حالت تاریک
پنج‌شنبه, 01 مرداد 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی شیرازه هستید؟
معنویت موتور محرک حماسه و شهادت است
امام جمعه شیراز اظهار کرد:

معنویت موتور محرک حماسه و شهادت است

آیت‌الله لطف‌الله دژکام در خطبه‌های عبادی - سیاسی نمازجمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵، با دعوت نمازگزاران به تقوا، مباحثی را پیرامون «ارتباط عرفان و حماسه» و «فلسفه شهادت در مکتب حسینی» مطرح کرد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، آیت‌الله لطف‌الله دژکام در خطبه‌های عبادی - سیاسی نمازجمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵، با دعوت نمازگزاران به تقوا، مباحثی را پیرامون «ارتباط عرفان و حماسه» و «فلسفه شهادت در مکتب حسینی» مطرح کرد.

آیت‌الله دژکام خطبه را با توصیه به تقوا آغاز کرد و گفت: «خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به تقوا، پرهیزکاری و خداترسی توصیه می‌کنم؛ «اتَّقُوا اللهَ یَا عِبَادَ اللهِ».»

وی سپس به تبیین موضوع بحث پرداخت: بحث ما در رابطه با خطبه نورانی امیرالمؤمنین (ع) در خصوص صفات و ویژگی‌های متقین است. این بحث را به توصیه قائد شهید، حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای (ادام‌اللهُ مقامَهُ الشریف) آغاز کردیم که ایشان در آن توصیه‌های هفت‌بندی که صادر فرمودند، یکی از توصیه‌هایشان این بود که روحانیت باید به مسئله معنویت توجه ویژه‌ای داشته باشد و مباحث معنوی را به مردم یادآور شود.

پیوند عرفان و حماسه در میدان مبارزه

خطیب جمعه شیراز با تأکید بر پیوند میان معنویت و میدان‌های سخت، افزود: ما می‌دانیم که اگر کسی بخواهد حماسه‌ای بیافریند، قاعدتاً بایستی در اعماق روحش، گرایش‌های معنوی قوی وجود داشته باشد. بزرگان و علمای ما این موضوع را بحث کرده‌اند که عرفان و حماسه با یکدیگر ارتباط وثیقی دارند و هرجا در تاریخ می‌بینیم که حماسه‌ای آفریده شده است، نوعی نگاه معنوی و علایق خاص که از عشق و محبت سرچشمه می‌گرفته، در شخصیت‌های آفریننده آن حماسه وجود داشته است؛ بنابراین، بحث معنویت، روی دیگرِ سکه حماسه در میدان مبارزه است؛ نه اینکه بخواهیم بگوییم مطالبی را مطرح می‌کنیم که باحال و هوای امروز تناسب ندارد. اگر می‌خواهیم در میدان، پایمردی نشان دهیم، توجه به این مطالب معنوی، مسلماً کار واجب و لازمی است.

روایت شهادت و اسارتِ دنیا در کلام امیرالمؤمنین (ع)

آیت‌الله دژکام به تبیینِ صفت متقین در کلام امام علی (ع) پرداخت و گفت: امیرالمؤمنین (ع) در رابطه با انسان‌های باتقوا این صفت را ذکر کردند که: «انسان باتقوا دنیا به ایشان رو می‌آورد، ولی آن‌ها به دنیا اعتنایی نمی‌کنند». اگر سخنان قدیمی‌ها را شنیده باشید، در روضه‌های حضرت قاسم (علیه‌السلام) می‌خواندند که در لحظه آخر که حضرت قاسم می‌خواست به میدان برود، آستینش در دست نامزدش بود. این‌گونه برای ما نقل می‌کردند؛ حالا برخی می‌نشینند و می‌گویند آقا تاریخ چنین گفته یا چنان گفته، این‌ها را کنار بگذارید؛ حال این صحنه را تصور کنید که آستینش در دست نامزدش بود و وقتی قاسم کشید، آستین پاره شد؛ گفت: «این نشانِ ما باشد، روز قیامت همین‌گونه به استقبالت می‌آیم». عمان سامانی در "مخزن‌الاسرار" خود در ذکر این صحنه غوغا کرده است که: کجا ببینمت؟ گفت: با همین آستین پاره، روز قیامت به استقبالت می‌آیم.

وی افزود: ««أَرَادَتْهُمُ الدُّنْیَا فَلَمْ یُرِیدُوهَا»؛ دنیا به دنبالشان می‌آید، اما آن‌هایی که اهل عشق با خدا هستند، دنیا را رها می‌کنند. «وَأَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا»؛ دنیا برای اینکه بتواند آن‌ها را از پیمودن مسیر خدا بازدارد، اسیرشان می‌کند، اما انسان‌های باتقوا فدایی می‌دهند و از این اسارت، خود را نجات می‌دهند.»
ادبیات حافظ و جایگاه شهید در مکتب مقاومت

امام‌جمعه شیراز با استناد به اشعار حافظ، تصریح کرد: جناب حافظ، همین صحنه اسارت را با قلم و شعر زیبای خود این‌گونه آورده است: «حجابِ چهرهٔ جان می‌شود غبارِ تنم، شا دمی که از آن چهره پرده برفکنم.

چنین قفس نه سزای چو من خوش‌الحانی‌ست، روم به روضه‌ی رضوان که مرغِ آن چمنم.

نه در فضایِ عالمِ قدس است مجالِ من که در سراچه‌ی ترکیب، تخته‌بندِ تنم»

 «تخته‌بند تن» یعنی اسیر این بدن هستم. هفته پیش گفتم که آقای ما خون خود را داد و از این تخته‌بندِ تن رها شد. رهبر عزیز ما جان خود را داد؛ یک روز در خطبه فرمود که "جان ناقابلی دارم و تقدیم می‌کنم"، روزش رسید، جانش را داد و خود را از این اسارت دنیا نجات داد و پرواز کرد؛ و بعد دیگران را صدا می‌زند که شما هم اگر مردِ می‌دانید، بسم‌الله. آن‌هایی که خیال می‌کنند می‌توانند این مردم را زیر یوغ اسارت خود ببرند، کور خوانده‌اند؛ درحالی‌که آقای شهیدشان، علم‌دار این میدان، با دادن جان خود، فریاد «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» را برای همیشه در قاموس فرهنگ این ملت جاودانی کرد.

روایت شهادت از منظر امام سجاد (ع)

آیت‌الله دژکام در ادامه با اشاره به نزدیکی ایام شهادت حضرت رقیه (س)، حدیثی از امام سجاد (ع) را روایت کرد: قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنُ (ع): لَمَّا اشْتَدَّ الْأَمْرُ بِالْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع)، نَظَرَ إِلَیْهِ مَنْ کَانَ مَعَهُ، فَإِذَا هُوَ بِخِلَافِهِمْ؛ کُلَّمَا اشْتَدَّ الْأَمْرُ تَغَیَّرَتْ أَلْوَانُهُمْ، وَفَرَائِصُهُمْ وَوَجَبَتْ قُلُوبُهُمْ، وَکَانَ الْحُسَیْنُ (ع) وَبَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصَائِصِهِ، تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ وَتَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَتَسْکُنُ نُفُوسُهُمْ. فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ: انْظُرُوا لَا یُبَالِی بِالْمَوْتِ! فَقَالَ لَهُمُ الْحُسَیْنُ (ع): صَبْراً بَنِی الْکِرَامِ، فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِکُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَالضَّرَّاءِ إِلَی الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَالنَّعِیمِ الدَّائِمَةِ.

وی در تبیین این حدیث گفت: هنگامی که صحنه‌های ظهر عاشورا و ساعت شهادت حسین (ع) نزدیک می‌شد، نگاه کردند و دیدند که هرچه ایشان به شهادت نزدیک‌تر می‌شوند، چهره‌شان نورانی‌تر و آرامششان بیشتر می‌شود. اطرافیان گفتند: "ای عزیزِ زهرا! شما دارید به مرگ نزدیک می‌شوید؛ هیچ خوفی ندارید؟" آقا به آن‌ها رو کرد و فرمود: «بَنِی الْکِرَامِ».

ای ایرانیانِ باعزت! این خطابِ اباعبدالله (ع) به شماست که امروز در حالی نماز جمعه را برپا می‌کنید که دشمنان شما، یزیدیانِ زمان، شمرها و عمرسعدهای امروزِ دنیا، فرزندانتان را در اینجا و آنجا به شهادت می‌رسانند و عزیزانتان را آماجِ حمله‌های ناجوانمردانه و ظالمانه خود قرار داده‌اند.

آیت‌الله دژکام در پایان افزود: «فرمود: «صَبْراً بَنِی الْکِرَامِ»؛ ای مردمِ باعزت، ای مردمِ بافضیلت، صبر کنید. «فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ»؛ پایانِ خط، بیش از این نیست که بخواهند ما را بکشند. امامِ ما فرمود: ما را بکشید؛ مردمِ ما بیدارتر می‌شوند. کشتن، راهِ مقابله با کسی که برای خدا می‌جنگد نیست؛ چراکه آن‌کس که در راه خدا کشته می‌شود، اجر عظیم الهی را در آغوش خواهد گرفت.

انتهای خبر/224224

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!