پزشکان و کادر درمانی غزه قهرمانانی خاموشاند
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه» به نقل از فرهنگ سدید، یک سال و چند ماه از آغاز این فاجعه گذشت؛ ۴۷۰ روزی که تقویم آنها را ثبت کرده و هر کدام گواهی است بر یکی از تاریکترین فصول تاریخ بشری تابهحال هیچ یک از مصائب شناخته و ناشناخته در تاریخ چنین ضربه عمیق و ویرانگری به حیثیت انسان وارد نکرده است.
غزه این سرزمین پرالتهاب اکنون به سوگنامهای بزرگ تبدیل شده است؛ مرتبهای که هر کلمه آن نشان از بیعدالتی و درد دارد. اما سوگ همیشه ویرانگر نیست؛ گاهی سوگ انسان را به مرثیهسرایی و بازاندیشی سوق میدهد. ما شاهدان این فاجعه انسانی در غم مردم غزه تنها به انزوا نرفتیم بلکه تلاش کردیم در رثای انسانیت ازدسترفته بیندیشیم.
انسانیت در غوغای جنگ و طغیان قدرت به سایهای بیروح بدل شده است. گویی معنای دیرینه خود را از دست داده و هر روز صدای جانهای ازدسترفته در هیاهوی منافع و سیاست گم میشود.
چند جان دیگر باید قربانی شود؟ چند کودک دیگر باید در زیر آوار آرزوهایشان دفن شوند؟ چند مادر باید در آتش جنگ خاموش شوند تا شاید جهان بیدار شود؟ امروز پرسش ما از حامیان این جنایتها روشن است حقوق کدام بشر؟ آزادی کدام انسان؟ سازمان کدام ملل؟ رفاه کدام کودک؟ غزه دیگر تنها یک جغرافیا نیست بلکه آیینهای است که حقیقت تلخ بشریت را به ما نشان میدهد.
در حملات اسرائیل به این سرزمین تمام آنچه پیشتر در داستانها و فیلمهای تخیلی از بیرحمی و توحش دیده بودیم به واقعیت بدل شده است. هیچ مکان و قشری از این ویرانی در امان نماند خانهها مدارس، بیمارستانها و حتی اردوگاههایی که باید امنترین نقاط باشند به تلی از خاک بدل شدند.
این گونه بود که معیارهای انسانیت در غزه فروریخت و همه شاخصهای خود را از دست داد. اما غزه تنها نماد مرگ نیست اینجا سرزمین امید و مقاومت نیز هست. غزه نقطهای است که مرز میان زندگی و مرگ چنان باریک شده که دیگر بهسختی میتوان میان آن دو تفاوت قائل شد.
اما این زندگی و مرگ با تعاریف معمول متفاوتاند. ایستادگی در برابر ظلم در غزه بخشی از زندگی است و مرگ برای آزادی پایانی شکوهمند روایتهای غزه افسانه نیستند؛ بلکه داستانهای زنده انسانهایی اند که میان مرگ و زندگی شرافت و صبر را برگزیدهاند. این روایتها اگر شنیده شوند جهان را تکان خواهند داد شاید بیدار کنند، شاید آگاه سازند. در همین تاریکی خرده روایتهایی از امید و ایستادگی نیز یافت میشود.
انسانهایی که در اوج یاس از ویرانهها برخاسته و برای زنده نگهداشتن شعله زندگی میجنگند. در این میان، پزشکان و کادر درمان غزه قهرمانانی خاموشاند؛ کسانی که با دستانی خسته و قلبهایی مملو از ایمان در برابر موج مرگ ایستادهاند و جان میبخشند.
پزشکان غزه چهره انسانی جنگاند. آنان قهرمانانی بینامونشان اند که در خط مقدم انسانیت میجنگند بیمارستانها ویران شدهاند امکانات محدود است اما آنان همچنان برای دفاع از زندگی تلاش میکنند. هر روز با لولههای نشانه رفته تانکها روبهرو میشوند، صدای هولناک موشکها را میشنوند و ارتعاشات انفجارها را حس میکنند.
اما حتی در این شرایط از نجات جانها دست نمیکشند. دستان آنان که روزی برای درمان زخمهای ساده به کار میرفت اکنون باید با زخمهایی بجنگند که انسانیت را یک جا دریده است.
پزشکان غزه همان انسانهایی هستند که به ما آموختند بیطرفی در برابر جنایت معنایی ندارد. شما یا در سمت درست تاریخ میایستید یا همدست ظلم هستید. آنان در میان خاک و خون درس انسانیت میدهند و به ما یادآور میشوند که وجدان بشری نمیتواند در برابر چنین ظلمی سکوت کند.
داستان غزه داستان انسانیت است. داستانی که در آن انسانهایی از سراسر جهان برخاستند؛ از دانشجویان آمریکایی تا پزشکان نروژی از معترضان ژاپنی تا پرستاران عمانی که در حمایت از فلسطین به فریاد بسنده نکردند و راهی میدان عمل شدند و همچون آزادیخواهان تاریخ در میدان انسانیت آرمانهایشان را جستند. این داستان ماست؛ داستان مبارزه میان ظلم و عدالت میان مرگ و زندگی .
ما در این شماره مصوت تنها گوشهای از آنچه بر مردم غزه گذشته است را بازگو کردیم؛ از جنایتهای هولناک علیه ۳۶ بیمارستان تا روایتهای شجاعانه پزشکان اما این روایت نه پایان است و نه تاریخ این داستان زنده است در قلب هر انسان آزادهای که صدای غزه را میشنود به امید آنکه روزی جهان بهاندازه کافی شجاع شود تا در برابر ظلم بایستد.
مسئولیت ما تا آن روز این است که صدای مردمانی باشیم که حق زندگی میخواهند. صدایی که شاید روزی وجدان جهان را بیدار کند و تغییری واقعی ایجاد نماید غزه سوگنامهای است که هرگز نباید فراموش شود.
روایت پزشکان غزه نقطهای روشن در دل تاریکی این سوگنامه است. چرا که در میان جنایت و ویرانی میتوان جلوههایی از انسانیت ناب را یافت. شاید تاریخ چنین صحنههایی را کمتر به یاد داشته باشد؛ صحنههایی که در آن انسان در برابر بزرگترین توحشها همچنان به انسانیت خود وفادار میماند.
تصور کنید پزشکانی را که هر روز با دستانی خسته در میان ویرانهها به دنبال نجات جانها هستند؛ قهرمانانی که نه برای شهرت و افتخار بلکه تنها برای انجام وظیفه انسانی خود در برابر تمامی تهدیدها ایستادهاند.
اما آیا این کافی است؟ آیا تنها ایستادگی این انسانهای شریف میتواند جهان را بیدار کند؟ پاسخ روشن است؛ خیر بیداری وجدان جهانی نیازمند صدایی رساتر است هر کدام از ما باید صدای مظلومیت مردم غزه باشیم هر گلولهای که در این سرزمین شلیک میشود تنها جان یک انسان را نمیگیرد؛ بلکه بخشی از انسانیت را نابود میکند هر خانهای که ویران میشود تنها یک سازه سیمانی و سنگی نیست؛ بلکه سرکوب رؤیای آزادی است. هر کودکی که کشته میشود نهتنها یک زندگی، بلکه فردایی است که میخواست جهان را تغییر دهد.
انتهای خبر/