کد خبر: ۷۷۶۳۹
تاریخ انتشار: ۲۲:۲۶ - ۱۹ مهر ۱۳۹۴
آرش میراحمدی بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما:

دلم برای صدای اذان مسجد شهید محمدی فراشبند تنگ می شود/ بهترین مسیر موفقیت برای هنرمندان تحصیلات دانشگاهی است

آرش میراحمدی گفت: هرکس درس بخواند، باسواد باشد و تخصص علمی هر کاری را بدست آورد قطعا موفق تر است.

شیرازه: آرش میراحمدی بازیگر، نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون، کشورمان اهل فراشبند یکی از شهرستان های جنوبی استان فارس است. سایت محلی نخل بیدار گفتگویی را با او ترتیب داده که در ادامه می آید.

میراحمدی خود را این گونه معرفی می کند؛ آرش میر احمدی متولد 1350 فراشبند و فارغ تحصیل کارشناسی هنرهای نمایشی از دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران هستم که از سال 1368 وارد دانشگاه شدم و در رشته ی بازیگری مشغول به تحصیل شدم.

از چه زمانی کار را بصورت حرفه ای آغاز کردید و در چه مجموعه ها و برنامه هایی به ایفای نقش پرداخته اید؟


سال 71 با داریوش کاردان و مجموعه نوروز 72 وارد تلویزیون شدم که در بین این سالها گاهی هم مشغول به تدریس در دانشکده ها و موسسات آموزشی بودم.
کارگردانی مجموعه 15 قسمتی «تعطیلات خوش بگذره» شبکه دوم با  تهیه کنندگی افشین صادقی  در سال 1384
کارگردانی تله فیلم «باران در آیینه» پخش از شبکه یک با تهیه کنندگی جامجو سال 1389
کارگردانی تله فیلم «همدم» به سفارش سیما فیلم پخش از شبکه سوم سیما و تهیه کنندگی جامجو 1390

کارگردانی تله فیلم «پناه» پخش از شبکه نمایش تهیه کننده عیسی عبادی 1391

کارگردانی جنگ نوروزی هفت سین تهیه کننده ساسان انصاری شبکه نمایش خانگی 1392
بازی در فیلم سینمایی: مرد پنجم ....کارگردان محسن شهابی .معجزه خنده
تارزن و تارزان ، تنها صداست که می ماند و نیمه پنهان با کارگردانی تهمینه میلانی

بازی در مجموعه های تلویزیونی: نوروز 72 . گلهای 76 ،طنز در پنج، وقت لبخند ،خوش و بش،تعطیلات خوش بگذره ، ساعت خوش ، سلام سلام ،خنده بازار،شکر آباد، قشنگ تر از ستاره و..

بازی درسریال : ستاره حیات، گلریزان ، گورگول ،هشدار پلیس ،فیل بانان ومحله گل و بلبل ...

بازی در تله فیلم ها : دوشارلاتان نادان،همایش، یک داستان عاشقانه، برج میلاد، ماه عسل، خواب زده، غلط انداز و...
و فعالیت های زیادی درنویسندگی و گویندگی در رادیو.

آیا دلتان برای فراشبند هم تنگ می شود؟

من دلم واقعا خیلی تنگ می شود برای کوچه ها، خیابان ها، محله، دوستان همکلاسیم و آدم هایی که می شناختم حتی برای صدای حاج آقا پورباقری اذان گوی مسجد شهید محمدی که کنار منزلمون بود، برای تمام  لحظات زندگی و نشستن ها زیر درخت گز و درس خوندن خیلی دلم تنگ میشه و همیشه فکر میکنم و سعی میکنم عیدها بهترین فرصت وزیباترین لحظه است که بیام و سر بزنم.
  به نظر شما جوانانی که دوست دارند پا به عرصه تئاتر و سینما بگذارند باید از کجا شروع کنند؟

تمام مشاغل و رسیدن به آرزوها و مسیرهای زندگی بنظر من با شرایط درس خواندن رقم میخورد، یعنی هرکس که درس بخواند باسواد باشد و تخصص علمی  هر کاری را بدست آورد قطعا موفق تر است و تئاتر هم عین همه مشاغل سواد لازم دارد و الان این دوره زمانه هنرپیشه  بی سواد در جامعه جایی ندارد و رشد نمی کند، چون باید جامعه اش را بشناسد تا بتواند رشد کند، حتی یک رفتگر باسواد هم ماندگارتر از یک رفتگر بی سواد است و سواد و دانشگاه بنظر من تنها مسیر و بهترین مسیر موفقیت برا آدمهاست،  هرچند تجربه و مطالعه آزاد هم در کنارش بسیار مفید است.

از چند سالگی به تئاتر و سینما روی آوردید و از کجا فهمیدید که استعداد پیشرفت در شما وجود دارد؟

 از کلاس سوم و چهارم دبستان تئاتر کار میکردم و آن علاقه عمومی که در همه وجود دارد در منم هم وجود داشت ولی وقتی آدم یه عشق راجع به چیزی درونش بوجود می آید باید برایش تلاش کند، چرا تقریبا ادمها را کره زمین یکسان هستند ولی تلاش برای رسیدن به هدف مهمه.

من از دوران اوایل دبیرستان کتابهای هنری و مورد نیازم را لیست می کردم و می فرستادم دوستانم تهران برام تهیه میکردند چون فراشبند کتابخانه وجود نداشت و یا بطور خصوصی در کلاس های مکاتبه ای طراحی و قلم زنی شرکت می کردم و چون به رشته های هنری علاقه داشتم تو سن و اندازه خودم تلاشم را انجام میدادم و این نکته بسیار حائز اهمیته که «تلاش راهگشای استعداد برای ادمهاست است» به نظر من.

اگر آینده وقتتان آزاد بشود برای پیشرفت شهرستان فراشبند امکان دارد یک کلاس یا دوره آموزشی برگزار کنید؟

با کمال میل اگر این اتفاق بیفتد حاضرم انجام بدهم  و بیام، کجا بهتر از فراشبند شهر خودم؛ البته یه زمانی هم قرار شد این اتفاق بیفته و من برای یک برنامه بیام، منتها اینقدر بی برنامگی بوجود آمد آخرش هم انجام نشد.

وقتی بعد از سال ها به شهرتان فراشبند سر می زنید آیا پیشرفتی رو احساس می کنید؟

پیشرفت بله! قطعا از سال 68 که من از فراشبند رفتم شهر کلا عوض شده  و وجهه و جلوه ی شهر عوض شده.

آن زمان فراشبند یه بخش کوچکی بود و حتی برای یک نمایش که ما میخواستیم کار کنیم  باید یک صحنه با بلوک تیر و خاک و تخته، جمع می کردیم و یک ماه کارگری می کردیم با دانش آموزان که بتوانیم یه نمایشی در مدسه ای نماز خانه ای یا جایی برگزار کنیم  ولی الان سالن دارد، فرمانداری داره و امکانات افزایش یافته و اشخاصی وجود دارند که دلشان برای هنر میسوزد و بودجه ای اختصاص میدهند و خوشبختانه زمین تا آسمان فرق کرده و وقتی من می آیم فراشبند، می بینم حال و هوای شهر تغییر کرده و از نظر فرهنگی رشد کرده.

به عنوان صحبت پایانی هر توصیه ای دارید به همشهریان و جوانان بگوئید

 صحبت پایانی ام با جوان ها است که علاقه مند به رشته های هنری هستند. من همیشه کسانی را می بینم حتی در تهران که به دنبال مسائل غیر واقعی می روند و بیشتر دنبال رویا و توهم هستند و من فکر میکنم باید این توهم را از ذهنمان دور بیندازیم و بدونیم که نمی شود یک شبه  ره صد ساله را رفت  و باید دنبال ان چیزی باشیم که می شود اتفاق بیفتد و ما باید پله ها را یکی یکی برای رشد طی کنیم  و اگر ذره ذره نزدیک بشویم به اهدافمان خیلی بهتر از اینکه رویایی و با  توهم به این قضیه نگاه کنیم.

آرش میر احمدی فراشبند

آرش میر احمدی فراشبند

آرش میر احمدی فراشبند

آرش میر احمدی فراشبند
نظرات بینندگان