یادداشت؛
انسان برای چه آفریده شده است؟
مناجاتی منسوب به حضرت فاطمه زهرا (س)، با عبارت «خدایا، مرا برای آنچه آفریدهای آماده گردان»، ما را به تأملی بنیادین درباره هدف آفرینش، معنای زندگی و ضرورت شناخت خداوند دعوت میکند.
به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، گاهی یک پرسش ساده میتواند انسان را با عمیقترین لایههای وجودش روبهرو کند؛ پرسشی که هزاران سال ذهن بشر را به خود مشغول کرده است: انسان برای چه آفریده شده و غایت حضور او در این جهان چیست؟
پرسش درباره معنای وجود
پاسخ به این پرسش، مسیر زندگی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. اگر زندگی را صرفاً نتیجه مجموعهای از فرایندهای طبیعی بدانیم، آیا میتوانیم به همین پاسخ بسنده کنیم؟ آیا انسان آگاه میتواند بدون تأمل درباره چرایی وجود خود، از کنار این پرسش بنیادین عبور کند؟
در طول تاریخ، دیدگاههای گوناگونی درباره منشأ و هدف آفرینش مطرح شده است؛ اما آنچه اهمیت دارد، این است که انسان از خود بپرسد: آیا زندگی تنها به آمدن، زیستن و رفتن خلاصه میشود؟ آیا تمام ظرفیت وجودی انسان در نیازهای مادی، موفقیتهای دنیوی و گذراندن روزها و سالها خلاصه شده است؟
حتی اگر انسان در آغاز مسیر، پاسخ روشنی برای این پرسشها نداشته باشد، همین احتمال که ورای جهان مادی، حقیقتی فراتر و وجودی نامحدود باشد، میتواند او را به جستوجو وادارد. گاهی حرکت برای یافتن حقیقت، پیش از رسیدن به یقین آغاز میشود؛ درست همانگونه که احساس نیاز، انسان را از سکون خارج میکند.
درک ضرورت و نیاز به حقیقت
تصور کنید انسانی در بیابانی گرفتار شده است. آب در فاصلهای از او قرار دارد، اما احساس تشنگی نمیکند. با وجود آگاهی از وجود آب، انگیزهای برای حرکت ندارد؛ زیرا نیازی را احساس نمیکند. حال اگر تشنگی بر او غلبه کند، حتی با احتمال وجود آب در چند کیلومتری خود نیز به راه میافتد.
چه چیزی او را به حرکت واداشته است؟ شناخت نیاز و درک ضرورت رسیدن به چیزی که حیاتش به آن وابسته است.
در مسیر شناخت حقیقت نیز چنین است. تا زمانی که انسان ضرورت شناخت خویش، جهان و مبدأ هستی را درک نکند، ممکن است درگیر روزمرگیها بماند؛ اما هنگامی که پرسش از معنای زندگی برای او به یک نیاز واقعی تبدیل شود، جستوجویش آغاز خواهد شد.
نگاه توحیدی به هدف آفرینش
در نگاه توحیدی، خداوند حقیقتی نامحدود است؛ وجودی که آغاز و پایان، آشکار و نهان، و همه هستی در قلمرو علم و قدرت او قرار دارند. باور به چنین حقیقتی، تنها پذیرفتن یک گزاره اعتقادی نیست، بلکه میتواند نگاه انسان به زندگی، انتخابهای او و معنای حضورش در جهان را دگرگون کند.
در همین افق است که مناجاتی منسوب به حضرت فاطمه زهرا (س) معنایی عمیق مییابد؛ آنجا که میخوانیم: «اللَّهُمَّ فَرِّغْنِي لِمَا خَلَقْتَنِي لَهُ»؛ خدایا! مرا برای آنچه مرا برای آن آفریدهای، فارغ و آماده گردان.
این فراز از مناجاتی است که در کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات سید بن طاووس نقل شده است. دعایی که در آن، انسان از خداوند میخواهد او را برای هدف آفرینش آماده سازد و از مشغول شدن به اموری که او را از این هدف دور میکنند، حفظ کند.
نکته مهم در این درخواست آن است که انسان تنها به دنبال شناخت هدف آفرینش نیست، بلکه آمادگی برای حرکت در مسیر آن را نیز از خداوند طلب میکند. چهبسا انسان چیزهای بسیاری بداند، اما زندگیاش در جهتی حرکت کند که نسبتی با دانستههایش ندارد. شناخت حقیقت، زمانی در زندگی اثرگذار خواهد بود که به انتخاب، عمل و تغییر در شیوه زیستن بینجامد.
بسیاری از معارف دینی، انسان را به همین بازنگری دعوت میکنند؛ اینکه در میان خواستههای بیشمار، امور ضروری و غیرضروری را از یکدیگر بازشناسد و اجازه ندهد سرگرمیها، دلبستگیها و دغدغههای زودگذر، او را از حقیقتی که باید در پی آن باشد، غافل کنند.
تأمل در مسیر زیست و بیداری
انسان تا زمانی که نداند سرمایه وجودی خود را باید صرف چه چیزی کند، ممکن است عمر خویش را در مسیرهایی هزینه کند که ارزش و ماندگاری چندانی ندارند. از همین رو، شناخت هدف زندگی به معنای شناخت ارزشها، اولویتها و اندازه حقیقی خواستههای انسان نیز هست.
بسیاری از انسانها همیشه از یک مسیر به شناخت نمیرسند. گاهی اندیشه، آگاهی و تأمل، دریچه فهم را به روی آنان میگشاید و گاهی تجربه رنج، ناکامی و مواجهه با محدودیتهای زندگی، آنان را به پرسشهایی بازمیگرداند که سالها از کنارشان گذشتهاند.
مرگ نیز یکی از جدیترین یادآورهای محدودیت زندگی است؛ حقیقتی که میتواند انسان را به بازنگری در فرصتهای ازدسترفته وادارد. اما آیا باید تا رسیدن به واپسین لحظات زندگی صبر کنیم تا درباره هدف حضورمان در این جهان بیندیشیم؟
شاید پیام اصلی این مناجات، دعوت به همین بیداری پیش از دیر شدن باشد؛ اینکه انسان پیش از آنکه حوادث روزگار او را متوجه محدودیتهایش کنند، خود با اندیشه و آگاهی به دنبال حقیقت برود.
شناخت خداوند و فهم هدف آفرینش، در این نگاه، صرفاً پاسخی نظری به یک پرسش فلسفی نیست؛ بلکه راهی برای جهت دادن به زندگی و رهایی از پراکندگی در خواستهها و دلمشغولیهاست.
از این منظر، دعای «خدایا، مرا برای آنچه آفریدهای آماده گردان» تنها یک درخواست زبانی نیست؛ بلکه میتواند به پرسشی همیشگی در برابر انسان تبدیل شود: آیا آنچه امروز به آن مشغولیم، ما را به هدفی که برای آن آفریدهایم نزدیک میکند؟
شاید ارزشمندترین فرصت زندگی، پیش از آنکه زمان پاسخ دادن به این پرسش به پایان برسد، همین باشد که لحظهای درنگ کنیم، به مسیر خود بنگریم و از خداوند بخواهیم ما را در شناخت حقیقت و حرکت در مسیر رضایت او یاری کند.
حجتالاسلام والمسلمین محمدهادی سنبل زار
کارشناس مذهبی
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!