری به تقویم آن میزنم. امّا راستش را بخواهید، روزگاری را دوست داشتم که تقویم ها کاغذی بودند و با صدای ورق خوردنشان انگار صدای ورق خوردن یک صفحه از زندگی ات را میشنیدی و باورت میشد که یک روز دیگر از زندگی نیز به تاریخ پیوست. امّا انگار گذر روزها در گوشیهای هوشمند در سکوت محو میشوند، بدون ردِپا.
بگذریم...امروز چه روزی بود؟ یادم آمد ۱۷شهریور... انگار تاریخی آشنا باشد، به فکر فرو میروم.صفحات تاریخ که ورق میخورد به ۱۷شهریور سال ۱۳۵۷ میرسم. آن روز من نبودهام،سنم قد نمیدهد، امّا شواهد تاریخی اینگونه پیش رویم صحنهسازی میکنند؛
جمعه بود...تابستان...میدان ژاله...و مردمانی که میبایست در آن آدینه دلشان به خدای رحمان و رحیم گرم میشد، و دست اهل و عیال خود را میگرفتند و جمعه را آنگونه که باید با دلِ خوش سپری میکردند.
مثلا عده ای به کوه و دشت میرفتند و نفسی در طبیعت تازه میکردند. عده ای در خانه کارهای عقب افتاده را سامان میدادند و یا شاید مادری چشم انتظاریاش سرمیآمد و عزیزانش را آخر هفته کنار خود میدید، و دلش غنج میرفت برای خندهی نوهی آخری که به عشقش دیزی روز جمعه روی اجاق غُل میزد. چه میدانستند قرار است روزگارشان سیاه شود، در جمعهی سیاهی که فقط به خاطر حقخواهی خونشان کف خیابان را رنگین کرد، به جای اینکه سفره آدینه شان رنگین باشد.
چه انتظار بیهودهایست وقتی سایهی ظلم و ستم بر سر مردمان دیاریست که جز با خون چیزی رنگین نمیشود.! حکومتی که بخواهد پایههایش را با خون مظلومان محکم کند عاقبتی جز نابودی نخواهد داشت.
بدون شک جوشش خون مظلومان بود که پایههای رژیم مستبد شاهنشاهی را به نابودی کشاند، و آغاز یک انقلاب را رقم زد. انقلابی که سرمشقی شد برای تمام آزادگان در جایجای این کرهی خاکی. فرقی نمیکند با چه نژاد و زبانی!
وقتی سند مظلومیت و حقخواهی عدهای نام یک میدان باشد، وقتی از خونشان لاله و گل بروید، اُسوه و الگو میشوند، اسطوره میشوند.
شاید افرادی وجود دارند که در افسانهها به دنبال نماد و الگو میگردند، امّا تاریخ ما شاهد اسطورههای واقعی است. مردمان معمولی، با باورهای خاصِ ولایی، دینداران صادق و باارادههای محکم، آنان که در راه دین، وطن و حق، جانشان را پیشکش کردند.
حکومت شاهنشاهی تاج گذاریهایش پاگذاشتن بر حقوق این ملت بود. چرا که حقیقتا تاجِ ظلم و ستم را بر سر میگذاشت. چرا که در آن زمان انگار این مردم ما بودند که بیگانه تلقی میشدند، امّا بیگانگان واقعی، کشور ما را ارث اجدادی خود میدیدند.
ای تقویمها شاهد باش در آن جمعهی سیاه و خونین در هفدهم شهریور ماه ۱۳۵۷، در میدان ژاله تهران چه گلهایی پرپر شدند تا صدای انقلاب پاک سیرتان تا ابد در گوش تاریخ بماند.
شک ندارم همانگونه که خون مظلوم پایههای ظلم و ستم را سست و نابود کرد، همان خونهای پاک نهال انقلاب اسلامی را بارور کرد. و بخش ویژهای از سربلندی و سرافرازی این زمان کشور عزیزمان را مدیون شهدای این روز هستیم.
باشد که تاریخ ببیند ما غیرت و راستی را از پدرانمان به ارث بردهایم. شاید خونمان بریزد و درخت انقلاب را آبیاری کند، ولی هرگز نخواهیم گذاشت تسلط بر این مرز و بوم به ذهن دیوسیرتانِ حادثهی ۱۷شهریور و اربابانشان حتی لحظهای خطور کند.
نویسنده: نسرین دهقانی
فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!