یادداشت؛
امام حسن عسکری در شهر سامرا طلوع کرد
در روز میلاد امام حسن عسکری علیه السلام، یادداشتی با نگاه ادبی به زندگی، فضائل، مظلومیت و سیره ایشان که سرشار از ارادت و دلدادگی است را به رشته قلم می سپاریم.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، اینبار هم قلم سَر خم میکند به نشانهی احترام. احترام به بزرگی که قلب تپندهی سامراست و تا به امروز به سامرا زندگی بخشیده؛ همانگونه که سالها پیش به حُدیث، آن بانوی بزرگوار و مولایمان امام هادی (علیهالسلام) زندگی دوبارهای بخشیده بود.
در چنین روزی چشم مولایمان امام هادی (علیهالسلام) به قدوم با برکت حَسنی دیگر از نسل علی (علیهالسلام) روشن شد تا برای یازدهمین بار خیرالبشری دیگر تکرار شود.
آقایِ من؛ نمیدانم به کدامین لقب بخوانمت؟ هادی، نقی، زکّی، رفیق یا صامت، و یا خالص؟
یا به کُنیه بخوانمت؟ ابومحمّد، ابوالحجة...
شما که خاندان برکتید، جوانیمان فدای عمر ۲۸ ساله ولی بابرکت شما مولا جان. معنای این برکت را حُدیث میفهمد. معنای این برکت را سامرا میفهمد که از کودکی مِنت بر خاک آن نهادید. معنای این برکت را نرجس خاتون میفهمد. کسی که در خانهی خورشید بوده، تاریکی را خوب میفهمد. شما خورشید بودید در تاریکیهای زمانهی خاندان عباسی.
راستش برای از شما نوشتن واژه کم میآورم، قلم خجل میشود از ناتوانیاش در برابر اُبهتِ شما... اما چه کنم که دوست دارد با نوشتن از شما افتخاری نصیبش شود.دوست دارد برکت پیدا کند.
از چه بگویم؟
از مظلومیتی که از جد خود به ارث بردهاید؟
ای امامی که دلهای عاشقانتان گِردِ شما طواف میکردند امّا کعبه از طواف شما بی بهره مانده. مثل ما که از دیدن رویِ ماه ِ فرزند صالح شما، آن مُنتقم خاندان پاک شما بیبهره ماندهایم.
از عبادات شما بگویم؟
زبانم قاصر است. شاید در و دیوارهای زندانهای سامرا از من بهتر بدانند و گواهی دهند به شب زندهداریها و روزهداریهای شما. شاید نگهبانان زندان از خوبیهای شما بهتر مطلع باشند، چرا که اخلاق حسنهی شما مایهی عاقبت بخیری آنان شد.
شما نورِ مطلق، خوبِ مطلق و هم عصر با تاریکی مطلق بودید. هم عصر با ظالمی که از ترس اینکه نور شما عالم را روشن کند و روسیاهیاش نمایانتر شود، خورشید را اسیر زندان کرد. غافل از اینکه نور از میلههای زندان عبور میکند.
خلفای عباسی که لعنت خداوند بر آنان باد، از آزار و اذیت شما به چه رسیدند جز سیه روزی و عاقبت به شَر شدن.
از علم شما بگویم؟ از تفسیر قرآن شما و تعلیمات عالیهی قرآنی و نشر احکام الهی. و یا از مناظرات علمی که باعث تعلق گرفتن لقب «فقیه» به شما شد. آنچنان که فیلسوف بزرگ عرب از مناظره با شما کم بیاورد و مُرید و پیرو شما شود.
یا از سخاوت شما بگویم؟ آنزمان که نزد شما آمدند و از کمک خواستن خجالت کشیدند. این شما بودید که نگفته حرف دل آنان را شنیدید و بخشیدید همان اندازه که در دل خواسته بودند.
ما هم خود را شیعه و دوستدار شما میدانیم. حرف دل ما را هم نگفته میدانید و میشنوید. ای سخاوتمند بزرگوار، بر ما و بر روزگار ما رحمی کنید. کاش با دعای شما خداوند بر ما ببخشد باقیماندهی غیبت فرزند عزیزتان را. کاش ظرفِ غیبتش را با سکه های حضورِ حضرتش پُر کنید تا برقِ طلایی دیدگانش روشن کند دنیای تاریک و بیفروغِ ما را. کاش برکت به دنیایِ ما نیز برگردد. جُز نام و حضور مهدی فاطمه، چیز دیگری قادر نیست به دنیا و اهالیاش برکت دهد یا ابوالحجة...
مولای من... راستش دلم میخواست شما را زیباتر به تصویر کشم، امّا چه کنم که دریای وجود شما بس عمیق است و پر معنا و من تنها روی این بحر پهناور را میبینم، آنهم به قدر سوی چشمانم...
و در آخر؛ به رسم ادب دست بر سینه میگذارم و از عمق جانم مینویسم:
ای غریبِ سامرا، میلادتان مبارک....
نویسنده: نسرین دهقانی
فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!