
وصیت شهید «یدالله قاسمزاده»؛
مبارزه با استکبار و دفاع از حق
شهید «یدالله قاسمزاده» در وصیت خود مینویسد: سلام و درود ما بر همه دلدادگان حضرت ارباب که درس آزادگی و مبارزه و قیام را به ما آموخت تا زیر بار ظلم و ستم نرویم.
به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، از این پس هر روز را با یاد و خاطره شهیدان عزیزمان، پرچمدار آزادی و عزت ایران اسلامی خواهیم ساخت و در پرتو فداکاریهای آنان، راه صدق و ایثار را برای نسلهای آینده روشنتر خواهیم کرد.
شهید یدالله قاسمزاده اصالتاً اهل شهر رشت از استان گیلان و ساکن تهران بود. وی متولد ۱۸ اسفندماه ۱۳۶۱ و یکی از مستشاران زبده نظامی بود که داوطلبانه برای دفاع از حریم اهلبیت عصمت و طهارت «ع» به سوریه رفت و متأهل بود و از او دو پسر بهیادگارمانده است.
عشق عجیبی به ولایت داشت و تمام فعالیتهایش هم از همین عشق به ولایت شکوفا میشد و برای همه شهدای مدافع حرم احترام زیادی قائل بود.
شهید یدالله قاسمزاده پیش همه خانواده چه دور و چه نزدیک یک محبوبیت خاصی داشت، مخصوصاً بچههای کوچک در خانه واقعاً او را دوست داشتند. حتی یک نفر را سراغ نداریم که یک بدی از او دیده باشد.
دوست داشت همیشه همه اعضای خانواده دور هم جمع باشند و با هم خوب باشند. محبوبیت خاصی بین همه داشت. خواهر شهید یدالله قاسمزاده میگوید: با بچهها واقعاً بچه بود. کاری کرده بود که بچههای برادرشوهر من به بچههای من میگفتند: دایی یدالله فقط دایی شما نیست دایی من هم هست.
هیچکس از او ناراحتی ندید. با همه گرم بود و وقتی به خانهاش میرفتیم تا صبح با بچههای من بازی میکرد و آرام و قرار نداشت و من در رشت زندگی میکنم هر موقع میخواستیم بیاییم تهران و به بستگان سر بزنیم بچهها میپرسیدند: دایی یدالله هست که میرویم تهران؟ اگر نیست صبر کنیم او بیاید و بعد برویم تا او را هم ببینیم.
اینقدر بچههایم به او علاقه داشتند. وقتی هم به تهران میرفتیم بچهها اصرار میکردند اول به خانه دایی یدالله برویم.
بسیار شوخطبع بود.
در کارش خیلی جدی بود.
واجبات و عباداتش را انجام میداد.
غیرتی بود.
اهل امر به معروف و نهی از منکر بود.
به خمس و زکات توجه داشت و نماز و عبادتش برایش مهم بود.
دو چیز را همیشه به همراه داشت، یکی هندزفریاش که با آن به فایلهای آموزش عربی و سخنرانیهای علامه جعفری و آیتالله مجتبی تهرانی گوش میداد و دیگری کتابی کوچک که در مسیر رفت یا برگشت به سرکار، مطالعه کند و از کمترین فرصتها برای مطالعه و یادگیری استفاده میکرد.
معمولاً بعد از نماز صبح بیدار میماند و کتاب میخواند. هیچوقت او را بیکار ندیدم. میگفت: این عمر سرمایهای است که خداوند در اختیارمان گذاشته. بهعنوان یک بنده وظیفه ماست که بهترین شکل از آن استفاده کنیم.
در دفترچه یادداشتش، از کارهایی که مقید به انجامشان بود فهرستی تهیه کرده بود به این شرح: خوشرفتاری با مردم، ذکر روزهای هفته، غذاخوردن با خانواده، اطلاع از اخبار، مسواک و بهداشت فردی، ورزش و پیادهروی، دروغنگفتن، ادب در کلام، محاسبه اعمال روزانه. گاهی به سراغ دفترچه میرفت و این موارد را مرور میکرد تا خیالش از بابت عمل بهتمامی آنها آسوده باشد.
ابتدا خمپاره نزدیک او میخورد و ترکشی به بدن او اصابت میکند و بهخاطر جراحت زیاد در نزدیکی حلب به شهادت میرسد. قبل از این هم چند بار مجروح شده بود؛ اما به ما نمیگفت.
گاهی هم بابت همین مجروحیتها اذیت میشد؛ اما هیچوقت آن را مهم جلوه نمیداد، مثلاً میگفت: از موتور افتادم و یا یک تصادف ساده بوده و چیز مهمی نیست و در روز دوشنبه اول آذرماه ۹۵ بر اثر اصابت ترکش خمپاره در حوالی شهر حلب سوریه توسط تروریستهای تکفیری به شهادت رسید.
وصیتنامه شهید یدالله قاسمزاده
سلام و درود ما بر همه دلدادگان حضرت ارباب که درس آزادگی و مبارزه و قیام را به ما آموخت تا زیر بار ظلم و ستم نرویم و در هر زمان و مکان مقابل یزیدیان زمانه که مصداق آن، همین آمریکا شیطان بزرگ است، بایستیم.
یزیدیان زمانهای که با بهوجودآوردن گروههای تکفیری مانند داعش در صدد نابودکردن اسلام حقیقی هستند.
آری! حال در این زمان، فرزندان خمینی «ره» میروند تا با خون خود، عقیده و ایمان، حجاب و عفاف، مردانگی و شرف و اسلام ناب محمدی را از هجوم حرامیان پلشت، نگهبان باشند، باشد که با پشتیبانی از ولی زمانه، قدردان خون این عزیزان باشیم.
همانا که آرمان ما، تحققبخشیدن به عدالت در کره زمین و ستاندن حق مظلومان و ستمدیدگان عالم است. حقیر هم به جهت پاسداری از اسلام ناب محمدی و پایداری پرچم مقدس اسلامی و مبارزه با استکبار جهان، نابودی ظلم و ستم و نابودی اسلام آمریکایی که با ظهور گروههای تکفیری خود را نشان داده است، میروم.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!