شیرازه گزارش میدهد؛
شیراز و آن بهارِ بهیادماندنی
سفر اردیبهشتی امام شهید امت به فارس، با استقبال کمنظیر مردم، معرفی شیراز بهعنوان «سومین حرم اهلبیت (ع)» و مصوبات راهبردی، به نقطه عطفی در تاریخ و توسعه فارس تبدیل شد.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، هنوز هم وقتی صحبت از سفرهای استانی آن دوران میشود، خیلیها بیدرنگ به یاد روزهای بهاری شیراز میافتند؛ روزهایی که انگار فضای شهر با همیشه فرق داشت. حضور «امام شهید» در شیراز فقط یک سفر کاریِ مرسوم نبود، بلکه به اتفاقی بدل شد که تصویرش در حافظه جمعی مردم شیراز حک شده است.
از همان لحظهای که خبر رسید، انگار شهر تکان خورد. خیابانهای مسیر فرودگاه تا ورزشگاه حافظیه، شاهد صحنههایی بود که بیشتر از آنکه شبیه استقبالهای رسمیِ خشک و خالی باشد، حال و هوای یک دیدار صمیمی و عاطفی را داشت.
مردم از ساعتها قبل در زیر آفتاب اردیبهشتماه سال ۱۳۷۸، نه برای تشریفات، که برای دیدن کسی آمده بودند که او را از جنس خودشان میدانستند. این پیوند، پیوندِ دوطرفهای بود؛ ایشان همیشه تأکید داشت که اقتدار و عزت کشور در گرو حضور همین مردم است و مردم هم این احترام را با حضورشان پاسخ میدادند.
یکی از آن یادگارهای ماندگار که بعد از این سفر در حافظه عمومی ثبت شد، تبیین جایگاه شیراز به عنوان «سومین حرم اهلبیت (ع)» بود. شاید این عبارت قبلتر هم شنیده شده بود، اما بعد از آن سفر بود که به جانِ هویت شهر نشست و به یک نشانِ رسمی و معنوی تبدیل شد. دیدارهای او در شاهچراغ (ع) و تأکیدش بر این جایگاه معنوی، انگار به بخشی از هویت شیراز عمقِ تازهای بخشید.
نکتهسنجی امام شهید در بازدید از حافظیه و سعدیه، فقط یک برنامه نمادین نبود. ایشان نگاه متفاوتی به شیراز داشت؛ نگاهی که در آن، شیراز نه فقط یک کلانشهر مدرن، که قلّه فرهنگ و ادب ایران بود. این رویکرد به ما یادآوری کرد که برای ایشان، سیاست و مدیریتِ کشور هرگز نمیتوانست از ریشه و هویت ملی جدا باشد.
آنچه در جلساتش با فرهنگیان، عشایر، طلاب و دانشگاهیانِ شیراز گذشت، تفاوتِ سبک مدیریتیاش را نشان میداد. ایشان در این نشستها نه سخنرانیِ یکطرفه میکرد و نه به گزارشهای کلی بسنده میکرد. بحثها تخصصی بود، گاهی صریح و گاهی چالشی؛ اما همیشه با نگاهی رو به آینده و البته پر از احترام. برای ایشان، نیروی انسانی و استعدادهای جوانِ فارس، نه یک شعار، که کلیدِ توسعه بودند.
این سفر ده روزه، پروندهاش با پایانِ مراسمها بسته نشد. آن چیزی که در خاطرهها ماند، پیگیریهای بعد از جلسات بود؛ مصوباتی که قرار بود گره از صنعت و عمران استان باز کند. مردم دیدند که دغدغهی محرومیتزدایی، فقط پشتِ تریبون گفته نمیشود، بلکه پایِ کارِ اجرایی است.
امروز که به آن تصاویر نگاه میکنیم، فقدانش بیشتر از هر زمان دیگری حس میشود. اما اگر بپرسید میراثِ او در شیراز چیست، شاید پاسخ این باشد: «امید». نه به معنای شعاریاش، بلکه به معنایِ وجودِ یک سبک مدیریتی که میشد به آن تکیه کرد؛ مدیریتی که با تواضع عجین بود و با مردمداری تعریف میشد. آن بهارِ شیراز، فراتر از یک رویداد تاریخی، یادآورِ منشی است که در دلهای مردم این شهر، هنوز هم تپنده و زنده باقی مانده است.
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!