یادداشت؛
سناریو استکبار جهت فروپاشی حاکمیت یک کشور
ابهام عامدانه، مانند «مه مصنوعی» است که دشمن برای پنهان کردن نقشه خود و گمراه کردن جامعه ایجاد میکند تا قدمهای بعدی تخریب را بردارد.
به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، ابهام هدفمند ابزار خاموش جنگهای امروز است که هدف اصلی آن جنگیدن با ذهن مردم است، نه با اسلحه.حال باید ببینیم این ابهام در نهایت به کجا ختم میشود؟ دشمن با سردرگم کردن جامعه چه هدف بزرگتری را دنبال میکند؟
پاسخ را میتوان در یک فرمول خطرناک خلاصه کرد: فرآیندی برنامهریزی شده که از یک مشکل واقعی شروع میشود و تا نابودی حاکمیت یک کشور پیش میرود. برای درک این فرمول، بیایید آن را با یک مثال ملموس، قدم به قدم دنبال کنیم.
مرحله صفر: یک مشکل واقعی
همه چیز از یک مشکل واقعی و به حق شروع میشود. مثلاً «گرانی»، «بالا رفتن قیمت ارز و طلا» و «کاهش قدرت خرید مردم». این مشکلات، نارضایتی واقعی ایجاد میکنند و مردم حق دارند نسبت به آن معترض باشند. این نقطه شروع، طبیعی و قابل درک است.
مرحله یک: تبدیل مشکل به بحران (با ابهام و شایعه)
اینجاست که دشمن وارد عمل میشود و این نارضایتی مشروع را دستاویز قرار میدهد. با استفاده از همان سلاح ابهام و شایعه، داستان را تحریف میکند. مثلاً میگوید: «این مشکلات هیچ راه حلی ندارد»، «علت آن خیانت مسئولان است» یا «وضعیت فقط بدتر خواهد شد». هدف، تبدیل نارضایتی به یأس و خشم کور و بیاعتمادی مطلق نسبت به هر راه حل داخلی است. مردم سرگردان و عصبانی میشوند.
مرحله دو: تشدید و جهتدهی به خشونت (قطبیسازی)
سپس،عوامل تحریککننده وارد میدان میشوند. آنها در میان معترضان نفوذ میکنند، شعارها را به سمت توهین به مقدسات و هویت ملی تغییر میدهند و مردم را به درگیری فیزیکی با ماموران تشویق میکنند. حتی ممکن است برای شعلهور کردن بیشتر آتش، دست به کشتهسازی عمدی بزنند. هدف این است: تبدیل اعتراض مدنی به خشونت خیابانی و ایجاد یک قطببندی خطرناک به نام «مردم خشمگین» در مقابل «دستگاه حکومتی».
مرحله سه: اشتعال درگیری مسلحانه
اگر خشونت کنترل نشود،گام بعدی آغاز میشود: مسلح کردن درگیری. گروههای کوچک مسلح مخفی، با حمله به پاسگاهها یا ترغیب ماموران به شلیکهای گسترده، فضای کشور را به سمت یک درگیری شبه نظامی سوق میدهند. اگر این آتش در چندین نقطه کشور همزمان روشن شود، در واقع جنگ داخلی محدود آغاز شده است.
مرحله چهار: بینالمللیسازی و فروپاشی کامل (لیبیسازی)
این،نقطه اوج فرمول است. با شروع درگیریهای داخلی، کشورهای ذینفع خارجی به بهانههایی مانند «حمایت از مردم» یا «مقابله با تروریسم» وارد میدان میشوند. آنها به یک طرف درگیری سلاح، پول و پوشش رسانهای میدهند. کشور هدف، تبدیل به صحنه جنگ نیابتی قدرتهای خارجی میشود. حاکمیت ملی کاملاً از بین میرود، همانطور که در لیبی شاهد بودیم. آنجا نیز این فرمول، گام به گام اجرا شد: از نارضایتی و ابهام شروع کرد، به قطبیسازی و جنگ داخلی رسید و با مداخله خارجی، لیبی را از یک کشور واحد به یک میدان نبرد دائمی بین گروههای مسلح و عرصه رقابت کشورهای دیگر تبدیل کرد.
جمعبندی: زنجیره تهدید
پس میبینید که زنجیره به هم پیوسته است:
یک مشکل واقعی اقتصادی← تشدید با ابهام و شایعه ← تحریک به خشونت و قطبیسازی ← درگیری مسلحانه داخلی ← مداخله خارجی و فروپاشی حاکمیت (لیبیسازی).
هدف نهایی دشمن، نه حل مشکل مردم، که استفاده از درد مردم برای نابودی کشور است. بنابراین، هوشیاری ما باید دوگانه باشد: هم حل مشکلات مردم را با جدیت پیگیری کنیم، و هم مراقب باشیم که آتش اختلاف و خشونت با هیزم این مشکلات شعله ور نشود. دفاع از وحدت ملی و تشخیص به موقع این مراحل، قدرتمندترین سلاح در برابر این فرمول ویرانگر است.
دشمنان فکر کردند میتوانند نور را با تاریکی، واقعیت را با افسانه، و وحدت را با تفرقه عوض کنند. اما یک چیز را فراموش کردند: ما ملت امام حسینیم،اینجا ایران امام رضا(ع) است. آنان که در کربلا آموختند چگونه در دریای تاریکی، خورشید حقیقت را بسازند.
نویسنده:مصطفی فارسی
فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!