کد خبر: ۹۱۵۸۵
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۷ - ۲۶ تير ۱۳۹۵
ایستاده در غبار و آشتی پژوهش جنگ با سینما

دوره جنگ ندیده‌های بی‌مطالعه گذشته است/ ایستاده در غبار حجت را بر مدیران برای دادن بودجه بی فایده تمام کرد

آنچه محمد حسین مهدویان را جوان اول این روزهای سینمای ایران کرده است مطالعه و پژوهش مستقیم در کنار هنر است. آن هم وقتی سالهای سال چهره های مختلفی خواسته اند این ضعف بزرگ سینمای ایران را پشت خیالبافی ها و کلیشه های ذهنی خود پنهان کنند و اسمش را هم بگذارند دراماتیزه کردن!
به گزارش شیرازه به نقل از فردا، ادوره جنگ ندیده‌های بی‌مطالعه گذشته است/ ایستاده در غبار حجت را بر مدیران برای دادن بودجه بی فایده تمام کردیستاده در غبار روایت یک جوان دهه شصتی است از جنگی که آن را ندیده. یعنی دیده ولی وقتی جنگ تمام شده تازه می خواسته برود کلاس اول دبستان. روایت یک متولد 1360 از حاج احمد متوسلیان. مردی که وقتی او در سن شیرخوارگی بوده کیلومترها دورتر در جایی در تاریخ گم شده است. اما این فیلم بهترین فیلم جشنواره فجر و اثری است که هرکس آن را دیده درباره اش حرف می زند و تاثیر آن را بر خودش حس کرده. تاثیر تماشای جرئیات شخصیت یک فرمانده بر پرده سینما. 

این اتفاق چند سالی هست که دارد رخ می دهد. گویی در دورانی که سینماگران جنگ دیده توان یا حوصله روایت سالهای خون و گلوله را ندارند حالا متولدین همان سالها دست به کار شده اند و با تک ستاره های ساخت خود نمی گذارند آسمان سینمای دفاع مقدس خاموش شود.

این تک ستاره ها در مقابل خرده جریانی است که در همین سالهای اخیر به اسم دفاع مقدس فیلم ساخته اند، کسانی که نه مثل نسل اولی های سینمای جنگ، خود جنگ را دیده اند، و نه مطالعه کافی داشته اند. اینها صرفا بر اساس کلیشه های رایج ذهنی فیلم نامه دفاع مقدس تولید کرده اند و در قحطی موجود در این حوزه به مرحله ساخت رسانده اند. بعضی از این آثار آنقدر ضعیف و حتی سخیف بوده که حتی به اکران عمومی نرسیده و دسته دیگرش هم که اکران شده در گیشه شکست سنگین خورده. جالب آنکه خواسته اند این بی اطلاعی و بی سوادی در جنگشان را پشت مشاورینی پنهان کنند که بعضا در این زمینه از خودشان بدترند! و یا پشت توجیهاتی که امکانات نیست، شرایط دشوار است، زمین کج است و ازین قسم حرفها. بدتر از همه مدیرانی بودند که پول داده اند برای ساخت چنین آثاری. کافیست به یاد بیاورید: 
زمهریر، سیزده 59، پنجاه قدم آخر، حکایت عاشقی، یک خانواده محترم، تگرگ و آفتاب، زیباتر از زندگی، خاکستر و برف، عاشق ها ایستاده می‌میرند و... 
  
آنچه محمد حسین مهدویان را جوان اول این روزهای سینمای ایران کرده است مطالعه و پژوهش مستقیم در کنار هنر است. آن هم وقتی سالهای سال چهره های مختلفی خواسته اند این ضعف بزرگ سینمای ایران را پشت خیالبافی ها و کلیشه های ذهنی خود پنهان کنند و اسمش را هم بگذارند دراماتیزه کردن! اینطور سکانس به سکانس از اصل جنگ در فیلمهایشان دور تر بیفتند. نتیجه آن هم تکرار مکررات و فرمول ها ساده انگارانه از جنگ بود:  حاجی و سید در مقابل عراقی چاق سبیل کفلت بی دست و پا و په په! نقطه اوج هم همیشه غلتیدن شب عملیات بسیجی در میدان مین! بزرگترین ظلم به طراحی تمام عملیات های جنگی ما و البته همه زحمتکشان تخریب! 

ایستاده در غبار آشتی پژوهش جنگ با سینماست. تصویر کردن واقعیتی که خود آنقدر فراز و فرود دارد که جذاب باشد. به موقعش تراژدی است و به وقتش درام در بستر اکشن، درگیری و زد خورد، در عین همه اینها جنبه های انسانی است که از همه پیشتر است. واقعیت جنگ از همه خیال ها جلو تر و تازه تر است. منتها باید آن را از دل کتابها، مصاحبه ها، تاریخ شفاهی، روایت های عینی و دست اول بیرون کشید. دیگر دورانی که فیلم نامه های دفاع مقدس بخواهد از خیال جنگ ندیده های بی مطالعه بیرون بیاید تمام شده است. بهترین شاهد این مدعا تصویر اجمد متوسلیان است که الان روی پرده سینماهاست.
نظرات بینندگان