یادداشت؛
تهاجم نرم؛ نقشه پنهان تغییر باورهای شما
وقتی شبکههای ماهوارهای به شما فیلم و سریال «رایگان» ارائه میدهند، احتمالاً کالایی که عرضه میشود، خود شما هستید. این یادداشت به بررسی سازوکار پنهان تغییر باورها از مسیر سرگرمی و محصولات رسانهای میپردازد.
به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، برآوردهای کارشناسی رسانه نشان میدهد تولید یک سریال ماهوارهای با کیفیت متوسط، از مرحله فیلمنامه تا پخش، هزینهای بین ۱ تا ۳ میلیون دلار در بر دارد. شبکههایی که روزانه ساعتها محتوای جدید پخش میکنند، سالانه دهها میلیون دلار هزینه تولید و پخش دارند.
پرسش اساسی اینجاست: کدام مؤسسه اقتصادی منطقی، چنین سرمایهگذاری کلانی را بدون انتظار بازگشت مالی مستقیم انجام میدهد؟
پاسخ را باید در مدل پنهان کسبوکار رسانهای جستوجو کرد؛ جایی که مخاطب نه صرفاً بیننده، بلکه «محصول» است. یا بهعنوان داده و مخاطب به تبلیغدهندگان فروخته میشود، یا بهعنوان «ذهن» در معرض تأثیرگذاری فرهنگی و ایدئولوژیک قرار میگیرد. مطالعات رسانهای نشان میدهد بخشی از شبکههای فارسیزبان ماهوارهای از منابع مالی هدفمند تغذیه میشوند.
مهندسی نامحسوس ذهن
پیامها بهصورت مستقیم منتقل نمیشوند. کسی آشکارا نمیگوید «باورهایت را تغییر بده». الگوها در قالب داستان، سرگرمی و جذابیت بصری تزریق میشوند؛ از جمله:
▪️موفقیت مادی به هر قیمت، حتی با تضعیف پیوندهای خانوادگی
▪️آزادی بهعنوان رهایی از هرگونه تعهد اخلاقی و اجتماعی
▪️خوشبختی محدود به لذتهای آنی و مصرفگرایی افراطی
پژوهشهای اجتماعی نشان میدهد تکرار این مضامین، بهویژه بر نگرش نسل جوان، اثرگذاری قابل توجهی دارد.
علم پشت پرده؛ عادیسازی و تغییر باور
نظریه «کاشت» جرج گربنر توضیح میدهد که مواجهه مستمر با محتوای رسانهای، بهتدریج جهان ذهنی مخاطب را شبیه جهان ساختهشده در رسانه میکند. این فرآیند معمولاً در سه مرحله رخ میدهد:
۱. آشنایی: مفاهیم جدید در ابتدا غریب به نظر میرسند.
۲. عادیسازی: با تکرار، به بخشی از واقعیت پذیرفتهشده تبدیل میشوند.
۳. درونیسازی: در نهایت، به باور و رفتار فرد شکل میدهند.
آسیبهای ملموس؛ فراتر از یک نگرانی نظری
این موضوع صرفاً یک دغدغه تئوریک نیست. برخی شواهد میدانی و پژوهشهای اجتماعی حاکی از آن است که در مناطقی با مصرف بالای محتوای ماهوارهای، چالشهایی مانند افزایش شکاف نسلی، کاهش اعتماد درونخانوادگی و تغییر الگوی ارزشها بیشتر مشاهده میشود.
راهکار؛ سواد رسانهای بهجای انفعال
مقابله هوشمندانه با این پدیده، نه در قطع کامل ارتباط، بلکه در افزایش آگاهی و تحلیلگری نهفته است:
۱. سؤال سهگانه:
چه کسی این محتوا را تولید کرده؟ با چه هدفی؟ و چه چیزی را عمداً نشان نمیدهد؟
۲. رژیم مصرف رسانهای:
مدیریت زمان تماشای سرگرمی، اولویت دادن به محتوای داخلی باکیفیت و استفاده از ابزارهای کنترلی.
۳. گفتوگوی انتقادی خانوادگی:
بررسی پیامهای پنهان و ارزشهای القا شده پس از تماشای هر برنامه.
۴. آشنایی با استانداردهای جهانی:
شناخت نظامهای ردهبندی سنی و نظارتی محتوا در کشورهای مختلف و الگوگیری از تجربههای موفق.
سواد رسانهای؛ مهارت بقا در عصر تهاجم نرم
در جهان امروز، سواد رسانهای به اندازه سواد خواندن و نوشتن اهمیت دارد. این مهارت به ما میآموزد چگونه پیامها را تحلیل کنیم، اهداف پنهان را بشناسیم و بهجای مصرفکننده منفعل، مخاطبی آگاه و انتخابگر باشیم.
پایان سخن؛ تو انتخاب میکنی
فشردن دکمه ریموت، فقط انتخاب یک کانال نیست؛انتخاب دنیایی است که میخواهی در آن زندگی کنی.هدیههای رایگان را بیتأمل نپذیر؛ قیمتش از جیبت نمیرود، از هویتت میرود.
انتخاب از همین لحظه آغاز میشود:
تو انتخابگری، نه مصرفکنندهای منفعل.
آیا حاضر هستی «خودت» را در ازای چند ساعت سرگرمی مجانی معامله کنی؟
نویسنده: مصطفی فارسی
فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!