روایتی از صحنههای وداع امت با امام شهید؛
امام دلها رفت اما عاشورا ماند
مراسم تشییع پیکر مطهر امام شهید امت، مملو بود از صحنههایی کمنظیر از حضور جمعیتی بینظیر که از عمق جان و با شور حسینی گرد هم آمده بودند تا وفاداری خود را نه فقط به یک رهبر، که به آرمانی جاودان ثابت کنند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، آنچه امروز پانزدهم تیرماه ۱۴٠۵، در خیابانهای تهران رقم خورد، نه یک آیین سوگواری معمولی، بلکه تجلی یک حماسه بود.
جمعیت سراسر کشور و سایر دلدادگان مکتب حسینی و امام شهید امت، با قلبی آکنده از عشق و چشمانیتر، پیکر مطهر امامی را که سالها کشتی طوفانزده انقلاب را به ساحل عزت رساند، بدرقه کردند.
اما آنچه این مراسم را از هر رویداد مشابهی متمایز میکرد، روحیه استکبارستیزی و شور شهادتطلبی بود که در میان موج جمعیت موج میزد؛ صحنههایی که هر ناظری را به یاد واقعه عظیم عاشورا میانداخت.
از همان دقایق ابتدایی، خیابانهای منتهی به میدان آزادی مملو از جمعیتی شد که هر گروه با شعار و نمادی خاص، دلدیدگی خود را به نمایش میگذاشت. پیرمردان سالخورده با عصا، مادرانی که کودکانشان را در آغوش گرفته بودند و نوجوانانی که همشانه پدران خود ایستاده بودند، همگی یکصدا فریاد میزدند:«این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده»؛ شعاری که بارها در سیل جمعیت طنینانداز شد و دستههای را به هم گره زد.
در گوشهای از مسیر، گروهی از بانوان آفریقایی در حالی که تصاویر امام شهید امت را به دست داشتند در حال مصاحبه دادن بودند و از ارادت خود به امام شهید میگفتند.
خونخواه رهبر شهیدیم
در این میان، زنان و مردانی را میدیدی که کفنهای سفید بر تن کرده و بر روی آنها با رنگ سرخ نوشته بودند: «خونخواه رهبر شهیدیم». آنان با پرچمهای سرخ بر فراز سر، زیر تابش داغ آفتاب تیرماه ایستاده بودند و یادآور رزمندگان صحرای کربلا بودند که با لبیک به حسین(ع)، از جان خود گذشتند.
در میان آنان، دیدهبان گروهی بزرگ، پرچم غولپیکر سرخ رنگی مزین به شعار «یالثارات الخامنهای» را بر روی جمعیت ۱۰۰ نفره برافراشته بود تا همگان بدانند که این نهضت، با شهادت به پایان نمیرسد، بلکه بالندهتر از پیش ادامه مییابد.
در دل این هیاهوی حماسی، صحنهای دلخراش و در عین حال افتخارآمیز توجه را به خود جلب کرد؛ پدری که با چشمانی تر، اما قامتی استوار، در یک دست قاب عکس فرزند شهید مدافع حرم خود را گرفته بود و در دست دیگر، پرچم سرخ انقلاب را به اهتزاز درمیآورد. این پدر، که هم داغ رهبر و هم داغ فرزند را بر دل داشت، فریاد میزد: «امام شهید شد، اما مکتبش زنده و پایندهتر از همیشه ادامه دارد»؛ گویی این داغها نهتنها او را نمیشکند، بلکه عزمش را برای ادامه راه جزمتر میکند.
گروهی از جوانان، یاد سرداران شهید را زنده کردند و با شعارهای بلند بر سر سردادند: «ابوالفضل علمدار، خامنهای نگهدار» و در ادامه با اشاره به آینده سیاسی کشور، بر حمایت از حضرت سید مجتبی خامنهای به عنوان میراثدار راه امام شهید تأکید کردند. این حرکات، نشان از عمق باور به استمرار خط ولایت حتی پس از فقدان جانسوز داشت.
در نقطهای دیگر، زمزمههای عاشورایی «حسین حسین، شعار ماست شهادت افتخار ماست» فضای معنوی مراسم را چند برابر کرد.
کاروانهای عزادار با سینهزنی و زنجیرزنی، مصیبتخوانی میکردند و با ذکر یا مهدی(عج) و یا ابوالفضل(ع)، اعلام میداشتند که این جمعیت عظیم از مکتب حسین است که الهام گرفته و هرگز دست از عزت برنمیدارند.
حرکت عظیم مردمی در این روز، پیام روشنی برای جهانیان داشت؛ پیامی که با فریادهای متحد و یکپارچه «مرگ بر استکبار جهانی» گره خورده بود. مسیر تشییع، مملو از واکنشهای خودجوش مردمی بود که هر کدام به نوبه خود، دلداده رهبری بودند که عمر خود را صرف عزت اسلام کرد.
این جمعیت خروشان، ثابت کرد که اگرچه امام شهیدمان در میان ما نیست، اما روح استکبارستیزی و مقاومت که او آن را زنده نگه داشت، همچنان در قلوب میلیونها مسلمان جاری و ساری است. مردمی که در این گرمای سوزان، با توکل بر خدا و توسل به سیدالشهدا(ع)، عهد بستند که تا آخرین قطره خون، پای آرمانهای انقلاب و امام شهید خود ایستادهاند و هرگز زیر بار ذلت نخواهند رفت.
صحنههای زیبای دیگری که مرتبا به چشم میخورد میانداری کردن زنان و کودکان بود که با فریاد بلند در گوشه گوشه مسیر تشییع شعار میدادند و همگان در پاسخ آنها را یاری میکردند.
در ویدیو حاضر بانویی را میببنید که با صدای رسا فریاد «لبیک یا سید مجتبی» و «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا » را فریاد میزند.
جلوتر که رفتیم، بانوی ایرانی از حضور مردم در بدرقه بزرگمرد تاریخ معاصر قدردانی میکرد و آنچه را از امامش آموخته بود بر زبان جاری میکرد.
صحنههای زیبای فراوانی در این آیین دیده میشد؛ از قابهای تصویر امامی که به گلهای طبیعی زیبا مزین شده بود و در دستان عاشقان کویش جا گرفته بود تا خدمترسانی اقشار مختلف مردم، از افرادی که سهم خدمت خود را حتی با پاشیدن آبی با آبپاشی کوچک، تشییعکنندگان را خنک میکردند تا افرادی که با التماس همگان را به صرف پذیرایی دعوت میکردند.
آری! در این آیین اگرچه مردم سوگوار امام خویش بودند و جگرشان سوخته بود؛ اما غمزده و ماتمزده نه! بلکه مشاهده میکردی که حس همدلی، همنوعدوستی، ایثار و گذشت و وحدت یکپارچه در میان آنان بیش از پیش متبلور شده است و در کنار این زیباییها تنها یک کلام حرف مشترک همه آنها بود که با بدست داشتن پرچم های سرخ با صدای رسا به صورت شعار همه با هم سر میدادند: «یک کلام یک کلام؛ انتقام انتقام والسلام».
انتهای خبر/۲۲۴۲۲۴
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!