شاعری که از آذربایجان برای ممسنی مثنوی می سراید
زمانی در گفتگو با نورآنلاین بیان داشت: به بسیاری از این شهر ها از جمله نورآباد سفر نکرده ام تنها با مطالعه و تحقیقات اینترنتی درباره ی مناطق مختلف اطلاعات به دست می آورم و سپس سعی می کنم در قالب شعر آنها را بیان کنم.
این وکیل دادگستری گفت: برای شهرستان های مختلف استان فارس از جمله جهرم، نی ریز، فسا، کنار تخته، فیروزآباد نیز شعر گفته ام و تحصیلاتم را در شهر شیراز به پایان رسانده ام و شاید یکی از عواملی که باعث شده نسبت به استان فارس علاقه ی ویژه ای داشته باشم زندگی در شهر شیراز بود. این شهر مرکز پرورش شاعران بزرگی چون سعدی و حافظ است.
شد از نور، آباد شهر دلم
نشد آشتی با تو قهر دلم
چه بوده ست امشب به کشکول تو
چه شد شولها رفته از کول تو
هنوزت نگفتم.من از دیمه میل
که گم شد در آنجا بسی عشق ایل
زمانی از آن آبشار بوان
شده پولکی درّ و گوهر روان
من از باغ گردو بسی بگذرم
از آن روزها قصه ها آورم
چه شد بخش رستم کجا رفته رخش!؟
که سادات آنجا کجا گشته پخش!؟
فریبم نداده سراب سیاه
چو افتاده ماهی در آب سیاه
به زورآوری رفته در کوه رنج
که شاید به دست آورد کوه گنج
دل من ز ماهور میشان گذشت
ز دشمن زیاری پریشان گذشت
شجاع و دلیرند و مهمان نواز
ندیدم لری اینچنین پاکباز
تعجب نکردم از آب شگفت
ز شش پیر ، رود مهیلان گرفت
شد این مثنوی بادگاری ز من
منور شد امشب به نور سخن
مرا دیدن آن دیار آرزوست
بهار است و با برگ و بار آرزوست
چو آتشکده، نور باران شود
دل ما خوش از نور یاران شود
خدایا پر از نور کن راه ما
ز تو روشنی یافته ماه ما
که هستی ز تو یافته هست خویش
ندارد بدون تو پیوست خویش
چه گفتی تو در گوش جان و جهان
(زمانی )گذشت از زمین و زمان
پایان گزارش
منبع: نورآنلاین