شیرازه گزارش میدهد؛
جنگ روایتها؛ میدان اصلی نبرد امروز
کارشناسان در تحلیل اغتشاشات دی ۱۴۰۴، جنگ شناختی علیه جمهوری اسلامی را نبردی روایتمحور دانستند و بر حضور فعال، تولید محتوا و مخاطبشناسی هوشمندانه تأکید کردند.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، کارگاه تخصصی «تحلیل اغتشاشات دی ۱۴۰۴» صبح پنجشنبه نهم بهمنماه به همت سازمان فضای مجازی استان فارس برگزار شد و در آن، ابراهیم کمالی دشتارژنه و سید محسن هاشمی به بررسی ابعاد جنگ روایتها و ضرورت مخاطبشناسی در جهاد تبیین پرداختند.
جنگ اصلی علیه جمهوری اسلامی، جنگ روایتهاست
در دوره آموزشی فعالان رسانه، ابراهیم کمالی دشتارژنه، فعال رسانه و فضای مجازی، با تأکید بر نقش تعیینکننده «روایت و روایتگری» در تحولات اجتماعی و امنیتی کشور گفت: جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته بیش از آنکه درگیر جنگ نظامی باشد، درگیر جنگ روایتها بوده است و پیروزی یا شکست در بسیاری از مقاطع، مستقیماً به مدیریت افکار عمومی بازمیگردد.
وی با اشاره به تجربههای تاریخی انقلاب اسلامی افزود: در سالهای ابتدایی انقلاب و با هدایتهای امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب، در بسیاری از میدانهای روایتسازی پیروز بودیم، اما در برخی مقاطع نیز به دلیل کمکاری یا تحلیل نادرست، ابتکار عمل را به جریان مقابل واگذار کردیم.
این فعال رسانه، «علوم ارتباطات و مدیریت افکار عمومی» را دانشی پیشرفته دانست و با نقل خاطرهای از یکی از فرماندهان جبهه مقاومت که تحصیلات خود را در انگلستان گذرانده است، تصریح کرد: در برخی دانشگاههای غربی، دسترسی دانشجویان کشورهای خاورمیانه به رشتهها و منابع مرتبط با مدیریت افکار عمومی بهشدت محدود یا ممنوع است، چراکه غرب به اهمیت راهبردی این علم در جنگهای نوین واقف است.
کمالی با اشاره به حوادث و اغتشاشات اخیر اظهار داشت: آنچه در دیماه و در برخی نقاط کشور رخ داد، نمونهای روشن از یک «جنگ شناختی تمامعیار» بود. لیدرهایی که امروز از آنها سخن گفته میشود، الزاماً افراد مسلح نیستند، بلکه کسانی هستند که تحت تأثیر فضای مجازی دچار استحاله فکری شده و بهعنوان عامل میدانی جنگ روایتها عمل میکنند.
وی ادامه داد: جریان معاند با استفاده از تکنیکهای رسانهای، از برخی حوادث و کشتهشدگان، نمادسازی کرده و با ضریبدهی سلبریتیها و رسانههای خارجی، آنها را به ابرروایت علیه جمهوری اسلامی تبدیل میکند؛ اتفاقی که در مواردی مانند ندا آقاسلطان یا حوادث سالهای ۱۳۸۸ و ۱۴۰۱ تجربه شد.
این فعال رسانه با اشاره به تغییر رویکرد رسانهای در اغتشاشات اخیر گفت: برخلاف سال ۱۴۰۱ که روایت اول را واگذار کردیم، در حوادث اخیر از همان روزهای ابتدایی، رسانههای رسمی وارد میدان شدند، اعتراضات و همچنین اقدامات تروریستی را پوشش دادند و اجازه ندادند روایت معاند به روایت غالب افکار عمومی تبدیل شود.
وی افزود: دشمن با آمایش رسانهای و شناخت نقاط آسیبپذیر اجتماعی، حتی به شهرهای مذهبی و مناطق کمتر تصورشده نفوذ کرده است و این نشان میدهد که جنگ روایتها محدود به کلانشهرها نیست و تمام جغرافیای کشور را هدف قرار داده است.
کمالی با انتقاد از ضعف تولید محتوا درباره شهدای امنیت و مدافعان نظم عمومی گفت: در حالی که جریان معاند از یک فرد کشتهشده نمادسازی میکند، ما در معرفی و روایتگری از شهدای خود، از جمله شهدای شهرستانهای استان فارس، دچار کمکاری جدی هستیم و همین خلأ، میدان را به نفع دشمن خالی میکند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود بر لزوم «مطالبهگری حامیانه» تأکید کرد و گفت: جریان انقلابی باید بپذیرد که بخشی از ناکارآمدیها و فسادهای موجود، محصول عملکرد ضعیف برخی ارکان اجرایی است. اگر رسانههای انقلابی با مطالبهگری شفاف و دلسوزانه به این مسائل ورود نکنند، اعتراضات مردمی بهراحتی به اغتشاش و سوءاستفاده دشمن تبدیل میشود.
این فعال رسانه همچنین با اشاره به ضرورت حضور فعال نیروهای انقلابی در شبکههای اجتماعی خاطرنشان کرد: امروز میدان اصلی جنگ، فضای مجازی است. عدم حضور فعال و سازمانیافته نیروهای معتقد به انقلاب در این فضا، باعث شکلگیری همان زیرساختهای رسانهای میشود که در بزنگاهها علیه نظام به کار گرفته میشوند.
وی در پایان تأکید کرد: برای عبور از جنگ روایتها، باید نمادسازی، روایتگری مستمر، حمایت از کنشگران اجتماعی، و مطالبهگری هوشمندانه و درونزا را بهصورت جدی دنبال کرد و اجازه نداد ضعفهای داخلی، به ابزار براندازی نرم دشمن تبدیل شود.
مخاطبشناسی و توجه به روانشناسی، کلید موفقیت در جهاد تبیین است
در ادامه این نشست، سید محسن هاشمی، رئیس سازمان فضای مجازی استان فارس، با تأکید بر ضرورت مخاطبشناسی در فعالیتهای تبیینی و رسانهای، اظهار کرد: در مسائل اجتماعی و جنگ شناختی، نباید جامعه را صرفاً به دوگانه «سفید مطلق» و «سیاه مطلق» تقلیل داد، بلکه بخش اصلی مخاطبان در طیف خاکستری قرار دارند و تمرکز اصلی باید بر این طیف باشد.
وی افزود: افرادی که در دو سر طیف سفید مطلق یا سیاه مطلق قرار دارند، ذهنی بسته و تثبیتشده دارند و ورود به گفتوگو با آنها نهتنها بیثمر است، بلکه در بسیاری از موارد موجب فرسایش و حتی تأثیرپذیری فعالان انقلابی میشود. به همین دلیل باید از ورود به مجادله با عناصر تئوریسین و معاند حرفهای پرهیز کرد.
هاشمی با اشاره به ضرورت ارزیابی اثرگذاری محتوا تصریح کرد: هر سخن، نقد یا کنشی باید سنجیده شود که آیا مخاطب خاکستری را به سمت آگاهی و رشد سوق میدهد یا ناخواسته او را به سمت خاکستریِ مایل به سیاه سوق میدهد؛ در صورت دوم، آن اقدام اساساً نباید انجام شود.
این کارشناس سیاسی با تأکید بر اهمیت تشخیص موضع مخاطب گفت: در گفتوگو باید مشخص شود که طرف مقابل در موضع «فهم»، «انکار» یا «لجاجت» قرار دارد. ورود به بحث با افراد لجوج و منکر، خطای راهبردی است و نباید وارد بازی آنها شد، در حالی که گفتوگو با مخاطبِ اهل فهم، امکان اثرگذاری واقعی را فراهم میکند.
وی با بیان اینکه بخش عمده ناآرامیها ریشه سیاسی ندارد، اظهار داشت: بسیاری از رفتارهای هنجارشکنانه در جامعه، از جمله خشونت کلامی، بیحجابی یا پرخاشگری، بیش از آنکه سیاسی باشند، ریشههای عمیق روانشناختی دارند. ورود مستقیم به مباحث سیاسی بدون توجه به این لایههای روانی، عملاً پرداختن به معلول به جای علت است.
هاشمی با اشاره به نقش نظریات روانشناسی در تبیین اجتماعی افزود: بر اساس نظریه خودآگاه و ناخودآگاه فروید، آنچه افراد میبینند، تجربه میکنند و در معرض آن قرار میگیرند، در ناخودآگاه آنان ذخیره شده و در بزنگاهها بروز مییابد. از این منظر، محتوای رسانهای، بازیهای رایانهای و شبکههای اجتماعی تأثیر عمیقی بر رفتار نسل نوجوان و جوان دارند و باید در تبیینها مورد توجه قرار گیرند.
وی بر لزوم تفکیک ردههای سنی در تولید محتوا تأکید کرد و گفت: هر رده سنی دارای ناخودآگاه خاص خود است و پیامها باید متناسب با سن، جنسیت و شرایط روانی مخاطب طراحی شوند؛ رویکردی که کشورهای غربی، بهویژه آمریکا، بهصورت نظاممند در صنعت رسانه و سرگرمی دنبال میکنند.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به اهمیت «رزومه رفتاری» فعالان فرهنگی و رسانهای بیان کرد: پیش از هر تبیینی، مخاطب باید گوینده را بپذیرد. رفتار محترمانه، همدلانه و مبتنی بر محبت، در بسیاری موارد بیش از استدلالهای مستقیم اثرگذار است.
هاشمی در پایان با انتقاد از برچسبزنی به نسل جدید گفت: نگاه تحقیرآمیز به نسل جوان و تعبیرهایی مانند «نسل ناآگاه» یا «زامبی»، عملاً هرگونه امید به اصلاح و گفتوگو را از بین میبرد. نسل امروز، نسلی هوشمند، بهروز و تشنه محبت است و اگر از مسیر احترام، زیباییشناسی و ارتباط انسانی وارد شویم، ظرفیت بالایی برای اقناع و همراهی دارد.
انتهای خبر/ 224224
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!